انقلاب اسلامی بزرگترین خیزش علیه سلطه‌گری است

تولیت حرم شاهچراغ (ع) با اشاره به خوی پلید نظام سلطه و تقدیر آمریکا از جنایات جنگی، گفت: انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) با بازگشت به قرآن و عترت، نقشه راه عبور از فرهنگ تهاجمی غرب و استقلال همه‌جانبه را ترسیم کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، حجت الاسلام ابراهیم کلانتری امروز _جمعه سیزدهم شهریور_ در نشست صد و سی و هفتم از سلسله مباحث «جهاد تبیین» و جلسه هفدهم از مبحث «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان»، به بررسی چهار نوع رویکرد ایرانیان نسبت به غرب از زمان آشنایی افراد جامعه با این فرهنگ اشاره و اظهار کرد: نخستین رویکرد، « غرب‌گرایی» است؛ در این نوع رویکرد که به زمان قاجار برمی‌گردد، گرایش به غرب بیشتر به نیت دریافت بخشی از تکنولوژی، سلاح‌ها و پیشرفت‌های غربی صورت می‌گرفت؛ تا بتوان از آنها برای برخورد با دشمنان استفاده کرد.

وی، دومین رویکرد را «غرب‌زدگی» دانست و افزود: در این جریان رسماً اعلام شد که برای پیشرفت باید از «فرق سر تا ناخن پا» فرنگی شد؛ یعنی باید از نظر ظاهر و باطن، جسمی و روحی همه چیز غربی شود؛ یعنی استحاله به معنی کامل، که مرحوم جلال آل احمد از این وضعیت به سِن‌زدگی و وبا زدگی تعبیر می‌کند.

تولیت حرم شاهچراغ (ع)، به آفت غرب‌زدگی برای جامعه اشاره کرد و گفت: اگر غرب‌زدگی در انسان شکل بگیرد، او به فردی تهی و پوچ تبدیل خواهد شد. حال اگر غرب‌زدگی به گفتمان غالب یک جامعه و کشور تبدیل گردد، آن جامعه هم از درون پوچ و تهی خواهد شد و سرتاسر آن، همه فرهنگ غرب، وابستگی و نوکری می‌شود.

وی ادامه داد: این شرایط را از طرفی خود افراد جامعه می‌توانند به وجود بیاورند و خودشان غرب‌زده شوند و بعد قدرت را در دست گرفته و کشور را به سمت غرب‌زدگی سوق دهند؛ فرد گرفتار تهاجم شود و از درون استحاله شود و یا با دیدن ظواهر غربی به این سمت ناصواب گرایش پیدا کند لذا در چنین شرایطی، فرد کم‌کم به اعتقادات خود شک می‌کند و آنها را کنار می‌گذارد و حتی باطل می‌پندارد و به این تصور غلط می‌رسد که چیزهایی که در غرب وجود دارد همگی حق است.

تولیت حرم شاهچراغ (ع) بیان کرد: از طرف دیگر باید توجه داشت که خود غرب جدید با همین ایدئولوژی و جهان‌بینی، یک رویکرد تهاجمی دارد و همه تلاش خود را به کار بسته است تا همه افراد دنیا به این سمت گرایش پیدا کنند، و این معنی واقعی تهاجم فرهنگی می‌باشد.

وی تصریح کرد: زمانی که اصول زیرساختی و جهان‌بینی غرب را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که هجمه و ضدیت با دین و وحی الهی در تار و پود فرهنگ غرب تنیده شده است. اومانیسم و انسان‌محوری، دقیقا بر اساس ضدیت با خدا و در مقابل توحید محوری، شکل گرفته است؛ هدف آنهایی که این جریان سمی را بوجود آورده‌اند از بین بردن ریشه و اساس خدامحوری و سست کردن دینمداری مردم است. سکولاریسم هم دقیقاً به همین معنا و دارای یک رویکرد ضد دین است، طبق این تفکر باید دین از متن جامعه کنار گذاشته شود؛ لذا تک تک اصولی که در لیبرالیسم غرب وجود دارند، ماهیتاً و ذاتاً ضد دین هستند.

کلانتری اظهار کرد: برای اینکه سلطه غربی‌ها بر مردم جهان استحکام پیدا کند، از ابزارها و شیوه‌هایی استفاده می‌کنند که هیچ سنخیت و تناسبی با خدا، دین، اخلاق و حقوق بشر ندارند و نمونه‌ی آن حمله آمریکا به مراسم عروسی در روستایی در جنوب کشور بود که به وضوح نشان داد آنها هیچ بویی از انسانیت و توحید نبرده‌اند و حتی این بمباران را اصلاً غلط و ضد انسانی هم نمی‌دانند زیرا در نحله فکری آنها، جنایت برای رسیدن به اهداف نامشروعشان، امری پذیرفتنی و بلکه مطلوب است. این چهارچوب سلطه‌گری می‌باشد.

