به گزارش خبرگزاری ایمنا، بازگشت به وطن، تنها عوض کردن یک جغرافیا نیست؛ آدم ممکن است هزاران کیلومتر سفر کند تا در نهایت به جایی برسد که باید از نو خودش را پیدا کند. «من یک آرمان دارم» از همین نقطه آغاز میشود؛ از بازگشت دختری که سالها دور از ایران زندگی کرده و اکنون با قلبی خسته و زخمی به تهران برگشته است.
سارا، شخصیت اصلی داستان، پس از سالها غربت و تجربه تلخ زندگی در لندن، دوباره پا به تهران میگذارد. او که از گذشته و اتفاقات زندگیاش دلشکسته است، در نخستین لحظات بازگشت تلاش میکند با شهر و خاطرات وطن ارتباط بگیرد. حتی از راننده تاکسی میخواهد دو دور میدان آزادی بچرخد؛ انگار قرار است بوی تهران و خاطره خانه، مرهمی بر زخمهای قدیمیاش باشد، اما دود و آلودگی شهر، خیلی زود این تصور را به هم میریزد و این سؤال تلخ را در ذهنش مینشاند که آیا اینجا هم تفاوتی با لندن دارد؟
اما قصه «من یک آرمان دارم» قرار نیست تنها روایت غربت، شکست و سرخوردگی یک دختر باشد. نقطه مهم داستان جایی شکل میگیرد که مسیر زندگی سارا با روایت زندگی شهید «آرمان علیوردی» گره میخورد؛ جوانی که نامش برای بسیاری با شهادت و دفاع از امنیت مردم ایران پیوند خورده است.

این تلاقی، هسته اصلی رمان را میسازد؛ یک سوی ماجرا دختری ایستاده که در جستوجوی معنا و هویت از گذشته خود فاصله گرفته و در سوی دیگر، روایتی از جوانی قرار دارد که زندگیاش را بر پایه باور، انتخاب و آرمان بنا کرده است.
در این میان، شهید علیوردی تنها یک شخصیت تاریخی در داستان نیست؛ روایت زندگی او به نقطهای برای تأمل و تحول سارا تبدیل میشود. رویارویی با این روایت، کمکم پنجره تازهای پیش روی او باز میکند و موجب میشود آنچه را در سالهای گذشته از دست داده، دوباره جستوجو کند.
«من یک آرمان دارم» از همین زاویه، بیش از آنکه تنها روایت زندگی یک شهید باشد، داستان تغییر یک انسان است؛ داستان اینکه چگونه رویارویی با یک الگو، یک انتخاب و یک آرمان میتواند مسیر زندگی فردی را که در تاریکی و سرخوردگی گرفتار شده، تغییر دهد.
این کتاب با تکیه بر قصهگویی و روایت شخصیتمحور، تلاش میکند مفاهیمی همچون هویت، تعلق، انتخاب و بازگشت را در قالب داستانی ملموس دنبال کند؛ روایتی که از یک شکست شخصی آغاز میشود و به رویارویی با مفهومی بزرگتر از خود میرسد.
در نهایت، «من یک آرمان دارم» را میتوان داستان بازگشت سارا دانست؛ بازگشتی که از لندن به تهران آغاز میشود، اما مقصد واقعی آن جایی در درون شخصیت اوست؛ جایی که باید دوباره خودش، باورهایش و معنای زندگی را پیدا کند.
نظر شما