به گزارش خبرگزاری ایمنا، فضاهای سبز شهری سالهاست که بخشی جداییناپذیر از ساختار شهرها محسوب میشود، اما در رویکردهای جدید برنامهریزی و طراحی شهری، نقش پارکها دیگر به ایجاد فضایی برای تفریح و استراحت شهروندان محدود نمیشود؛ پارکلندها بهعنوان بخشی از زیرساختهای اجتماعی و اکولوژیک شهر میتوانند در کاهش آسیبهای محیطی، افزایش کیفیت زندگی و شکلدهی به ساختار فضایی شهر نقشآفرینی کنند.
پارکلند در مفهوم برنامهریزی شهری، مجموعهای از اراضی باز و سبز است که با هدف تأمین همزمان نیازهای زیستمحیطی، اجتماعی، تفریحی و فضایی شهر برنامهریزی میشود. این فضاها از پارکهای کوچک محلهای تا پارکهای شهری و منطقهای و پارکهای خطی و کریدورهای سبز را دربرمیگیرند.
در این نگاه، مسئله اصلی تنها میزان فضای سبز یا سرانه پارک نیست، بلکه نحوه توزیع، کیفیت، دسترسی و ارتباط این فضاها با سایر اجزای شهر اهمیت پیدا میکند. ممکن است شهری از نظر سرانه فضای سبز شرایط مناسبی داشته باشد، اما بخش قابلتوجهی از این فضاها در نقاط خاصی متمرکز شده باشند و ساکنان محلههای پرتراکم از دسترسی مناسب به فضای سبز برخوردار نباشند.
از سوی دیگر، پارکلندها میتوانند بهعنوان بخشی از شبکه اکولوژیک شهر عمل کنند. اتصال پارکهای محلهای، فضاهای سبز، رودخانهها، مسیلها و سایر فضاهای باز از طریق مسیرهای سبز، امکان شکلگیری شبکهای پیوسته را فراهم میکند؛ شبکهای که علاوهبر ایجاد مسیرهای پیاده و دوچرخه، میتواند به ارتقای کیفیت محیطی و افزایش تابآوری شهر کمک کند.
یکی از مهمترین کارکردهای پارکلند، نقش آن در مدیریت مسائل محیطزیستی شهر است. افزایش پوشش گیاهی، ایجاد سایه، کاهش سطوح سخت و افزایش نفوذپذیری زمین میتواند در کاهش دمای محیط، مدیریت روانآبهای سطحی و بهبود شرایط آسایش حرارتی شهروندان مؤثر باشد. به همین دلیل، فضای سبز در برنامهریزی معاصر دیگر یک عنصر تزئینی تلقی نمیشود و میتواند در کنار شبکه حملونقل، تأسیسات و سایر زیرساختهای شهری تعریف شود.
پارکلندها از منظر اجتماعی نیز اهمیت ویژهای دارند. پارک محلهای میتواند یکی از معدود فضاهای عمومی باشد که گروههای مختلف سنی و اجتماعی بدون الزام به پرداخت هزینه در آن حضور پیدا میکنند. کیفیت طراحی این فضاها، امکان نشستن، گفتوگو، بازی، ورزش و پیادهروی را فراهم میکند و از این طریق میتواند به افزایش تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در محله کمک کند.
در مقیاس محله، طراحی پارک باید بر دسترسی آسان و استفاده روزمره شهروندان متمرکز باشد؛ در مقیاس ناحیه و شهر نیز این فضاها میتوانند نقش مقصدهای تفریحی، فرهنگی و ورزشی را بر عهده بگیرند. پارکهای منطقهای نیز میتوانند علاوهبر کارکردهای تفریحی، بخشی از ساختار طبیعی و اکولوژیک شهر را تشکیل دهند.

در این میان، پارکهای خطی یکی از ظرفیتهای مهم در طراحی شهری محسوب میشوند. تبدیل حاشیه رودخانهها، مسیرهای متروکه، برخی کریدورهای زیرساختی یا فضاهای رهاشده به مسیرهای سبز میتواند به جای ایجاد فضاهای سبز منفرد، ارتباط میان بخشهای مختلف شهر را تقویت کند.
از این منظر، شهرها نیازمند عبور از نگاه سنتی «ساخت پارک» به سمت «ساخت شبکه پارکلند» هستند. در چنین رویکردی، یک پارک محلهای میتواند از طریق مسیر سبز به پارک ناحیهای متصل شود و این شبکه در ادامه به رودخانه، فضای طبیعی یا پارک شهری برسد. نتیجه چنین الگویی، شکلگیری یک زیرساخت سبز پیوسته است که همزمان کارکرد اجتماعی، حرکتی و زیستمحیطی دارد.
این رویکرد برای شهرهای متراکم نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا در شرایطی که امکان توسعه گسترده فضاهای سبز وجود ندارد، استفاده هوشمندانه از زمینهای رهاشده، حاشیههای شهری، فضاهای کماستفاده و کریدورهای طبیعی میتواند بخشی از نیاز شهر به فضای باز را تأمین کند.
با این حال، موفقیت پارکلندها تنها به میزان سرمایهگذاری برای احداث آنها وابسته نیست. مکانیابی مناسب، دسترسی عادلانه، پیوند با شبکه پیاده و دوچرخه، طراحی متناسب با اقلیم، انتخاب گونههای گیاهی مناسب و نگهداری مستمر از عواملی هستند که کیفیت واقعی این فضاها را تعیین میکنند.
در نهایت، پارکلند را باید فراتر از چند هکتار فضای سبز در نقشه شهری دید. پارکلند میتواند محلی برای حضور و تعامل شهروندان، مسیر ارتباطی میان محلهها، زیستگاه گونههای طبیعی، ابزار کاهش آسیبهای محیطی و یکی از عناصر شکلدهنده به ساختار شهر باشد، بنابراین آینده برنامهریزی شهری به جای افزایش صرفِ تعداد پارکها، به سمت ایجاد شبکهای پیوسته، عادلانه و چندعملکردی از فضاهای سبز و باز شهری حرکت میکند؛ شبکهای که میتواند همزمان به شهروند و محیط زیست خدمت کند.
نظر شما