آمریکا در باتلاق یمن/ راهبرد ترامپ در برابر انصارالله زمین‌گیر شد

نشریه آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی درباره تحولات یمن، پیشروی انصارالله و تسلط بر مناطق پیرامون تنگه باب‌المندب را ضربه‌ای جدی به محاسبات دولت دونالد ترامپ دانست و نوشت: در شرایطی که ترامپ امیدوار بود کنترل تنگه هرمز را از ایران پس بگیرد، اکنون رقبای آمریکا بر دو گذرگاه راهبردی منطقه‌ای فشار دارند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نشریه آمریکایی «آتلانتیک» در گزارشی تحلیلی با عنوان «ترامپ تنگه دیگر را هم از دست داد»، پیشروی اخیر انصارالله یمن در اطراف تنگه باب‌المندب را تحولاتی مهم و ناخوشایند برای آمریکا و عربستان سعودی توصیف کرد.

رابرت اف. ورث، نویسنده مقاله، با اشاره به تحولات اخیر یمن می‌نویسد که تا همین اواخر به نظر می‌رسید جنگ علیه ایران اندکی به سود آمریکا در حال تغییر است و انصارالله، که نویسنده آن را مهم‌ترین متحد باقی‌مانده ایران در خاورمیانه توصیف می‌کند، تحت فشار قرار گرفته بود.

اما این تصور، به نوشته آتلانتیک، خیلی زود فرو ریخت؛ زیرا نیروهای انصارالله توانستند از خطوط دفاعی رقبای خود عبور کرده و شهرها و جزایر اطراف باب‌المندب را در اختیار بگیرند؛ تنگه‌ای که از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان به شمار می‌رود.

آتلانتیک: آمریکا در باتلاق یمن/ راهبرد ترامپ در برابر انصارالله زمین‌گیر شد

از هرمز تا باب‌المندب؛ دو گلوگاه در برابر واشنگتن

آتلانتیک این تحول را برای دولت ترامپ دارای اهمیت ویژه می‌داند؛ چراکه به نوشته نویسنده، ترامپ در شرایطی به دنبال بازپس‌گیری کنترل تنگه هرمز از ایران بوده که اکنون دشمنان آمریکا بر دو تنگه مهم منطقه‌ای یعنی هرمز و باب‌المندب مسلط شده‌اند یا بر آنها فشار قابل توجهی دارند.

بر اساس برآورد مطرح‌شده در مقاله، این دو گذرگاه در مجموع مسیر عبور حدود یک‌سوم محموله‌های نفتی جهان هستند. از همین رو، نویسنده معتقد است تحولات اخیر تنها یک تغییر میدانی در یمن نیست، بلکه می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد.

نویسنده در ادامه، ناکامی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ایجاد یک جبهه منسجم علیه انصارالله را مورد انتقاد قرار داده و این وضعیت را در کنار آنچه «شکست ترامپ در طراحی یک راهبرد قابل‌قبول و هماهنگ علیه ایران» می‌خواند، قرار می‌دهد.

بمباران؛ نسخه‌ای که دیگر جواب نمی‌دهد؟

یکی از محورهای اصلی مقاله، تردید درباره اثربخشی حملات هوایی آمریکا علیه انصارالله است.

آتلانتیک با اشاره به احتمال انجام حملات هوایی جدید علیه این گروه می‌نویسد که حتی بمباران مجدد نیز ممکن است دستاورد تعیین‌کننده‌ای ایجاد نکند؛ زیرا حملات هوایی بدون وجود یک نیروی زمینی مؤثر که بتواند از نتایج آن استفاده کند، قادر به تغییر پایدار معادله نظامی نیست.

این نشریه یادآوری می‌کند که دولت ترامپ سال گذشته یک جنگ هفت‌هفته‌ای علیه انصارالله به راه انداخت. اگرچه در جریان آن شماری از فرماندهان این گروه کشته شدند، اما بنا بر ارزیابی نویسنده، این عملیات نتوانست انصارالله را از میدان خارج کند یا توانایی آن برای ادامه جنگ را مطابق وعده ترامپ تغییر دهد.

به این ترتیب، مقاله تصویری از یک مشکل قدیمی در سیاست نظامی آمریکا ارائه می‌کند: قدرت تخریب هوایی لزوماً به معنای توانایی تغییر معادله سیاسی و میدانی نیست.

شکست ائتلاف سعودی ـ اماراتی

بخش دیگری از گزارش آتلانتیک به عملکرد عربستان سعودی و امارات در یمن اختصاص دارد.

نویسنده معتقد است پیشروی انصارالله تا حدی محصول شکاف و چنددستگی میان نیروهای مخالف این گروه بوده است. به نوشته مقاله، اختلاف میان ریاض و ابوظبی موجب شد ائتلافی که قرار بود در برابر انصارالله قرار گیرد، با نیروهایی چندپاره و دارای وفاداری‌های متفاوت روبه‌رو شود.

