یک خانه، یک دوربین و میلیون‌ها نگاه

وقتی والد، بلاگر می‌شود، دوربین فقط لحظه‌های زندگی کودک را ثبت نمی‌کند و گاهی می‌تواند وارد تصمیم‌هایی شود که پیش از این، فقط میان والد و فرزند گرفته می‌شد و پرسش اینجاست که در خانه‌ای که هر لحظه قابلیت تبدیل شدن به محتوا دارد، بهترین تصمیم برای کودک هنوز تنها معیار والدگری است؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، چراغ کوچک حلقه نور روشن است، تلفن همراه روی سه‌پایه قرار گرفته و قاب دوربین، گوشه‌ای از خانه را بلعیده است؛ همان جایی که تا چند سال پیش شاید فقط محل بازی یک کودک، صرف شام یا یک گفت‌وگوی خانوادگی بود. حالا هر حرکت می‌تواند ثبت شود، صدای والد از پشت دوربین می‌آید، کودک در قاب ظاهر می‌شود و چند ثانیه بعد، یک لحظه معمولی از زندگی خانوادگی می‌تواند راه خود را به صفحه‌ای با هزاران دنبال‌کننده باز کند. بیرون از این قاب، زندگی ادامه دارد، اما برای خانواده‌ای که زندگی‌اش تبدیل به محتوا شده، مرز میان «لحظه زندگی کردن» و «لحظه ثبت کردن» دیگر چندان روشن نیست.

کودک شاید مشغول بازی باشد، اما دوربین روشن است، شاید ناراحت باشد، اما قاب همچنان باز است و شاید اتفاقی ساده رخ دهد که برای خانواده معنایی خصوصی داشته باشد، اما همان اتفاق می‌تواند برای مخاطب یک داستان جذاب باشد. در این خانه، یک نفر هم‌زمان دو نقش دارد؛ پدر یا مادری که باید نیازهای فرزندش را ببیند و بلاگری که باید برای مخاطبش چیزی برای دیدن داشته باشد. درست در همین فاصله باریک سوال اصلی شکل می‌گیرد که وقتی زندگی خانوادگی وارد قاب می‌شود، آیا دوربین فقط شاهد والدگری است یا کم‌کم در شکل دادن به آن هم نقش پیدا می‌کند؟

کودک پیش از آنکه خودش بتواند درباره حضورش در جهان تصمیم بگیرد، ممکن است در قاب دوربین والدینش ظاهر شود؛ در عکس‌های خانوادگی، ویدئوهای روزمره، روایت‌های شخصی و حتی لحظاتی که شاید برای خود او چیزی جز یک تجربه خصوصی نباشند. شبکه‌های اجتماعی این قاب را از فضای خانه بیرون می‌برند و به چشم هزاران مخاطب می‌سپارند. در چنین شرایطی، والد دیگر فقط صاحب یک آلبوم خانوادگی نیست و او ممکن است زندگی خانوادگی خود را به بخشی از یک فعالیت رسانه‌ای تبدیل کرده باشد.

بلاگری والدین از یک تجربه شخصی ساده آغاز می‌شود، اما زمانی که مخاطب، شهرت و درآمد وارد ماجرا می‌شوند، زندگی خانوادگی می‌تواند ارزش دیگری پیدا کند. هر اتفاقی قابلیت تبدیل شدن به یک روایت را دارد؛ از بازی و خنده کودک گرفته تا شیوه تربیت، اختلاف نظر، موفقیت‌ها و حتی لحظات دشوار او و اینجاست که یک پرسش جدی شکل می‌گیرد که آیا تصمیم‌های والد همچنان فقط از نیازهای کودک سرچشمه می‌گیرند یا نگاه مخاطب نیز به‌تدریج به یکی از عوامل مؤثر در این تصمیم‌ها تبدیل می‌شود؟

تغییر در نقش والد همیشه آشکار نیست و ممکن است هیچ تصمیمی به‌طور مستقیم به دلیل افزایش بازدید گرفته نشود، اما حضور دوربین و آگاهی از وجود مخاطب، فضای خانواده را تغییر دهد. والد می‌داند که رفتارها دیده می‌شوند، قضاوت می‌شوند و گاهی حتی می‌توانند درآمد ایجاد کنند و در نتیجه، چیزی که زمانی فقط یک تصمیم خانوادگی بود، ممکن است به تصمیمی تبدیل شود که هم‌زمان باید از فیلتر تصویر عمومی خانواده نیز عبور کند.

