به گزارش خبرگزاری ایمنا، بارش شدید زمانی به بحران شهری تبدیل میشود که شهر پیش از رسیدن آب، مسیر حرکت آن را از دست داده باشد. خیابانهایی که برای بارشهای معمول طراحی شدهاند، مسیلهایی که با ساختوساز یا پسماند مسدود شدهاند، شبکههای دفع آبهای سطحی که ظرفیت کافی ندارند و سطوح گسترده آسفالت و بتن، همگی میتوانند یک بارش چندساعته را به اختلالی گسترده در زندگی شهروندان تبدیل کنند.
در چنین شرایطی، بحث درباره پدیدههایی همچون النینو تنها یک موضوع هواشناسی نیست؛ اثر واقعی این پدیده زمانی آشکار میشود که بارش یا تغییرات جوی با نقاط ضعف کالبدی، زیرساختی و مدیریتی شهر برخورد کند.
یکی از مهمترین خطاها در مدیریت بارشهای حدی، تمرکز صرف بر پیشبینی میزان بارندگی است. اینکه در یک شهر چند میلیمتر باران میبارد، بهتنهایی تعیینکننده شدت بحران نیست.
ویژگیهای حوضه آبریز، شیب زمین، ظرفیت شبکه جمعآوری آبهای سطحی، وضعیت رودخانهها و مسیلها، میزان نفوذپذیری خاک و نحوه توسعه شهری، همگی تعیین میکند که یک بارش چگونه به رواناب و سپس سیلاب تبدیل شود.
نخستین اقدام؛ بازخوانی نقشه خطر شهر
اگر احتمال وقوع بارشهای شدید افزایش پیدا کند، نخستین اقدام مدیریت شهری نباید ساختوساز یک پروژه جدید باشد؛ بلکه باید مشخص شود آب در صورت بارش شدید از کجا وارد شهر میشود و از چه مسیری عبور خواهد کرد.
شهرداریها باید نقشههای پهنهبندی خطر سیلاب را با دادههای جدید هواشناسی، توپوگرافی و تغییرات کاربری زمین بهروزرسانی کنند. نقاط گلوگاهی، زیرگذرها، پلها، تقاطعهای حساس، محلههای کمارتفاع، حاشیه رودخانهها و مسیلها و همچنین مراکز حیاتی همچون بیمارستانها، ایستگاههای آتشنشانی و مراکز امدادی باید در اولویت این بررسی قرار گیرند.
شهر باید پیش از بحران بداند که در صورت بسته شدن یک مسیر، آب و ترافیک به کدام نقطه منتقل میشود و چه زیرساختی در معرض اختلال قرار خواهد گرفت.

شبکه دفع آبهای سطحی؛ حلقهای که نباید فراموش شود
یکی از مهمترین اقدامات کوتاهمدت، پایش و پاکسازی شبکه جمعآوری آبهای سطحی است؛ دریچهها، کانالها، آبروها، کالورتها و مسیرهای انتقال آب باید پیش از آغاز دوره بارشهای شدید مورد بازبینی قرار گیرد، اما مسئله تنها لایروبی نیست و بسیاری از شهرهای ایران نیازمند بازنگری در ظرفیت شبکه دفع آبهای سطحی هستند، چراکه بخشی از این شبکه بر اساس آمار بارشهای گذشته طراحی شده است، در حالی که تغییرات اقلیمی میتواند الگوی بارش را از نظر شدت، مدت و زمان وقوع تغییر دهد.
بنابراین مدیران شهری باید از خود سوال کنند آیا زیرساختی که برای گذشته طراحی شده است، توان پاسخگویی به رخدادهای آینده را دارد؟
مسیلها را به حاشیه شهر برنگردانیم
تجربه سیلابهای گذشته نشان داده است که دستکاری مسیرهای طبیعی آب یکی از عوامل افزایش خسارت است. ساختوساز در حریم رودخانهها و مسیلها، تغییر مسیر آبراههها و تبدیل زمینهای طبیعی به سطوح ساختمانی، ظرفیت جذب و هدایت طبیعی آب را کاهش میدهد.
از اینرو، کنترل ساختوساز در حریم مسیلها و رودخانهها باید بخشی از سیاست پیشگیری شهری باشد، نه اقدامی که تنها پس از وقوع حادثه مورد توجه قرار گیرد.
راهکار دیگر، فاصله گرفتن از نگاه «هدایت آب» و حرکت به سمت مدیریت آب در محل بارش است؛ شهر اسفنجی بر همین مبنا شکل گرفته است؛ یعنی شهر به جای آنکه تمام آب باران را با سرعت به شبکه فاضلاب یا کانالها منتقل کند، بخشی از آن را در خود نگه میدارد، نفوذ میدهد و با تأخیر به شبکه منتقل میکند.
