به گزارش خبرگزاری ایمنا، اختلاف بخش اجتنابناپذیر زندگی اجتماعی است و از یک سوءتفاهم ساده میان دو نفر گرفته تا تعارضهایی که در محیط خانواده، محل کار، همسایگی یا روابط روزمره شکل میگیرد را شامل میشود. مسئله اصلی تنها وقوع اختلاف نیست، بلکه مسیری است که پس از آن طی میشود. گاهی یک تنش کوتاهمدت، در صورت بیتوجهی یا واکنشهای هیجانی، به خصومت عمیق، قطع رابطه و حتی شکلگیری پرونده قضایی تبدیل میشود، در حالی که ممکن است ریشه اصلی اختلاف با گفتوگو و رسیدگی به خواستههای طرفها قابل حل باشد.
در چنین شرایطی، عدالت را نمیتوان فقط در تعیین مجازات خلاصه کرد. اگر جرم یا رفتار آسیبزا علاوه بر نقض قانون، اعتماد، آرامش و رابطه میان افراد را نیز تخریب کرده باشد، پایان حقوقی پرونده بهمعنای پایان همه آثار آن نیست. نگاه ترمیمی به عدالت تلاش میکند کنار مسئولیتپذیری فرد خاطی، به آسیب واردشده، نیازهای بزهدیده و امکان بازسازی رابطه نیز توجه کند؛ رویکردی که میتواند مسیر خروج از چرخه خشم و تقابل را هموارتر کند.
میانجیگری کیفری در همین نقطه اهمیت پیدا میکند، فرایندی که در آن گفتوگو جای بخشی از تقابل را میگیرد و دو طرف فرصت میکنند بدون تشدید درگیری، درباره مسئله، خسارت و راه رسیدن به توافق صحبت کنند. این رویکرد بهویژه در اختلافاتی اهمیت دارد که پس از پایان پرونده نیز افراد همچنان ناچار به ادامه ارتباط هستند و در چنین موقعیتهایی، صرف غلبه یک طرف بر طرف دیگر نمیتواند به آرامش پایدار منجر شود.
از سوی دیگر، گسترش چنین رویکردی میتواند فراتر از حل یک پرونده مشخص، آثار اجتماعی گستردهتری داشته باشد. کاهش خصومت، جلوگیری از تکرار درگیری، حفظ کرامت افراد و کاهش فشار بر دستگاه قضایی، همه میتواند بخشی از پیامدهای یک سازش آگاهانه و عادلانه باشد و به همین دلیل، میانجیگری را میتوان نه فقط یک ابزار حقوقی برای پایان دادن به برخی اختلافات، بلکه ظرفیتی اجتماعی برای تقویت فرهنگ گفتوگو، مسئولیتپذیری و حل مسالمتآمیز تعارضها دانست.

میانجیگری در کارهای کیفری چگونه عمل میکند؟
نفیسه نکوییمهر، استادیار حقوق عمومی دانشگاه آزاد نجفآباد در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه جامعه امروز با افزایش روابط اجتماعی، گسترش ارتباطات مجازی و پیچیدهتر شدن تعاملات انسانی، بیش از گذشته در معرض تعارض و اختلاف قرار دارد، اظهار کرد: بسیاری از پروندههای کیفری که وارد دستگاه قضایی میشوند، ریشه در سوءتفاهمها، اختلافات خانوادگی، همسایگی، شغلی یا هیجانات لحظهای دارند و در چنین شرایطی صرف صدور حکم و مجازات همیشه نمیتواند به حل واقعی اختلاف منجر شود.
وی با بیان اینکه میانجیگری در کارهای کیفری این فرصت را فراهم میکند که افراد بهجای ادامه دشمنی و تنش، در فضایی آرام و قانونمند با یکدیگر گفتوگو کنند و راهحلی مشترک برای پایان اختلاف بیابند، افزود: در واقع میانجیگری تلاش میکند آنچه را که جرم در روابط انسانی تخریب کرده است، ترمیم کند.
