به گزارش خبرگزاری ایمنا، در چهار دهه گذشته نقشه سکونتگاهی ایران با افزایش تعداد شهرها و رشد سهم جمعیت شهری دستخوش تغییرات جدی شده است؛ بخشی از این روند حاصل مهاجرت و گسترش شهرهای موجود و بخشی نیز نتیجه تبدیل سکونتگاههای روستایی به شهر بوده؛ فرایندی که در کنار افزایش دسترسی به خدمات و شکلگیری فرصتهای اقتصادی، چالشهایی همچون تأمین زیرساخت، تأمین منابع مالی، تغییر کاربری اراضی و فاصله میان «شهرشدن» و «شهریشدن» را نیز به همراه داشته است.
بررسی نتایج سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران نشان میدهد که در فاصله دهه ۱۳۶۰ تا دهه ۱۴۰۰، سهم جمعیت شهری کشور بهطور چشمگیری افزایش پیدا کرده است، بهنحوی که ایران از جامعهای با سهم متوازن میان جمعیت شهری و روستایی در اوایل دهه ۱۳۶۰، به کشوری با غلبه جمعیت شهری در دهههای اخیر تبدیل شده است.
در همین دوره، تعداد شهرهای کشور نیز افزایش قابل توجهی داشته است و این افزایش تنها نتیجه رشد طبیعی شهرهای قدیمی نبوده و تغییرات تقسیمات کشوری و تبدیل برخی سکونتگاههای روستایی بزرگ به شهر نیز در آن نقش داشته است.
«افزایش تعداد شهرها» را نباید بهتنهایی معادل «افزایش شهرنشینی» دانست، زیرا رشد شهرنشینی علاوهبر تغییرات تقسیمات کشوری، تحت تأثیر مهاجرت، رشد جمعیت شهرها، توسعه اقتصادی و گسترش کالبدی سکونتگاهها نیز قرار دارد.
چرا روستاها شهر شدند؟
تبدیل روستا به شهر بهطور معمول در نقطهای اتفاق میافتد که یک سکونتگاه از نظر جمعیت، فعالیت و ساختار خدماتی از الگوی سنتی روستا فاصله گرفته است. رشد جمعیت یکی از مهمترین عوامل است و برخی روستاها طی چند دهه به سکونتگاههایی با جمعیت قابل توجه تبدیل شدهاند و افزایش جمعیت، نیاز به خدمات و زیرساختهای بیشتری را به وجود آورده است.
از سوی دیگر، ساختار اقتصادی بسیاری از سکونتگاههای روستایی نیز تغییر کرده است و در کنار فعالیتهای کشاورزی، مشاغل خدماتی، تجاری، صنعتی و گردشگری در برخی مناطق گسترش پیدا کرده و همین تغییر، نقش روستا را در شبکه سکونتگاهی منطقه دگرگون کرده است.
در چنین شرایطی، تبدیل رسمی سکونتگاه به شهر میتواند بخشی از پاسخ به نیازهای جدید آن باشد؛ هرچند تحقق این تغییر نیازمند طی شدن فرایند قانونی تقسیمات کشوری است.
شهر شدن؛ فرصتی برای توسعه خدمات
یکی از مهمترین مزایایی که برای شهرشدن سکونتگاهها مطرح میشود، افزایش ظرفیت برنامهریزی و ارائه خدمات شهری است و تشکیل مدیریت شهری، ایجاد ساختارهای رسمی برای مدیریت معابر و فضاهای عمومی و امکان برنامهریزی منسجمتر برای خدماتی همچون جمعآوری پسماند، فضای سبز، حملونقل و توسعه کالبدی، میتواند در صورت تأمین منابع و زیرساخت لازم، کیفیت خدمات را افزایش دهد.
از سوی دیگر، شهر شدن میتواند فعالیتهای اقتصادی جدیدی را در سکونتگاه ایجاد کند؛ افزایش فعالیتهای تجاری و خدماتی، شکلگیری بازارهای محلی و افزایش امکان جذب سرمایهگذاری از جمله پیامدهایی است که میتواند به تقویت اقتصاد محلی کمک کند، اما این فرایند یک شرط اساسی دارد « شهرشدن باید با ظرفیت واقعی سکونتگاه متناسب باشد.»

وقتی عنوان «شهر» از زیرساخت جلو میزند
چالش زمانی آغاز میشود که تغییر عنوان اداری، سریعتر از توسعه زیرساخت اتفاق بیفتد. یک سکونتگاه پس از تبدیل شدن به شهر، با مجموعهای از وظایف و انتظارات جدید روبهرو میشود، اما ممکن است جمعیت، منابع مالی و زیرساختهای آن برای پاسخگویی به این وظایف کافی نباشد.
در چنین شرایطی، شهر جدید میتواند با مشکلاتی همچون ضعف شبکه معابر، کمبود فضای سبز، نبود یا ضعف شبکه فاضلاب، محدودیت حملونقل عمومی، ضعف امکانات فرهنگی و ورزشی و مشکلات مدیریت پسماند روبهرو شود.
تبدیل روستا به شهر اگر بدون توجه به ظرفیت اقتصادی و زیرساختی انجام شود، بهمعنای ارتقای کیفیت زندگی نیست و یکی از چالشهای مهم شهرهای کوچک، تأمین منابع پایدار برای اداره شهر است.
