به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، صنعت معدن بهعنوان ستون فقرات زنجیره تأمین جهانی، نقشی بیجایگزین در حوزههایی همچون کشاورزی، صنایع انرژی و توسعه زیرساختها ایفا میکند، با این حال دادههای اخیر سازمان منابع طبیعی کانادا و سازمان زمینشناسی آمریکا نشان میدهد که میان کالاهای معدنی مختلف، شکاف چشمگیری از نظر شدت آلایندگی زیستمحیطی وجود دارد. این بررسی اثبات میکند که شدت انتشار گازهای گلخانهای در فرایندهای استخراج یک عدد ثابت نیست، بلکه متغیری است که بهطور مستقیم به نوع ماده معدنی، طراحی سایت معدن و مدلهای عملیاتی آن بستگی دارد.
در صدر فهرست آلایندهترین محصولات معدنی، «پتاس» با ثبت شدت انتشار ۱۷۸هزار تن معادل دیاکسید کربن (tCO₂e) به ازای هر میلیون تن سنگ معدن، فاصلهای معنادار با سایر مواد دارد؛ رقمی که بهویژه در معادن کانادا، حجم کلانی از انتشار آلایندهها را به خود اختصاص میدهد. پس از پتاس، سایر مواد معدنی حیاتی نیز ردپای کربنی قابلتوجهی از خود بر جای میگذارند، بهطوریکه نیکل با ۶۳هزار، سنگ آهن با ۲۶هزار، مس با ۲۲هزار و طلا با ۱۶هزار تن معادل دیاکسید کربن به ازای هر میلیون تن سنگ معدن، در ردههای بعدی این فهرست قرار میگیرند.

در سوی مقابل این طیف، صنعت استخراج نمک جایگاه متفاوتی را به خود اختصاص داده است. متوسط شدت انتشار در معادن نمک حدود هشتهزار تن معادل دیاکسید کربن برآورد میشود که در مقایسه با سایر مواد معدنی، بسیار کمتر است. قابلتوجه اینکه نوآوری در این صنعت میتواند این اعداد را باز هم کاهش دهد؛ درصورتی که «پروژه نمک آتلانتیک بزرگ» با بهرهگیری از طراحی و مدلهای نوین، بهشدت انتشار ۹۶۰ تن دست پیدا کند که این رقم، ۹۰ درصد پایینتر از میانگین سایر معادن نمک است.
این تفاوت چشمگیر در شدت انتشار، درس مهمی برای آینده صنعت معدن در بر دارد. اینکه «طراحی معدن»، «موقعیت جغرافیایی» و «بهینهسازی مدلهای عملیاتی» تعیینکنندهترین عوامل در کاهش اثرات زیستمحیطی صنعت استخراج مواد معدنی هستند. در جهانی که گذار بهسوی اقتصاد سبز و منابع پایدار را هدف قرار داده است، الگوبرداری از پروژههایی با شدت آلایندگی پایین، نهتنها یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه راهکاری استراتژیک برای تأمین مواد اولیه حیاتی در دهههای پیش رو محسوب میشود.
نظر شما