در سوی دیگر این قاب، کودکی قرار دارد که در شکل‌گیری این مناسبات رسانه‌ای نقشی نداشته است. او ممکن است هنوز نتواند معنای شهرت، مخاطب، درآمد یا ماندگاری یک تصویر در فضای مجازی را درک کند، اما پیامدهای این حضور را تجربه کند و از همین‌جا اهمیت بررسی بلاگری والدین آغاز می‌شود، نه فقط به‌عنوان پدیده‌ای درباره شبکه‌های اجتماعی، بلکه به‌عنوان تغییری در رابطه میان والد، کودک و مفهوم والدگری؛ تغییری که می‌تواند مرز میان زندگی خانوادگی و منطق رسانه را به چالش بکشد.

یک خانه، یک دوربین و میلیون‌ها نگاه

از مصلحت کودک تا مصلحت محتوا؛ وقتی بلاگری وارد والدگری می‌شود

ریحانه صادقی، روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه در سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی به بخشی از زندگی روزمره بسیاری از والدین تبدیل شده‌ است و در این میان، گروهی از والدین از تجربه‌های مربوط به فرزندپروری خود برای تولید محتوا استفاده می‌کنند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: بلاگری والدین در ابتدا می‌تواند فقط راهی برای به اشتراک گذاشتن تجربه‌های شخصی، دریافت حمایت اجتماعی یا حتی کسب درآمد باشد، اما با افزایش مخاطبان و وابستگی درآمد به میزان دیده‌شدن محتوا، مرز میان زندگی خصوصی و فعالیت حرفه‌ای به‌تدریج کم‌رنگ می‌شود. در چنین شرایطی، این پرسش اهمیت پیدا می‌کند که آیا والد همچنان تصمیم‌های تربیتی خود را فقط بر اساس نیازهای واقعی کودک می‌گیرد یا قابل‌نمایش بودن این تصمیم‌ها نیز به یکی از معیارهای والدگری تبدیل می‌شود.

وی با بیان اینکه والدگری در حالت معمول، فرایندی است که در آن نیازهای جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی کودک باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار داشته باشد، می‌افزاید: با این حال هنگامی که زندگی خانوادگی به بخشی از محتوای یک صفحه تبدیل می‌شود، ممکن است یک عامل جدید وارد تصمیم‌گیری والد شود و آن واکنش مخاطب است. تصمیمی که در ابتدا باید بر اساس شرایط خاص کودک گرفته شود، ممکن است تحت تأثیر این پرسش قرار بگیرد که آیا این رفتار برای مخاطبان جذاب است، آیا تصویری مثبت از والد ارائه می‌دهد یا حتی آیا می‌تواند بازدید و تعامل بیشتری ایجاد کند و به این ترتیب، معیار مناسب بودن برای کودک ممکن است در کنار معیار مناسب بودن برای انتشار قرار گیرد.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه این تغییر می‌تواند حتی در موقعیت‌های ساده روزمره نیز دیده شود، تصریح می‌کند: به‌عنوان مثال، یک تجربه تربیتی، فعالیت خانوادگی یا واکنش کودک ممکن است به این دلیل انتخاب و ثبت شود که قابلیت تبدیل شدن به محتوای جذاب را دارد. در چنین وضعیتی، دوربین تنها یک ابزار ثبت خاطرات نیست، بلکه می‌تواند به عاملی مؤثر در شکل‌گیری خودِ موقعیت تبدیل شود. والد ممکن است ناخودآگاه رفتاری را تشویق کند که در برابر مخاطب جذاب‌تر است یا از موقعیتی که کودک در آن نیازمند خلوت و آرامش است نیز به‌عنوان فرصتی برای تولید محتوا استفاده کند.

