به گزارش خبرگزاری ایمنا، مرز برای بسیاری از کشورها تنها خطی جغرافیایی برای مشخص کردن محدوده سرزمینی نیست؛ بلکه میتواند به نقطه اتصال اقتصادهای ملی، مسیر عبور کالا و دروازهای برای ورود به بازارهای منطقهای تبدیل شود.
ایران نیز با قرار گرفتن در میان بازارهای مهم آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره هند، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از موقعیتی برخوردار است که میتواند مرزهای کشور را به یکی از پیشرانهای توسعه تجارت تبدیل کند.
ایران دارای ۱۶ استان مرزی است که بخشی از آنها مرز زمینی، بخشی مرز دریایی و برخی نیز از هر دو نوع مرز برخوردارند. این تنوع جغرافیایی باعث شده است هر یک از استانهای مرزی، بسته به همسایگان، مسیرهای ترانزیتی و زیرساختهای موجود، ظرفیت متفاوتی برای تجارت خارجی داشته باشند.
غرب کشور؛ دروازه تجارت با عراق
استانهای غربی ایران از جمله کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان به دلیل برخورداری از مرزهای گسترده با عراق، یکی از مهمترین محورهای تجارت زمینی کشور را تشکیل میدهند.
نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و وجود بازار مصرف گسترده در عراق، زمینه مناسبی برای صادرات کالاهای ایرانی، مصالح ساختمانی، محصولات کشاورزی و کالاهای مصرفی ایجاد کرده است.
در این میان، توسعه زیرساختهای مرزی و گمرکی میتواند نقش تعیینکنندهای در افزایش حجم مبادلات داشته باشد؛ چراکه سرعت عبور کالا و کاهش هزینههای لجستیکی، از مهمترین عوامل رقابتپذیری صادرات در بازارهای منطقهای است.
آذربایجان غربی؛ مرز مشترک با سه همسایه
آذربایجان غربی یکی از نمونههای برجسته ظرفیتهای چندگانه مرزی ایران است. این استان از طریق مرزهای خود به ترکیه، عراق و جمهوری آذربایجان دسترسی دارد و به همین دلیل میتواند در اتصال بازار ایران به بازارهای ترکیه، عراق و قفقاز نقشآفرینی کند.
موقعیت این استان در مسیرهای ترانزیتی، ظرفیت آن را از یک مرز صرفاً تجاری فراتر برده و به بخشی از شبکه ارتباطی ایران با بازارهای پیرامونی تبدیل کرده است.
توسعه زیرساختهای حملونقل، تسهیل فرآیندهای گمرکی و افزایش هماهنگی میان دستگاههای مستقر در مرز میتواند به استفاده بیشتر از این ظرفیت کمک کند.
سیستانوبلوچستان؛ مسیر ایران به شبهقاره
در شرق کشور، سیستانوبلوچستان از موقعیتی متفاوت برخوردار است. همجواری با پاکستان و افغانستان و دسترسی به دریای عمان، این استان را به یکی از مهمترین نقاط اتصال ایران با بازارهای جنوب و شرق آسیا تبدیل کرده است.
بندر چابهار نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد و میتواند در مسیر توسعه تجارت و ترانزیت منطقهای نقشآفرین باشد.
اتصال مناسب زیرساختهای بندری، ریلی، جادهای و گمرکی، شرط مهمی برای تبدیل این ظرفیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی پایدار است.
شمال کشور؛ مسیر ایران به اوراسیا
در شمال ایران نیز استانهایی همچون گیلان، مازندران، گلستان و اردبیل از ظرفیتهای متفاوتی برای توسعه تجارت با کشورهای حوزه خزر، قفقاز و آسیای میانه برخوردارند.
دسترسی به دریای خزر و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای ارتباطی شمال ـ جنوب، فرصت مهمی برای افزایش ترانزیت و تجارت با بازارهای اوراسیا ایجاد کرده است.
در این میان، استانهای شمالی میتوانند در کنار توسعه صادرات، از ظرفیت ترانزیتی خود نیز برای افزایش درآمدهای حاصل از جابهجایی کالا میان کشورهای مختلف بهره بگیرند.
مناطق آزاد؛ بازوی تجارت مرزی
در کنار موقعیت جغرافیایی استانهای مرزی، مناطق آزاد تجاری و صنعتی یکی از ابزارهای مهم برای فعال کردن ظرفیتهای اقتصادی مرزها محسوب میشوند.
چابهار، قشم، کیش، انزلی، ارس و ماکو هر یک متناسب با موقعیت جغرافیایی خود میتوانند در حوزههایی مانند تجارت، ترانزیت، لجستیک و جذب سرمایهگذاری ایفای نقش کنند.
مناطق آزاد در صورت برخورداری از زیرساخت مناسب و ثبات مقرراتی، میتوانند به حلقه واسط میان تولیدکنندگان داخلی و بازارهای خارجی تبدیل شوند و زمینه حضور بیشتر کالاهای ایرانی در بازارهای منطقه را فراهم کنند.
