پدافند ذهنی در میدان جنگ روایت‌ها

در میدان جنگ روایت‌ها، هدف تنها خاکریزها نیستند؛ ذهن‌ها هم به میدان نبرد تبدیل شده‌اند. جایی که خبر، شایعه و روایت‌های متضاد می‌توانند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و «پدافند ذهنی» به سپری برای تشخیص حقیقت از عملیات روانی بدل می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، سال‌ها تصویر، قدرتمندترین سند برای اثبات یک اتفاق بود. یک خبرنگار فیلم می‌گرفت، دوربین واقعه‌ای را ثبت می‌کرد و مخاطب آنچه را می‌دید، به واقعیت پیوند می‌زد، اما هوش مصنوعی این رابطه قدیمی میان دیدن و باور کردن را تغییر داده است.

امروز می‌توان یک صحنه جنگی را بدون حضور هیچ دوربینی ساخت. می‌توان چهره، صدا، محیط و حتی جزئیات یک اتفاق را تولید کرد و همه آن‌ها را در قالب ویدئویی عرضه کرد که در نگاه نخست، واقعی به نظر می‌رسد.

خطر اصلی اما خود فناوری نیست، نحوه استفاده از آن در فضای بحرانی و هیجانی جنگ است. تصویری که در زمان عادی شاید تنها یک محتوای ساختگی باشد، در روزهای جنگ می‌تواند موجب ترس، خشم، ناامیدی یا حتی احساس پیروزی کاذب شود. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی تنها ابزار تولید تصویر نیست، بلکه می‌تواند به ابزاری برای تأثیرگذاری بر ادراک مخاطب تبدیل شود.

پدافند ذهنی در میدان جنگ روایت‌ها

جنگ روایت‌ها از همین‌جا آغاز می‌شود

علیرضا خرازی، دکتری علوم ارتباطات و پژوهشگر سواد رسانه در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا می‌گوید: هوش مصنوعی به‌دلیل توانایی در تولید سریع و گسترده محتوا، شخصی‌سازی پیام‌ها و ساخت محتوای جعلی، ظرفیت بالایی برای اثرگذاری بر افکار عمومی دارد، چراکه مخاطب همیشه نمی‌داند با یک محتوای واقعی روبه‌روست یا محتوایی که تولید یا دستکاری شده است.

این همان نقطه‌ای است که جنگ روایت‌ها شکل می‌گیرد. یک طرف ماجرا ممکن است واقعیتی را روایت کند؛ طرف دیگر روایتی متفاوت ارائه دهد و در میانه این دو، انبوهی از تصاویر و ویدئوهایی قرار بگیرد که معلوم نیست کدام‌یک واقعیت را نشان می‌دهند. در این وضعیت، هر تصویر تنها یک تصویر نیست، بلکه حامل یک روایت است؛ تصویری از یک ساختمان تخریب‌شده می‌تواند روایت شکست باشد، تصویری از یک موشک می‌تواند روایت قدرت را بسازد و تصویری از مردم نگران می‌تواند روایت ناامنی را تقویت کند.

رسانه‌های رسمی باید آموزش درباره خبر جعلی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را به‌صورت ساده و مستمر دنبال کنند و در زمان انتشار شایعات با سرعت و شفافیت وارد میدان شوند

در این شرایط حتی اگر خود تصویر واقعی باشد، انتخاب زاویه، زمان انتشار و متنی که همراه آن منتشر می‌شود، می‌تواند برداشت مخاطب را تغییر دهد و اگر خود تصویر هم جعلی باشد، فاصله میان واقعیت و روایت باز هم بیشتر می‌شود.

سواد رسانه‌ای، خط دفاعی ذهن

در چنین شرایطی دوباره مفهوم قدیمی سواد رسانه‌ای خود را نشان می‌دهد، مخاطب باسواد رسانه‌ای قرار نیست هر چیزی را که می‌بیند، باور کند؛ او می‌پرسد این پیام را چه کسی تولید کرده، با چه هدفی منتشر شده، منبع آن کجاست و چه شواهدی برای تأییدش وجود دارد، اما در عصر هوش مصنوعی، این مهارت باید یک قدم جلوتر برود.

