به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ و حملات نظامی، شهر را تنها از نظر کالبدی درگیر نمیکند؛ هر انفجار میتواند همزمان بخشی از زیرساختها، امنیت روانی، فعالیتهای روزمره، معیشت خانوارها و حتی اعتماد شهروندان به توان مدیریت بحران را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، زمانی که محلهای در معرض حمله قرار میگیرد، مسئله فقط آواربرداری از یک ساختمان یا بازسازی یک سازه آسیبدیده نیست؛ آنچه باید دوباره ساخته شود، مجموعهای از روابط، خدمات، زیرساختها و شرایطی است که زندگی عادی شهروندان را امکانپذیر میکند.
در چنین شرایطی، نخستین ساعتها و روزهای پس از حادثه اهمیت زیادی دارد. بازگشایی معابر، ایمنسازی محدوده، بازگرداندن آب، برق، گاز و مخابرات، جمعآوری آوار، شناسایی خانوارهای آسیبدیده و فراهمکردن امکان بازگشت مردم به خانههایشان، زنجیرهای از اقدامات بههمپیوسته است که اجرای هر کدام به همکاری چندین دستگاه نیاز دارد.
هیچ سازمانی بهتنهایی نمیتواند همه این مسئولیتها را بر عهده بگیرد؛ مدیریت شهری، دستگاههای خدماترسان، نیروهای امدادی، نهادهای حمایتی، خیران، گروههای مردمی و ساکنان، هر کدام بخشی از ظرفیت مورد نیاز برای عبور از بحران را در اختیار دارند.
اینجاست که مفهوم «حکمرانی شبکهای» از یک ادبیات دانشگاهی به ضرورتی عملی برای مدیریت شهر تبدیل میشود. در این الگو، مدیریت بحران تنها از مسیر یک ساختار دستوری و سلسلهمراتبی پیش نمیرود، بلکه مجموعهای از بازیگران با نقشها و تواناییهای متفاوت در کنار یکدیگر قرار میگیرند و برای حل یک مسئله مشترک همکاری میکنند.
شهرداری میتواند محور هماهنگی و عملیات میدانی باشد، دستگاههای خدماترسان مسئول بازگرداندن زیرساختهای حیاتی شوند، نهادهای حمایتی و خیران بخشی از نیازهای اقتصادی و اجتماعی خانوادهها را پوشش دهند و ظرفیت مسجد، معتمدان، گروههای جهادی و شهروندان نیز برای شناسایی نیازها، انتقال اطلاعات و پشتیبانی از عملیات بهکار گرفته شود.
اهمیت این رویکرد در مقیاس محله بیشتر آشکار میشود. محله نخستین جایی است که آثار بحران در آن دیده میشود و در عین حال، نخستین سطحی است که امکان شکلگیری همبستگی اجتماعی و بسیج ظرفیتهای محلی را دارد. در یک محله، مدیران شهری با مردم فاصله زیادی ندارند؛ نیازهای خانوادهها سریعتر شناسایی میشود، شبکههای اعتماد از قبل شکل گرفته است و نهادهایی همچون مسجد، معتمدان و گروههای مردمی میتوانند در کوتاهترین زمان به حلقه اتصال میان مردم و دستگاههای اجرایی تبدیل شوند.
هرچه این شبکه پیش از بحران منسجمتر و در زمان بحران هماهنگتر باشد، امکان بازگشت سریعتر زندگی روزمره نیز افزایش پیدا میکند، اما بازسازی تابآور با بازسازی ساده تفاوت دارد. هدف نباید فقط این باشد که محله به وضعیت پیش از حادثه بازگردد؛ بلکه تجربه بحران باید به فرصتی برای شناسایی ضعفهای موجود و کاهش آسیبپذیریهای آینده تبدیل شود. کیفیت ساختمانها، دسترسی به خدمات، ظرفیت معابر، آمادگی دستگاههای اجرایی، سازوکارهای اسکان موقت، نحوه حمایت از خانوارهای آسیبدیده و میزان مشارکت مردم، همگی باید در فرایند بازسازی مورد توجه قرار گیرند. به بیان دیگر، شهر پس از بحران باید نه فقط «بازسازی»، بلکه «تابآورتر» شود.
