به گزارش خبرگزاری ایمنا، حسین سیمایی امروز _سهشنبه هفدهم شهریور_ در نود و نهمین نشست هماندیشی مسئولان بسیج اساتید سراسر کشور و مراسم تکریم و معارفه رئیس سازمان بسیج اساتید کشور، با اشاره به تأکید رهبرانقلاب اسلامی بر اصل «جذب حداکثری و دفع حداقلی» اظهار کرد: در شرایط کنونی تجربه کردیم و دیدیم که چگونه تقابلها و جنگها موجب انسجام ملی، همبستگی مردم و افزایش افتخار و اعتماد عمومی به نهادهای انقلابی، نیروهای مسلح، سپاه و ارتش شده است. اکنون این پرسش مطرح است که چگونه میتوانیم این وضعیت را تداوم بخشیده و این آرمان والای جذب حداکثری را تحکیم و تقویت کنیم.
وی در پاسخ به این پرسش گفت: ما در سال ۱۳۵۷ چگونه جذب انقلاب شدیم؟ قطعاً تنها با مطالعه کتاب و مقاله یا شنیدن سخنرانیهای امام راحل و تبیین نظریه ولایت فقیه، بلکه مجذوب شخصیتهای تراز انقلاب شدیم. ما با دیدن شهید مطهری و شهید بهشتی (ره)، با شنیدن صدای آیتالله طالقانی آرامش مییافتیم و با مشاهده رفتار، منش و سیره شهدا، احساس افتخار و اعتماد میکردیم. برای ما، مشاهده این بزرگان، مساوی با تصدیق و باور قلبی به تمام حقیقت بود.
وزیر علوم با اشاره به سیره شهید بهشتی تصریح کرد: همگان میدانند که میتوان همزمان هم محکم بود و هم متین؛ امری که برای جوانان آن دوران بسیار راهگشا و مهم بود. شهید بهشتی از سویی به دلیل اصلاحاتی که در لایحه حدود، قصاص و دیات اعمال کرده بود، از سوی برخی لیبرال و غربزده خوانده میشد و از سوی دیگر، از سوی تندروها متهم به تحجر میگردید؛ بهگونهای که از هر دو سو تحت فشار قرار داشت. در همین راستا بود که امام راحل درباره ایشان فرمودند که مظلوم زیست و مظلوم از دنیا رفت.
سیمایی با اشاره به رفتار شهید بهشتی در برابر تخریبها گفت: روشی که منافقان در کشور بنیان گذاشتند، بر هم زدن سخنرانیها بود؛ آنها حتی سخنرانیهای امام راحل و شهید بهشتی را مختل میکردند، اما ایشان هرگز از مسیر اعتدال و اخلاق خارج نشد. هنوز مناظره تلویزیونی شهید بهشتی با دبیرکل حزب توده، در اذهان مانده است؛ جایی که ایشان با استدلالی علمی و منطقی، خیانت تودهایها در کودتای ۲۸ مرداد را اثبات میکرد.
وی تصریح کرد: نکته تأملبرانگیز آنجاست که وقتی کیانوری آیهای از قرآن را اشتباه میخواند، شهید بهشتی بهجای مچگیری، بهصورت محترمانه و زیرکانه تلفظ صحیح را به او یادآوری کرد. کیانوری بعدها میپرسید: «چرا در آن مناظره آبروی مرا نبردید؟» و پاسخ شهید بهشتی این بود: «ما انقلاب نکردیم که در ملاءعام یکدیگر را تخریب کنیم؛ منطق اسلام حکم میکند که با استدلال و انصاف نقد کنیم.»
وزیر علوم ادامه داد: وقتی ما شهیدان بهشتی و مطهری را میدیدیم، بهدرستی درمییافتیم که روحانیت و انقلابیگری واقعی یعنی چه. در آن برهه، برخی از ما انتقاد میکردند و میگفتند: «شما نمیتوانید مستقیماً از ائمه اطهار (ع) حاجت بگیرید؛ سطح ما به امامزادگان میرسد و باید به آنها توسل کنیم، زیرا برای زیارت و ارتباط با مقام شامخ امام رضا (ع) نیاز به سنخیت و آمادگی روحی بالایی دارید.» ما نیز شهید بهشتی و شهید مطهری را بهعنوان همان واسطههای فیض و الگوهای بیبدیل خود میدیدیم.