ایجاد تعارض میان منافع رسانه‌ای والد و نیازهای واقعی فرزند

صادقی ادامه می‌دهد: مسئله مهم‌تر زمانی ایجاد می‌شود که رضایت یا خواست کودک با اهداف رسانه‌ای والد در تضاد قرار گیرد. کودک ممکن است تمایلی به حضور در مقابل دوربین نداشته باشد، اما والد به‌دلیل تعهدی که نسبت به مخاطبان یا برندهای تجاری دارد، انتشار محتوا را بخشی از فعالیت حرفه‌ای خود بداند. در این شرایط، نقش والد به‌عنوان حامی و محافظ کودک با نقش تولیدکننده محتوا درگیر می‌شود و هرچه وابستگی مالی یا اجتماعی والد به این فعالیت بیشتر باشد، احتمال اینکه تصمیم‌های مربوط به کودک تحت تأثیر ملاحظات رسانه‌ای قرار گیرند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر، این وضعیت می‌تواند بر رابطه عاطفی میان والد و فرزند نیز اثر بگذارد. اگر کودک احساس کند رفتارها، موفقیت‌ها، مشکلات یا حتی لحظات آسیب‌پذیر او به طور دائم قابلیت تبدیل شدن به محتوا دارند، ممکن است به‌تدریج احساس کند که در زندگی والد، علاوه بر نقش فرزند، نقشی رسانه‌ای نیز دارد. چنین احساسی می‌تواند بر اعتماد کودک، احساس امنیت و مرزهای شخصی او اثر بگذارد و به‌ویژه اگر والد در برابر مخاطبان تصویری خاص از فرزند خود ساخته باشد، ممکن است ناخواسته از کودک انتظار داشته باشد مطابق همان تصویر رفتار کند.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با اشاره به اینکه مسئله اصلی درباره بلاگری والدین فقط حضور کودک در شبکه‌های اجتماعی نیست، بلکه پرسش اساسی این است که آیا منطق رسانه‌ای می‌تواند وارد فرایند والدگری شود و معیارهای تصمیم‌گیری والد را تغییر دهد؟، اضافه می‌کند: زمانی که قابل‌نمایش بودن در کنار مناسب بودن برای کودک قرار می‌گیرد، احتمال ایجاد تعارض میان منافع رسانه‌ای والد و نیازهای واقعی فرزند افزایش می‌یابد، بنابراین یکی از مهم‌ترین مسائل در بررسی پدیده بلاگری والدین، شناخت همین نقطه تغییر است، یعنی جایی که دوربین دیگر فقط زندگی خانوادگی را ثبت نمی‌کند، بلکه ممکن است به‌تدریج در شکل دادن به آن نیز نقش داشته باشد.

یک خانه، یک دوربین و میلیون‌ها نگاه

وقتی تربیت کودک تماشاگر پیدا می‌کند/ بلاگری چگونه نقش والد را تغییر می‌دهد؟

سمیه طاهری، روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه والدگری فرایندی خصوصی و بر پایه شناخت عمیق والد از فرزند است که در آن بسیاری از تصمیم‌ها با توجه به شخصیت، نیازها، احساسات و شرایط خاص کودک گرفته می‌شوند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ظهور والدین بلاگر، این فضای خصوصی را تا حدی وارد عرصه عمومی کرده است و والد بلاگر نه‌تنها با فرزند خود زندگی می‌کند، بلکه هم‌زمان ممکن است زندگی خانوادگی را برای هزاران مخاطب روایت کند. در این وضعیت، مخاطب به شکلی غیرمستقیم وارد فضای تصمیم‌گیری خانواده می‌شود و همین مسئله می‌تواند مفهوم و کیفیت والدگری را تحت تأثیر قرار دهد.

وی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین تغییرات احتمالی، تغییر در معیار تصمیم‌گیری است، می‌افزاید: والد ممکن است پیش از بلاگر شدن از خود بپرسد چه تصمیمی برای فرزندم بهتر است، اما زمانی که زندگی خانوادگی به محتوای عمومی تبدیل می‌شود، پرسش دیگری نیز ممکن است شکل بگیرد که مخاطب درباره این تصمیم چه فکری خواهد کرد؟ و این تغییر شاید در ابتدا بسیار ظریف باشد، اما در صورت تداوم می‌تواند موجب شود قضاوت مخاطبان، تعداد بازدیدها یا تصویری که از والد در فضای مجازی شکل گرفته، در تصمیم‌های تربیتی نقش پیدا کند.

روان‌شناس و مشاور خانواده تصریح می‌کند: برای مثال، ممکن است یک روش تربیتی خاص به دلیل اینکه در شبکه‌های اجتماعی بازخورد مثبت زیادی دریافت می‌کند، بیشتر استفاده شود، حتی اگر با ویژگی‌ها و نیازهای همان کودک سازگار نباشد و برعکس، والد ممکن است از تصمیمی که از نظر تربیتی مناسب می‌داند صرف‌نظر کند، زیرا احتمال می‌دهد مخاطبان آن را نپسندند یا درباره شیوه والدگری او قضاوت منفی کنند. در این حالت، والد دیگر تنها با کودک خود روبه‌رو نیست، بلکه هنگام تربیت کودک، نوعی مخاطب فرضی نیز در ذهن او حضور دارد.

رقابت نیازهای کودک با معیارهایی مانند جذابیت، بازخورد مخاطب، شهرت و درآمد رسانه‌ای

طاهری با بیان اینکه این مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که کودک نیز به بخشی از هویت رسانه‌ای والد تبدیل شود، ادامه می‌دهد: اگر بخش مهمی از محبوبیت یک صفحه به حضور کودک وابسته باشد، ممکن است رفتارها و ویژگی‌های او به مرور بخشی از ارزش رسانه‌ای خانواده شوند. در چنین شرایطی، موفقیت یا جذابیت کودک می‌تواند برای والد معنای دیگری فراتر از رابطه عاطفی پیدا کند. خطر اصلی اینجاست که کودک به‌جای آنکه فقط به‌عنوان یک فرد با نیازها و مرزهای مستقل دیده شود، به یکی از عناصر موفقیت رسانه‌ای خانواده تبدیل شود.

