به گزارش خبرگزاری ایمنا، مردم ایستادهاند و میدان ژاله از جمعیت پر شده است. روبهرو، سربازانی زانو زدهاند، اسلحهها در دست و نگاهها به سمت مردمی که آمدهاند تا صدایشان را به خیابان بیاورند. شاید اگر کسی همان لحظه از بیرون به میدان نگاه میکرد، هنوز نمیتوانست حدس بزند که چند دقیقه بعد چه اتفاقی قرار است بیفتد، اما عکس، چیزی را ثبت کرده که چشم انسان شاید در همان لحظه از درک کاملش عاجز باشد.
هفدهم شهریور ۱۳۵۷، جمعیت از میدان ژاله تا میدان خراسان کشیده شده بود، حضور در میدان به معنای ایستادن در قلب یک حادثه تاریخی بود. یکی از افسران نظامی از طریق بیسیم درخواست نیروی کمکی میکرد؛ شمار نیروهایش را اندک میدانست و از احتمال محاصرهشدن سخن میگفت.
لحظاتی بعد، چند بالگرد در ساختمان اداره برق نشستند. جمعیت بیشتر شده بود؛ میگفتند هزاران نفر از سمت پیروزی به سوی میدان میآیند. شعارها بالا گرفته بود: «مرگ بر شاه» و «استقلال، آزادی.»
برای ثبت عمق جمعیت، عکاس به بالای درخت رفته بود، از آن ارتفاع، میدان را بهتر میشد دید؛ دریایی از آدمها که در خیابان ایستاده بودند، اما هشدار یک پاسبان کافی بود تا او از بالای درخت پایین بیاید، زیرا احتمال تیراندازی وجود داشت.

و بعد، صدا آمد، صدای شلیک. در آن لحظه دیگر نه میدان همان میدان بود و نه جمعیت همان جمعیتی که چند دقیقه پیش در قاب دیده میشد. مردم به هر سو میدویدند و هر کس تلاش میکرد خود را از مسیر گلولهها دور کند. میان آن همه هراس، دوربین همچنان روشن بود.
روایت آن روز بعدها چنین توصیف شد؛ اینکه «مثل کسی که در رودخانه قرار میگیرد و نمیفهمد به کدام سو میرود.»، اما دوربین میدانست چه باید بکند.
سه گوشه میدان ثبت شد؛ صحنههایی از مردمی که میگریختند، مجروحانی که روی زمین افتاده بودند و پیکرهایی که تنها چند لحظه پیش، بخشی از همان جمعیت بودند. تیراندازی بیشتر از چند دقیقه طول نکشید، اما همان چند دقیقه برای تغییر چهره میدان کافی بود.
آنچه در قاب باقی ماند، تنها چند عکس نبود؛ شاهدی بود از لحظهای که دیگر نمیشد آن را از تاریخ پاک کرد.
مردم، پیکر شهدا و مجروحان را با خود از میدان دور میکردند تا به دست مأموران نیفتند. همین موضوع موجب شد هیچکس نتواند در همان لحظات نخست، تصویری دقیق از شمار قربانیان ارائه کند، اما یک نگرانی دیگر هم وجود داشت؛ دوربینی که آن صحنهها را ثبت کرده بود.
عکسها به روزنامه کیهان رسیدند و در تحریریه دیده شدند، هر چند انتشارشان ممنوع بود، بعدها و در اوایل سال ۱۳۵۸، عکسهای ۱۷ شهریور منتشر شدند تا از دریچه یک عکاس آنچه در میدان ژاله و در آن جمعه سیاه رخ داد، برای همیشه در تاریخ به یادگار بماند.
نظر شما