به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، وقتی صحبت از معماری رنگی در جهان میشود، شاید بسیاری انتظار داشته باشند نمونههایی از ساختمانهای معاصر با نماهای پررنگ و طراحیهای جسورانه در صدر توجه قرار گیرند، اما فهرست تازهای که در کتاب معتبر معماری جهان با عنوان «Chromatic Architecture» یا «معماری رنگین» ارائه شده است، نگاه متفاوتی دارد که یکی از مهمترین نمونههای آن را در قلب تاریخی اصفهان و در معماری دوره صفوی پیدا میکند.
در این فهرست ششگانه، مسجد امام اصفهان در کنار بناهایی از بارسلونا، دیترویت، توکیو، هیلورسوم هلند و لندن قرار گرفته است؛ انتخابی که جایگاه معماری اصفهان را در روایت جهانی درباره رنگ، تجربه فضایی و هویت معماری برجسته میکند.
این کتاب توسط RIBA Publishing، انتشارات وابسته به مؤسسه سلطنتی معماران بریتانیا، منتشر شده است؛ مجموعهای تخصصی که آثار و مطالعات معماری و طراحی را در سطح حرفهای و بینالمللی منتشر میکند. کتاب «معماری رنگین» نوشته آدام ناتانیل فورمن، طراح و معمار برجسته و کیت مازاده، نویسنده و مشارکتکننده مجله معماری دزین (Dezeen)، است و ۳۴ نمونه از کاربردهای خلاقانه و معنادار رنگ در معماری را بررسی میکند.
نکته مهم در این اثر آن است که نویسندگان رنگ را تنها یک پوشش تزیینی برای ساختمان نمیدانند. از نگاه آنها رنگ میتواند احساس، حافظه، هویت فرهنگی، ادراک فضا و رابطه انسان با محیط ساختهشده را شکل دهد. همین رویکرد است که موجب شده است شاهکار معماری صفوی در اصفهان،کنار بعضی از تجربیترین ساختمانهای رنگارنگ دوران معاصر قرار گیرد.

اصفهان؛ جایی که رنگ بخشی از معماری است
در میان شش انتخاب کتاب، مسجد امام اصفهان تاریخیترین نمونه معرفی شده است؛ بنایی که در سال ۱۶۲۹ میلادی به طراحی علیاکبر اصفهانی ساخته شد و به یکی از درخشانترین جلوههای معماری صفوی تبدیل شد.
اما اهمیت انتخاب این بنا تنها به قدمت آن بازنمیگردد. آنچه توجه نویسندگان «معماری رنگین» را جلب کرده، شیوهای است که در آن رنگ و کاشیکاری با هندسه و حجم معماری درهم تنیده شدهاند؛ تا جایی که تفکیک میان «ساختمان» و «رنگ» دشوار میشود.
آدام ناتانیل فورمن، مسجد امام را مرجعی کمنظیر برای استفاده از کاشیهای لعابدار میداند و معتقد است کاشیهای آبی چگونه همزمان حجمهای معماری را تعریف و درک آنها را دگرگون میکنند. پوشش رنگی گسترده بر هندسه پیچیده طاقها و گنبدها، مرزهای فیزیکی بنا را در نگاه بیننده کمرنگ میکند و احساسی از گستردگی و بینهایت به وجود میآورد.

این ویژگی یکی از مهمترین نکات درباره معماری اصفهان است: رنگ در اینجا روی معماری قرار نگرفته است؛ رنگ خود معماری را تعریف میکند. گنبدها، ایوانها، طاقها و سطوح هندسی مسجد امام، بدون نظام رنگی پیچیده کاشیها تجربهای کاملاً متفاوت ایجاد میکردند. طیفهای آبی، فیروزهای، سفید و رنگهای مکمل، در کنار هندسه و نور، فضایی میسازند که در طول روز با تغییر زاویه تابش خورشید نیز جلوههای متفاوتی پیدا میکند.
از همین منظر، قرار گرفتن مسجد امام اصفهان در فهرست شش نمونه منتخب، تنها انتخاب یک بنای تاریخی زیبا نیست، بلکه تاییدی بر یک ایده مهم در معماری است: یک شهر میتواند هویت خود را از طریق زبان رنگی معماری به نسلهای مختلف منتقل کند.

دومین نمونه، کاخ موسیقی کاتالان در بارسلونا است که در سال ۱۹۰۸ توسط لوئیس دومنک ای مونتانر طراحی شد. این بنا نمونهای شاخص از معماری مدرنیسم کاتالان محسوب میشود و در آن موزاییک، سرامیک، شیشههای رنگی، سنگ و آجر در ترکیبی پیچیده به کار رفتهاند.
فورمن این بنا را نمونهای برجسته از مفهوم «اثر هنری یکپارچه» میداند؛ جایی که رنگ و مصالح موجب میشوند مرز میان ساختار و تزیین کمرنگ شود. نتیجه، فضایی عمومی است که معماری، صنایعدستی، نور، رنگدانه و مصالح در آن به تجربهای واحد تبدیل میشوند.

