ما قهرمان داریم؛ جهان قاب می‌خواهد

اگر روایت نکنیم، دیگران روایت خواهند کرد؛ این شاید یکی از ساده‌ترین توضیح‌ها برای ضرورت حضور سینمای ایران در میدان روایت‌های دینی، تاریخی و مقاومت باشد. ایران قصه، شخصیت و حتی مخاطب بالقوه کم ندارد؛ مسئله اصلی، تبدیل این گنجینه به روایت‌هایی است که بتوانند از مرزهای ایران عبور کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، سخن گفتن درباره ظرفیت‌های هنر هفتم ساعت‌ها زمان می‌طلبد، چراکه سینما می‌تواند جای یک کتاب تاریخ، یک سفیر فرهنگی را بگیرد و روایتگر هویت یک ملت باشد. ملتی که قصه‌هایش را خودش روایت نکند، دیر یا زود دیگران درباره‌اش قصه خواهند ساخت؛ با زاویه نگاه خودشان، با قهرمانان خودشان و گاهی با تصویری که هیچ شباهتی به واقعیت آن ملت ندارد.

ایران برای بهره‌گیری از ظرفیت سینما یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های داستانی را در اختیار دارد؛ از پیامبران الهی و قصه‌های قرآنی گرفته تا زندگی پیامبر اسلام(ص)، اصحاب ایشان، واقعه کربلا، تاریخ تشیع، دفاع مقدس و روایت‌های معاصر مقاومت، اما تاکنون چقدر توانسته‌ایم این گنجینه را به زبان سینما ترجمه کنیم؟

در جهان، شخصیت‌هایی همچون حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و دیگر پیامبران بارها موضوع فیلم‌های سینمایی قرار گرفته‌اند. برای نمونه، درباره حضرت موسی(ع) ده‌ها اثر سینمایی و تلویزیونی ساخته شده و روایت‌های مختلفی از زندگی این پیامبر در سینمای جهان شکل گرفته است، اما سهم سینمای ایران از این میدان با ظرفیت عظیم فرهنگی و قرآنی کشور فاصله دارد.

از این‌رو «موسی کلیم‌الله» را نمی‌توان تنها یک فیلم دیگر در کارنامه سینمای ایران دانست؛ این اثر را می‌توان تلاشی برای ورود دوباره سینمای ایران به میدان روایت‌های بزرگ دینی و تاریخی دانست؛ روایتی که اگر بتواند از مرزهای داخلی عبور کند، می‌تواند یک الگوی تازه برای سینمای دینی ایران بسازد.

سینمای ایران در جست‌وجوی روایت‌های جهانی

مسئله تنها ساختن نیست؛ مسئله روایت کردن است

ساخت فیلم درباره یک پیامبر یا شخصیت مذهبی به‌خودی‌خود اثر جهانی خلق نمی‌کند. آنچه یک روایت را ماندگار می‌کند، درام، شخصیت‌پردازی، جهان داستان، کیفیت تولید و توانایی برقراری ارتباط با مخاطب است؛ نمونه‌های موفق سینمای دینی جهان نیز نشان می‌دهند که مخاطب ابتدا با انسان قصه ارتباط برقرار می‌کند و سپس با پیام آن، این همان نقطه‌ای است که سینمای ایران باید در آن تأمل کند.

اگر قرار است از حضرت موسی(ع) فیلم ساخته شود، مخاطب باید ترس مادر موسی از آینده فرزندش را لمس کند؛ باید اضطراب کودک در میان امواج نیل را بفهمد؛ باید استبداد فرعون را نه در قالب چند دیالوگ شعاری، بلکه در زندگی آدم‌های آن سرزمین ببیند و لحظه رویارویی حق و باطل را زندگی کند. اگر قرار است درباره یکی از اصحاب پیامبر(ص) فیلم ساخته شود، فیلم نباید تنها شرحی تاریخی از زندگی او باشد؛ باید انتخاب‌های او، تردیدهایش، ترس‌هایش، ایمانش و بهایی را که برای انتخاب خود می‌پردازد به تصویر بکشد. در این صورت است که یک شخصیت متعلق به قرن‌ها پیش، می‌تواند برای انسان امروز قابل فهم شود.

