به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ حسین حمیدی، سردبیر خبرگزاری ایمنا در یادداشتی نوشت:
«یک واقعیت ساده وجود دارد که هر هنرمندی باید با آن روبهرو شود، در جنگ رسانهای، اولین روایت معمولاً ماندگارترین روایت است که هالیوود این را بهتر از هر کسی میداند و سالهاست بر اساس همین اصل کار میکند.
فیلمهایی که از جنگ ویتنام، خلیج فارس، عراق و ... ساخته شد همه یک چیز مشترک دارند آن هم این است که آمریکا اول ساخت و بقیه دنیا از پشت آن روایت به ماجرا نگاه کردند، حال تصور کنید فردا هالیوود فیلمی از همین جنگی بسازند که ما در آن بودیم، با قهرمانان خیالی و دروغهای بزرگ که نمونه بارز آن در رسانه CBS نمایش داده شد.
با نگاه به سیر تولیدات و روایتسازی از جنگ نسل بعدی ما ایران را از زبان هالیوود خواهد شناخت، نه از زبان کسانی که واقعا آنجا بودند.
واقعیتهای میدانی این جنگها خودشان فیلمنامهاند نه فیلمنامههایی که کسی نشسته و نوشته باشد، بلکه فیلمنامههایی که زندگی نوشته و هنوز روی زمین ماندهاند. یک طرف این فیلمنامه سند مظلومیت است، کودکانی که در مدرسه میناب زیر بمباران به شهادت رسیدند، خانوادههایی که شب عروسیشان به عزا تبدیل شد، مردم عادی که هیچکدام در هیچ پایگاه نظامی نبودند و هیچ سلاحی در دست نداشتند.
اینها تصویر تجاوزی است که آمریکا میخواهد نامش را «عملیات دقیق» بگذارد و سینما میتواند این نام را از آنها بگیرد، اما طرف دیگر همین فیلمنامه چیز دیگری است، موشکهایی که پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس، در اردن و در تلآویو را هدف گرفتند و نشان دادند که رزمندگان ایران اسلامی از ذرهای از خاک کشور کوتاه نمیآیند؛ این دوگانگی، مظلومیتی که خشم میآورد و اقتداری که غرور، همان چیزی است که کمتر سینمایی در تاریخ اینقدر آماده و دستنخورده پیدا کرده است، اما شاید قویترین صحنهای که هنوز کسی نساخته، در میدان جنگ نباشد، بلکه در خیابان، جایی که بیش از دویست شب، مردم ایران بیرون ماندند، نه با دستور، نه با اجبار، بلکه چون ماندن را انتخاب کردند. این تصویر اگر درست روایت شود، نهتنها برای مخاطب ایرانی که برای هر بینندهای در هر جای دنیا قابل لمس خواهد بود، چون زبان مقاومت ترجمه نمیخواهد.
اما فوریت ماجرا اینجاست: هر روزی که میگذرد، این روایتها کمرنگتر میشوند، چراکه حافظه جمعی کوتاه است و رسانههای دشمن دائما در حال بازنویسی تاریخاند؛ شما کارگردان، فیلمنامهنویس، بازیگر و طراح بازی امروز در موقعیتی هستید که هیچ دیپلماتی، هیچ فرماندهی و هیچ سیاستمداری در آن نیست. دوربین شما میتواند جایی برود که هیچ سلاحی نمیرود، میتواند ذهن جوانی را در تهران، در بغداد، در پاریس و در نیویورک لمس کند و چیزی در او جابهجا کند که هیچ خطابهای این کار را نمیکند، چراکه این قدرت است و این قدرت مسئولیت میآورد.
حال یک نکته را باید روشن گفت، نبرد حق و باطل تمام نشده و تنها شکل آن تغییر کرده و میدان از خاک به روایت منتقل شده و در این میدان، هر روز که بگذرد و ما ساکت بمانیم، دشمن یک قدم جلوتر است. به همین دلیل است که تولید در حین حرکت دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی است که تاریخ تحمیل کرده است. منتظر شرایط ایدهآل نباشید، منتظر بودجه کامل نباشید، منتظر اجازه نباشید. بسازید، اگر لازم است ناقص بسازید، کوچک بسازید، اما بسازید چون در جنگ روایتها، آنکه دیر شروع کند، عقب نیست، بلکه غایب است.
امام شهید ما وقتی از هنر بهعنوان سلاح حرف میزند، نه شعار میداد و نه تعارف میکرد، بلکه یک تجربه تاریخی را که دیده بود را ترجمه میکرد، کمااینکه ملتها با روایتهایشان زنده میمانند، نهتنها با پیروزیهایشان.
ما پیروزی داشتیم، اکنون نوبت روایت است که اگر این روایت را ما نسازیم، دشمن میسازد و در جنگ روایتها، کسی که میدان را خالی بگذارد نه بیطرف مانده، بلکه بازنده شده است.»
نظر شما