به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح هنوز به طور کامل از راه نرسیده است، کوچهها آرامآرام از صدای قدمهای کوچک و بزرگ پر میشوند؛ کیفهایی که روی شانهها جابهجا میشوند، لباسهای مرتب و اتوکشیده، مغازههایی که کرکرههایشان را بالا میکشند و پدر و مادرهایی که دست فرزندشان را گرفته و راهی مدرسهاند. زنگی که بعد از هفتهها سکوت دوباره در حیاط مدرسه میپیچد، برای بعضیها صدای شروع یک سال تازه است و برای بعضی دیگر، یادآور روزهایی که باید دوباره زود بیدار شوند، ساعتها در کلاس بنشینند و ذهنشان را روی درس متمرکز کنند.
اما پشت این تصویر آشنای آغاز سال تحصیلی، اتفاقی آرام و کمتر دیدهشده در جریان است؛ دانشآموزی که تا همین چند روز پیش میتوانست صبحها دیرتر از خواب بیدار شود و روزش را بدون برنامهای دقیق پیش ببرد، حالا باید خودش را با ریتمی متفاوت هماهنگ کند. بدن باید به ساعت تازه عادت کند، خواب باید منظم شود و ذهن باید دوباره توانایی تمرکز طولانی، دریافت اطلاعات و دنبال کردن یک برنامه مشخص را پیدا کند؛ انگار زنگ مدرسه فقط حیاط را بیدار نمیکند، بلکه ذهن دانشآموز را هم از تعطیلات بیرون میکشد.
تعطیلات طولانی، بخشی از نظم روزانه دانشآموزان را تغییر میدهد، ساعت خواب و بیداری ممکن است جابهجا شود، زمان استفاده از تلفن همراه و سرگرمیها افزایش پیدا کند و برنامه روزانه انعطاف بیشتری داشته باشد. با آغاز مدرسه این آزادی جای خود را به ساعت مشخص بیدار شدن، حضور در کلاس، انجام تکالیف و برنامهریزی برای مطالعه میدهد؛ تغییری که نیازمند سازگاری دوباره جسم و ذهن است.
ذهن انسان با الگوهای تکرارشونده روزانه سازگار میشود و وقتی این الگوها برای مدتی تغییر کنند، بازگشت به شرایط قبلی میتواند به زمان نیاز داشته باشد. به همین دلیل ممکن است یک دانشآموز در روزهای ابتدایی مدرسه بیشتر احساس خستگی کند، دیرتر تمرکز خود را پیدا کند یا برای انجام فعالیتهای درسی انگیزه کمتری داشته باشد. این واکنشها در بسیاری از موارد میتوانند بخشی از فرایند تطبیق با برنامه جدید باشند، نه نشانه ضعف یا بیعلاقگی به درس.
در این میان، خواب یکی از مهمترین حلقههای ارتباط میان تعطیلات و مدرسه است. وقتی دانشآموز دیر میخوابد و صبحها نیز دیرتر از زمان معمول بیدار میشود، تغییر ناگهانی این الگو میتواند شروع روزهای مدرسه را دشوار کند. در کنار خواب، عوامل دیگری مانند میزان فعالیت بدنی، زمان حضور در فضای مجازی، تغذیه، استرس و حتی احساس دانشآموز نسبت به مدرسه نیز میتوانند بر میزان آمادگی او برای یادگیری اثر بگذارند.
بازگشت به مدرسه را نمیتوان فقط به خرید دفتر و کتاب و تنظیم ساعت بیدارباش خلاصه کرد. پشت این بازگشت، مجموعهای از تغییرات رفتاری و روانی قرار دارد که دانشآموز باید بهتدریج با آنها کنار بیاید. در این شرایط، خانواده و مدرسه میتوانند به جای انتظار برای سازگاری فوری، فضایی فراهم کنند که کودک و نوجوان فرصت داشته باشد دوباره ریتم خواب، تمرکز، مسئولیتپذیری و یادگیری را پیدا کند.

بازگشت به ریتم یادگیری؛ نقش خواب، عادت و محیط در شروع سال تحصیلی
زهره سادات کاظمی، روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، دانشآموزان پس از هفتهها دوری از فضای کلاس و برنامه منظم مدرسه، دوباره باید خود را با ساعت خواب، حضور در کلاس، انجام تکالیف و تمرکز طولانیمدت هماهنگ کنند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این تغییر برای همه دانشآموزان یکسان نیست؛ برخی بهسرعت به برنامه جدید عادت میکنند و برخی دیگر در روزها و هفتههای نخست احساس خستگی، بیحوصلگی یا کاهش تمرکز دارند. به همین دلیل، بازگشت به مدرسه را میتوان نوعی تغییر دوباره در سبک زندگی کودک و نوجوان دانست.
