به گزارش خبرگزاری ایمنا، هشت ماه پیش از آنکه خبر شهادت خودش در دادستانی انقلاب منتشر شود، آیتالله علی قدوسی داغ فرزند بزرگش را بر دل گذاشته بود؛ محمدحسن قدوسی، دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه مشهد و از دانشجویان پیرو خط امام که در جریان مقاومت هویزه، همراه شهید حسین علمالهدی به شهادت رسید.
خبر شهادت محمدحسن زمانی به آیتالله قدوسی رسید که برای بازدید از زندانهای کرج رفته بود. روایت شده است که پس از بازگشت به خانه با اندوهی عمیق از جوانانی گفت که در هویزه از دست رفته بودند: «از اهواز خبر دادند هرچه جوان خوب و نازنین داشتیم، رفتند...» وقتی همسرش درباره محمدحسن پرسید، پاسخ داد: «همه بچهها...»
آنچه این روایت را ماندگار کرده، نه بیدرد بودن پدر، بلکه شیوه رویارویی او با این داغ است. او به همسرش توصیه کرد برای آنچه در راه خدا دادهاند، جزع و فزع نکنند و یادآور صبر اموهب در کربلا شد.
دوستانش گفتهاند ظاهر و رفتار او چنان آرام بود که بیننده گمان میکرد هنوز خبر شهادت فرزندش را نشنیده است.
محمدحسن تنها چند ماه زودتر از پدرش به شهادت رسید تا خانواده قدوسی به فاصله چند ماه دو بار با واژه «شهادت» روبهرو شوند؛ یکبار در هویزه و بار دیگر در چهاردهم شهریور، هنگامی که آیتالله علی قدوسی در انفجار دادستانی انقلاب به شهادت رسید.
نظر شما