چرا سینمای ایران کم‌رونق شده است؟

سینمای ایران در خرداد سال‌جاری با یک افت جدی در تعداد مخاطب روبه‌رو شد؛ ۵۳۴ هزار تماشاگر در برابر یک میلیون و ۴۴۸ هزار نفر در خرداد سال گذشته؛ افتی بیش از ۶۳ درصد که یک سؤال مهم را پیش می‌کشد، اینکه مردم از سینما فاصله گرفته‌اند یا دیگر هر فیلمی ارزش رفتن به سینما را ندارد؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، آخر هفته که می‌رسد، انتخاب‌های زیادی روی میز است؛ کافه، رستوران، خرید، گشت‌وگذار در شهر، تماشای سریال در خانه یا شاید چند ساعت خیره شدن به صفحه تلفن همراه. سینما هم یکی از این انتخاب‌هاست، اما دیگر انتخاب اول نیست.

شاید همین تغییر ساده، این روزها بخشی از داستان بزرگ سینمای ایران باشد؛ داستان صندلی‌هایی که گاهی خالی می‌مانند، فیلم‌هایی که با امید فروش روی پرده می‌روند، اما خیلی زود از جدول مخاطبان پایین می‌آیند و تماشاگرانی که هنوز فیلم دیدن را دوست دارند، اما برای دیدنش راهی سالن سینما نمی‌شوند.

ماجرا به همین سادگی نیست. نمی‌توان گفت مردم دیگر سینما دوست ندارند یا تمام تقصیر را گردن فیلم‌ها انداخت. اقتصاد خانواده، تغییر سبک زندگی، رشد نمایش خانگی، کیفیت آثار، تنوع اکران، تجربه حضور در سالن و حتی شیوه تبلیغ فیلم‌ها، همه در این قصه سهم دارند. با این حال، یک عدد بیش از بقیه جلب توجه می‌کند؛ در خرداد سال‌جاری سینمای ایران ۵۳۴ هزار مخاطب داشت؛ در حالی که این رقم در خرداد سال گذشته یک میلیون و ۴۴۸ هزار نفر بود؛ یعنی تعداد تماشاگران بیش از ۶۳ درصد کاهش پیدا کرده است. فروش نیز در همین مقایسه حدود ۴۰ درصد افت داشته است.

این اعداد تنها چند رقم در جدول فروش نیستند، پشت هر کدام از آن‌ها، مخاطبی قرار دارد که تصمیم گرفته پول و وقت خود را جای دیگری خرج کند، اما چرا؟ برای پیدا کردن پاسخ، شاید بهتر باشد به جای نگاه کردن تنها به نمودار فروش، چند دقیقه پای صحبت خود مردم بنشینیم.

چرا سینمای ایران کم رونق شده است؟

مردم چه می‌گویند؟

علی‌ پورطباطبایی یکی از مخاطبان جوان سینما درباره دلیل کمتر رفتن به سینما در این رابطه به خبرنگار ایمنا می‌گوید: در گذشته خود سینما رفتن برایم تفریح بود، اما اکنون اول می‌بینم چه فیلمی اکران شده و اگر واقعا جذاب باشد، می‌روم، برای هر فیلمی دیگر حاضر نیستم بلیت بخرم.

زیبا مرتضوی که به همراه همسرش در حال پیاده‌روی در مسیر چهارباغ است، مسئله را اقتصادی‌تر می‌بیند و می‌گوید: برای یک نفر شاید قیمت بلیت خیلی زیاد نباشد، اما وقتی خانواده چهار نفره باشد، هزینه سینما رفتن تنها بلیت نیست، رفت‌وآمد و خوراک هم اضافه می‌شود، بنابراین ترجیح می‌دهیم فیلمی را که خیلی ضروری نیست، در خانه ببینیم.

 مجید سینایی از مخاطبان قدیمی سینما که البته مدت‌ها رنگ پرده نقره‌ای را به چشم ندیده، معتقد است مشکل تنها پول نیست، اگر فیلمی خوب باشد، هنوز هم برای دیدنش به سینما می‌روم، مشکل این است که مدت‌هاست دیگر فیلم خوبی که ارزش رفتن به سالن سینما را داشته باشد، اکران نشده است.

همین جمله، مسیر گزارش را عوض می‌کند. مسئله کاهش علاقه مردم به فیلم نیست، بلکه موضوع اصلی کاهش ضرورت سینما برای تماشای فیلم و کیفیت آن‌هاست. این پرسش، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سینمای امروز با گذشته است.