وی با بیان اینکه در طول تعطیلات ساعت خواب و بیداری، میزان فعالیت بدنی، زمان استفاده از تلفن همراه و حتی الگوی غذا خوردن تغییر میکند، میافزاید: مغز نیز خود را با همین شرایط وفق میدهد، بنابراین وقتی دانشآموز ناگهان مجبور میشود صبح زود بیدار شود و چند ساعت در کلاس به فعالیت ذهنی بپردازد، ممکن است در ابتدا با کاهش انرژی و تمرکز مواجه شود. این مسئله همیشه به معنای تنبلی یا بیعلاقگی به درس نیست، بلکه میتواند بخشی از فرایند سازگاری با یک برنامه روزانه متفاوت باشد.
روانشناس و مشاور تربیتی تصریح میکند: خواب در این میان نقش مهمی دارد، چراکه خواب کافی به عملکردهای شناختی مانند توجه، یادگیری و تثبیت اطلاعات کمک میکند و به همین دلیل تغییر ناگهانی ساعت خواب میتواند شروع سال تحصیلی را برای دانشآموز دشوارتر کند. اگر کودک در تعطیلات تا نیمههای شب بیدار بماند و چند روز مانده به مدرسه مجبور شود ناگهان زود بخوابد، بدن او بلافاصله با این تغییر هماهنگ نمیشود. تنظیم تدریجی ساعت خواب پیش از شروع مدرسه میتواند سازگاری با برنامه جدید را آسانتر کند.
روندی برای بازگشت به یادگیری و نظم روزانه دانشآموزان
کاظمی با بیان اینکه از سوی دیگر، یادگیری تنها به نشستن پشت میز و گوش دادن به معلم محدود نمیشود، ادامه میدهد: برای یادگیری مؤثر، دانشآموز به توجه، انگیزه، آرامش و احساس امنیت نیاز دارد. اگر بازگشت به مدرسه با فشار شدید، ترس از نمره یا نگرانی درباره قضاوت دیگران همراه باشد، ممکن است بخشی از انرژی ذهنی کودک به جای یادگیری صرف مدیریت این نگرانیها شود. به همین دلیل، فضای عاطفی مدرسه و خانواده در کنار برنامه آموزشی اهمیت پیدا میکند.
وی با بیان اینکه در روزهای نخست بهتر است از دانشآموز انتظار نداشته باشیم از همان روز اول با تمام ظرفیت خود درس بخواند، میگوید: ایجاد یک برنامه منظم اما قابلتحمل، اختصاص زمان کافی برای استراحت و خواب، کاهش تدریجی بینظمیهای تعطیلات و بازگشت آرام به فعالیتهای درسی میتواند به سازگاری کمک کند. والدین نیز میتوانند به جای تمرکز صرف بر میزان مطالعه، درباره احساس کودک نسبت به شروع مدرسه با او گفتوگو کنند و ببینند چه چیزی برایش دشوارتر است.
روانشناس و مشاور تربیتی اضافه میکند: بازگشت به مدرسه در واقع فقط باز شدن درهای کلاس نیست؛ بازگشت تدریجی ذهن و بدن دانشآموز به ریتمی است که بخش مهمی از سال را در آن زندگی میکند. تفاوت میان دانشآموزان در سرعت این سازگاری طبیعی است و نباید هر بیحوصلگی یا کاهش تمرکزی را به ضعف درسی نسبت داد. اگر خانواده و مدرسه فرصت کافی برای این گذار فراهم کنند، شروع سال تحصیلی میتواند به جای یک تغییر ناگهانی و پراسترس، روندی آرام برای بازگشت به یادگیری و نظم روزانه باشد.

چرا روزهای اول مدرسه سخت میگذرد؟
زهرا صالحی، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه شروع سال تحصیلی برای خانوادهها با خرید لوازم مدرسه، آماده کردن لباس و برنامهریزی برای رفتوآمد همراه است، اما آمادگی برای مدرسه فقط به وسایل و برنامههای اجرایی محدود نمیشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: دانشآموزی که هفتهها از فضای کلاس فاصله گرفته، باید دوباره با مجموعهای از قوانین، مسئولیتها و انتظارات روبهرو شود. نحوه برخورد والدین در این دوره میتواند بر تجربه کودک از روزهای ابتدایی مدرسه تأثیر بگذارد.
وی با بیان اینکه یکی از اشتباهات رایج، تلاش برای ایجاد نظم با فشار ناگهانی است، میافزاید: ممکن است خانوادهای چند روز پیش از شروع مدرسه، ساعت خواب کودک را بهطور جدی تغییر دهد، استفاده از تلفن همراه را بهشدت محدود کند و از او بخواهد ساعتهای طولانی درس بخواند. چنین تغییری برای کودکی که مدتی برنامه آزادتر داشته، ممکن است دشوار باشد. تنظیم تدریجی برنامه روزانه فرصت بیشتری برای سازگاری ایجاد میکند و به کودک اجازه میدهد مرحلهبهمرحله به شرایط مدرسه نزدیک شود.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه نقش والدین در این مرحله فقط کنترل برنامه نیست و گفتوگو نیز اهمیت زیادی دارد، تصریح میکند: پرسیدن سؤالهایی مانند «از شروع مدرسه چه چیزی بیشتر از همه خوشحالت میکند؟» یا «فکر میکنی چه چیزی ممکن است برایت سخت باشد؟» میتواند نگرانیهای کودک را آشکار کند. گاهی مسئلهای که از نگاه بزرگسالان ساده به نظر میرسد، برای دانشآموز اهمیت زیادی دارد؛ از تغییر معلم و کلاس گرفته تا نگرانی درباره دوست پیدا کردن یا عقب ماندن از درسها.