سینمای ایران پیش از این نشان داده که توانایی تولید روایت‌هایی با ریشه‌های دینی، تاریخی و مقاومت را دارد؛ «محمد رسول‌الله(ص)» مجید مجیدی، «ملک سلیمان» شهریار بحرانی و «موسی کلیم‌الله» ابراهیم حاتمی‌کیا، هرکدام تلاشی برای ورود سینمای ایران به این عرصه بوده‌اند. «محمد رسول‌الله(ص)» حتی با یک پروژه بین‌المللی بزرگ، همکاری چهره‌هایی همچون ویتوریو استورارو و ای.آر. رحمان و نمایش در جشنواره جهانی مونترال، نشان داد که سینمای ایران می‌تواند برای یک موضوع دینی، مقیاسی فراتر از بازار داخلی تعریف کند، «موسی کلیم‌الله» نیز از سوی منتقدان و کارشناسان به‌عنوان تجربه‌ای متفاوت در سینمای تاریخی-مذهبی ایران توصیف شد.

اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که چرا چنین تجربه‌هایی نباید تبدیل به یک جریان مستمر شوند؟ چرا هر چند سال یک‌بار باید یک پروژه بزرگ دینی ساخته شود و دوباره همه چیز به نقطه صفر بازگردد؟ اینجا دیگر مسئله تنها فیلم‌ساز نیست، مسئله سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری، فیلم‌نامه، تربیت نیروی متخصص، جلوه‌های ویژه، بازار بین‌المللی و حتی نگاه مدیران فرهنگی به سینمای دینی است.

سینمای ایران در جست‌وجوی روایت‌های جهانی

اگر روایت جهانی می‌خواهیم، نباید با زبان بسته خودمان حرف بزنیم

احمد نصیری، تحلیلگر رسانه و منتقد سینما در تحلیل این مسئله به خبرنگار ایمنا می‌گوید: جهانی‌شدن یک فیلم دینی یا مقاومت، پیش از آنکه به موضوع فیلم وابسته باشد، به کیفیت روایت آن وابسته است، از این منظر، سینمای ایران نباید تصور کند که تنها به‌دلیل برخورداری از یک موضوع مقدس یا یک شخصیت بزرگ، مخاطب جهانی خودبه‌خود با اثر ارتباط برقرار خواهد کرد.

به گفته وی اگر سینمای ایران بخواهد درباره پیامبران، اصحاب پیامبر(ص)، مقاومت یا شخصیت‌های تاریخی اثر تولید کند، باید این آثار را با استانداردهای حرفه‌ای سینمای جهان بسازد؛ یعنی از فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی تا طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه، موسیقی، فیلم‌برداری و شیوه عرضه بین‌المللی، همه در خدمت یک روایت قدرتمند قرار گیرند.

نصیری با بیان اینکه پیام جهانی، زبان سینمایی جهانی می‌خواهد، می‌افزاید: این همان چالشی است که بسیاری از آثار دینی در ایران با آن روبه‌رو بوده‌اند؛ اینکه گاهی پیام آن‌قدر پررنگ شده که قصه در حاشیه قرار گرفته است، در حالی که سینما قرار نیست برای مخاطب سخنرانی کند؛ قرار است او را با خود همراه کند.

این تحلیگر رسانه و منتقد سینما بر همین اساس، ظرفیت سینمای ایران را در این حوزه قابل توجه می‌داند، اما معتقد است این ظرفیت زمانی بالفعل می‌شود که روایت‌های دینی و مقاومت از قالب‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرند و به درام‌های انسانی، شخصیت‌محور و قابل فهم برای مخاطب جهانی تبدیل شوند.

این نگاه با تجربه کارشناسان دیگر نیز هم‌خوان است. در تحلیل‌های منتشرشده درباره «موسی کلیم‌الله» نیز بر این نکته تأکید شده که تولید آثار دینی در تراز جهانی، نیازمند پیوند میان مضمون معرفتی و توانایی‌های فنی و دراماتیک سینماست.

سینمای ایران در جست‌وجوی روایت‌های جهانی

«رهبر شهید» و نگاهی که سینما را جدی می‌دید

این مسئله را می‌توان در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب نیز دنبال کرد؛ نگاهی که سینما را تنها سرگرمی نمی‌دید، بلکه برای هنر و به‌ویژه سینما، نقش مهمی در روایت هویت و حقیقت قائل بود. در بیانات ایشان درباره هنر دینی، تأکید شده است که هنر دینی نباید در خدمت ابتذال، خشونت و دگرگونی هویت انسان و جامعه قرار گیرد.