مخاطب امروز برای دیدن فیلم منتظر اکران سینمایی نیست. اگر فیلمی را در سالن نبیند، گزینه‌های دیگری دارد؛ نمایش خانگی، سکوها، شبکه‌های اجتماعی و انبوهی از محتوا که هر لحظه در دسترس اوست. در گذشته، سینما تا حد زیادی مسیر تماشای فیلم بود، امروز اما یکی از چندین مسیر است. پس سینما باید دلیل تازه‌ای برای انتخاب شدن داشته باشد. پرده بزرگ، صدای سالن، تجربه جمعی، هیجان تماشای فیلم کنار دیگران و اثری که به‌طور اساسی برای سینما ساخته شده است. اگر فیلمی این تفاوت را برای مخاطب ایجاد نکند، طبیعی است که او از خودش بپرسد، چرا برای دیدن فیلم از خانه بیرون بروم؟

مسئله تنها اقتصاد نیست، اگر همه چیز به قیمت بلیت مربوط بود، باید با کاهش قیمت، مشکل مخاطب حل می‌شد، اما آمار گیشه چنین تصویر ساده‌ای ارائه نمی‌دهد. در خرداد سال‌جاری، دو فیلم اول جدول فروش، یعنی «تهران کنارت» و «آنتیک»، روی هم حدود ۸۱ درصد فروش ماه را در اختیار داشتند، خود «تهران کنارت» به تنهایی ۵۵ درصد فروش ماه را به دست آورده بود.

این تمرکز فروش، یک نشانه مهم دارد؛ وقتی فیلمی بتواند مخاطب را قانع کند، مردم هنوز به سینما می‌روند. در واقع، سالن سینما از مخاطب خالی نشده است؛ این فیلم‌ها هستند که در جذب مخاطب عملکرد یکسانی ندارند. نمونه روشن‌تر را می‌توان در هفته‌های اخیر دید. در آخرین هفته مرداد، سینماها میزبان حدود ۳۲۸ هزار نفر شدند و فروش به ۴۳.۸ میلیارد تومان رسید. «زنده‌شور» به تنهایی بیش از ۱۳۲ هزار مخاطب داشت و «استخر» نیز نزدیک به ۱۱۹ هزار نفر را به سالن‌ها کشاند. در نخستین هفته شهریور نیز حدود ۳۵۲ هزار نفر به سینما رفتند. پس هنوز می‌توان سالن را پر کرد، اما سؤال اینجاست با چه فیلمی این اتفاق رخ می‌دهد؟

چرا سینمای ایران کم رونق شده است؟

مخاطب گمشده نیست؛ سخت‌گیر شده است

معین مهدوی، منتقد سینما و تحلیلگر رسانه در تحلیل وضعیت مخاطب سینمای ایران بر ضرورت دیدن این مسئله از چند زاویه تأکید می‌کند.

وی با بیان اینکه کاهش مخاطب سینما را نمی‌توان نسبت به یک عامل واحد نسبت داد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: برای بررسی این وضعیت باید مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، محتوایی، رسانه‌ای و اجتماعی را در کنار یکدیگر دید.

مهدوی با اشاره به تغییر رفتار مخاطبان معتقد است، مخاطب امروز نسبت به گذشته انتخاب‌گرتر و آگاه‌تر شده است و پیش از آنکه برای خرید بلیت تصمیم بگیرد، درباره فیلم اطلاعات جمع می‌کند و بازخوردهای دیگران را می‌بیند.

به گفته این منتقد سینما و تحلیلگر رسانه، همین تغییر رفتار موجب شده است فیلم‌سازان و سیاست‌گذاران سینمایی بیش از گذشته ناچار باشند که مخاطب را بشناسند، چراکه دیگر نمی‌توان انتظار داشت مردم به‌دلیل اینکه اکران یک فیلم راهی سینما شوند.

آنچه در این میان اهمیت دارد، تغییر جایگاه مخاطب است. مخاطب امروز دیگر تنها خریدار بلیت نیست؛ پیش از خرید، تحقیق می‌کند. تریلر می‌بیند، نقد می‌خواند، نظر کاربران را دنبال می‌کند، درباره بازیگران و کارگردان جست‌وجو می‌کند و حتی ممکن است پیش از آنکه تصمیم بگیرد به سالن برود، پایان‌بندی یا بخش‌هایی از فیلم را در فضای مجازی دیده باشد. در چنین شرایطی، فیلم‌ساز دیگر تنها با یک مخاطب روبه‌رو نیست؛ با مخاطبی روبه‌رو است که اطلاعات بیشتری دارد و گزینه‌های بیشتری پیش رویش قرار گرفته است.

به همین دلیل، شاید تعبیر دقیق‌تر این نباشد که مردم از سینما قهر کرده‌اند، بلکه مخاطب امروز انتخاب‌گرتر شده است.

کمدی دیگر عصای جادویی نیست

مهدوی با بیان اینکه سال‌ها یک نسخه به‌طور تقریبی ثابت برای گیشه وجود داشت، می‌گوید: هر وقت فروش سینما پایین می‌آمد، امید به فیلم‌های کمدی بیشتر می‌شد، اما سینما نمی‌تواند برای همیشه روی یک ژانر بایستد. مخاطب اگر چند فیلم با شوخی‌ها، موقعیت‌ها و الگوهای مشابه ببیند، دیر یا زود اشباع می‌شود. از طرف دیگر، همه مخاطبان کمدی نمی‌خواهند. یک نوجوان ممکن است انیمیشن بخواهد، یک خانواده فیلم خانوادگی، یک جوان فیلم اجتماعی یا معمایی و مخاطبی دیگر به‌دنبال یک اثر جدی و متفاوت باشد.

