به گزارش خبرگزاری ایمنا، اماس از جمله بیماریهایی است که نمیتوان مسیر آن را تنها با یک الگوی ثابت توضیح داد. تجربه دو بیمار مبتلا ممکن است از اساس با یکدیگر متفاوت باشد؛ یکی برای سالها زندگی روزمره خود را بدون محدودیت جدی ادامه دهد و دیگری با تغییر تدریجی تواناییهای حرکتی یا تعادلی مواجه شود و همین تفاوت، شناخت سیرهای مختلف بیماری را به یکی از بخشهای مهم مدیریت اماس تبدیل کرده است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه اماس، فاصله میان احساس بهبودی و کنترل واقعی بیماری است. ممکن است علائم پس از یک دوره دوباره کاهش پیدا کنند و فرد برای مدت طولانی وضعیت مطلوبی داشته باشد، اما این موضوع به تنهایی به معنای یکسان بودن فعالیت بیماری در همه مراحل نیست و به همین دلیل، ارزیابی منظم وضعیت بیمار اهمیت پیدا میکند تا تغییرات احتمالی پیش از آنکه به ناتوانی پایدار منجر شوند، شناسایی شوند.
در سالهای گذشته، نگاه به اماس تا حد زیادی تحت تأثیر نگرانی از ناتوانی و پیشرفت بیماری بود، اما توسعه روشهای تشخیص و درمان، امکان مداخله مؤثرتر را فراهم کرده است. تمرکز درمان تنها بر کنترل یک حمله نیست، بلکه تلاش میشود فعالیت بیماری در طول زمان کاهش پیدا کند و مسیر آن تا حد امکان از ورود به مراحل ناتوانکننده دور بماند. این تغییر نگاه، نقش زمان و تصمیمگیری درمانی را پررنگتر کرده است.
در عین حال، همه بیماران از مرحله عودکننده ـ فروکشکننده عبور نمیکنند و برخی افراد از ابتدا با روندی تدریجی و پیشرونده روبهرو هستند. شناخت این تفاوتها از آن جهت اهمیت دارد که رویکرد درمانی و انتظارات از روند بیماری نیز باید متناسب با نوع سیر اماس تنظیم شود. پیشرفتهای درمانی سالهای اخیر نیز باعث شده حتی در فرمهای پیشرونده، گزینههایی برای کاهش سرعت پیشرفت بیماری در برخی بیماران وجود داشته باشد.

اماس یک مسیر ثابت ندارد؛ از حملههای مقطعی تا پیشروی تدریجی بیماری
مسعود اعتمادیفر، متخصص مغز و اعصاب در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه پس از تشخیص اماس، بیماری میتواند سیرهای متفاوتی داشته باشد، اظهار کرد: بکی از شایعترین انواع بیماری، اماس عودکننده-فروکشکننده یا Relapsing-Remitting Multiple Sclerosis (RRMS) است. در این نوع بیماری، فرد دورههایی از بروز علائم یا حمله را تجربه میکند و پس از آن ممکن است علائم بهبود پیدا کنند یا حتی برای مدت طولانی برطرف شوند.
وی افزود: برای مثال، ممکن است بیماری در سال ۱۳۸۵ یک حمله داشته باشد و پس از آن سالها هیچ حملهای نداشته باشد و دوباره در سال ۱۴۰۲ دچار یک حمله جدید شود. چنین بیماری میتواند سالهای بسیار طولانی سیر به نسبت مطلوبی داشته باشد و برخی بیماران ۲۰، ۳۰ و حتی ۴۰ سال است با بیماری اماس زندگی میکنند، اما بهدلیل سیر مناسب بیماری، در حال حاضر علامت قابل توجهی ندارند.
متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه با این حال، بخشی از بیماران مبتلا به اماس عودکننده-فروکشکننده، پس از مدتی وارد مرحلهای میشوند که بیماری بهتدریج حالت پیشرونده پیدا میکند، تصریح کرد: به این حالت اماس پیشرونده ثانویه یا Secondary Progressive Multiple Sclerosis (SPMS) گفته میشود.
اعتمادیفر ادامه داد: این بیماران در ابتدا سیر عودکننده-فروکشکننده داشتهاند، اما به مرور زمان بیماری وارد فاز پیشرونده میشود و ناتوانی عصبی بهتدریج افزایش پیدا میکند. مرحله پیشرونده بیماری اهمیت و نگرانی بیشتری دارد، زیرا زمانی که بیماری وارد فاز پیشرونده شود، اثربخشی بسیاری از درمانهایی که برای کنترل حملات بیماری در اختیار داریم، کاهش پیدا میکند.