تجربه محله همتآباد اصفهان از این منظر قابل توجه است؛ محلهای که در جریان حملات نظامی با خسارت و شرایط دشوار ناشی از تداوم تهدید روبهرو شد و مدیریت پیامدهای آن، مجموعهای از اقدامات کالبدی، خدماتی، اجتماعی و حمایتی را ضروری کرد. در این میان، حضور همزمان مدیریت شهری، دستگاههای خدماترسان، نیروهای امدادی، خیران، گروههای جهادی، مسجد، معتمدان و نیروهای مردمی، تصویری از ظرفیتهایی ارائه میدهد که میتوانند در کنار یکدیگر، فرایند پاسخ به بحران و بازسازی را از یک اقدام فقط اجرایی به فرایند مشارکتی و محلهمحور تبدیل کنند.
مسئله مهم این است که آیا چنین تجربهای میتواند فراتر از یک اقدام موردی، به الگویی برای مدیریت بحران در سایر محلات و شهرها تبدیل شود؟ آیا میتوان از دل تجربه یک محله، سازوکاری برای تقسیم نقشها، هماهنگی دستگاهها، مشارکت مردم و بازسازی سریعتر و ایمنتر استخراج کرد؟ و در بازسازی پس از حملات نظامی، چه اندازه باید به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و ظرفیتهای درون محلهای تکیه کرد؟

همتآباد؛ تجربه همکاری چند دستگاه برای بازگشت زندگی به محله
علی باقری، دکتری برنامهریزی شهری، مدرس و محقق دانشگاه در تشریح ابعاد این تجربه، نقش بازیگران مختلف و الزامات حکمرانی شبکهای در بازسازی تابآور محلات ، با بیان اینکه مدیریت بحران در همتآباد تنها متکی بر عملکرد یک دستگاه نبوده است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در این محله شبکهای از همکاری میان شهرداری، دستگاههای خدماترسان، خیران، گروههای جهادی، مسجد صاحبالزمان (عج)، معتمدین محلی و نیروهای مردمی شکل گرفت و هر یک از این بازیگران متناسب با وظایف و ظرفیتهای خود در مراحل پاسخ، بازیابی و بازسازی نقشآفرینی کردند.
وی ادامه میدهد: شهرداری اصفهان در این شبکه نقش محوری داشت و علاوه بر هدایت و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، در ارزیابی اولیه خسارات، آواربرداری، پاکسازی معابر، ایمنسازی محدودههای آسیبدیده، تخلیه اضطراری، اسکان موقت، پشتیبانی لجستیکی و پیگیری روند بازسازی حضور فعال داشت.
دکتری برنامهریزی شهری میافزاید: در کنار شهرداری، سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی، شرکت توزیع برق، شرکت گاز، شرکت آب و فاضلاب، شرکت مخابرات و سایر دستگاههای خدماترسان نیز برای کنترل شرایط اضطراری، رفع مخاطرات ثانویه، ایمنسازی شبکههای زیرساختی و بازگرداندن خدمات عمومی وارد عمل شدند.
باقری تصریح کرد: بخش دیگری از این شبکه را خیران، گروههای جهادی، مسجد صاحبالزمان (عج) و معتمدین محلی تشکیل دادند که در تأمین نیازهای فوری خانوارهای آسیبدیده، ساماندهی کمکهای مردمی، ارائه حمایتهای اجتماعی و ایجاد ارتباط میان شهروندان و مدیران شهری نقش داشتند.
وی اضافه میکند: نیروهای داوطلب، بسیج و ساکنان محله نیز در امدادرسانی، تخلیه اضطراری، مراقبت از محدودههای آسیبدیده و پشتیبانی از عملیات اجرایی مشارکت کردند و این حضور، علاوه بر کمک به عملیات، موجب افزایش انسجام اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی شد.
۶۱ خانوار نیازمند اسکان موقت بودند
باقری با اشاره به ابعاد حمایتی مدیریت بحران در همتآباد اظهار میکند: در مرحله پاسخ اضطراری، ۶۱ خانوار نیازمند اسکان موقت شناسایی شدند و در این زمینه شهرداری اصفهان با همکاری دستگاههای اجرایی و نهادهای حمایتی، محل اسکان و خدمات اجتماعی مورد نیاز را تأمین کرد.