در دیترویت آمریکا، ساختمان گاردین که در سال ۱۹۲۹ توسط Wirt C. Rowland طراحی شد، نمونه سوم فهرست است. این ساختمان یکی از نمونههای شاخص رنگپردازی چندرنگ در معماری آرتدکو معرفی شده است. ترکیب سفال لعابدار و سنگ در فضای داخلی، ریتم و کیفیت بصری ویژهای ایجاد میکند و نشان میدهد رنگ میتواند بخشی از شخصیت و ساختار ادراکی یک ساختمان باشد، نه لایهای نهایی روی سطح آن.

چهارمین نمونه، مجتمع موسوم به سرنوشت وارونه (Reversible Destiny) در توکیو است که در سال ۲۰۰۵ توسط شوساکو آراکاوا و مادلین گینز طراحی شد. این مجموعه با استفاده از رنگهای متضاد و ترکیببندیهای غیرمعمول، تلاش میکند تجربهای متفاوت از زندگی روزمره ایجاد کند.
از نگاه نویسندگان کتاب، این پروژه با فاصله گرفتن از تصور خانه بهعنوان پسزمینهای خنثی برای زندگی، ساکنان را وادار میکند نسبت به محیط اطراف خود هوشیارتر باشند. در اینجا رنگ با ایجاد تضادهای شدید، بخشی از تجربه جسمانی و ذهنی فضا میشود و نشان میدهد طراحی رنگ میتواند بر میزان توجه و فعالیت انسان در محیط تأثیر بگذارد.

پنجمین انتخاب، مؤسسه هلند برای صدا و تصویر در شهر هیلورسوم است که توسط دفتر Neutelings Riedijk Architects طراحی و در سال ۲۰۰۶ تکمیل شد. نمای این ساختمان با شیشههای رنگی گستردهای شکل گرفته که طیف متنوعی از رنگها را در سراسر پوسته بنا ایجاد میکند. این ساختمان نمونهای از استفاده معاصر و جسورانه از رنگ است؛ بهگونهای که نمای رنگی آن هم تأثیری بسیار قدرتمند بر سیمای شهری دارد و هم از نظر ترکیب رنگ و عمق بصری، کیفیتی پیچیده ایجاد میکند.

ششمین و جدیدترین نمونه فهرست، ساختمان کرویدان کولونید (Croydon Colonnade) در لندن است که در سال ۲۰۲۳ توسط خود آدام ناتانیل فورمن طراحی شده است. این پروژه بر ظرفیت سرامیکهای دستساز برای ایجاد رنگهای زنده و کیفیتی لمسی در مقیاس شهری تمرکز دارد.
فورمن در این پروژه تلاش کرده است یک مسیر شهری روزمره را به فضایی متفاوت تبدیل کند؛ فضایی که رنگ، بافت و سرامیک در آن میتوانند تجربهای جمعی و شادتر از حرکت در شهر ایجاد کنند. در نتیجه، رنگ در اینجا از داخل ساختمان فراتر میرود و مستقیم وارد قلمروی فضای عمومی میشود.

اهمیت این انتخاب ششگانه در آن است که بناهای معرفیشده متعلق به یک دوره، سبک یا جغرافیای مشخص نیستند؛ از مسجد تاریخی اصفهان و معماری اوایل قرن بیستم بارسلونا گرفته تا آرتدکوی دیترویت، یک مجموعه مسکونی تجربی در توکیو و پروژههای معاصر در هلند و لندن. این گستره تاریخی و جغرافیایی نشان میدهد که رنگ در معماری میتواند در فرهنگها و دورههای مختلف، نقشهای بهطور کامل متفاوتی داشته باشد.
در چنین نگاهی، شهر رنگی تنها بهمعنای استفاده افراطی از رنگهای تند نیست. آنچه این نمونهها را به یکدیگر مرتبط میکند، استفاده آگاهانه از رنگ برای تقویت هویت مکان، تعریف فضا، ایجاد تجربه حسی، بیان فرهنگ و حتی تغییر نحوه حضور انسان در محیط شهری است. از مسجد امام اصفهان تا یک گذر شهری در لندن، رنگ میتواند بخشی از زبان معماری باشد و بر چگونگی دیدهشدن و تجربهشدن شهر اثر بگذارد.
نظر شما