هدف از آمادهسازی برای مدرسه نباید این باشد که دانشآموز پیش از باز شدن مدرسه به یک برنامه فشرده عادت کند
صالحی با بیان اینکه در این میان، مقایسه کردن نیز میتواند شرایط را دشوارتر کند، ادامه میدهد: جملههایی مانند «دوستت تابستان هم درس میخواند» یا «باید امسال از همه بهتر باشی» ممکن است با هدف ایجاد انگیزه گفته شوند، اما میتوانند فشار بیشتری به دانشآموز وارد کنند. تمرکز بر مسئولیتپذیری، تلاش و پیشرفت شخصی، به جای مقایسه مداوم با دیگران، میتواند نگاه سالمتری نسبت به شروع سال تحصیلی ایجاد کند.
وی میگوید: معلمها نیز در روزهای ابتدایی مدرسه با دانشآموزانی مواجهاند که از نظر آمادگی ذهنی و عاطفی شرایط یکسانی ندارند. ممکن است یک دانشآموز از همان روزهای اول آماده مشارکت باشد و دانشآموز دیگری برای بازگشت به نظم کلاس زمان بیشتری نیاز داشته باشد. توجه به این تفاوتها و ایجاد فضایی که در آن دانشآموز بتواند بدون ترس از اشتباه سؤال بپرسد و دوباره وارد فرایند یادگیری شود، میتواند شروع سال را آسانتر کند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هدف از آمادهسازی برای مدرسه نباید این باشد که دانشآموز پیش از باز شدن مدرسه به یک برنامه فشرده عادت کند، اضافه میکند: مهمتر از آن، ایجاد یک ریتم متعادل میان خواب، استراحت، بازی، فعالیتهای خانوادگی و مسئولیتهای درسی است. مدرسه زمانی میتواند شروع موفقی داشته باشد که دانشآموز آن را فقط مجموعهای از تکلیف و امتحان نبیند، بلکه احساس کند برای ورود دوباره به این محیط، هم از نظر برنامه روزانه و هم از نظر عاطفی آمادگی پیدا کرده است.

شاید برای یک بزرگسال، فاصله میان آخرین روز تعطیلات و نخستین صبح مدرسه فقط ورق خوردن یک صفحه از تقویم باشد، اما برای دانشآموز، این فاصله میتواند مرز میان دو سبک متفاوت از زندگی باشد. یک طرف، روزهایی با برنامههای منعطف و زمان آزاد قرار دارد و طرف دیگر، صبحهای زود، کلاس، تکلیف و ساعتهای مشخص و طبیعی است که عبور از این مرز برای همه با یک سرعت اتفاق نیفتد.
در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد عجله برای بازگرداندن همه چیز به حالت عادی نیست، بلکه ساختن تدریجی یک نظم قابلتحمل است. تنظیم خواب، برنامهریزی متعادل، استراحت کافی و اختصاص زمانی برای تفریح میتواند کمک کند دانشآموز بدون فشار اضافی وارد سال تحصیلی شود. ذهن برای یادگیری به آرامش و فرصت نیاز دارد و نمیتوان انتظار داشت تنها با تغییر ساعت زنگ مدرسه، تمام عادتهای چند ماه گذشته نیز تغییر کنند.
از طرف دیگر، رفتار والدین و معلمها میتواند این دوره گذار را آسانتر یا دشوارتر کند. توجه به احساسات دانشآموز، شنیدن نگرانیهای او و پرهیز از مقایسه و فشار بیش از حد، به کودک پیام میدهد که برای دوباره هماهنگ شدن با مدرسه فرصت دارد و در مقابل، تبدیل روزهای نخست به میدان سنجش و توقع بالا ممکن است فشار روانی بیشتری ایجاد کند.
بازگشت به مدرسه بیشتر از آنکه یک شروع ناگهانی باشد، یک فرایند بازتنظیم است؛ بازتنظیم ساعت خواب، عادتهای روزانه، توجه و ذهنی که باید دوباره با فضای یادگیری همراه شود. شاید بهترین تصویر از آغاز سال تحصیلی نه دانشآموزی باشد که از همان روز اول بینقص و آماده است، بلکه کودکی باشد که قدمبهقدم دوباره ریتم خودش را پیدا میکند و در کنار مدرسه، یاد میگیرد چگونه میان درس، استراحت، ارتباط و زندگی روزمره تعادل برقرار کند.
نظر شما