افزایش امید نسبت به کنترل بهتر بیماری اماس
وی با بیان اینکه مطالعات جدید نشان داده است که بسیاری از داروها زمانی بیشترین اثر را دارند که در مراحل ابتدایی بیماری استفاده شوند و بتوانیم قبل از اینکه بیماری وارد فاز پیشرونده شود، فعالیت آن را کنترل کنیم، گفت: به همین دلیل، تشخیص زودهنگام، ارزیابی دقیق میزان فعالیت بیماری و شروع بهموقع درمان اهمیت بسیار زیادی دارد.
متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه هدف این است که با درمان مناسب، تا حد امکان از تبدیل بیماری به مراحل پیشرونده جلوگیری شود یا دستکم زمان رسیدن به این مرحله را به تأخیر بیندازیم، اضافه کرد: نوع دیگری از بیماری، اماس پیشرونده اولیه یا Primary Progressive Multiple Sclerosis (PPMS) است که در این بیماران، برخلاف نوع عودکننده-فروکشکننده، بیماری از همان ابتدا روند پیشرونده دارد.
اعتمادیفر تصریح کرد: برای مثال، ممکن است بیمار دچار ضعف اندامهای تحتانی شود و این ضعف بهجای اینکه همچون یک حمله ایجاد شود و سپس بهبود پیدا کند، بهتدریج بیشتر شود یا ممکن است فرد دچار اختلال تعادل شود و این اختلال به مرور زمان پیشرفت کند، بدون اینکه بیمار بین دورههای بیماری به وضعیت قبلی خود بازگردد.
وی با بیان اینکه این فرم از بیماری حدود ۵ درصد بیماران مبتلا به اماس را شامل میشود، ادامه داد: در گذشته گزینههای درمانی مؤثر برای این گروه بسیار محدود بود، اما در سالهای اخیر درمانهای جدیدی برای اماس پیشرونده اولیه در دسترس قرار گرفته است که میتوانند در برخی بیماران سرعت پیشرفت بیماری را کاهش دهند، بنابراین حتی در این فرم از بیماری نیز امید به کنترل بهتر بیماری نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.

اماس بیش از آنکه یک بیماری با یک سرنوشت مشخص باشد، مجموعهای از مسیرهای متفاوت است که میتواند در افراد مختلف شکلهای گوناگونی پیدا کند. همین موضوع موجب میشود تجربه یک بیمار نتواند معیار پیشبینی وضعیت بیمار دیگر باشد. تفاوت در سرعت پیشرفت، میزان بروز علائم و نحوه پاسخ به درمان، ضرورت نگاه فردمحور به بیماری را بیش از پیش نشان میدهد.
یکی از مهمترین تغییرات در مدیریت اماس، فاصله گرفتن از رویکردی است که درمان را تنها پس از بروز علائم شدید یا حملات متعدد جدی میگرفت. امروزه کنترل فعالیت بیماری در مراحل ابتدایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، چراکه هدف فقط عبور از یک دوره علامتدار نیست، بلکه حفظ تواناییهای عصبی و جلوگیری از انباشته شدن آسیب در طول زمان نیز اهمیت دارد.
در فرمهای پیشرونده، شرایط میتواند پیچیدهتر باشد و افزایش تدریجی ناتوانی، نیازمند ارزیابی و پیگیری مستمر است و با این حال، پیشرفت بیماری نباید بهمعنای پایان گزینههای درمانی تلقی شود. توسعه درمانهای جدید، بهویژه برای برخی از انواع پیشرونده، چشمانداز کنترل بیماری را نسبت به گذشته تغییر داده و امکان مدیریت بهتر شرایط را برای بخشی از بیماران فراهم کرده است.
رویارویی با اماس بیش از هر چیز به شناخت دقیق مسیر بیماری و تصمیمگیری بهموقع نیاز دارد. تشخیص زودهنگام، پیگیری منظم و انتخاب درمان متناسب با نوع و فعالیت بیماری میتواند در تعیین مسیر آینده نقش داشته باشد. اماس ممکن است مسیری طولانی داشته باشد، اما شناخت درست این مسیر و مداخله در زمان مناسب میتواند تفاوت مهمی در کیفیت زندگی و میزان پیشرفت بیماری ایجاد کند.
نظر شما