وی ادامه میدهد: برای هشت خانوار دارای شرایط، کمکهزینه ودیعه مسکن با متوسط پنج میلیارد ریال برای هر واحد پرداخت شد که مجموع آن به ۴۰ میلیارد ریال رسید؛ همچنین حدود ۵۹ میلیارد ریال کمک نقدی و حمایتی به خانوارهای آسیبدیده اختصاص یافت.
پژوهشگر حوزه برنامهریزی شهری میگوید: این حمایتها در کاهش فشار اقتصادی ناشی از بحران و تسریع بازگشت خانوارها به شرایط عادی مؤثر بود و در کنار آن، حضور سریع دستگاههای خدماترسان موجب شد خدمات حیاتی در مدت زمان کوتاهی به وضعیت پایدار بازگردد و از شکلگیری بحرانهای ثانویه جلوگیری شود.

تابآوری نهادی همتآباد بالاترین امتیاز را گرفت
باقری با اشاره به نحوه سنجش تابآوری محله همتآباد اظهار میکند: برای ارزیابی میزان تابآوری محله، شاخص ترکیبی تابآوری بر پایه پنج بعد اصلی شامل تابآوری نهادی، کالبدی، اجتماعی، خدمات شهری و اقتصادی طراحی شد.
وی میافزاید: وزن مؤلفهها بر اساس نظر خبرگان حوزه مدیریت بحران، مدیریت شهری و بازسازی شهری تعیین و امتیاز عملکرد هر بعد نیز با استفاده از دادههای میدانی، اسناد اجرایی، ارزیابی فرایند بازسازی و نتایج پیمایش شهروندان محاسبه شد.
دکتری برنامهریزی شهری میگوید: تابآوری نهادی با امتیاز ۹۱ بالاترین امتیاز را در میان ابعاد بررسیشده به دست آورد که بیانگر عملکرد مناسب مدیریت شهری در ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، سرعت تصمیمگیری، مدیریت منابع و هدایت عملیات بازسازی است.
باقری ادامه میدهد: تابآوری اجتماعی با امتیاز ۹۰ در جایگاه بعدی قرار گرفت و این امتیاز نشاندهنده نقش مؤثر مشارکت شهروندان، خیران، گروههای جهادی، هیئت امنای مسجد صاحبالزمان (عج) و معتمدان محلی در حمایت از خانوارهای آسیبدیده و تقویت سرمایه اجتماعی محله است.
وی میافزاید: تابآوری کالبدی نیز امتیاز ۸۹ را به دست آورد که بیانگر موفقیت در اجرای عملیات آواربرداری، ایمنسازی، پاکسازی محدودههای آسیبدیده و آغاز سریع بازسازی واحدهای خسارتدیده است؛ اقداماتی که موجب کاهش خطرات ثانویه و فراهم شدن شرایط بازگشت تدریجی زندگی عادی به محله شد.
خدمات شهری سریعتر برگشت، اقتصاد خانوارها عقبتر ماند
باقری با بیان اینکه تابآوری خدمات شهری در همتآباد امتیاز ۸۵ را کسب کرده است، اظهار میکند: دستگاههای خدماترسان در مدت زمان بهنسبت کوتاهی موفق شدند خدمات اساسی شامل آب، برق، گاز، مخابرات، جمعآوری پسماند و دسترسی شهری را برقرار کنند، هرچند همچنان ظرفیتهایی برای کاهش زمان بازیابی خدمات در بحرانهای آینده وجود دارد.
وی با اشاره به پایینترین امتیاز بهدستآمده در این ارزیابی میگوید: تابآوری اقتصادی با امتیاز ۸۱.۷ کمترین امتیاز را در میان پنج مؤلفه داشته است و این موضوع بیش از هر چیز تحت تأثیر محدودیتهای موجود در جبران خسارات مالی خانوارها بهویژه خسارات واردشده به اثاثیه و لوازم زندگی قرار دارد.
پژوهشگر شهری میافزاید: طولانی بودن برخی فرایندهای اداری و محدودیت منابع مالی در مراحل اولیه بازسازی نیز بر این مؤلفه اثرگذار بوده است و نتایج نظرسنجی شهروندان نیز نشان داد پایینترین سطح رضایت مربوط به جبران خسارات اثاثیه و لوازم منزل بوده است.
