به گزارش خبرگزاری ایمنا، اقتدار امروز نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز، حاصل سالها تلاش، مجاهدت، تجربهاندوزی و ایستادگی رزمندگانی است که در دوران دفاع مقدس، در شرایطی دشوار و با امکاناتی محدود، پایههای قدرت دریایی جمهوری اسلامی ایران را بنا گذاشتند؛ مردانی که میدان نبرد را به عرصهای برای آزمودن توان و اراده خود تبدیل کردند و با تکیه بر ایمان، ابتکار و شجاعت، مسیر تازهای را در دفاع از مرزهای آبی کشور گشودند.
یکی از جلوههای مهم و ویژه این رشادتها را میتوان در «عملیات کربلای ۳» جستوجو کرد؛ عملیاتی که رزمندگان ایرانی در آن با عرصهای متفاوت از نبردهای پیشین روبهرو شدند. در این عملیات، نیروهایی که تجربه حضور در کوهستان، دشت و شهر را داشتند، اینبار باید در پهنه دریا به مقابله با دشمن میپرداختند؛ آن هم در شرایطی که امکانات و تجهیزات مورد نیاز برای یک عملیات کلاسیک دریایی در اختیارشان نبود.
رزمندگان عملیات کربلای ۳ با وجود محدودیتهای موجود، با بهرهگیری از ابتکار، توان فنی و شجاعت خود، راهی برای حضور در عمق آبهای خلیج فارس پیدا کردند و با عبور از موانع طبیعی و نظامی، مأموریتی دشوار را به سرانجام رساندند. این عملیات که با شرایط سخت دریا، امواج، جزر و مد و مقاومت نیروهای دشمن همراه بود، در نهایت با لطف خداوند و مجاهدت رزمندگان، به موفقیتی مهم در تاریخ دفاع مقدس تبدیل شد.
کربلای ۳ را میتوان یکی از مقاطع اثرگذار در مسیر شکلگیری و توسعه توان دریایی جمهوری اسلامی ایران دانست؛ تجربهای که نشان داد محدودیت تجهیزات، در برابر اراده، خلاقیت و ایمان رزمندگان نمیتواند مانعی تعیینکننده باشد. تجربههای بهدستآمده از آن دوران، در سالهای پس از جنگ نیز زمینهای برای رشد، تکامل و پیشرفت قدرت دریایی کشور فراهم کرد؛ مسیری که امروز جمهوری اسلامی ایران را به نقطهای رسانده است که نیروی دریایی سپاه و ارتش، از توان طراحی، تأمین و بهکارگیری تجهیزات و مدیریت مأموریتهای دریایی برخوردارند.
روایت کربلای ۳، در حقیقت روایت روزهایی است که بخشی از این مسیر در آن رقم خورد؛ روایتی از رزمندگانی که در شرایطی ناشناخته و دشوار وارد میدان شدند، با امکانات محدود جنگیدند و تجربهای را رقم زدند که بعدها به یکی از پایههای رشد و پیشرفت قدرت دریایی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد؛ ازاینرو گفتوگویی داشتیم با علی شانظری، جانشین گردان حضرت امام رضا (ع) در عملیات کربلای ۳ و از رزمندگان هشت سال دوران دفاع مقدس لشکر ۱۴ امام حسین(ع) که برایمان از آن عملیات و اقتدار امروز روایت کند. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید:

ایمنا: با معرفی شناسنامه عملیات «کربلای ۳» بفرمایید این عملیات در چه شرایطی انجام شد؟
شانظری: لشکر امام حسین(ع) مأموریت عملیات کربلای ۳ را با همکاری نیروی دریایی سپاه بر عهده داشت و بخشی از این مأموریت نیز به نیروی زمینی، یعنی لشکر ۱۴ امام حسین(ع) واگذار شده بود. لشکر امام حسین(ع) در این عملیات از دو گردان استفاده کرد؛ گردان حضرت یونس(ع) بهعنوان گردان غواص و گردان امام رضا(ع) بهعنوان گردان سوار شناور.
حدود ۲۰ روز پیش از آغاز عملیات، دورههای آموزشی بسیار سخت و متناسب با شرایط دریا و اسکلهگیری را در جزیره خارک و رودخانههای همجوار آغاز کردیم تا برای حضور در این عملیات آماده شویم.
شب دهم شهریور سال ۱۳۶۵، آماده حرکت برای حمله به اسکله الامیه بودیم. مأموریت بود که اسکله الامیه را فتح کنیم و همزمان، اسکله البکر نیز بهشدت توسط هواپیماها بمباران شود تا دشمن را از این دو اسکله خارج کنیم و توان تیراندازی آنها را در سراسر این منطقه دریایی از بین ببریم. در آن زمان، این دو اسکله به «دو چشم صدام» معروف بودند و قرار بود ما این دو چشم را از او بگیریم.
کربلای ۳ را میتوان یکی از مقاطع اثرگذار در مسیر شکلگیری و توسعه توان دریایی جمهوری اسلامی ایران دانست و روایت کربلای ۳، در حقیقت روایت روزهایی است که بخشی از این مسیر در آن رقم خورد
شب نخست عملیات، به دلیل شرجی شدید هوا و مشکلاتی که پیش آمد، گردانها نتوانستند در ساعت تعیینشده نیروهای غواص را در آب رها کنند. ما که بهعنوان نیروهای سوار شناور و پشتیبان در نظر گرفته شده بودیم، زمانی باید وارد عمل میشدیم که غواصها به سمت هدف حرکت کرده و به پشتیبانی نیاز پیدا کنند؛ بنابراین، در شب نخست این اتفاق رخ نداد و عملیاتی که قرار بود روز دهم انجام شود، انجام نشد و نیروها به عقب بازگشتند.