وی، در ادامه به مواردی از تجلیل از جنایت‌های سبعانه نظامیان آمریکا توسط دولت این کشور اشاره کرد و گفت: موارد بسیار زیادی از بی‌توجهی به اصول انسانی و خوی پلید این شیطان جهان‌خوار وجود دارد، از جمله اهدای جایزه به خلبانانی که بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی بمب هسته‌ای ریختند و همچنین فرمانده ناو آمریکایی که دستور حمله به هواپیمای مسافربری ایران را بر فراز آسمان خلیج فارس داد، جنایتی سبعانه که در آن ۲۹۰ نفر به شهادت رسیدند و حتی جنازه بعضی از مسافران پیدا نشد.

کلانتری تصریح کرد: وقتی چنین افراد خبیث و بد ذاتی جایزه ویژه از دولت آمریکا دریافت می‌کنند، این نمایانگر خوی پلید آنها است و نشان می‌دهد که جنایت وقتی در خدمت منافع و مطامع آنها باشد خوب است و کسی که جنایتکار است باید تشویق شود. چون جنایت، را شیوه و راه سلطه خود بر مردم جهان می‌دانند. آمریکایی‌ها برای رسیدن به اهداف پست خود از هیچگونه جنایتی فروگذاری نمی‌کنند و از هر ابزاری که بتوانند در این راه بهره می‌برند؛ از جمله سلاح‌های کشتار جمعی. در حمله آنها به مراسم عروسی در یکی از روستاهای کم برخوردار و فقیر کشور که اهل سنت هستند، پیام زیادی نهفته است؛ از جمله اینکه از نظر آنها این نوع خوی وحشیگری کاملاً درست است و انجام جنایت برای رسیدن به اهداف نامشروع، سیاست رایج آمریکایی‌ها برای ایجاد و تحکیم سلطه خود بر ملت‌های مستقل است. اینکه در شورای امنیت سازمان ملل زمانی که قرار است صهیونیست‌ها با اجماع جهانی محکوم شوند، جلوی صدور قطعنامه را با وتو می‌گیرند، اینها نشانه‌ی ذات پلید لیبرالیسم غرب است.

استاد دانشگاه تهران، گفت: در اصول فکری غربی‌ها اصلاً اخلاق و خدا هیچ جایگاهی ندارد. زمانی که انسان غرب‌زده شود کاملاً به یک فرد پوچ و تهی تبدیل می‌شود و کشور و جامعه‌ای هم که به غرب‌زدگی دچار شود همین سرنوشت را پیش رو خواهد داشت که نمونه بارز آن کشورهای حوزه خلیج فارس هستند؛ بیشترین جنایت‌ها در جهان اسلام توسط کسانی انجام می‌گیرد، که تحت سلطه آمریکا و غرب هستند.

وی، سومین رویکردی که ایرانیان در مواجهه با غرب داشتند را «غرب‌گریزی» دانست و گفت: در این رویکرد، ضدیت صددرصدی با غرب وجود دارد. بیشتر نخبگان ایرانی در این مسیر قرار گرفتند.

تولیت آستان مقدس، چهارمین رویکرد مواجهه با غرب را «رویکرد مبتنی بر اسلام اصیل» انقلاب اسلامی دانست و گفت: امام خمینی (ره)، رهبر شهید (رضوان الله علیه)، شهید مطهری و سایر بزرگانی که در انقلاب نقش اصلی را بر عهده داشتند و انقلاب اسلامی را معماری کردند و تا آخر پای انقلاب ایستادند، معتقد هستند که آن چیزی که برای ما اصل و محور حرکت است، اسلام ناب محمدی (ص) است، آن دسته از پیشرفت‌های غربی که با اصول اساسی اسلام سازگار باشد ما آن را قبول خواهیم کرد، اما اگر آن پیشرفت و تکنولوژی با این اصول در تضاد باشد، آن را نخواهیم پذیرفت. در این رویکرد، «غرب‌زدگی» و «غرب‌ستیزی» وجود ندارد، و اسلام، اصل و اساس حرکت است.

کلانتری، ادامه داد: اکثر متفکران انقلاب اسلامی که کتاب نوشته‌اند و در این زمینه پژوهش کرده‌اند، همه نظر شهید مطهری را قبول دارند که ماهیت انقلاب اسلامی، بازگشت به اسلام اصیل می‌باشد. هویت اصلی انقلاب اسلامی ایران، به عنوان بزرگترین انقلاب مردمی جهان، بازگشت به اسلام اصیل، یعنی قرآن و عترت است.