شهرداریها برای ارائه خدمات و توسعه زیرساختها به منابع مالی نیاز دارند، اما بسیاری از شهرهای کوچک از ظرفیت اقتصادی محدودی برخوردارند، اگر اقتصاد محلی نتواند درآمد پایدار ایجاد کند و منابع مالی شهر به درآمدهای ناپایدار یا کمکهای بیرونی وابسته باشد، اجرای پروژههای عمرانی و حتی ارائه خدمات روزمره با دشواری روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل، هنگام بررسی شهرشدن یک سکونتگاه، تنها جمعیت نباید مورد توجه قرار گیرد، بلکه باید پرسید این شهر قرار است چگونه اقتصاد خود را اداره کند؟
تغییر وضعیت یک سکونتگاه از روستا به شهر میتواند بر بازار زمین و روند ساختوساز نیز اثر بگذارد. افزایش تقاضا برای ساختوساز و تغییر انتظارات نسبت به ارزش زمین ممکن است توسعه کالبدی سکونتگاه را سرعت دهد، اگر این توسعه در چارچوب طرحهای شهری و با کنترل کاربری زمین انجام نشود، میتواند به گسترش پراکنده شهر، افزایش هزینه تأمین زیرساخت و فشار بر اراضی کشاورزی منجر شود.
از این منظر، مسئله تنها این نیست که یک روستا «چه زمانی» شهر شود، بلکه مهم است پس از شهرشدن، چگونه توسعه پیدا کند.

از روستا تا شهر؛ هویت چه میشود؟
شهرشدن علاوهبر آثار کالبدی و اقتصادی پیامدهای اجتماعی نیز دارد؛ روستاها بهطور معمول بر پایه روابط اجتماعی نزدیکتر، فعالیتهای کشاورزی و الگوهای خاص استفاده از زمین شکل گرفتهاند و با افزایش جمعیت و گسترش فعالیتهای شهری، این الگوها تغییر میکنند.
این تغییر بهطور الزامی منفی نیست و میتواند با افزایش فرصتهای شغلی، آموزشی و خدماتی همراه شود، اما اگر بدون توجه به ویژگیهای فرهنگی و تاریخی سکونتگاه انجام شود، ممکن است بخشی از هویت محلی آن تضعیف شود.
در نتیجه، توسعه شهرهای جدید باید در کنار تأمین زیرساخت، به حفظ عناصر ارزشمند هویت محلی نیز توجه داشته باشد.
شاید مهمترین تمایز در بررسی این روند، تفاوت میان دو مفهوم «شهرشدن» و «شهریشدن» باشد. شهرشدن یک تغییر رسمی در تقسیمات کشوری است، اما شهریشدن، تغییر در ساختار اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و سبک زندگی یک سکونتگاه است.
ممکن است یک روستا بهطور رسمی به شهر تبدیل شود، اما اگر اشتغال، خدمات، زیرساخت، حملونقل و اقتصاد آن متناسب با وضعیت جدید توسعه پیدا نکند، تغییر عنوان بهتنهایی نمیتواند توسعه پایدار ایجاد کند.
از سوی دیگر، یک سکونتگاه میتواند بدون آنکه به یک شهر بزرگ تبدیل شود، از طریق تقویت اقتصاد محلی، خدمات و زیرساختهای مناسب، کیفیت زندگی ساکنان خود را افزایش دهد.
کارشناسان برنامهریزی شهری بر این نکته تأکید دارند که نمیتوان برای همه سکونتگاههایی که به شهر تبدیل میشوند، یک نسخه واحد تجویز کرد؛ ظرفیتهای اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، جمعیت، دسترسی به شبکههای حملونقل، منابع آب، توان گردشگری، ظرفیت کشاورزی و صنعتی و جایگاه هر سکونتگاه در شبکه منطقهای باید در برنامهریزی آن مورد توجه قرار گیرد.
شهری که در یک منطقه گردشگری قرار دارد، نباید همان مسیر توسعه شهری را دنبال کند که یک سکونتگاه صنعتی یا کشاورزی دنبال میکند، بنابراین شهر شدن نباید پایان فرایند تصمیمگیری، بلکه باید آغاز یک برنامه توسعه متناسب با ظرفیتهای محلی باشد.
آینده شهرهای کوچک به اقتصاد محلی گره خورده است
در شرایطی که بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در شهرها زندگی میکند، کیفیت توسعه شهرهای کوچک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است، اگر این شهرها بتوانند متناسب با ظرفیتهای خود، اقتصاد محلی ایجاد کنند و خدمات و زیرساختهای لازم را توسعه دهند، شهرشدن میتواند فرصتی برای افزایش رفاه و دسترسی باشد.
اگر تبدیل روستا به شهر تنها به تغییر ساختار اداری محدود شود و برنامهای برای اقتصاد، زیرساخت، زمین، محیطزیست و خدمات وجود نداشته باشد، احتمال شکلگیری شهرهایی با منابع محدود و هزینههای مدیریتی بالا افزایش پیدا میکند.
تجربه چهار دهه اخیر نشان میدهد که مسئله ایران دیگر تنها افزایش تعداد شهرها نیست، پرسش مهمتر این است که این شهرها تا چه اندازه توانستهاند به سکونتگاههایی برخوردار از اقتصاد پایدار، خدمات مناسب، زیرساخت کافی و کیفیت زندگی مطلوب تبدیل شوند و پاسخ به این پرسش، آینده سیاستهای توسعه شهری و روستایی کشور را بیش از تعداد شهرهای ثبتشده تعیین خواهد کرد.
نظر شما