احسان بصراوی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: شاید پرتکرارترین تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۶ ماه اخیر، مسئله حفظ و ارتقای وحدت مقدسی است که به برکت خون پاک رهبر شهید انقلاب اسلامی ایجاد شده است. اما شاهد این بودهایم که برخی مسئولان سابق و کنونی در این میان، خوش ندرخشیدند، بلکه ضررهایی متوجه ملت ایران شد.
وی افزود: برای نمونه با فاصله کمی از پیام هفته دولت رهبر معظم انقلاب اسلامی و تکرار تأکید بر وحدت مقدس، میبینیم که بخش رسانهای ریاست جمهوری اقدام به انتشار بخشی از سخنان دکتر پزشکیان در جلسه غیرعلنی دولت در زیر سؤال بردن مدیریت صداوسیما میکند که من معتقد هستم خود رئیس جمهور محترم راضی به این امر نبودهاند؛ اما با فاصله کمی این امر دستاویز آقای روحانی قرار میگیرد و او در جلسهای رسانهای به همین امر دامن زده و با تحقیر صداوسیما به عنوان نهادی که حتی رئیس جمهور هم برنامههای آن را تماشا نمیکند، عبارت «مدیریت گروهکی!» را برای مدیران این سازمان استفاده میکند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: این در حالی است که صداوسیما از اهداف اصلی دشمن آمریکایی صهیونیستی در طول جنگ اخیر چه در میان اهداف نظامی و چه در عرصه روانی بوده است و به تازگی بسیاری از افراد با افشای ماهیت تروریستی شبکههای ماهوارهای در ماههای اخیر، توجه بیشتری به تلویزیون ایران پیدا کردهاند.
بصراوی اظهار کرد: مطلب دیگر، طرح مسائلی از جمله همهپرسی از سوی برخی افراد، همراستا با رسانههای برونمرزی است. برای نمونه، آقای روحانی در سخنانشان چیزهایی میگویند که خود متناقض است. ایشان در همین دیدار وقتی آمارهای اقتصادی را از دولتشان نقل میکنند، فقط تا سال ۹۶ را معیار قرار میدهند و میگویند سال ۹۷ که جنگ اقتصادی ترامپ شروع شد و شرایط فرق کرد، در حالی که با برجام قرار بود شرایط خوب شود!
وی افزود: از سوی دیگر میگویند که یک تعداد هستند که با مذاکره بدند، با پیمان بدند! بعد در شرایطی که همان رئیس جمهور خشن، بدعهد و بد سابقه، البته همه رئیس جمهورهای آمریکا همینطورند، ولی به طور علنیتر ترامپ این رذائل را پرچمداری میکند، به کشور ما تجاوز کرده است و مقدسترین شخصیت دینی جهان اسلام را به شهادت رسانده است، ما به جای دشمن، داخلیها را متهم کنیم؟

کارشناس مسائل سیاسی گفت: پرسش از آقای روحانی و همفکران ایشان این است که با چه کسی نباید مذاکره کرد؟ اگر فردی سه بار در حین مذاکرات به شما حمله نظامی کند، این حدس را نمیزنید که مذاکره اگر عامل جنگ نباشد، مانع آن هم نیست؟
وی افزود: مگر نمیفرمایند سال ۹۷ جنگ اقتصادی شد. خب ایشان که تا همان سال رئیس جمهور کشور بودند، چطور جلوی جنگ اقتصادی را نگرفتند؟ نکند در دیپلماسی ناکارآمد بودند؟
بصراوی تصریح کرد: ایشان از همهپرسی و مشورت میگویند. بله، مشورت با مردم خوب، بلکه لازم است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هم مشورت میکردند، اما آیا در همه مسائل؟ حتی در احکام اسلامی؟ آقای روحانی قانون اساسی را نخواندهاند یا فراموش کردهاند که فرمان جنگ و صلح با شخصیت دیگری است؟
وی افزود: آقای روحانی اگر خیلی علاقهمند به همهپرسی بودند، بفرمایند چرا وقتی تصمیم به افزایش قیمت بنزین آزاد به سه برابر گرفتند، از مردم نپرسیدند؟ مگر وحی الهی بود؟ صاف و صادق به مردم میگفتند با افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت بنزین آزاد موافقاند یا خیر؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: یا وقتی تصمیم به حراج هزاران قطعه سکه گرفتند، تا جایی که سلطان سکه از این حراج زاده شد، نظر مردم را لحاظ کردند؟ مردم، سلطان خرید سکه را بر چوبه دار دیدند، اما سلطان فروش سکه چه شد؟ یا وقتی که آمریکا از برجام خارج شد، شرافت ایرانیها میپذیرفت که در این تعهد بمانند؟
بصراوی تصریح کرد: وقتی که قیمت دلار از سه هزار و ۵۰۰ تومان در ابتدای دولت ایشان به ۳۰ هزار تومان در ادامه دولت ایشان رسید، چطور؟ مردم روی ادامه کار ایشان نظر مثبتی داشتند یا خیر؟
وی افزود: یا وقتی که در ایام کرونا ایشان برای حفظ سلامتی، به هر جایی تشریف نمیبردند، نظر مردم، حضور ایشان در جلسات مجموعه سعدآباد بود یا کف میدان؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: یا وقتی که با سیاست رهاسازی دولت ایشان در زمان کرونا، به مرگ روزانه بیش از ۷۰۰ ایرانی رسیدیم، در یک هفته بیش از کل جنگ یک سال اخیر کشته دادیم، نظر مردم روی ادامه کار ایشان مثبت بود یا نه؟
وی افزود: یا وقتی ایشان با خنده از بیخبری خود نسبت به افزایش قیمت بنزین در صبح جمعه میگفتند، مردم هم با ایشان خندهشان گرفت یا نه؟
بصراوی تصریح کرد: پیشبینی خودشان از به همهپرسی گذاشتن محاکمه ایشان بابت مسائل فوق چیست؟ چون عدهای ممکن است معتقد باشند مشورت با مردم در این موضوع به طور خاص، میتواند مشارکت مردم در چنین همهپرسیای را به بیشترین میزان حضور پای صندوق، افزایش دهد.
کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: آقای روحانی نمونهای تمامعیار از اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولان است که بزرگترین نگرانی رهبر انقلاب اسلامی بوده است.
وی افزود: مشکل دیگر ایشان این است که حد خود را نمیدانند. طبق شرع و قانون اساسی، اختیار جنگ و صلح در اختیار رهبر معظم و مکرم انقلاب اسلامی است و هرکسی میداند که تعیین زمان برای پایان جنگ، عین شکست است. چرا که مجاهد و جنگجوی واقعی در جنگ نه تنها سرحدی برای زمان جنگیدن نمیشناسد، بلکه سرحدی برای جان خود قائل نیست و علیالاصول همین افراد هستند که امنیت را به مردم هدیه میدهند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: آقای روحانی نگران بیرونق شدن تنگه هرمز است. خدمت ایشان باید گفت، آنی که نگران بیرونق شدن تنگه است، آمریکاست، نه ایران؛ همانطور که دست و پا زدنشان برای بازگشایی تنگه قابل مشاهده است. خلیجی که میزبان کشورهای صاحب نیمی از منابع نفت و گاز دنیاست، هیچوقت از رونق نمیافتد. آنقدری که دنیا به ایران و تنگهاش نیاز دارد، ایران و تنگه هرمزش به دنیا نیاز ندارند.
وی افزود: آقای روحانی گفتهاند، انتقام اولویت نیست. در پاسخ باید گفت شما چرا نگران جان ترامپ شدهاید؟ نگران مذاکرات هستید؟ مگر ترور، مانع مذاکره است؟ رهبر ما را با اهل بیتشان به وحشیانهترین نحو به شهادت رساندند، مگر باب تعامل بسته شد؟ آمریکاییها هم بعید است به انتقام از رئیس کشورشان از منافع مذاکرات با ایران دست بردارند. پس بگذارید قاتل به سزای اعمالش برسد، مذاکرات هم انجام شود، نگران مذاکرات نباشند.
بصراوی تصریح کرد: ایشان فرمودهاند، قرآن میگوید دعوت به صلح را رد نکنید. بله، این درست است، اما ایشان که مدعی تخصص در امنیت ملی هستند، نمیدانند که در غالب موارد، دعوت به صلح برای نجات از شکست است؟ آیا ماجرای قرآن بر سر نیزه در جنگ صفین علیه امیرالمؤمنین (ع)، با پوشش صلح نبود؟ آیا مکر عمروعاص با شعار قرار دادن صلح، جناب مالک اشتر را از چند قدمی خیمه معاویه، پدر یزید، برنگرداند؟ آیا جریان خوارج پیامد شعار دروغین «با قرآن نمیجنگیم» نبود؟ آیا آمریکا، کافری است که وسط جنگ تصمیم به اسلام آوردن گرفته است؟
کارشناس مسائل سیاسی گفت: و پرسش آخر، آیا شما اسلامشناستر و قرآنشناستر از مسئول جنگ و صلح کشور هستید که اهمیت صلح را گوشزد میکنید؟ قرآن به چه کسی میآموزید؟
بصراوی اظهار کرد: کلام آخر درباره این حرف ایشان است که گفتهاند: «هیچکس در کشور از هیچکس حاکم نیست، نه از جانب خودش نه از جانب خداوند. هر کس، هر پستی دارد در هر ردهای که هست، از جانب مردم است.
وی افزود: پاسخ این است که متأسفیم که ۸ سال اداره کشور در اختیار کسی بوده است که فهمی از جایگاه الهی و مشروعیت الهی ولایت فقیه نداشته است. ولایت فقیه امری است انتصابی از طرف خداوند متعال که به صورت عام برای اعلم فقها، باتقواترین آنان و مدیرترین ایشان، نه به اسم که به صفت تعیین شده است. آنچه از طرف مردم ایجاد میشود، مقبولیت برای اقامه این حق الهی است؛ همانگونه که قطع پشتیبانی مردم از امیرالمؤمنین، هیچگاه از حقانیت ایشان نکاست، اما امت اسلام محروم شد.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: پس نه تنها ولایت فقیه از جانب خداوند متعال است، بلکه مشروعیت و حقانیت تمام ارکان نظام، به نصبی است که بیواسطه یا با واسطه از سوی ولی فقیه میشوند و رأی مردم، امکان اِعمال چنین حق را میدهد که البته امری است لازم و ضروری و البته مقام ولایت فقیه بیش از همگان حافظ جمهوریت نظام بودهاند.
بصراوی تصریح کرد: خدا را شکر میکنیم که در زمانهای قرار داریم که غلبه حق بر باطل هیچگاه به این میزان نزدیک نبوده است و ملتی داریم که در تاریخ بیهمتاست و اگر این مردم در زمانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) یا امام حسن (علیه السلام) بودند، هیچگاه با پوشش صلح، عمیقترین زخم بر پیکره تاریخ اسلام وارد نمیشد. چرا که هیچکس حریف شمشیر امام علی (علیه السلام) نشد، مگر به مکر و حیله با شعار صلح.

نظر شما