بازارچههای مرزی؛ اقتصاد در مقیاس محلی
ظرفیت تجارت مرزی تنها به مبادلات بزرگ و کریدورهای بینالمللی محدود نمیشود. بازارچههای مرزی نیز نقش مهمی در اقتصاد مناطق مرزی دارند و میتوانند زمینه اشتغال و درآمدزایی برای ساکنان این مناطق را فراهم کنند.
بر اساس آمارهای ارائهشده، حدود ۲۶ بازارچه مرزی فعال در کشور وجود دارد که مجموع مبادلات آنها به بیش از ۱.۲ میلیارد دلار در سال میرسد.
این بازارچهها در صورت ساماندهی و توسعه زیرساختها میتوانند از یک محل مبادله محدود کالا به بستری برای تقویت اقتصاد محلی، افزایش اشتغال و گسترش تجارت رسمی تبدیل شوند.
زیرساخت؛ حلقه مفقوده تجارت مرزی
با وجود این ظرفیتها، فاصله میان «مزیت جغرافیایی» و «مزیت اقتصادی» همچنان یکی از چالشهای تجارت مرزی ایران است.
کمبود برخی زیرساختهای حملونقل، ضعف امکانات لجستیکی، فرآیندهای طولانی گمرکی و تغییرات مقررات، از جمله عواملی هستند که میتوانند هزینه تجارت را افزایش داده و سرعت مبادلات را کاهش دهند.
در برخی مسیرهای تجاری، مشکلات مربوط به سازوکارهای مالی، توقف طولانی کانتینرها و نبود سازوکارهای مشخص برای حل اختلافات نیز بر دشواری تجارت میافزاید.
در چنین شرایطی، حتی اگر یک استان از موقعیت جغرافیایی ممتاز برخوردار باشد، بدون زیرساخت و سازوکار تجاری کارآمد، این مزیت الزاماً به افزایش صادرات و ترانزیت منجر نخواهد شد.
از مرز اداری تا مرز اقتصادی
یکی از راهکارهای مطرح برای فعالتر شدن اقتصاد مرزی، افزایش اختیارات و هماهنگی در سطح استانهاست. استانداران و مدیران استانی در بسیاری از موارد نخستین حلقه مواجهه با مسائل مرزی هستند و برخورداری از اختیارات بیشتر میتواند سرعت تصمیمگیری و حل مشکلات را افزایش دهد.
از سوی دیگر، تکمیل کریدورهای حملونقل، توسعه خطوط ریلی و جادهای، تجهیز پایانههای مرزی و ایجاد سازوکارهای الکترونیکی برای تبادل اسناد میتواند زمان و هزینه تجارت را کاهش دهد.
ایجاد «کریدور سبز گمرکی» نیز از جمله راهکارهایی است که میتواند با تسهیل تبادل اسناد و کاهش فرآیندهای اداری، عبور کالا را سریعتر کند.
مرز؛ فرصتی برای توسعه متوازن
توسعه تجارت مرزی تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ این ظرفیت میتواند در توسعه مناطق کمتر برخوردار، ایجاد اشتغال و ماندگاری جمعیت در استانهای مرزی نیز نقش داشته باشد.
استانهای مرزی در بسیاری از موارد از ظرفیتهای طبیعی و جغرافیایی قابل توجهی برخوردارند، اما برای تبدیل این ظرفیت به اشتغال پایدار و درآمد، نیازمند پیوند مؤثرتر با بازارهای داخلی و خارجی هستند.
در چنین شرایطی، تجارت رسمی و توسعه زیرساختهای مرزی میتواند به جای آنکه مرز را صرفاً محل عبور کالا بداند، آن را به بخشی از زنجیره ارزش اقتصادی استان تبدیل کند.
فرصت ۱۵ همسایه برای تجارت ایران
همسایگی با ۱۵ کشور، موقعیتی نیست که بتوان آن را تنها یک مزیت جغرافیایی دانست. این همسایگی در صورت اتصال به زیرساخت مناسب، مقررات پایدار، نظام مالی کارآمد و دیپلماسی اقتصادی فعال میتواند به شبکهای از بازارهای هدف برای تولیدکنندگان ایرانی تبدیل شود.
استانهای مرزی ایران امروز در نقطهای قرار دارند که میتوانند از «حاشیه جغرافیایی» به «مرکز ارتباط اقتصادی» تبدیل شوند؛ به شرط آنکه فاصله میان ظرفیتهای موجود و زیرساختهای لازم کاهش پیدا کند.
آینده تجارت ایران فقط در بنادر بزرگ یا مراکز صنعتی رقم نمیخورد؛ بخشی از این آینده در مرزهایی ساخته میشود که اگر زیرساخت، اختیار و برنامه مناسب در اختیار داشته باشند، میتوانند دروازه ورود ایران به بازارهای منطقهای و حتی فراتر از آن باشند.
نظر شما