به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در اغلب کلانشهرها، شرکتهای آبوبرق، شهرداریها، سازمانهای حملونقل و توسعهدهندگان مسکن، هر یک تحت مقررات جداگانهای فعالیت میکنند، بهگونهای که تصمیمی درباره احداث یک خط مترو، ممکن است هیچ ارتباطی با برنامهریزی ظرفیت شبکه برق در همان منطقه، نداشته باشد. همین گسیختگی سازمانی باعث میشود حتی اگر فناوریهای لازم از پمپ حرارتی گرفته تا زیرساخت شارژ خودروی برقی در دسترس باشند، بدون یک نهاد هماهنگکننده یا داده مشترک میان بخشها، اثرگذاری آنها بهصورت پراکنده و غیربهینه باقی بماند. ازاینرو، گذار به «سیستم شهری یکپارچه» نهفقط یک چالش فنی، بلکه پیش از هر چیز، یک چالش حکمرانی و هماهنگی میانسازمانی است که موفقیت آن به بازتعریف نحوه تعامل نهادهای شهری با یکدیگر بستگی دارد.
در سال ۲۰۲۶ شهرها از ایده ساختمان کارآمد از نظر انرژی، بهسمت ایده سیستم شهری کارآمد از نظر انرژی، حرکت میکنند. بنابراین شهرهای آینده تنها دارای ساختمانهایی نخواهد بود که انرژی کمتری مصرف میکنند. این شهرها، ساختمانهایی را به خود اختصاص میدهند که بهطور هوشمند با شبکههای حملونقل، تولید تجدیدپذیر، شبکههای برق و محلههای اطراف خود، تعامل دارند. این رویکرد یکپارچه میتواند به یکی از مهمترین استراتژیها برای شهرهایی تبدیل شود که بهدنبال کاهش تقاضای انرژی، مقرونبهصرفه بودن، تابآوری، آسایش و کیفیت زندگی هستند.

پنلهای خورشیدی پشتبامی، باتریها و انرژی محلی
شهرها همچنین در حال تبدیل ساختمانها از مصرفکننده انرژی به تولیدکننده انرژی هستند. پنلهای خورشیدی پشتبامی میتوانند برق را در همان مکانی که مصرف میشود، تولید کنند و فشار روی تولید و انتقال متمرکز را کاهش دهند. باتریها میتوانند برق را ذخیره کنند و به ساختمانها کمک کنند از انرژی خورشیدی، حتی زمانی که خورشید نمیتابد، استفاده کنند. در نتیجه این رویکرد، ساختمانهای عمومی از جمله مدارس، دفاتر شهرداری و وسایل حملونقل، میتوانند به مکانهایی بهویژه مهم برای انرژی غیرمتمرکز تبدیل شوند. روند بزرگتر بهسمت سیستمهای انرژی شهری غیرمتمرکز است که در آن ساختمانها، خودروها و شبکه برق بهجای عملکرد مستقل، با یکدیگر تعامل دارند.

برنامهریزی واحد ساختمانها و شبکه حملونقل
شاید مهمترین تحول در سال ۲۰۲۶ این باشد که انرژی ساختمانها و شبکه حملونقل، همیشه نمیتوانند به طور جداگانه، برنامهریزی شوند. برای مثال، توسعه یک ساختمان مسکونی جدید بر محل زندگی مردم، مسافتی که آنها طی میکنند، استفاده یا عدم استفاده آنها از حملونقل عمومی و میزان برق موردنیاز برای شارژ خودروهای برقی، تأثیر میگذارد. به همین ترتیب، یک منطقه اداری بر الگوهای رفتوآمد، تقاضای برق و نیاز به زیرساخت حملونقل، تأثیر میگذارد. نتایج پژوهش جدیدی که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، این پیوند را بهطور مستقیم نشان میدهد. پژوهشگران یک پلتفرم مدلسازی توسعه دادند که بهطور همزمان، کاربری زمین، شبکه حملونقل و انرژی ساختمان را به هم پیوند میدهد و به برنامهریزان اجازه میدهد ارزیابی کنند که چگونه سیاستهای حملونقل میتوانند بر ساختمانها تأثیر بگذارند و برعکس. شبیهسازیهای آنها در منطقه شیکاگو نشان داد که سیاستهای مؤثر بر سفر و کاربری زمین میتوانند تقاضای انرژی ساختمان در سطح شهر را نیز تغییر دهند.

آمادهسازی برای افزایش تقاضای سرمایش
در دنیای جدید، بهرهوری انرژی همچنین در حال تبدیلشدن به یک استراتژی سازگاری با اقلیم است. با فراگیرتر و شدیدتر شدن موجهای گرما، شهرها به سرمایش بیشتری نیاز دارند، در حالی که همزمان باید تلاش کنند از اوج مصرف برق جلوگیری کنند. این یک چالش بزرگ ایجاد میکند؛ تغییرات اقلیمی میزان تقاضا برای زیرساخت انرژی را افزایش میدهد که شهرها در تلاش برای کاهش کربن آن هستند. درختان شهری، سایه، سقفهای بازتابدهنده، خنکسازی غیرفعال، زیرساخت سبز و پوستههای بهتر ساختمانی میتوانند دمای داخلی را کاهش دهند و میزان سرمایش مکانیکی موردنیاز را پایین بیاورند. این چرخه دوسویه، یکی از پارادوکسهای اصلی سازگاری اقلیمی شهرها را آشکار میکند؛ هرچه گرمای شهری بیشتر شود، میزان تقاضا برای سرمایش مکانیکی نیز افزایش مییابد و این خود مصرف انرژی و انتشار کربن را بالا میبرد. به همین دلیل، راهکارهای غیرمکانیکی مانند افزایش پوشش گیاهی و طراحی هوشمند پوسته ساختمان، اهمیت دوچندان پیدا میکنند، چراکه میتوانند این چرخه را کند کنند و نیاز به زیرساختهای پرمصرف را از ابتدا کاهش دهند.
نظر شما