خاورمیانه روی لبه بحران؛ معادله ایران و آمریکا به کدام سو می‌رود؟

جنگ ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس شده است که هم‌زمان با افزایش تنش در تنگه هرمز، تشدید درگیری‌ها در یمن و فشار بر مسیرهای انتقال انرژی، احتمال گسترش رویارویی در منطقه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نشانه‌های موجود در منطقه از افزایش سطح تنش میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی حکایت دارد؛ شرایطی که هم‌زمان با تحولات یمن، فشار بر عربستان و امارات، وضعیت تنگه هرمز و باب‌المندب و نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، می‌تواند خاورمیانه را وارد مرحله تازه‌ای از رویارویی کند.

در چنین شرایطی، چند عامل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که هر کدام می‌تواند بر رفتار بازیگران اثر بگذارد؛ از فشارهای سیاسی داخلی بر دولت آمریکا و نگرانی از افزایش قیمت نفت و بنزین گرفته تا وضعیت جبهه‌های یمن، عراق، لبنان و فلسطین. در سوی دیگر نیز ایران تلاش کرده است با حفظ آمادگی نظامی و گسترش توان موشکی و پدافندی، هزینه هرگونه اقدام تازه را برای طرف مقابل بالا ببرد.


بیشتر بخوانید: استقرار ۱۰ تیپ نیروی زمینی ارتش در سواحل مکران و دریای عمان


چرا احتمال افزایش تنش میان ایران و آمریکا بالا رفته است؟

یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر شرایط کنونی، وضعیت سیاسی دونالد ترامپ در داخل آمریکا است. فشارهای سیاسی بر دولت آمریکا در حالی افزایش یافته که وعده‌های اقتصادی و انتخاباتی رئیس‌جمهور این کشور با مسائل دشواری همچون قیمت نفت، هزینه سوخت و وضعیت اقتصاد آمریکا گره خورده است.

کاهش قیمت نفت برای دولت آمریکا اهمیت زیادی دارد، اما تحولات منطقه و بسته شدن مسیرهای مهم انتقال انرژی می‌تواند این هدف را با دشواری روبه‌رو کند. تنگه هرمز و باب‌المندب از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان هستند و هرگونه اختلال در این مسیرها می‌تواند بر بازار نفت و اقتصاد کشورهای منطقه اثر بگذارد.

از سوی دیگر، سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران در رسیدن به هدف مورد نظر واشنگتن با موانعی روبه‌رو شده است. فشار نظامی و اقتصادی نتوانسته است ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و همین موضوع می‌تواند زمینه را برای تصمیم‌های پرریسک‌تر فراهم کند.

جنگ ایران و آمریکا در آستانه دور تازه؛ تنگه هرمز و یمن معادلات را تغییر می‌دهند

یمن چگونه معادلات منطقه را تغییر داده است؟

تحولات یمن یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر شرایط کنونی منطقه به شمار می‌رود. افزایش فشار نیروهای یمنی بر عربستان و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های انرژی این کشور، نگرانی‌های جدی در ریاض ایجاد کرده است.

فشار بر مناطق مختلف یمن از جمله مأرب و تعز نیز اهمیت زیادی دارد. عربستان سال‌ها تلاش کرده است از طریق حمایت از نیروهای هم‌سو با خود، موقعیت نظامی و سیاسی مطلوبی در یمن ایجاد کند، اما ادامه حملات و فشارهای میدانی نیروهای یمنی، این معادله را دشوار کرده است.

در چنین شرایطی، عربستان و امارات می‌توانند تلاش بیشتری برای وارد کردن آمریکا به رویارویی مستقیم با ایران داشته باشند. وابستگی اقتصاد کشورهای عربی منطقه به صادرات نفت و گاز و حساسیت آن‌ها نسبت به امنیت مسیرهای دریایی، یکی از عوامل اصلی این فشارها به شمار می‌رود.

حتی این احتمال مورد توجه قرار گرفته است که برخی بازیگران منطقه‌ای خواهان آن باشند که آمریکا هزینه رویارویی با ایران را بپردازد و خود آن‌ها هزینه‌های مالی چنین تقابلی را تأمین کنند.

ماجرای مکه و جنگ روانی علیه انصارالله

در کنار میدان نظامی، جنگ روانی نیز می‌تواند نقش مهمی در تحولات آینده داشته باشد. ادعای حمله نیروهای یمنی به مکه، از جمله موضوعاتی است که حساسیت بالایی در جهان اسلام ایجاد می‌کند.

در برابر چنین ادعاهایی، احتمال عملیات فریب یا اقداماتی که با هدف نسبت دادن حمله به اماکن مقدس به انصارالله انجام شود نیز مطرح شده است. این موضوع در حد یک سناریو و ادعا قرار دارد و برای پذیرش آن به شواهد مستقل نیاز است. با این حال، اهمیت این سناریو در آن است که هرگونه حمله به اماکن مقدس می‌تواند فضای افکار عمومی جهان اسلام را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد و زمینه را برای تغییر تصویر سیاسی و رسانه‌ای انصارالله فراهم کند.

