سید محمدتقی رئیسالسادات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تحولات یمن چند سال پیش آغاز شد و در مقطعی به اوج خود رسید، درگیریهای میان عربستان و یمن برای مدت طولانی ادامه داشت و پس از چندین سال، به توافق و کاهش نسبی تنشها منجر شد.
وی افزود: پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، این روند بار دیگر تغییر کرد. با توجه به اهمیت اقتصادی بابالمندب، به نظر میرسد ایران نیز تلاش کرد از این ظرفیت بهعنوان اهرم فشاری در برابر آمریکا و اسرائیل استفاده کند و در همین چارچوب، حوثیها بار دیگر در یمن فعال شدند و مشکلاتی که پیش از این در این حوزه وجود داشت، دوباره تشدید شد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران گفت: یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر این است که بهنوعی ترتیبات یا پیمان مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه نیز با چالش روبهرو شد. اتفاقاتی که رخ داد، از حمله به عربستان و پاسخ نیروهای یمنی گرفته تا ادامه درگیریها در مناطق مختلف، نشان داد این ترتیبات نتوانسته است مانع گسترش بحران شود.
وی تصریح کرد: نیروهایی که قرار بود از پاکستان یا ترکیه در این شرایط کمک کنند، درعمل وارد میدان نشدند، حتی درباره تصاویری که منتشر شد و گفته شد حملهای به مکه یا مدینه صورت گرفته است، به نظر من باید با احتیاط برخورد کرد. این موضوع ممکن است بیشتر جنبه رسانهای داشته باشد یا به فعال شدن سامانههای پدافندی عربستان مربوط باشد؛ چراکه از نظر ایدئولوژیک، بعید به نظر میرسد حوثیها در پی هدف قرار دادن اماکن مقدسی همچون مکه و مدینه باشند.

رئیسالسادات با اشاره به واکنش آمریکا به تحولات اخیر گفت: نکته قابل توجه، واکنش ترامپ بود که هیچگونه واکنش عملیاتی مستقیمی نسبت به این موضوع نشان نداد، با وجود اینکه عربستان از آمریکا و کشورهای دیگر درخواست کمک کرده بود، واکنش عملیاتی مشخصی از سوی ترامپ مشاهده نشد.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله را میتوان از نگاه اقتصادی و در چارچوب نگاه ترامپ به انرژی و کریدورهای راهبردی تحلیل کرد، محدود شدن مسیرهایی همچون تنگه هرمز و بابالمندب میتواند بر قیمت نفت و جریان تجارت جهانی اثر بگذارد و در نهایت فشار بیشتری بر چین وارد کند.
رئیسالسادات اضافه کرد: تحولات منطقه غرب آسیا را نباید تنها در چارچوب یک درگیری منطقهای تحلیل کرد. یکی از موضوعات اصلی در این میان، رقابت اقتصادی آمریکا و چین و مسئله دسترسی چین به انرژی ارزان و مسیرهای امن تجاری است؛ بهگونهای که محدود شدن این مسیرها میتواند بر توان اقتصادی و تجاری چین تأثیرگذار باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که تحولات یمن چه تأثیری بر بازار نفت، جابهجایی کالا و کریدورهای تجاری جهان خواهد داشت، گفت: بهطور قطع این تحولات تأثیر قابل توجهی بر قیمت نفت و کالا خواهد داشت، این مسئله را میتوان در دو سطح بررسی کرد؛ نخست، کشورهای منطقه که در صورت اختلال در مسیرهای دریایی، در زمینه انتقال کالا با مشکلات بیشتری روبهرو خواهند شد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران ادامه داد: بخش دوم به چین مربوط میشود. چین هم صادرات خود را به اروپا انجام میدهد و هم بخشی از مواد اولیه و انرژی مورد نیاز خود را از منطقه غرب آسیا تأمین میکند، بنابراین هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی منطقه میتواند هزینه و زمان تجارت چین را افزایش دهد.
