به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرها در طول زمان با مجموعهای از مسائل پیچیده همچون رشد جمعیت، گسترش کالبدی، تغییر الگوی سفر، کمبود زیرساخت، کاهش کیفیت محیطزیست و نابرابری در دسترسی به خدمات روبهرو میشوند، در چنین شرایطی توسعه شهری بدون برخورداری از یک چارچوب راهبردی میتواند به تصمیمهایی پراکنده و پروژههایی منجر شود که در راستای یکدیگر قرار ندارند.
طرحهای راهبردی با شناخت ظرفیتها، محدودیتها، مسائل و فرصتهای یک شهر، تصویری از وضعیت موجود ارائه و مسیر دستیابی به وضعیت مطلوب را مشخص میکنند. اهمیت این اسناد زمانی بیشتر میشود که برنامهریزی شهری تنها به توسعه فیزیکی شهر محدود نباشد و موضوعاتی همچون اقتصاد شهری، عدالت فضایی، محیطزیست، حملونقل، تابآوری و کیفیت زندگی نیز در آن مورد توجه قرار گیرد.
در واقع، طرح راهبردی باید مشخص کند که شهر در سالهای آینده چه جایگاهی میخواهد داشته باشد و برای رسیدن به این جایگاه چه سیاستها، برنامهها و اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد.
یکی از مهمترین کارکردهای طرحهای راهبردی، ایجاد ارتباط میان سطح کلان برنامهریزی و جزئیات طراحی شهری است. تصمیمهایی که در سطح راهبردی درباره نحوه توسعه شهر، تراکم، شبکه معابر، مراکز فعالیت، فضاهای سبز و پهنههای سکونتی گرفته میشود، در نهایت بر شکل و کیفیت فضاهای شهری اثر میگذارد.
اگر این ارتباط بهدرستی برقرار نشود، ممکن است پروژههای طراحی شهری از اهداف کلان شهر فاصله بگیرند؛ بهعنوان مثال، توسعه یک محور یا ساخت یک مجموعه شهری بدون توجه به ظرفیت شبکه حملونقل، زیرساختهای پیرامونی و الگوی توزیع خدمات میتواند به افزایش ترافیک، فشار بر زیرساختها و تشدید نابرابری فضایی منجر شود.

جلوگیری از توسعه پراکنده و تصمیمهای مقطعی
طرحهای راهبردی میتوانند ابزاری برای کنترل توسعه بیضابطه شهری باشند. گسترش افقی شهر، تغییر کاربری اراضی پیرامونی و ساختوساز در پهنههایی که از نظر زیستمحیطی یا زیرساختی ظرفیت کافی ندارند، از جمله پیامدهایی است که در نبود سیاستگذاری بلندمدت میتواند هزینههای زیادی به شهر تحمیل کند.
در مقابل، یک چارچوب راهبردی مشخص میتواند اولویت توسعه را بر اساس ظرفیتهای واقعی شهر تعیین کند و میان توسعه کالبدی و توان شبکههای خدماتی، حملونقل و زیرساختی تعادل ایجاد کند.
با وجود اهمیت این اسناد، چالش اصلی بسیاری از شهرها تنها تهیه طرح نیست، بلکه فاصله میان برنامه و اجرا است. طرحهای راهبردی زمانی میتوانند بر آینده شهر اثر بگذارند که اهداف و سیاستهای آنها به برنامههای اجرایی، پروژههای مشخص و سازوکارهای نظارت و ارزیابی تبدیل شوند.
از سوی دیگر، تحولات اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فناوری موجب میشود اسناد شهری نتوانند برای همیشه ثابت باقی بمانند، بنابراین طرحهای راهبردی باید ضمن داشتن چشمانداز بلندمدت، از انعطافپذیری لازم برای پاسخ به تغییرات برخوردار باشند.
راهبردی برای شهر انسانمحور
امروزه نقش طرحهای راهبردی را نمیتوان تنها در تعیین پهنههای ساختوساز و مسیر توسعه کالبدی شهر خلاصه کرد. شهر معاصر نیازمند رویکردی است که کیفیت زندگی شهروندان را در مرکز تصمیمگیری قرار دهد؛ از دسترسی عادلانه به خدمات و حملونقل عمومی گرفته تا حفظ فضاهای سبز، ارتقای پیادهمداری، کاهش وابستگی به خودرو و افزایش تابآوری در برابر بحرانها.
از این منظر، طرح راهبردی زمانی موفق خواهد بود که میان چشمانداز بلندمدت شهر و تصمیمهای روزمره مدیریت شهری ارتباط برقرار کند و اجازه ندهد پروژههای منفرد، بدون توجه به ساختار کلی شهر، مسیر توسعه را تعیین کنند.
در نهایت، طرحهای راهبردی را میتوان حلقه اتصال میان شناخت مسائل شهری، سیاستگذاری، برنامهریزی و طراحی دانست؛ اسنادی که اگر با مشارکت ذینفعان، دادههای دقیق، نگاه آیندهنگر و سازوکار اجرایی مناسب تدوین شوند، میتوانند به جای آنکه تنها در قفسه بایگانی مدیریت شهری باقی بمانند، به ابزاری برای ساختن شهری منسجم، تابآور، عادلانه و قابلزیست تبدیل شوند.
نظر شما