نشست فرماندهان عرب، آمریکا و اسرائیل چه پیامی دارد؟

برگزاری نشست میان فرماندهان نظامی آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی منطقه نیز در شرایط کنونی قابل توجه است. چنین نشست‌هایی در زمانی که مسیرهای انتقال انرژی با تهدید روبه‌رو شده و کشورهای عربی نسبت به پیامدهای ادامه درگیری نگران هستند، می‌تواند نشانه افزایش رایزنی‌های امنیتی میان این بازیگران باشد.

کشورهای عربی منطقه از یک سو به‌دنبال کاهش تهدید علیه زیرساخت‌های نفتی خود هستند و از سوی دیگر نمی‌خواهند وارد جنگی شوند که دامنه آن از کنترل خارج شود. همین دوگانگی می‌تواند واشنگتن را در برابر یک انتخاب دشوار قرار دهد، افزایش فشار نظامی علیه ایران ممکن است خطر گسترش جنگ و افزایش قیمت انرژی را به همراه داشته باشد.

جنگ ایران و آمریکا در آستانه دور تازه؛ تنگه هرمز و یمن معادلات را تغییر می‌دهند

توان دفاعی ایران پس از جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل

در سوی مقابل، نشانه‌هایی از افزایش آمادگی ایران برای هرگونه رویارویی دیده می‌شود. تجربه جنگ چهل‌روزه سبب شده است، ساختارهای نظامی و دفاعی کشور با شناخت بیشتری از شیوه‌های حمله دشمن، خود را برای شرایط تازه آماده کنند.

تغییر در تاکتیک‌های عملیاتی، افزایش توان پدافندی، ورود تجهیزات جدید از کشورهای دوست و ادامه تولید موشک‌های مختلف از جمله عواملی است که در ارزیابی توان دفاعی ایران مورد توجه قرار گرفته است.

بر همین اساس، هرگونه محاسبه درباره حمله به ایران با این فرض که توان موشکی و دفاعی کشور در جریان درگیری‌های گذشته به پایان رسیده است، با واقعیت‌های مطرح‌شده درباره ظرفیت‌های تولید و ذخایر نظامی هم‌خوانی ندارد.

توان آمریکا در منطقه زیر فشار قرار گرفته است

یکی دیگر از متغیرهای مهم، وضعیت توان نظامی آمریکا در منطقه است. پهپادهای آمریکایی بخش مهمی از شبکه شناسایی و مراقبت واشنگتن در منطقه را تشکیل می‌دهند و هدف قرار گرفتن این پهپادها می‌تواند بر توان جمع‌آوری اطلاعات و مراقبت هوایی آمریکا اثر بگذارد.

در برخی برآوردهای مطرح‌شده، شمار قابل توجهی از پهپادهای MQ-9 آمریکا هدف قرار گرفته‌اند و حتی عدد ۵۳ فروند نیز درباره این موضوع مطرح شده است. این رقم و جزئیات مربوط به آن نیازمند بررسی مستقل و تطبیق با داده‌های رسمی است، اما اصل هدف قرار گرفتن پهپادهای آمریکایی نشان می‌دهد که شبکه مراقبت هوایی واشنگتن در منطقه با چالش روبه‌رو شده است.

هم‌زمان، نیروهای مقاومت در عراق، یمن، لبنان و فلسطین نیز در ماه‌های گذشته بر فشار خود افزوده‌اند. مجموعه این تحولات موجب شده است آمریکا با یک میدان واحد روبه‌رو نباشد و در چند نقطه از منطقه مجبور به‌صرف منابع نظامی و امنیتی شود.

ظرفیت موشکی ایران؛ عامل مهم در محاسبات آمریکا

توان موشکی ایران یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بر تصمیم آمریکا برای ورود به یک جنگ تازه اثر بگذارد. در جریان درگیری‌های گذشته، بخشی از موشک‌های شلیک‌شده از سوی ایران توانست از سامانه‌های دفاعی عبور کند و به اهداف مورد نظر برسد.

در یکی از نمونه‌های مطرح‌شده، آمریکا برای مقابله با حدود ۲۰ موشک ایرانی که به سمت اردن شلیک شده بود، از ده‌ها موشک پاتریوت و تاد استفاده کرد. بر پایه ادعاهای منتشرشده از سوی آمریکا، شش موشک ایرانی به هدف رسیده است؛ هرچند درباره تعداد واقعی اصابت‌ها اختلاف نظر وجود دارد.

اهمیت این موضوع در هزینه دفاع از یک حمله موشکی است. اگر برای مقابله با شمار محدودی موشک، تعداد زیادی موشک دفاعی مصرف شود، در یک جنگ گسترده، فشار بر ذخایر پدافندی آمریکا می‌تواند افزایش پیدا کند.