وی افزود: تأثیر این مسئله به چین محدود نخواهد شد، وقتی چین در حال انجام واردات و صادرات با اروپا است، هرگونه اختلال در مسیرهای تجاری، اروپا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد، بنابراین پیامدهای این وضعیت میتواند در زنجیره تجارت میان آسیا و اروپا گسترش پیدا کند.
رئیسالسادات با اشاره به آثار اقتصادی محدود شدن مسیرهای دریایی منطقه بیان کرد: همانطور که در بخش قبلی اشاره کردم، محدود شدن این مسیرها میتواند در بلندمدت برای آمریکا نیز پیامدهای راهبردی داشته باشد. درست است که ممکن است در کوتاهمدت، افزایش قیمت نفت، بنزین یا گازوئیل در آمریکا مطرح شود، اما با توجه به رویکردی که ترامپ نسبت به مسائل انرژی و سوخت دارد، باید این موضوع را در یک افق بلندمدتتر بررسی کرد.
وی تصریح کرد: تنشهایی که در منطقه ایجاد شده و احتمال محدود شدن بابالمندب ـکه البته هنوز بهطور کامل و عملیاتی بسته نشده استـ میتواند جریان انرژی و تجارت چین را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، انرژی ارزانتری که قرار است به چین برسد، همچنین مسیرهای صادراتی این کشور به اروپا و سایر کشورها، در صورت تشدید محدودیتها با افزایش هزینه و اختلال روبهرو خواهد شد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران تأکید کرد: به نظر من، این اتفاق موجب دامنه جنگ و تنش از سطح یک بحران در خاورمیانه فراتر برود و به سطح جهانی برسد، چراکه آثار آن میتواند در بازار انرژی، تجارت بینالمللی، حملونقل دریایی و زنجیره تأمین کالا در کشورهای مختلف نمایان شود.
وی درباره پیامدهای این تحولات برای جریان مقاومت نیز اظهار کرد: جریان مقاومت با توجه به اینکه در موضوعات سوریه، فلسطین و لبنان با فشار روبهرو است و اسرائیل در برخی از این عرصهها در مقطع فعلی دست بالا را دارد، تحولات یمن میتواند بخشی از فشار را از آن جبههها دور کند.
رئیسالسادات توضیح داد: به این معنا که بخشی از تمرکز سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه به سمت تحولات دریای سرخ، بابالمندب و تنگه هرمز منتقل میشود. در چنین شرایطی، ممکن است کشورهای منطقه، حتی برخی کشورهای عربی، نسبت به تبعات اقتصادی و امنیتی ادامه تنشها حساستر شوند.

وی ادامه داد: این شرایط میتواند موجب شود برخی کشورها فشار بیشتری بر آمریکا و اسرائیل وارد کنند تا فشار از روی جبهههایی همچون سوریه، لبنان و فلسطین کاهش پیدا کند، زیرا تداوم تنش در مسیرهای دریایی، علاوهبر پیامدهای امنیتی، هزینههای اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای منطقه ایجاد خواهد کرد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران خاطرنشان کرد: اگر محدودیت در بابالمندب و تنگه هرمز ادامه پیدا کند، تبعات آن تنها متوجه یک کشور یا یک جریان نخواهد بود، بلکه تجارت منطقه، قیمت انرژی، حملونقل دریایی و اقتصاد کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار میدهد.
رئیسالسادات در جمعبندی گفت: از این منظر، تحولات یمن را باید در پیوند میان مسائل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و کریدوری منطقه بررسی کرد. اهمیت بابالمندب و تنگه هرمز، نقش چین در تجارت جهانی، انتقال انرژی و مسیر صادرات کالا به اروپا، موجب شده است تحولات یمن ظرفیت اثرگذاری فراتر از مرزهای منطقه را داشته باشد و بهصورت غیرمستقیم بر معادلات جریان مقاومت نیز تأثیر بگذارد.
نظر شما