وی ادامه می‌دهد: وقتی از رونق سینما حرف می‌زنیم، در واقع باید از رونق سلیقه‌های مختلف حرف بزنیم. سینمایی که تنها برای یک گروه فیلم بسازد، دیر یا زود بخشی از مخاطبانش را از دست خواهد داد.

چرا سینمای ایران کم رونق شده است؟

رئیس سازمان سینمایی: ۴ ضلع باید هم‌زمان دیده شوند

رائد فریدزاده، رئیس سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری به خبرنگار ایمنا می‌گوید: مسئله رونق سینما را جدا از یکدیگر نمی‌داند و بر توجه هم‌زمان به تولید، اکران، مخاطب و زیرساخت تأکید می‌کند.

وی می‌افزاید: رونق سینما زمانی اتفاق می‌افتد که آثار تولیدشده بتوانند با جامعه مخاطب ارتباط برقرار کنند و در کنار ایجاد سرگرمی، مخاطب را با پرسش‌های مهم اجتماعی، فرهنگی و انسانی روبه‌رو کنند.

فریدزاده تصریح می‌کند: فرازونشیب استقبال مردم از سینما را نمی‌توان جدا از کیفیت و تنوع آثار تولیدشده دید، اگر فیلمی بتواند به جامعه و گروه مخاطب خود نزدیک شود، ظرفیت جذب طیف گسترده‌تری از مردم را خواهد داشت.

رئیس سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری در بخش دیگری از صحبت‌هایش، توسعه زیرساخت را نیز یکی از الزامات رونق سینما می‌داند و می‌گوید: طی دو سال گذشته ۸۷ سالن به ظرفیت کشور اضافه شده است، هرچند همچنان با استانداردهای جهانی فاصله زیادی وجود دارد.

به گفته فریدزاده، هم افزایش تعداد سالن‌ها و هم ارتقای کیفیت سالن‌های موجود ضروری است.

وی کاهش مخاطب پس از کرونا را پدیده‌ای جهانی می‌داند و بر ضرورت عبور از پیامدهای آن با مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ تأکید می‌کند. از نگاه رئیس سازمان امور سینمایی، تنوع در سبد اکران نیز اهمیت زیادی دارد، به این معنا که گروه‌های مختلف اجتماعی باید بتوانند فیلم مورد علاقه خود را پیدا کنند.

چرا سینمای ایران کم رونق شده است؟

سالن جدید، بدون مخاطب جدید چه فایده‌ای دارد؟

اینجا یک پرسش همچنان باقی می‌ماند. ساخت سالن جدید و تجهیز سالن‌های قدیمی ضروری است، اما آیا سالن بیشتر به‌تنهایی می‌تواند مخاطب بیشتری بسازد؟ پاسخ شاید منفی باشد. سینما یک زنجیره است. اگر سالن خوب باشد، اما فیلم جذاب نباشد، مخاطب نمی‌آید. اگر فیلم خوب باشد، اما تبلیغ نشود، دیده نمی‌شود. اگر دیده شود، اما سانس مناسب نداشته باشد، بخشی از مخاطبان از دست می‌روند. اگر همه این ‌ها فراهم باشد، اما قیمت برای خانواده سنگین باشد، باز هم بخشی از مخاطب کنار می‌کشد.

بنابراین بحران امروز سینما نه یک مشکل، بلکه مجموعه‌ای از مشکلات به‌هم‌پیوسته است. آنچه گم شده، شاید اعتماد باشد، یک فیلم وقتی می‌تواند گیشه را تکان دهد که مخاطب به آن اعتماد کند. اعتماد یعنی مخاطب با دیدن پوستر و تیزر فیلم، بازیگران و کارگردان یا شنیدن نام آن، احساس کند ممکن است چیزی برایش داشته باشد ، اما اگر تجربه چندباره مخاطب این باشد که برای فیلمی بلیت خریده و در پایان احساس کرده می‌توانستم این را در خانه هم ببینم، دفعه بعد سخت‌تر تصمیم می‌گیرد.

این همان سرمایه‌ای است که در جدول فروش دیده نمی‌شود و بازسازی این اعتماد، شاید بسیار دشوارتر از ساخت یک سالن یا تولید یک فیلم باشد. سینما برای نجات خودش به یک «فیلم خوب» بیشتر از صد وعده نیاز دارد، واقعیت این است که سینمای ایران هنوز ظرفیت بازگشت دارد. آمار هفته‌های اخیر نشان می‌دهد اگر فیلمی بتواند مخاطب را جذب کند، سالن‌ها همچنان می‌توانند شلوغ شوند، بنابراین نمی‌توان از مرگ سینما سخن به میان آورد، چراکه آنچه در حال تغییر است، رابطه مخاطب با سینماست. مردم هنوز فیلم می‌بینند. هنوز سرگرمی می‌خواهند. هنوز می‌خندند، هیجان‌زده می‌شوند و برای یک قصه خوب وقت می‌گذارند، اما دیگر حاضر نیستند برای هر فیلمی پول بدهند و به سالن بروند.

کد مطلب 1003510

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.