وی می‌گوید: از طرف دیگر، حضور دائمی مخاطبان می‌تواند بر مرز میان نقش والد و نقش تولیدکننده محتوا تأثیر بگذارد. والد برای حفظ ارتباط با مخاطب باید زندگی خود را روایت کند، اما کودک برای رشد سالم به بخش‌هایی از زندگی نیاز دارد که خصوصی، کنترل‌شده و خارج از نگاه عمومی باقی بمانند. اگر این مرز به‌درستی حفظ نشود، ممکن است لحظاتی که باید صرف گفت‌وگوی خصوصی، حل تعارض، آرام کردن کودک یا حمایت عاطفی از او شوند، به موقعیت‌هایی برای ثبت و انتشار تبدیل شوند و در نتیجه، کیفیت رابطه والد و کودک ممکن است تحت تأثیر منطق محتوا قرار گیرد.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه مسئله اصلی را نمی‌توان فقط در این پرسش خلاصه کرد که آیا والدین باید از فرزندان خود در فضای مجازی محتوا منتشر کنند یا خیر، اضافه می‌کند: مسئله عمیق‌تر این است که حضور مداوم در فضای رسانه‌ای چگونه می‌تواند منطق تصمیم‌گیری والد را تغییر دهد. اگر در فرایند والدگری، نیازهای کودک با معیارهایی مانند جذابیت، بازخورد مخاطب، شهرت یا درآمد رسانه‌ای رقابت کنند، نقش والد ممکن است به‌تدریج دستخوش تغییر شود و از این منظر، مطالعه بلاگری والدین در واقع مطالعه نقطه تلاقی دو نقش است که شامل والد به‌عنوان فردی مسئول تربیت و حمایت از کودک و بلاگر به‌عنوان فردی که برای جلب و حفظ توجه مخاطب محتوا تولید می‌کند، می‌شود و این دو نقشی است که گاهی در یک جهت حرکت نمی‌کنند.

یک خانه، یک دوربین و میلیون‌ها نگاه

شاید مسئله از جایی آغاز می‌شود که دوربین دیگر وسیله‌ای برای ثبت خاطرات نیست و به بخشی از مناسبات روزمره خانواده تبدیل می‌شود. از آن لحظه به بعد، حضور مخاطب هرچند فیزیکی نیست، اما می‌تواند در فضای خانه احساس شود. والد می‌داند که دیده می‌شود و کودک نیز ممکن است به‌تدریج بفهمد که بخشی از زندگی‌اش برای دیگران قابل مشاهده است و همین آگاهی می‌تواند معنای بعضی رفتارهای ساده خانوادگی را تغییر دهد.

البته نمی‌توان هر والد بلاگری را متهم کرد که منافع رسانه‌ای خود را بر نیازهای فرزند ترجیح می‌دهد. برخی والدین ممکن است با نیت اشتراک تجربه، ارتباط با دیگران یا کسب درآمد وارد این حوزه شده باشند و تلاش کنند مرزهای زندگی خصوصی خود و فرزندشان را حفظ کنند. مسئله، اما نه در نیت اولیه، بلکه در ساختاری است که به‌تدریج شکل می‌گیرد؛ ساختاری که در آن توجه مخاطب، الگوریتم، درآمد و تصویر عمومی می‌توانند در کنار نیازهای کودک قرار بگیرند.

کودک نمی‌تواند همچنین یک مخاطب معمولی صفحه را ببندد و از قاب بیرون برود. او در همان خانه‌ای زندگی می‌کند که زندگی‌اش در آن روایت می‌شود و ممکن است سال‌ها بعد با تصاویری مواجه شود که دیگران از دوران کودکی‌اش در اختیار دارند و به همین دلیل، موضوع فقط میزان حضور کودک در شبکه‌های اجتماعی نیست، مسئله این است که آیا او فرصت دارد هویتی مستقل از تصویری که والدینش از او ساخته‌اند، شکل دهد یا خیر.

شاید مهم‌ترین پرسش درباره والدگری در عصر بلاگری این نباشد که «چه چیزی را می‌توان منتشر کرد؟» بلکه این باشد که «چه چیزی نباید به خاطر انتشار تغییر کند؟» اگر نیاز کودک، آرامش او و کیفیت رابطه والد و فرزند همچنان در مرکز تصمیم‌گیری باقی بمانند، رسانه می‌تواند فقط ابزاری در کنار زندگی باشد. اما اگر زندگی برای دوربین تنظیم شود، دوربین دیگر فقط شاهد خانواده نیست و بخشی از خانواده شده است و این همان نقطه‌ای است که باید درباره مرزهای تازه والدگری جدی‌تر فکر کرد.

کد مطلب 1003492

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.