به گزارش خبرگزاری ایمنا، جمعیت هر شهر فقط مجموعهای از اعداد و نمودارهای آماری نیست؛ ویژگیهای سنی شهروندان، یکی از عوامل تعیینکننده در شکلگیری نیازهای شهری و نحوه توزیع خدمات به شمار میرود، از این منظر تفاوت میان استانهای جوان و سالمند کشور میتواند تصویری متفاوت از اولویتهای برنامهریزی شهری در مناطق مختلف ایران ارائه کند.
بر اساس دادههای منتشرشده در سالهای اخیر، سیستان و بلوچستان در میان جوانترین استانهای کشور قرار دارد و سهم جمعیت زیر ۱۵ سال در این استان بسیار بالاتر از بسیاری از مناطق کشور است. در مقابل، گیلان در شمار استانهایی قرار دارد که سهم جمعیت سالمند در آن بالاست و روند سالمندی در این استان با سرعت بیشتری خود را در ساختار جمعیتی نشان داده است.
این تفاوت به معنای آن است که نمیتوان برای همه شهرهای کشور نسخه واحدی از برنامهریزی شهری ارائه کرد؛ زیرا شهری که با رشد جمعیت جوان و افزایش تقاضا برای آموزش، مسکن و اشتغال روبهرو است، نیازهایی متفاوت از شهری دارد که بخش قابل توجهی از جمعیت آن را سالمندان تشکیل میدهند.
شهر جوان؛ نیازمند زیرساخت برای آینده
در استانهای جوان، برنامهریزی شهری باید فراتر از پاسخگویی به نیازهای فعلی حرکت کند. جمعیت کودک و نوجوان امروز، در سالهای آینده وارد بازار آموزش عالی، اشتغال، مسکن و حملونقل خواهد شد و اگر زیرساختهای شهری متناسب با این روند توسعه پیدا نکند، فشار بر شهر افزایش خواهد یافت.
در چنین شهرهایی، تأمین زمین و فضای مناسب برای مدارس، مراکز فرهنگی و ورزشی، توسعه حملونقل عمومی، ایجاد فرصتهای شغلی و تأمین مسکن متناسب با توان اقتصادی خانوارها از جمله موضوعاتی است که باید در برنامههای توسعه شهری مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، جوانی جمعیت میتواند یک ظرفیت برای توسعه اقتصادی و اجتماعی شهر باشد؛ مشروط بر آنکه مدیریت شهری و سایر نهادهای مسئول بتوانند زیرساختهای لازم برای استفاده از این ظرفیت را فراهم کنند.

سالمندی؛ تغییر در تعریف فضای شهری
در سوی دیگر، شهرهای سالمند با مجموعه متفاوتی از نیازها مواجه هستند. افزایش سهم سالمندان، ضرورت بازنگری در طراحی معابر، فضاهای عمومی، حملونقل و خدمات شهری را افزایش میدهد.
پیادهروهای مناسب، سطوح هموار، مبلمان شهری قابل استفاده، دسترسی آسان به ایستگاههای حملونقل عمومی، افزایش ایمنی تقاطعها و فراهمکردن امکان حضور سالمندان در فضاهای اجتماعی، تنها بخشی از الزاماتی است که باید در طراحی شهرهای سالمند مورد توجه قرار گیرد.
در چنین شرایطی، مناسبسازی نباید صرفاً به نصب چند رمپ یا اصلاح تعدادی از معابر محدود شود؛ بلکه باید به عنوان یک رویکرد فراگیر در طراحی شهری دیده شود؛ رویکردی که امکان استفاده مستقل و ایمن از شهر را برای گروههای مختلف سنی فراهم کند.
برنامهریزی شهری باید جمعیت را ببیند
یکی از چالشهای برنامهریزی شهری زمانی شکل میگیرد که تحولات جمعیتی با تأخیر وارد فرآیند تصمیمگیری شوند. ساخت مدرسه، طراحی شبکه حملونقل، جانمایی مراکز درمانی، تعیین تراکم ساختمانی و حتی طراحی پارکها و فضاهای عمومی، همگی باید بر اساس شناختی از جمعیت فعلی و روندهای آینده انجام شود.
به بیان دیگر، طرحهای توسعه شهری نباید فقط بگویند شهر کجا ساخته شود، بلکه باید مشخص کنند چه جمعیتی قرار است در این فضا زندگی کند و این جمعیت چه نیازهایی خواهد داشت.
این مسئله اهمیت استفاده از دادههای جمعیتی در فرآیند برنامهریزی را دوچندان میکند. اطلاعات مربوط به سن، روند تولد و مرگ، مهاجرت، اندازه خانوار و توزیع جمعیت میتواند به مدیران شهری کمک کند تا پیش از شکلگیری بحران، زیرساختهای مورد نیاز را پیشبینی کنند.

یک نسخه برای همه شهرها؟
تفاوت میان استانهای جوان و سالمند نشان میدهد که سیاستگذاری شهری نمیتواند صرفاً بر اساس یک الگوی ثابت و سراسری انجام شود. حتی در داخل یک استان نیز ممکن است یک شهر با افزایش جمعیت جوان مواجه باشد و شهری دیگر، به دلیل مهاجرت جوانان و افزایش امید به زندگی، روند سالمندی را تجربه کند.
از این رو، برنامهریزی شهری باید به سمت دادهمحوری و جمعیتمحوری حرکت کند و تصمیمهای مربوط به توسعه کالبدی شهر با تغییرات جمعیتی هماهنگ شود.
در این میان، موضوع فقط ساخت زیرساختهای جدید نیست؛ در بسیاری از شهرها میتوان با بازتنظیم کاربریها، بهبود دسترسی به خدمات، بازطراحی فضاهای عمومی و ارتقای کیفیت حملونقل، ظرفیتهای موجود را با نیازهای جمعیتی جدید هماهنگ کرد.
از آمار جمعیت تا طراحی شهر
تغییرات جمعیتی در نهایت خود را در فضای شهر نشان میدهد. شهری با جمعیت جوان به فضاهای آموزشی، ورزشی و اشتغال بیشتری نیاز پیدا میکند و شهری که به سمت سالمندی پیش میرود، باید برای دسترسی آسانتر به خدمات، سلامت، تفریح و حملونقل برنامهریزی کند.
بنابراین، آمارهای جمعیتی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که از جدولها و گزارشهای آماری وارد فرآیند تصمیمگیری شهری شوند. شناخت ساختار سنی جمعیت میتواند مبنایی برای تعیین اولویت پروژهها، جانمایی خدمات و حتی بازتعریف کیفیت فضای عمومی باشد.
در نهایت، جوانی سیستان و بلوچستان و سالمندی گیلان را نباید صرفاً به عنوان دو عنوان در جدول جمعیتی کشور دید؛ این تفاوتها هشداری برای نظام برنامهریزی شهری است تا بپذیرد شهرها با یک الگوی جمعیتی واحد اداره نمیشوند. آینده شهر ایرانی، بیش از گذشته به توان برنامهریزان در خواندن تغییرات جمعیتی و تبدیل آن به تصمیمهای فضایی و طراحی شهری وابسته است.
نظر شما