استاد دانشگاه تهران، تصریح کرد: نتیجه بازگشت به اسلام اصیل این است که شاخص اصلی سنجش، اسلام ناب محمدی (ص) خواهد بود و با همین شاخص مبتنی بر قرآن و عترت است که خوب و بد را تشخیص می‌دهیم. اگر چیزی بر این مبنا بود، آن را کاملاً می‌پذیریم ولی اگر چیزی ضدش بود، آن را رد می‌کنیم. به تعبیر شهید مطهری، هدف انقلاب اسلامی این بود که سلطه غالب غرب را بشکند و از بین ببرد. عکس سلطه غالب، استقلال است؛ یعنی اینکه ما بر روی پای خود بایستیم و مطابق شاخص و اصالت‌های خود عمل کنیم و بر اساس آنها تصمیم بگیریم.

کلانتری، با بیان اینکه غربی‌ها خود به سبب تفکر اومانیسم، صدمات زیادی دیدند، گفت: غرب یک راهی را طی کرد که در آن تجربه نداشت و حرکت آنان در این راه خود به یک تجربه تبدیل شد؛ آنها در این مسیر همه چیز خود از جمله خدا، اخلاق و خانواده را از دست دادند. متفکران غربی صدها کتاب عبرت‌آموز در خصوص وضعیت فاجعه بار خود نوشته‌اند که از خواندن آنها تعجب می‌کنیم. آنها در این زمینه تجربه نداشتند، اما امروز جهان این تجربه ارزشمند را پیش روی خود دارد و نباید چشم بسته در همان مسیرحرکت کند.

تولیت آستان مقدس، گفت: فرهنگ غرب، جاذبه‌هایی دارد که همان‌ها چشم مردم جهان را گرفت و غافل در این راه قدم گذاشتند و بدی‌های آن را ندیدند؛ غربی‌ها با همین جاذبه‌های کاذب افراد را فریب دادند و اعتقادات و ایدئولوژی‌های خود را به خورد آنان دادند. رهبر شهید (رضوان الله علیه) فرمودند اگر علیه غرب صحبت می‌کنیم در واقع در مورد فساد، جنایت و بی اخلاقی‌ها صحبت می‌شود وگرنه هیچ اشکالی ندارد که در حوزه علم شاگردی کنیم. ما در مقابل هر کس حتی کافر هم برای به دست آوردن علم شاگردی می‌کنیم. علم، غربی و شرقی ندارد، اما مقابل آن فرهنگ و ایدئولوژی که مخرب و مفسد است، می‌ایستیم.

وی تصریح کرد: پس از رویکردهای غرب‌گرایی، غرب‌زدگی و غرب‌ستیزی، رویکرد انقلاب اسلامی، مبتنی بر اسلام اصیل، در بین ایرانیان ظهور و بروز کرد که به تعامل بینابین با غرب اعتقاد دارد؛ بر اساس همان اسلامی که به ما می‌گوید: «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین»؛ «دانش بجویید، هرچند در چین باشد». یعنی علم را از هر کجا که بود بگیرید، اما اخلاق و فساد را نگیرید. این رویکرد، خوب و بد را جداسازی می‌کند. این نگاه اسلام ناب است و خردورزی و منطق هم، همین را مطرح می‌کنند.

استاد دانشگاه تهران، اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران بزرگترین، اصولی‌ترین، موثرترین، پرقدرت‌ترین و کشنده‌ترین خیزش مردمی علیه فرهنگ و تمدن سلطه‌گر غرب است. این انقلاب با خمیر مایه اسلام ناب و با رهبری یک فقیه بی مثال در عصر حاضر توانست بی‌اعتباری و پوچی فرهنگ و تمدن پوشالی غرب را در معرض دید جهانیان بگذارد. جنگ رمضان هم کمک کرد که جمهوری اسلامی برای جهانیان اثبات کند آن قدرت نظامی غرب نیز پوشالی است و این در متن واقعیت تحقق پیدا کرد و مردم دنیا آن را مشاهده کردند. هرچند ممکن است که آن آدم‌های خودباخته و کسانی که با تمام وجود گرفتار استحاله غرب شده‌اند، این همه روشنایی را تاریکی ببینند، همانگونه که انقلاب را تاریک می‌بینند.

وی، در پایان اظهار کرد: این وظیفه نخبگان و دلسوزان است که دائماً واقعیت‌ها را تبیین کنند. همه‌ی جنگ هم به خاطر ضربه کشنده انقلاب است؛ تحریم اقتصادی چیز جدیدی نیست و نزدیک به ۴۷ سال است که ما با آن روبه‌رو هستیم و ادامه دارد آنها دیگر هیچ چیزی در دست ندارند، اینکه از اِعمال تحریم‌های کشنده سخن می‌گویند، غلط است، در واقع هیچ تحریم جدیدی وجود ندارد و هرچه بوده آن را در مورد کشور ایران و انقلاب اسلامی به کار گرفته‌اند و این حربه و جنگ روانی آمریکا است و بی‌اثر خواهد بود، البته اگر بشود غرب‌زده‌های داخلی که نقش ستون پنجم را در جنگ دارند، مدیریت کرد.

کد مطلب 1001415

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.