به گزارش خبرگزاری ایمنا، بسته سیاست داخلی به ارائه اخبار برگزیده منتشر شده در ۲۴ ساعت گذشته میپردازد که در ادامه میخوانید:
روزنامه ایران با تیتر «ذخایر آمریکا دیگر سپر نفت نیست» به موضوع تشدید بحران بازار نفت جهانی و ناتوانی ذخایر راهبردی در مهار قیمتها پرداخت و نوشت: با تحولات جدید در تنگه بابالمندب، بحران فعلی دیگر یک شوک کوتاهمدت نیست؛ قیمت برنت برای تحویل ژوئن ۲۰۲۷ به ۱۰۴ دلار رسیده و معاملهگران در واقع از بازاری حرف میزنند که انتظار کمبود عرضه، اختلال حملونقل، فشار بر پالایشگاهها و هزینه بالای سوخت دستکم تا ماههای آینده از آن میرود. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده ذخایر نفت با سرعت کمسابقه تخلیه شده و بازار امسال با کسری ۱.۷ تا ۱.۷۵ میلیون بشکه در روز روبهروست؛ میان فوریه تا اوت، ذخایر روزانه ۲.۸ میلیون بشکه کاهش یافته و بازگشت به مازاد عرضه از سال ۲۰۲۷ عقب افتاده است. آزادسازی ذخایر فقط چند هفته قیمتها را مهار میکند و وقتی مشکل در تنگهها، نفتکشها، بیمه، پالایش و گازوئیل است، تزریق نفت خام از انبارها فقط بخش کوچکی از بحران را پوشش میدهد.

روزنامه کیهان با تیتر «عمان حافظ منافع آمریکاست؛ نشست مسقط تله است، مراقب باشید!» به موضوع تحرکات دیپلماتیک مشکوک پیرامون تنگه هرمز و نشست ۸جانبه صلاله پرداخت و نوشت: در شرایطی که دشمن در میدان نظامی و کارزار اقتصادی به درهای بسته خورده، گذاشتن کارت برنده ایران روی میز مسقط که صرفاً «حافظ منافع کاخ سفید» است، ریسک تبدیل بزرگترین اهرم اقتدار راهبردی به معاملهای خسارتبار را دارد. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده (معادل یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان) از این آبراه تحت کنترل ایران عبور میکند و ابعاد اقتدار ایران فراتر از نفت است: ۴۳ درصد آلومینیوم ترکیه، ۲۶ درصد ژاپن، ۱۸ درصد کره جنوبی و ۱۶ درصد خود آمریکا از این مسیر تأمین میشود و در حوزه صنایع پایه و کشاورزی، ۵۵ درصد گوگرد اندونزی، ۴۸ درصد چین، ۴۱ درصد هند، ۳۸ درصد مراکش و ۳۲ درصد برزیل کاملاً به امنیت این آبراه وابستهاند.

روزنامه همشهری با تیتر «surprize» به موضوع غافلگیری مقامات آمریکایی و رسانههای غربی از توان نظامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخت و نوشت: با گذشت بیش از ۶ ماه از جنگ، اعترافهای ترامپ («ما شوکه شدیم» در اسفند ۱۴۰۴ و «من غافلگیر شدم» در شهریور ۱۴۰۵)، اظهارات هگست («نمیتوانم بگویم پیشبینی کرده بودیم»)، و گزارشهای واشنگتنپست، لوموند، تایم و فایننشالتایمز نشان میدهد برآوردهای واشنگتن درباره توان موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و عملیاتی ایران با واقعیت میدان فاصله داشته است. این شگفتیها فقط به موشک محدود نیست؛ کاخسفید و جهانیان از توان تهران در رزم دریایی، بازسازی ظرفیتهای موشکی و پهپادی، عبور از لایههای دفاعی متکثر و تداوم عملیات در جنگ فرسایشی نیز غافلگیر شدهاند. واشنگتنپست حمله موشکی ایران به مواضع آمریکا را نشانه «تغییر بنیادین» در راهبرد ایران توصیف کرده و نوشته افزایش دقت موشکهای جدید، امکان استفاده تهاجمیتر از نیروی موشکی را به تهران داده است.

روزنامه دنیای اقتصاد با تیتر «حس خسارت پشت دیوار چین» به موضوع موقعیت دوگانه پکن در بحران تنگه هرمز پرداخت و نوشت: در گفتوگو با رحمن قهرمانپور واکاوی شد که چین از یکسو امنیت انرژی و حجم مبادلات تجاریاش را تهدید میبیند (ارزش صادرات ایران به چین در ۲۰۲۴ به بیش از ۱۴.۵ میلیارد دلار رسیده و چین شریک شماره یک ایران و عربستان است) و از سوی دیگر ورود مستقیم به مناقشه ایران و آمریکا میتواند هزینههای سیاسی و اعتبار بینالمللی قابلتوجهی داشته باشد. چین برای سومین بار از آغاز جنگ بهای بنزین و گازوئیل را افزایش داده و پالایشگاههای مستقلاش بهدلیل اختلال در تنگه هرمز از نفت ارزان ایران محروم شده و ناچارند خوراک را از بازارهای دوردست با پریمیوم بالاتر تأمین کنند. سخنان اخیر شی جینپینگ درباره تلاش بریکس برای صلح در خاورمیانه را باید جدی گرفت؛ چراکه چین هم انگیزه و ظرفیت دیپلماتیک لازم برای نقشآفرینی را دارد و هم نگران آن است که تداوم بحران، منافع اقتصادی و جایگاه منطقهایاش را تحت تأثیر قرار دهد.

روزنامه اعتماد با تیتر «کولاک قاسم بصیر» به موضوع استفاده ایران از موشک بالستیک «قاسم بصیر» با قابلیت هدایت الکترواپتیک علیه شناورهای آمریکایی در تنگه هرمز پرداخت و نوشت: قاسم بصیر که اردیبهشت گذشته بهعنوان نمونه ارتقا یافتهای از خانواده «حاج قاسم» رونمایی شد، حالا در میانه حساسترین نقطه جغرافیایی منطقه و در جریان هدف قرار گرفتن یک ناوی آمریکایی مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت اصلی این موشک در مرحله پایانی مسیر است: بهجای تکیه صرف بر مختصات از پیش تعیینشده، حسگرهای تصویری و حرارتی هدف را شناسایی و مسیر را برای اصابت دقیقتر اصلاح میکنند. این قابلیت در کنار سامانه هداید مقاومتر در برابر جنگ الکترونیک نشان میدهد در روند تحول موشکهای بالستیک ایران، دقت، مقاومت در برابر اخلال و توانایی تشخیص هدف به اندازه برد و قدرت تخریب اهمیت پیدا کردهاند و هر بار که یک سامانه جدید وارد معادله هرمز میشود، پاسخ به پرسش قدیمی «چگونه شناور متحرک را با دقت بالا هدف بگیریم» یکمرحله جلوتر میرود.

نظر شما