به گزارش خبرگزاری ایمنا، فشار بر ایران تنها در میدان تحریم و تهدید نظامی نیست، بخشی از این فشار در مسیرهای حقوقی و سیاسی و از طریق نهادهایی همچون شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل دنبال میشود. قطعنامهها و تصمیمهایی که اگرچه در ظاهر در چارچوب سازوکارهای بینالمللی قرار دارند، اما در عمل میتوانند به ابزاری برای افزایش فشار سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک بر تهران تبدیل شوند.
در سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که پیش از بعضی اقدامات نظامی یا عملیاتهای تروریستی، تلاشهایی برای ایجاد روایت و توجیه سیاسی و حقوقی آن اقدامات صورت گرفته است؛ مسئلهای که این پرسش را به وجود میآورد که آیا فشارهای جدید در نهادهای بینالمللی نیز بخشی از همین روند است یا باید آن را تنها در چارچوب فشارهای سیاسی و دیپلماتیک تحلیل کرد؟
با این حال، یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در موارد متعددی برای اقدام علیه ایران یا دیگر کشورهای منطقه، منتظر فراهم شدن یک پشتوانه حقوقی بینالمللی نماندهاند و در بسیاری از مواقع، پس از تصمیم خود تلاش کردهاند برای آن توجیه سیاسی و حقوقی ایجاد کنند؛ بنابراین مسئله تنها این نیست که «قطعنامه بعدی چه اقدامی را ممکن میکند»، بلکه این است که این سازوکارها در مجموعه فشارهای چندلایه علیه ایران چه نقشی دارند و تهران در برابر آنها چه گزینههایی پیشرو دارد؟
در گفتوگوی پیشرو، این موضوع از همین زاویه بررسی شده است؛ از کارکرد فشارهای شورای حکام و شورای امنیت تا نسبت آنها با جنگ ترکیبی علیه ایران و اینکه آیا میتوان این اقدامات را زمینهای برای یک رویارویی جدید دانست یا باید آنها را بخشی از یک روند مستمر فشار بر جمهوری اسلامی تحلیل کرد.

فشارهای بینالمللی بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران است
محمدحسن دهقانی، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: از اساس در فضای حقوق بینالملل و بدون در نظر گرفتن رابطه و ضابطه مشخص، اینکه بگوییم طرف مقابل با اقداماتی همچون صدور قطعنامه شورای حکام در حال «زمینهسازی» برای حمله به کشور ماست، به نظر من تعبیر دقیقی نیست.
وی افزود: ایالات متحده و رژیم صهیونیستی اگر بخواهند به کشوری حمله یا تجاوز کنند، در برابر نظام بینالملل پاسخگو نیستند. بیش از دو سال است که رژیم صهیونیستی بهطور مستمر در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه دست به تجاوز زده است، اما در هیچیک از این موارد به جایگاههای حقوقی بینالمللی پاسخگو نبوده است. ایالات متحده نیز وضعیت مشابهی دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: اینکه بگوییم صدور قطعنامه شورای حکام زمینهسازی برای حمله به ایران است، به نظر من دقیق نیست، چراکه ما این مسیر را طی کردهایم و آنها نیز مسیر خود را طی کردهاند و دیگر در موقعیتی نیستیم که بگوییم اتفاقی نیفتاده و ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تازه میخواهند زمینهسازی کنند تا تجاوزی شکل بگیرد، آنها هر آنچه را که از نظر حقوقی و سیاسی در توان داشتهاند، در این مدت به کار گرفتهاند تا اقدامات متجاوزانه خود را مشروع جلوه دهند.
قطعنامه شورای حکام؛ ضلع دیگری از جنگ ترکیبی علیه ایران
دهقانی ادامه داد: ایالات متحده و رژیم صهیونیستی اگر یک روال مشخص را در فضای بینالمللی و سازمانهای بینالمللی دنبال میکنند، بیشتر به این دلیل است که افکار عمومی خود را تا حدودی سازماندهی و ساماندهی کنند. من این اقدام را در حقیقت بخشی دیگر از جنگ ترکیبی میدانم که دشمن علیه ایران آغاز کرده است.
وی گفت: دشمن از ابتدای سال ۱۴۰۴ و پس از آغاز جنگ دوازدهروزه، سبدی از گزینهها را برای فشار بر ایران در اختیار داشته و این گزینهها تنها به تجاوز نظامی محدود نبوده است. بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه، ابزارهای دیگر موجود در سبد جنگ ترکیبی آنها را بیشتر میبینیم؛ از جنگ اقتصادی گرفته تا جنگ دیپلماتیک و سیاسی و بهتازگی نیز جنگ شناختی که به این مجموعه اضافه شده است.