استادیار حقوق عمومی دانشگاه آزاد نجفآباد تصریح کرد: در رسیدگی قضایی بیشتر تمرکز بر اثبات جرم و تعیین مجازات است، اما در میانجیگری توجه اصلی بر جبران خسارت، بازسازی اعتماد و پایان دادن به اختلاف است. در دادگاه ممکن است پروندهای ماهها یا حتی سالها ادامه پیدا کند، اما در میانجیگری بسیاری از اختلافات در مدت کوتاهتری به نتیجه میرسند.
نکوییمهر ادامه داد: علاوه بر این، در فرایند قضایی دو طرف بیشتر یکدیگر را رقیب میبینند، در حالی که در میانجیگری تلاش میشود زمینه تفاهم و درک متقابل فراهم شود. این موضوع بهویژه در پروندههایی که طرفها پس از اختلاف ناچار به ادامه ارتباط هستند، همچون اختلافات خانوادگی، همسایگی یا شغلی، اهمیت بسیار زیادی دارد.
وی با بیان اینکه میانجیگری بههیچعنوان بهمعنای بیتوجهی به قانون یا نادیده گرفتن حقوق بزهدیده نیست، گفت: در این فرایند بزهدیده نقش محوری دارد و خواستههای او مورد توجه قرار میگیرد. میانجیگری تنها روشی است که بهجای تمرکز صرف بر مجازات، به جبران خسارت و ترمیم آسیبها نیز توجه میکند و در بسیاری از موارد، بزهدیده بیش از آنکه خواهان مجازات شدید باشد، به دنبال دریافت خسارت، شنیدن توضیح، عذرخواهی یا اطمینان از تکرار نشدن رفتار مجرمانه است که میانجیگری امکان تحقق این خواستهها را فراهم میکند.
استادیار حقوق عمومی دانشگاه آزاد نجف آباد با بیان اینکه نخستین مزیت میانجیگری، کاهش تنش و دشمنی میان افراد است، افزود: بسیاری از اختلافات کوچک در صورت ادامه روند خصمانه میتوانند به کینههای طولانیمدت و حتی جرایم سنگینتر تبدیل شوند و میانجیگری مانع گسترش این چرخه میشود. دومین مزیت نیز صرفهجویی در زمان و هزینه است.
فرصتی برای پیروزی عقلانیت، صلح و همبستگی اجتماعی
نکوییمهر تصریح کرد: شهروندان میتوانند بدون درگیر شدن در فرایندهای طولانی و پرهزینه قضایی، اختلاف خود را در مدت کوتاهتری حل کنند. سومین مزیت، حفظ آبرو و روابط اجتماعی افراد است. در بسیاری از پروندهها، ادامه دعوا نهتنها برای طرفها، بلکه برای خانوادهها و اطرافیان آنها نیز آسیبزاست و میانجیگری به حفظ کرامت انسانی و آرامش اجتماعی کمک میکند.
وی با بیان اینکه امروزه یکی از چالشهای مهم نظامهای قضایی در سراسر جهان، حجم بالای پروندههاست، ادامه داد: هر پروندهای که از طریق میانجیگری به سازش منجر شود، علاوه بر رضایت طرفها، موجب آزاد شدن ظرفیت دادگاهها برای رسیدگی دقیقتر به جرایم مهم و پیچیده خواهد شد و به همین دلیل بسیاری از کشورها توسعه میانجیگری و عدالت ترمیمی را بهعنوان یک سیاست عمومی دنبال میکنند و این رویکرد نه تنها به نفع دستگاه قضایی، بلکه به سود کل جامعه است.
استادیار حقوق عمومی دانشگاه آزاد نجف آباد گفت: میانجیگر فردی بیطرف، آموزشدیده و متخصص است که به طرفهای دعوا کمک میکند بدون تنش و درگیری، مسائل خود را مطرح کنند و به راهحلی عادلانه برسند. میانجیگر تصمیمگیرنده نیست، بلکه آسانکننده گفتوگو و تفاهم است و میانجیگر حرفهای میتواند از تبدیل اختلافات ساده به بحرانهای بزرگ جلوگیری کند و زمینه بازگشت آرامش به روابط اجتماعی را فراهم آورد.