افزایش سطوح نفوذپذیر، توسعه فضای سبز سازگار با اقلیم، باغهای بارانی، آبراهههای سبز، مخازن ذخیره آب باران و استفاده از ظرفیت پارکها و فضاهای باز برای کنترل رواناب، میتواند فشار واردشده بر شبکه را کاهش دهد.
برای شهرهای ایران، این رویکرد یک مزیت دیگر نیز دارد؛ آب باران بهجای تبدیل شدن سریع به رواناب مخرب، میتواند تا حدی به یک منبع قابل مدیریت تبدیل شود.
در برنامهریزی شهری، فضاهای باز با کارکردهایی همچون تفریح، ورزش و اوقات فراغت تعریف میشود، اما در مدیریت بحران، این فضاها میتوانند بخشی از زیرساخت تابآوری شهر باشد.
پارکها، زمینهای باز و فضاهای عمومی مناسب میتوانند در طراحی شبکههای مدیریت رواناب نقش داشته باشند و در زمان بحران نیز به محل تجمع و اسکان موقت شهروندان تبدیل شوند، بنابراین حفظ زمینهای باز شهری، علاوه بر ارزش زیستمحیطی و اجتماعی، یک سرمایه برای مدیریت بحران محسوب میشود.
پیشبینی بارش شدید زمانی ارزشمند است که چند ساعت یا چند روز قبل از وقوع آن، امکان اقدام فراهم کند. شهرداری، مدیریت بحران، آب منطقهای، هواشناسی، آتشنشانی، پلیس و دستگاههای خدماترسان باید پروتکل مشخصی برای هشدارهای هواشناسی داشته باشند.
این پروتکل باید مشخص کند که با صدور هشدار سطح مشخص، چه کسی مسئول است، کدام زیرگذرها باید بسته شوند، کدام مسیرها باید تخلیه شوند، نیروهای امدادی در چه نقاطی مستقر شوند و اطلاعرسانی عمومی از چه مسیری انجام گیرد؛ به عبارت بهتر هشدار بدون سناریوی عملیاتی تنها یک پیام است؛ نه ابزار مدیریت بحران.

زیرساختهای حیاتی را از پیش ایمن کنیم
قطع برق، اختلال در شبکه مخابرات، آسیب به تأسیسات آب و فاضلاب یا مسدود شدن مسیرهای دسترسی به بیمارستانها میتواند آثار یک سیلاب را چند برابر کند، از همین رو ارزیابی تابآوری زیرساختهای حیاتی باید پیش از وقوع بارش انجام شود. تجهیزات برق و مخابرات در نقاط آسیبپذیر، تأسیسات زیرسطحی، بیمارستانها، مراکز امدادی و مسیرهای دسترسی به آنها باید در اولویت ارزیابی قرار گیرد.
تجربه سیلابهای گذشته یک پیام روشن برای شهرهای ایران دارد « نمیتوان تمام بار مسئولیت را بر دوش نیروهای امدادی گذاشت، آتشنشانی و مدیریت بحران باید در لحظه حادثه وارد عمل شوند، اما بخش اصلی کاهش خسارت باید ماهها و حتی سالها پیش از حادثه انجام شده باشد.»
بازنگری در طرحهای توسعه شهری، جلوگیری از ساختوساز در پهنههای پرخطر، افزایش نفوذپذیری زمین، حفاظت از مسیلها، توسعه زیرساختهای سبز، تقویت شبکه پایش بارش و ایجاد سامانههای هشدار سریع، مجموعه اقداماتی هستند که تابآوری شهر را پیش از وقوع بحران افزایش میدهند.
النینو چه ضعیف باشد و چه یک رخداد قویتر از دورههای گذشته، نباید بهانهای برای ترس از بارش باشد؛ بلکه باید مسیری برای بازنگری در آمادگی شهرها باشد به عبارت بهتر مسئله این است که شهر در برابر آبی که وارد آن میشود، چه برنامهای دارد.
شهری که مسیر آب را میشناسد، نقاط آسیبپذیر خود را از قبل شناسایی و زیرساختهای حیاتی را ایمن کرده است همچنین برای چند سناریوی مختلف برنامه دارد، حتی در رویارویی با رخدادهای حدی نیز آسیبپذیری کمتری خواهد داشت. اما شهری که تنها پس از جاری شدن آب به فکر مدیریت بحران میافتد، حتی یک بارش کوتاه اما شدید در آن ممکن است به بحرانی گسترده تبدیل شود.
نظر شما