به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرار بود شب با خندههای خانوادهها، تبریک گفتنها، صدای شادی و آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد به پایان برسد. خانهای که چراغهایش برای جشن روشن شده بود، قرار بود خاطرهای شیرین را در حافظه یک خانواده ثبت کند، اما ناگهان صدای انفجار همهچیز را برید.
چند لحظه کافی بود تا صدای شادی جای خود را به فریاد بدهد تا چراغهای جشن زیر غبار و دود گم شوند و خانهای که میزبان یک مراسم خانوادگی بود، به صحنهای از ویرانی تبدیل شود. گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که حمله آمریکا به این منطقه مسکونی، مراسم عروسی را هدف قرار داده و دهها نفر شهید یا زخمی شدهاند، اما میان تمام اعداد و آمارها، یک عدد بیشتر از همه سنگینی میکند؛ کودک چهارساله، «امیرعلی کریمی» تنها چهار سال داشت.
جنگ که شروع میشود از کودک نمیپرسد چند سالهای، از مادر نمیپرسد فرزندت را در آغوش گرفتهای یا نه و از عروس و داماد نمیپرسد، امشب قرار است چه خوابی برای فردای زندگیشان ببینند.

مراسم عروسی شب گذشته قرار بود آغاز یک زندگی باشد، اما برای چند خانواده پایان زندگی عزیزانشان شد. مادرانی که شاید تا چند ساعت پیش لباس عروسی فرزندشان را مرتب میکردند، اکنون باید چشم به در بیمارستان بدوزند. پدری که قرار بود فرزندش را در آغوش بگیرد، شاید اکنون دنبال نشانی از او میان آوار باشد. کودکی که باید صبح فردا از خواب بیدار میشد و دوباره بازی میکرد، اکنون نامش در فهرست قربانیان یک حمله نظامی قرار گرفته است.
سیریک، شهر دریا و نخل و زندگی، دیشب شاهد صحنهای بود که پیشتر در میناب و لامرد هم اجرا شده بود . جنگ اگر در میدان نبرد باشد، یک تعریف دارد، اما وقتی خانه را نشانه میگیرد، وقتی به میان خانوادهها میرود و وقتی کودکی چهار ساله را در مراسم عروسی به کام مرگ میفرستد، دیگر واژهها هم برای توصیف عمق فاجعه و معنای جنگ کوچک میشوند.
شاید هیچ تصویری به اندازه یک عروسی نتواند معنای زندگی را نشان دهد، عروسی یعنی آغاز ، یعنی دو نفر تصمیم گرفتهاند آیندهشان را با هم بسازند، اما دیشب در کوهستک، همه این نشانههای زندگی قربانی جاهطلبی و خونخواری یزیدیان زمان شدهاند.
نظر شما