این نگاه را اگر کنار مسئله امروز سینمای ایران بگذاریم، یک نکته مهم آشکار می‌شود؛ هنر دینی قرار نیست تنها درباره دین حرف بزند؛ قرار است ارزش‌های انسانی و معنوی را با زبان هنر به مخاطب منتقل کند. از همین منظر، سینما می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارها برای روایت فرهنگ مقاومت باشد؛ نه‌تنها با ساخت فیلم‌های جنگی، بلکه با ساختن قصه‌هایی درباره انسان‌هایی که در برابر ظلم ایستاده‌اند.

مقاومت در این معنا، یک مفهوم جهانی است؛ ممکن است مخاطب بر سر دین، ملیت یا جغرافیا با شخصیت فیلم اشتراک نداشته باشد، اما می‌تواند درد مادری را که فرزندش را از دست داده، ترس انسانی که در برابر قدرت ایستاده یا شجاعت فردی که حاضر نشده حقیقت را بفروشد، بفهمد و همین‌جا است که روایت ایرانی می‌تواند جهانی شود.

سینمای ایران در جست‌وجوی روایت‌های جهانی

صادرات فرهنگی از جایی آغاز می‌شود که قصه‌ای برای گفتن داشته باشیم

رائد فریدزاده، رئیس سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری  با بیان اینکه حضور سینمای ایران در عرصه‌های بین‌المللی، فرصتی برای توسعه صادرات فرهنگی است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: سینمای ایران ظرفیت بالایی برای معرفی فرهنگ، هویت و توانمندی‌های هنری کشور در جهان دارد و حضور هدفمند در جشنواره‌ها و بازارهای جهانی می‌تواند جایگاه سینمای ایران را تقویت و فرصت‌های تازه‌ای برای فیلم‌سازان ایجاد کند.

این حرف اگر قرار باشد از سطح شعار فراتر برود، باید به یک سؤال جدی منجر شود، اینکه ما چه چیزی را می‌خواهیم صادر کنیم؟ تنها فیلم؟ یا تصویری از ایران؟ پاسخ دوم اهمیت بیشتری دارد؛ فیلمی درباره حضرت موسی(ع)، اگر با کیفیت ساخته شود، تنها داستان یک پیامبر را صادر نمی‌کند؛ بخشی از نگاه قرآن به انسان، ظلم، قدرت و نجات را نیز به جهان معرفی می‌کند، فیلمی درباره یکی از اصحاب پیامبر(ص)، تنها یک شخصیت تاریخی را معرفی نمی‌کند؛ تصویری از اخلاق، ایمان و انتخاب را به مخاطب نشان می‌دهد، فیلمی درباره مقاومت نیز تنها یک واقعه جنگی را بازسازی نمی‌کند؛ می‌تواند تصویری از مفهوم ایستادگی، فداکاری و کرامت انسانی ارائه دهد و اینجاست که معنای واقعی صادرات فرهنگی خود را نشان می‌دهد.

به گزارش ایمنا، جهان امروز با روایت‌های بزرگ زندگی می‌کند؛ قهرمانان، اسطوره‌ها، جنگ‌ها، ادیان و شخصیت‌های تاریخی همچنان بخشی از مهم‌ترین تولیدات سینمایی جهان هستند، ایران نیز چنین گنجینه‌ای دارد، اما این گنجینه هنوز به اندازه ظرفیتش روی پرده نیامده است. فیلم‌هایی همچون «موسی کلیم‌الله» را باید از همین منظر دید؛ نه پایان یک مسیر، بلکه هشدار دوباره‌ای درباره یک ظرفیت فراموش‌شده، ظرفیتی که می‌گوید سینمای ایران می‌تواند درباره شخصیت‌هایی فیلم بسازد که برای میلیون‌ها انسان در جهان شناخته‌شده‌اند؛ می‌تواند مقاومت را نه در قاب شعار، بلکه در قاب انسان روایت کند و می‌تواند فرهنگ ایرانی-اسلامی را نه با توضیح، بلکه با تصویر و داستان به جهان نشان دهد.

کد مطلب 1003840

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.