باقری تاکید میکند: البته این موضوع بهمعنای ضعف کلی تابآوری اقتصادی نیست، زیرا این شاخص علاوه بر جبران خسارت، ابعاد دیگری همچون اسکان موقت، حمایتهای مالی، تداوم فعالیتهای اقتصادی و ظرفیت بازیابی معیشت خانوارها را نیز دربرمیگیرد.
وی ادامه میدهد: برآیند وزندهی خبرگان و امتیازهای عملکرد نشان داد شاخص ترکیبی تابآوری محله همتآباد برابر با ۸۸ از ۱۰۰ است و این مقدار بیانگر ظرفیت مناسب محله برای پاسخگویی، بازیابی و بازسازی پس از بحران است.
باقری با اشاره به نتایج پیمایش انجامشده از ساکنان همتآباد میگوید: بیشترین رضایت شهروندان مربوط به سرعت حضور نیروهای اجرایی، آواربرداری و بازگشت خدمات شهری بوده است و در مقابل، کمترین رضایت به جبران خسارات اثاثیه و بخشی از خسارات غیرسازهای مربوط میشود.
وی میافزاید: باید میان شاخص تابآوری و شاخص رضایت شهروندان تفاوت قائل شد؛ شاخص رضایت، ادراک شهروندان از عملکرد دستگاههای اجرایی را اندازهگیری میکند، اما شاخص تابآوری بر اساس ارزیابی چندبعدی ظرفیتهای نهادی، کالبدی، اجتماعی، خدماتی و اقتصادی محله و وزندهی بر پایه نظر خبرگان محاسبه شده است.
دکتری برنامهریزی شهری تصریح کرد: تفاوت میان برخی مقادیر این دو شاخص از نظر مفهومی و روششناختی طبیعی و قابل انتظار است.
۴ لایه برای بازسازی محلههای آسیبدیده
باقری با اشاره به نوآوری اصلی پژوهش اظهار میکند: بر اساس یافتههای این مطالعه، مدل چهارلایه حکمرانی شبکهای شامل لایه راهبردی، عملیاتی، اجتماعی-پشتیبانی و مردمی ـ امنیتی برای مدیریت و بازسازی پس از حملات نظامی در مقیاس محله ارائه شده است.
وی توضیح میدهد: در لایه راهبردی، سیاستگذاری، تصمیمگیری کلان، تعیین اولویتها و هدایت فرایند بحران و بازسازی قرار میگیرد؛ لایه عملیاتی نیز دستگاههای اجرایی، خدماترسان، امدادی و مدیریت شهری را دربرمیگیرد که وظیفه پاسخ سریع، آواربرداری، ایمنسازی، بازگرداندن زیرساختها و اجرای اقدامات میدانی را بر عهده دارند.
پژوهشگر شهری ادامه میدهد: لایه اجتماعی-پشتیبانی شامل خیران، گروههای جهادی، نهادهای اجتماعی، مسجد و معتمدان محلی است که در تأمین نیازهای اجتماعی و اقتصادی، سازماندهی کمکها و ایجاد ارتباط میان مردم و ساختار رسمی مدیریت بحران نقشآفرینی میکنند.
باقری میگوید: در لایه مردمی-امنیتی نیز شهروندان، نیروهای داوطلب و ظرفیتهای محلی قرار میگیرند که میتوانند در امدادرسانی، تخلیه اضطراری، مراقبت از محدوده و پشتیبانی از عملیات نقش داشته باشند.
نسخه همتآباد برای بحرانهای آینده چیست؟
باقری با اشاره به پیشنهادهای سیاستی این پژوهش اظهار میکند: وزارت کشور، سازمان مدیریت بحران، شهرداریها و سایر دستگاههای مسئول باید اصول حکمرانی شبکهای را بهعنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت بحران و بازسازی شهری مورد توجه قرار دهند و تدوین دستورالعمل ملی حکمرانی شبکهای برای مدیریت بحرانهای ناشی از حملات نظامی و سایر بحرانهای انسانساخت میتواند هماهنگی میان دستگاهها و سرعت تصمیمگیری در شرایط اضطراری را افزایش دهد.