خرازی معتقد است آموزش سواد رسانه‌ای بدون توجه به هوش مصنوعی دیگر کامل نیست و جامعه نیاز دارد مهارت‌هایی را بیاموزد که می‌توان از آن‌ها با عنوان سواد هوش مصنوعی یاد کرد، البته نه به‌عنوان دانشی جدا از سواد رسانه‌ای، بلکه در امتداد آن. یعنی مخاطب باید علاوه‌بر تحلیل پیام، توانایی رویارویی مسئولانه با محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و بررسی صحت آن را نیز داشته باشد.

یک محتوای جعلی تا زمانی که دیده و بازنشر نشود، دامنه اثرگذاری محدودی دارد. این کاربر است که می‌تواند یک ویدئو را از یک صفحه کوچک به هزاران نفر برساند. به همین دلیل، هر کاربر شبکه اجتماعی در روزهای جنگ، خواه ناخواه بخشی از چرخه اطلاع‌رسانی است.

این پژوهشگر سواد رسانه برای رویارویی با محتوای مشکوک سه توصیه عملی به مخاطبان دارد؛ نخست، منبع خبر بررسی شود و مشخص شود آیا رسانه یا فرد معتبر دیگری آن را تأیید کرده است یا نه؛ دوم، خود محتوا با دقت دیده شود و نشانه‌هایی همچون صدای غیرطبیعی، حرکات غیرعادی یا ناهماهنگی میان تصویر و متن مورد توجه قرار گیرد و سوم، تا پیش از اطمینان از صحت خبر از بازنشر آن خودداری شود.

پدافند ذهنی در میدان جنگ روایت‌ها

رسانه رسمی؛ پناهگاه حقیقت در میان انبوه روایت‌ها

در عصر هوش مصنوعی نمی‌توان تمام مسئولیت را به مخاطب سپرد، زمانی که مردم با حجم بزرگی از اخبار و تصاویر متناقض روبه‌رو هستند، رسانه‌های رسمی نیز وظیفه سنگین‌تری بر عهده دارند. آن‌ها باید نه‌تنها خبررسان، بلکه راستی‌آزما و آموزش‌دهنده باشند.

خرازی معتقد است رسانه‌های رسمی باید آموزش درباره خبر جعلی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را به‌صورت ساده و مستمر دنبال کنند و در زمان انتشار شایعات با سرعت و شفافیت وارد میدان شوند.

زمانی یک رسانه رسمی می‌تواند به وظیفه خود در این شرایط عمل کند که مخاطب به آن اعتماد داشته باشد و بداند هنگام رویارویی با یک ویدئوی مشکوک می‌داند برای پیدا کردن حقیقت باید به کجا مراجعه کند، اما اگر اعتماد از بین رفته باشد، حتی دقیق‌ترین تکذیب نیز ممکن است نتواند اثر یک محتوای جعلی را خنثی کند.

جنگ امروز تنها در قدرت تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود، چراکه میدان‌های پنهان‌تری در پس پرده وجود دارد که یکی از آن‌ها صفحه تلفن همراه ماست. اینجا خبری می‌آید، تصویری دیده می‌شود، احساسی شکل می‌گیرد و در چند ثانیه تصمیمی برای بازنشر گرفته می‌شود. ممکن است آن تصویر واقعی یا قدیمی یا اصلا مربوط به جایی دیگر باشد و ممکن است اصلاً هیچ‌وقت در جهان واقعی وجود نداشته باشد، اما پیش از آنکه حقیقت را بدانیم، ذهن ما می‌تواند تحت تأثیر آن قرار گرفته باشد. به همین دلیل در عصر هوش مصنوعی، سواد رسانه‌ای را باید با مکث کردن آغاز کرد.

مکث پیش از باور کردن، مکث پیش از قضاوت، مکث پیش از بازنشر، چرا که اگر در میدان نظامی، پدافند برای مقابله با تهدید ضروری است، در میدان اطلاعاتی هم تفکر انتقادی و راستی‌آزمایی، پدافند ذهنی جامعه است.

امروز ممکن است یک موشک، ساختمانی را هدف بگیرد، اما یک ویدئوی جعلی می‌تواند برداشت ما از واقعیت را نشانه رود.

کد مطلب 1001890

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.