سیمایی با تأکید بر ضرورت الگوبرداری از این سیره برای تحقق جذب حداکثری، خاطرنشان کرد: برای نیل به این هدف راهبردی، باید به همان سیرهای بازگردیم که در آغازین روزهای انقلاب جاری بود؛ باید بهشتیگونه و مطهریگونه زیست و منش رهبر معظم انقلاب را سرلوحه امور قرار داد. نباید تصور کنیم که برای جذب افراد، در گام نخست باید همفکر و هممسیر ما باشند؛ این امر محال است. در تاریخ ادیان، اخلاق همواره بر برهان و منطقِ صرف پیشی گرفته است.
وی بیان کرد: در تاریخ اسلام بنگرید که چند نفر تنها با استدلال عقلی و چند نفر با مشاهده معجزه مسلمان شدند؟ معجزه اساساً برای اتمام حجت با خصم و دشمن بود، نه برای مؤمنان؛ مؤمنان با اخلاق حسنه پیامبر اکرم (ص) مجذوب اسلام شدند. خداوند در قرآن کریم میفرماید اگر تندخو و خشن بودید، مردم از پیرامون شما پراکنده میشدند. امروز عدهای صرفاً بهدنبال بهانهاند؛ آنها با شنیدن سخنرانی مؤمن نمیشوند، بلکه با مشاهده سنخیت اخلاقی و عملی است که جذب میگردند. مولانا نیز در این باره اشارات زیبایی دارد و بیان میکند که مردم با تناسب و شباهت روحی جذب میشوند.
وزیر علوم در تبیین برتری اخلاق بر استدلالِ خشک گفت: اخلاق، زبان مشترک تمامی انسانهاست و هیچکس در دنیا ظلم را ستایش نمیکند. بههمین دلیل بود که وقتی عالمی شیعی، سید و بزرگواری چون امام موسی صدر به لبنان رفت، مسیحیان با او چنان انس گرفتند که میگفتند: «این امام حسینِ شیعیان نیست، بلکه مسیحِ سرزمین ماست» و او را همچون مسیحِ خود گرامی میداشتند. امروز نیز جامعه شیعی لبنان در امتداد همان مسیر و با برکت انقلاب اسلامی تثبیت شده است. شهید سید حسن نصرالله چگونه توانست به شخصیتی محبوب در میان تمام اقشار و مذاهب لبنان تبدیل شود؟ پاسخ تنها در یک کلمه نهفته است: «اخلاق». این اخلاق است که بسیج را به لشکر عشق تبدیل میکند.
سیمایی با تأکید بر ضرورت جلب اعتماد قشرهای خاکستری و خاموش جامعه، اظهار کرد: امروز جامعه ما بیش از آنکه تشنه صداهای بلند باشد، نیازمند چهرههای قابل اعتماد است. یک بسیجی و یک روحانی باید نماد اعتماد و آرامش باشند. حتی همکار یا دانشجویی که همفکر ما نیست و در مسیر ما گام برنمیدارد، باید چنان به ما اعتماد داشته باشد که دغدغهها، نقدها و مواضع خود را بدون هراس با ما در میان بگذارد تا زمینه گفتوگو فراهم شود. اگر قصد داریم شکافهای اجتماعی را ترمیم کنیم، باید بدانیم که با تحقیر، تمسخر و شعارزدگی نمیتوان به نتیجه رسید. جوانان ما باید در عمل ببینند که میتوان انقلابی و در عین حال متین بود؛ میتوان مؤمن و اهل گفتوگو بود؛ میتوان پایبند به دین و بهدور از تحجر بود؛ و میتوان بر اصول خود محکم ایستاد، اما منتقدپذیر و بردبار بود.
نظر شما