جنگ ایران و آمریکا در آستانه دور تازه؛ تنگه هرمز و یمن معادلات را تغییر می‌دهند

انتخابات آمریکا و احتمال تصمیم‌های پرریسک

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز در محاسبات واشنگتن اهمیت دارد. کاهش حمایت سیاسی از دولت آمریکا در کنگره می‌تواند دامنه قدرت سیاسی رئیس‌جمهور این کشور را محدود کند و به همین دلیل، تصمیم‌های ماه‌های پیش‌رو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، احتمال تلاش برای ایجاد یک دستاورد بزرگ خارجی وجود دارد، اما از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت و بنزین می‌تواند فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر دولت آمریکا وارد کند.

ترامپ پیش از این نیز در سیاست خارجی خود تصمیم‌های پرریسکی گرفته است. با این حال، حمله به ایران با اقداماتی مانند عملیات علیه فرماندهان مقاومت تفاوت دارد، زیرا ایران از توان نظامی و موشکی گسترده‌ای برخوردار است و یک رویارویی مستقیم می‌تواند دامنه‌ای بسیار فراتر از یک عملیات محدود پیدا کند.

نقش نتانیاهو در احتمال تشدید بحران

در سوی دیگر، وضعیت سیاسی بنیامین نتانیاهو نیز می‌تواند بر رفتار رژیم صهیونیستی اثر بگذارد. ادامه بحران‌های سیاسی و قضایی و نگرانی از پیامدهای شکست سیاسی، انگیزه‌هایی برای دستیابی به یک دستاورد بزرگ نظامی ایجاد می‌کند.

بر همین اساس، یکی از سناریوهای مطرح‌شده این است که نتانیاهو برای تغییر فضای سیاسی داخلی، به‌دنبال یک عملیات بزرگ علیه ایران باشد؛ اقدامی که از نگاه طراحان آن می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد تاریخی معرفی شود.

با این حال، چنین اقدامی با خطر پاسخ گسترده ایران و گسترش جنگ به دیگر جبهه‌های منطقه همراه خواهد بود.

جنگ ایران و آمریکا در آستانه دور تازه؛ تنگه هرمز و یمن معادلات را تغییر می‌دهند

متغیر تعیین‌کننده؛ وضعیت داخل ایران

یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر تصمیم آمریکا، وضعیت داخلی ایران است. اگر ناآرامی داخلی شکل بگیرد و گسترش پیدا کند، ممکن است محاسبات واشنگتن برای اقدام نظامی تغییر کند. در مقابل، ثبات داخلی و افزایش آمادگی امنیتی و نظامی می‌تواند هزینه تصمیم برای آغاز جنگ را افزایش دهد.

در همین چارچوب، سناریوهایی همچون تلاش برای ایجاد آشوب، ترور شخصیت‌های سیاسی و نظامی و ایجاد خلأ قدرت نیز مطرح شده است. نام شماری از مسئولان ارشد کشور نیز در این سناریوها مطرح شده، اما این موارد در حد ارزیابی و احتمال قرار دارند و نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان برنامه قطعی طرف مقابل معرفی کرد.

احتمال تلاش برای ایجاد یک حادثه اجتماعی و تبدیل آن به موج اعتراضی گسترده، از دیگر سناریوهای مطرح‌شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد رویارویی احتمالی تنها به میدان نظامی محدود نخواهد بود و جنگ رسانه‌ای و فشار داخلی نیز می‌تواند بخشی از این معادله باشد.

خاورمیانه در آستانه یک مرحله تازه

مجموع این عوامل نشان می‌دهد، معادله امنیتی منطقه بیش از گذشته به هم پیوسته است. یمن، عراق، لبنان، فلسطین، خلیج فارس و ایران دیگر پرونده‌هایی جدا از یکدیگر نیستند و هر تحول در یکی از این جبهه‌ها می‌تواند بر محاسبات سایر بازیگران اثر بگذارد. در چنین شرایطی، افزایش فشار بر ایران، ادامه حملات یمن، نگرانی کشورهای عربی از بسته ماندن مسیرهای انرژی، فشارهای سیاسی داخلی آمریکا و وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی، مجموعه‌ای از عوامل را در کنار یکدیگر قرار داده است.

با این حال، ورود به یک جنگ تازه برای هیچ‌یک از طرف‌ها بدون هزینه نیست. افزایش قیمت انرژی، گسترش درگیری به چند جبهه، مصرف ذخایر دفاعی و موشکی و احتمال طولانی شدن جنگ، بخشی از پیامدهایی است که می‌تواند محاسبات آمریکا و اسرائیل را پیچیده کند. به همین دلیل، روزهای پیش‌رو را باید یکی از حساس‌ترین مقاطع تحولات منطقه دانست؛ مقطعی که در آن هم احتمال افزایش فشار نظامی وجود دارد و هم هرگونه خطای محاسباتی می‌تواند دامنه درگیری را از یک جبهه محدود به یک رویارویی گسترده منطقه‌ای تبدیل کند.

کد مطلب 1005556

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.