شکستهای پیدرپی دشمن در جنگ ترکیبی
کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: من این اقدامات را یکی دیگر از اضلاع جنگ ترکیبی دشمن میدانم؛ به این معنا که آنها بار دیگر یکی از ابزارهای جنگی خود را در فضای بینالمللی فعال کردهاند تا فشار بر مردم ایران را افزایش دهند، در محاسبات مسئولان ما خلل ایجاد کنند و در نهایت ایران را به میز مذاکره بکشانند و وادار به دادن امتیازهایی خلاف منافع ملی کنند.
دهقانی با اشاره به روند اقدامات دشمن علیه ایران افزود: باید به این نکته توجه داشته باشیم که همه این تلاشها در نتیجه شکستهایی است که دشمن در طول این مسیر متحمل شده است. اینطور نبوده که آنها ابتدا تصور کنند، فردا در جنگ نظامی پیروز میشوند، سپس در صورت شکست به سراغ جنگ اقتصادی بروند و بعد از آن جنگ شناختی، سیاسی یا اطلاعاتی را در پیش بگیرند. از اساس گزینههای مختلف جنگ ترکیبی آنها با شکست روبهرو شده و به همین دلیل به سراغ گزینه بعدی رفتهاند؛ به توفیق الهی، این گزینه دشمنان کشور نیز با پاسخ محکم مردم ایران روبهرو خواهد شد و آنها یک شکست دیگر را تجربه خواهند کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره وظیفه مسئولان در برابر این فشارها گفت: درباره مردم، موضوع مشخص است و مردم پاسخ خود را محکم در میدان خواهند داد، اما بخشی که مربوط به مسئولان است، تأثیرگذاری بر محاسبات آنها است. مسئولان ما باید همچون تمام این یک سال و چند ماه، دقت کنند که این موضوع نباید به سبد فشارهای محاسباتی دشمن افزوده شود و باید سلسله اقداماتی را در این زمینه انجام دهند.
ضرورت پاسخ متناسب به ابزارهای فشار دشمن
دهقانی اظهار کرد: در حقیقت ما باید این اقدام را نیز یک ابزار جنگی در نظر بگیریم و متناسب با آن، اقدامات مقابلهای انجام دهیم؛ همانطور که در جنگ نفتکشها، جنگ اقتصادی، جنگ نظامی و حتی جنگ شناختی اقدامات متناسبی انجام دادیم. در اینجا نیز باید در برابر این ابزار، از گزینههای موجود در سبد مقابله استفاده کنیم.

وی افزود: این اقدامات میتواند شامل ورود به حوزههای جدید در برنامه هستهای، رونمایی از یک محصول جدید هستهای یا انجام اقدامات جدید در این حوزه باشد. در کنار آن، یک سلسله اقدامات حقوقی نیز میتواند در فضای آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام شود تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: یک گزینه دیگر نیز وجود دارد که نمیخواهم از آن بهعنوان «گزینه نهایی» یاد کنم؛ چراکه گزینههای دیگری هم وجود دارد. اگر موضوع به مرحلهای برسد که ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار بگیرد، آن زمان ابزارهایی همچون خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و بازنگری یا خروج از چارچوب پادمان را میتوان فعال کرد.
دهقانی خاطرنشان کرد: این نکته را باید در نظر داشت که پس از قرار گرفتن موضوع ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد، قطعنامهها وارد مرحله دیگری میشوند و موضوع دوباره در شورای امنیت سازمان ملل مورد رأیگیری قرار میگیرد؛ بنابراین اقدامات ایران نیز باید متناسب با همین سلسلهمراتب و بر اساس شرایط و مراحل پیشرو انجام شود.
به گزارش ایمنا، اکنون اما پرسش اینجا است؛ فشارهای جدید در شورای حکام و شورای امنیت قرار است تنها حلقه دیگری از زنجیره فشار بر ایران باشد یا باید آن را نشانهای از ورود به مرحلهای تازه دانست؟ آنچه در این میان اهمیت دارد، نه یک قطعنامه بهتنهایی، بلکه تصویری است که از کنار هم گذاشتن این تحولات به دست میآید؛ تصویری که میتواند بخشی از محاسبات آینده آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز روشن کند.
نظر شما