نکوییمهر با بیان اینکه بخش قابل توجهی از جرایم قابل گذشت، اختلافات ناشی از توهین، تهدید، ضرب و جرحهای خفیف، تخریب جزئی اموال، مزاحمتها، اختلافات خانوادگی و بسیاری از تعارضات اجتماعی قابلیت ارجاع به میانجیگری را دارند، گفت: تجربه نشان داده است که در این دسته از پروندهها، سازش پایدار آثار مثبتتری نسبت به صرف مجازات دارد و اعتقاد بر این است که میانجیگری فقط یک نهاد حقوقی نیست، بلکه یک فرهنگ اجتماعی است.
وی اضافه کرد: جامعهای که در آن افراد بتوانند اختلافات خود را از طریق گفتوگو، احترام متقابل و تفاهم حل کنند، جامعهای آرامتر، امنتر و انسانیتر خواهد بود و انتظار میرود شهروندان پیش از آنکه اختلافات کوچک به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند، از ظرفیت میانجیگری استفاده کنند.
استادیار حقوق عمومی دانشگاه آزاد نجفآباد افزود: تجربه نشان داده است که بسیاری از پروندههایی که با خشم و ناراحتی آغاز شدهاند، با گفتوگو و سازش به دوستی، تفاهم و آرامش ختم شده است. میانجیگری فرصتی برای پیروزی یک طرف بر طرف دیگر نیست، بلکه فرصتی برای پیروزی عقلانیت، صلح و همبستگی اجتماعی است.

بسیاری از اختلافات زمانی به بحران تبدیل میشوند که دو طرفین، مسئله اصلی را فراموش و تمام توان خود را صرف اثبات شکست طرف مقابل میکنند. در چنین شرایطی، حتی پایان رسمی یک پرونده نیز ممکن است آثار خشم، بیاعتمادی و دلخوری را از میان نبرد. میانجیگری با تغییر این منطق، تلاش میکند حل اختلاف را از میدان تقابل به فضایی برای شنیدن، گفتوگو و پیدا کردن راهی قابل پذیرش برای هر دو طرف منتقل کند.
اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر آشکار میشود که بزهدیده و فرد مقابل پس از پایان اختلاف همچنان در یک محیط یا شبکه اجتماعی مشترک حضور داشته باشند. در چنین موقعیتهایی، جبران خسارت، عذرخواهی، پذیرش مسئولیت و اطمینان از تکرار نشدن رفتار آسیبزا میتواند گاهی نقش مهمی در بازگشت آرامش داشته باشد، بنابراین سازش موفق فقط بهمعنای بسته شدن یک پرونده نیست، بلکه میتواند فرصتی برای کاهش آثار اجتماعی و انسانی یک تعارض نیز باشد.
میانجیگری زمانی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که بر پایه بیطرفی، آگاهی حقوقی، احترام به حقوق بزهدیده و گفتوگوی واقعی شکل بگیرد. میانجیگر قرار نیست جای قاضی را بگیرد یا تصمیم را به دو طرف تحمیل کند؛ نقش او ایجاد بستری امن و قانونمند برای بیان خواستهها و نزدیک کردن دیدگاههای متعارض است. در این فرایند، توافق زمانی ارزشمند است که حاصل پذیرش و تفاهم باشد، نه نتیجه فشار یا نادیده گرفتن حقوق یکی از دو طرف.
جامعهای که برای اختلافات خود تنها به تقابل و مجازات متکی نباشد و ظرفیت گفتوگو، پذیرش مسئولیت و ترمیم آسیبها را نیز تقویت کند، امکان بیشتری برای حفظ آرامش و سرمایه اجتماعی خواهد داشت. میانجیگری کیفری میتواند یکی از مسیرهای تحقق چنین رویکردی باشد؛ مسیری که هدف آن فقط پایان یک دعوا نیست، بلکه تلاش برای جلوگیری از تکرار اختلاف، بازگرداندن اعتماد و تبدیل موقعیتی پرتنش به فرصتی برای تفاهم و صلح اجتماعی است.
نظر شما