وی میافزاید: لازم است جایگاه مدیریت شهری در فرایند بازسازی پس از بحران تقویت شود و سازوکارهای قانونی لازم برای واگذاری اختیارات متناسب با شرایط اضطراری به شهرداریها پیشبینی شود.
دکتری برنامهریزی شهری ادامه میدهد: ایجاد سامانه یکپارچه ثبت و پایش خسارات، توسعه بانکهای اطلاعات مکانی، بهرهگیری از سامانههای هوشمند مدیریت بحران و استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در ارزیابی خسارات و برنامهریزی بازسازی نیز میتواند دقت، شفافیت و سرعت مدیریت بحران را افزایش دهد.
باقری تقویت سرمایه اجتماعی را نیز ضروری میداند و میگوید: توسعه مشارکت سازمانهای مردمنهاد، خیران، گروههای جهادی، شوراهای محلی و معتمدان اجتماعی، آموزش تخصصی مدیریت بحران برای مدیران شهری و دستگاههای اجرایی، آموزشهای محلهمحور برای شهروندان و مستندسازی تجربه بازسازی همتآباد و انتقال آن به سایر شهرها میتواند آمادگی سازمانی و اجتماعی کشور را افزایش دهد.
وی اضافه میکند: سازوکارهای مالی پایدار برای جبران خسارات خانوارهای آسیبدیده، بهویژه در حوزه اثاثیه، تجهیزات و لوازم زندگی نیز باید طراحی و اجرا شود تا فشار اقتصادی بر خانوارها کاهش پیدا کند و روند بازگشت آنها به شرایط عادی سرعت بگیرد.

همتآباد؛ یک تجربه محلی با قابلیت تبدیل شدن به الگو
باقری با اشاره به محدودیتهای این پژوهش اظهار میکند: محدودیت در دسترسی به برخی اطلاعات تخصصی مرتبط با میزان خسارات، محدودیت زمانی ناشی از همزمانی پژوهش با فرایند بازسازی، محدودیت دسترسی به بعضی اسناد مدیریتی و مالی و وابستگی بخشی از دادهها به گزارشهای سازمانی و برداشت پاسخدهندگان از عملکرد دستگاههای اجرایی، از مهمترین محدودیتهای این مطالعه بوده است.
وی میافزاید: از آنجا که این پژوهش بر یک نمونه موردی متمرکز بوده است، تعمیم نتایج به همه شهرهای کشور باید با احتیاط و با در نظر گرفتن تفاوتهای کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی شهرها انجام شود.
پژوهشگر شهری میگوید: با وجود این محدودیتها، استفاده همزمان از اسناد رسمی، مطالعات میدانی، بازدیدهای تخصصی، گفتوگو با مدیران اجرایی، پیمایش شهروندان و تحلیل شبکه بازیگران، امکان ارائه تحلیلی بهنسبت جامع از فرایند بازسازی محله همتآباد را فراهم کرده است.
باقری تاکید میکند: انجام پژوهشهای تکمیلی در سایر شهرهای آسیبدیده، مقایسه الگوهای مختلف حکمرانی، ارزیابی نقش فناوریهای نوین در مدیریت بحران و توسعه شاخصهای بومی سنجش تابآوری شهری میتواند به غنای ادبیات علمی این حوزه و ارتقای کیفیت برنامهریزیهای آینده کمک کند.

به گزارش ایمنا، آنچه از تجربه همتآباد باقی میماند، فقط روایت بازسازی یک محله پس از یک بحران نیست؛ این تجربه نشان میدهد در شرایطی که زمان، منابع و امنیت با محدودیت روبهرو است، هیچ دستگاهی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای شهروندان باشد. آنچه ظرفیت بازگشت یک محله را افزایش میدهد، پیوند میان توان مدیریت شهری، دستگاههای خدماترسان و ظرفیتهای اجتماعی و مردمی است.
اگر قرار باشد شهرهای ایران برای بحرانهای آینده آمادهتر باشند، شاید مهمترین درس همتآباد این باشد که شبکه همکاری را باید پیش از بحران ساخت، نه هنگام وقوع آن؛ شبکهای که در زمان حادثه بتواند از تصمیمگیری سریع و عملیات میدانی تا حمایت از خانوار و بازگرداندن زندگی روزمره را کنار یکدیگر پیش ببرد.
نظر شما