«فارع المسلمی»، کارشناس یمن در اندیشکده چتم‌هاوس، در توصیف وضعیت نیروهای مورد حمایت عربستان می‌گوید میان فرماندهان، دستگاه اطلاعاتی، پهپادها، گارد ساحلی و ارتش هماهنگی لازم وجود نداشته است.

آتلانتیک همچنین می‌نویسد نیروهای در حال عقب‌نشینی دولت مورد حمایت ائتلاف، مقدار قابل توجهی از تجهیزات سعودی و اماراتی را بر جای گذاشته‌اند که اکنون به دست انصارالله افتاده است.

انصارالله آرام پیش رفت، ائتلاف آمریکا و عربستان گرفتار اختلاف شد

در نقطه مقابل، نویسنده آتلانتیک انصارالله را نیرویی منضبط و متمرکز توصیف می‌کند که برخلاف تبلیغات و ادعاهای پیروزی نیروهای رقیب، با سکوت و تمرکز به عملیات خود ادامه داده است.

یکی از اعضای دولت مورد شناسایی بین‌المللی یمن که نامش در گزارش فاش نشده، در عبارتی تند گفته است نیروهای رقیب مشغول انتشار اخبار جعلی درباره پیروزی‌های خود بودند، در حالی که انصارالله در سکوت مشغول پیشبرد عملیات بود.

نویسنده معتقد است همین تفاوت در انسجام و تمرکز، یکی از عوامل مهم پیشروی اخیر انصارالله بوده است.

مقصد بعدی؛ مأرب و منابع نفتی یمن؟

آتلانتیک در ادامه هشدار می‌دهد که در صورت تداوم روند کنونی، انصارالله ممکن است به مناطق دیگری از یمن، از جمله استان مأرب، پیشروی کند؛ منطقه‌ای که بخش قابل توجهی از منابع نفتی یمن در آن قرار دارد.

نویسنده همچنین احتمال می‌دهد انصارالله بتواند بدون درگیری گسترده و از طریق توافق با رهبران قبایل و گروه‌های محلی در جنوب و شرق یمن، دامنه نفوذ خود را افزایش دهد.

از نگاه مقاله، چنین روندی می‌تواند قدرت انصارالله را تثبیت کرده و روابط آن با ایران را بیش از گذشته تقویت کند.

ائتلاف مکه هم زیر سؤال رفت

تحولات اخیر از نگاه آتلانتیک حتی ارزش عملی ائتلاف مکه را نیز زیر سؤال برده است؛ ائتلاف دفاعی متقابلی که در ماه اوت میان عربستان، پاکستان و ترکیه شکل گرفته است.

نویسنده می‌گوید با وجود حملات اخیر انصارالله به اهدافی در جنوب عربستان، اسلام‌آباد و آنکارا تمایل چندانی برای ورود به درگیری و کمک نظامی مستقیم به عربستان نشان نداده‌اند.

ضربه‌ای که فقط نظامی نیست

آتلانتیک در پایان تأکید می‌کند که حتی محور مقاومت ایران نیز یک ائتلاف کاملاً بدون شکاف نیست و انصارالله در مقطعی که آمریکا و اسرائیل حملات خود را علیه ایران آغاز کردند، وارد جنگ نشد.

با این حال، نویسنده معتقد است تفاوت مهم میان دو طرف، وجود پیوند ایدئولوژیک عمیق میان ایران و انصارالله است؛ پیوندی که به باور او موجب شده نیروهای این گروه آمادگی بالایی برای تحمل هزینه‌های جنگ داشته باشند.

از نگاه مقاله، انصارالله حتی برای حفظ اهرم فشار خود لازم نیست در تمام نبردها پیروز شود؛ زیرا توانایی تهدید کشتیرانی و هدف قرار دادن گهگاه نفتکش‌ها می‌تواند به این گروه اهرمی قابل توجه در برابر عربستان و حتی دیگر بازیگران بین‌المللی بدهد.

در مجموع، تصویری که آتلانتیک ارائه می‌دهد، تصویر واشنگتنی است که در میانه بحران‌های خاورمیانه، به‌رغم برخورداری از توان نظامی گسترده، با یک مشکل اساسی روبه‌روست: توانایی وارد کردن ضربه نظامی، الزاماً به معنای توانایی ساختن یک نظم سیاسی مطلوب در میدان نیست. و تحولات باب‌المندب، از نگاه این مقاله، نمونه تازه‌ای از همین شکاف میان قدرت نظامی و نتیجه سیاسی است.

کد مطلب 1005506

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.