فردای آن شب، پس از اتخاذ تدابیر لازم، نیروها بهموقع حرکت کردند. حدود ۱۲۰ غواص در سه گروه ۴۰ نفره به سمت اسکله حرکت کردند. نزدیک اسکله، به یک سهپایه رسیدند که در آنجا متوقف شدند و همان نقطه، محل رهایی نیروها بود. حدود ساعت یکونیم بامداد، رهاسازی غواصها در آب انجام شد.
ایمنا: رزمندگان از نظر امکانات و آمادگی برای انجام این عملیات در چه وضعیتی قرار داشتند؟
شانظری: غواصها پس از رهایی باید مسافتی حدود پنج کیلومتر را شناکنان طی میکردند تا به اسکله الامیه برسند. آنها کپسول هوا نداشتند و با استفاده از نیای که روی کلاه غواصیشان قرار داشت، هوا دریافت میکردند و در آب پیش میرفتند. دشمن نیز در آن شرایط دریا قادر به دیدن آنها نبود و البته دریا مواج بود و غواصها باید در همان شرایط، مسیر خود را به سمت اسکله ادامه میدادند.
هر یک از سه گروه ۴۰ نفره، فرماندهی در جلو داشت و طنابی نیز در اختیارشان بود. فرمانده در پیشاپیش گروه حرکت میکرد و غواصها پشت سر او، با فاصله حدود یک متر از یکدیگر، طناب را در دست داشتند تا در آب پراکنده نشوند، مسیر را گم نکنند و بتوانند منسجم به سمت اسکله پیش بروند.
ما نیز در پشت سر غواصها آماده بودیم تا هر زمان که نیاز به پشتیبانی بود، حرکت کنیم. ساعت گذشت و کمکم به اذان صبح نزدیک شدیم، اما همچنان هیچ خبری از غواصها نبود؛ ارتباط بیسیمی نیز به دلیل شرجی بودن هوا قطع شده بود و به واقع هیچ اطلاعی از سرنوشت آن ۱۲۰ غواصی که برای تصرف اسکله حرکت کرده بودند، نداشتیم.
اضطراب، پریشانی و نگرانی بر تمام فرماندهان حاکم شده بود، چراکه تا زمانی که غواصها به هدف نمیرسیدند و اسکله را تصرف نمیکردند، حرکت شناورها به سمت اسکله و آغاز درگیری، کاری بسیار دشوار بود.
در همین شرایط و در آستانه اذان صبح، ناگهان مشاهده کردیم که از بخشی از اسکله دود و آتش به هوا برخاست. اگرچه همچنان ارتباط بیسیمی نداشتیم، اما دود و آتش را از فاصله حدود پنج کیلومتری میدیدیم و متوجه شدیم که درگیری آغاز شده است و با این حال، هنوز نمیدانستیم چه تعداد از غواصها توانستهاند خود را به اسکله برسانند.
قرار بود نیروها از سه جناح، بهصورت همزمان وارد عمل شوند و اسکله را به تصرف درآورند، اما غواصها هنگام حرکت با تغییر وضعیت آب مواجه شدند؛ آنها حرکت خود را با جزر آغاز کرده بودند، اما در ادامه با مد آب روبهرو شدند. با وجود این شرایط دشوار، رزمندگان با هر سختی که بود خود را به اسکله رساندند و درگیری سختی بر روی اسکله و دریا آغاز شد.
«عملیات کربلای ۳» یکی از پایهریزیهای مهم و کلیدی نیروی دریایی سپاه بود. اینکه امروز نیروی سپاه پاسداران در دریا از چنین اقتداری برخوردار است، آغاز این اقتدار به این عملیات بازمیگردد.

ایمنا: با توجه به اینکه در عملیات کربلای ۳، رزمندگان نیروهای زمینی وارد عملیات دریایی شدند، عملکرد رزمندگان و شرایط عملیات را چطور ارزیابی میکنید؟
شانظری: انجام این عملیات که به درگیری روی اسکله و دریا انجامید، کار بسیار سختی بود و به نظر من، جنگیدن روی زمین شاید برای ما راحتتر بود. این نخستین بار بود که ما بهعنوان رزمندگانی که پیش از آن در کوه، دشت و شهر جنگیده بودیم، در دریا وارد نبرد میشدیم.
شرایط اسکله نیز دشواری کار را دوچندان میکرد، چراکه تمام اسکله از آهن ساخته شده بود و هر تیری که به سمت دشمن شلیک میشد و به هدف اصابت نمیکرد، به ستونهای فلزی و لولهها برخورد کرده و کمانه میکرد و همین مسئله موجب افزایش خطر میشد. صدای گلولهها و برخورد آنها با فلز نیز هراس بیشتری به وجود میآورد.
با این حال، مصمم بودیم غواصها را پشتیبانی کنیم و اسکله را به تصرف درآوریم. اسکلهگیری باید متر به متر انجام میشد، چراکه فضای گستردهای وجود نداشت که بتوانیم از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت کنیم یا جایی برای سنگر گرفتن داشته باشیم و تنها یک راهرو وجود داشت که از یک تأسیسات به تأسیسات دیگر میرسید.
برای مثال، در یک راهروی ۱۰۰ متری باید متر به متر یا حتی نیممتر به نیممتر پیش میرفتیم تا به تأسیسات بعدی برسیم. در هر تأسیسات، برای مدتی توقف میکردیم، دوباره خودمان را آماده میکردیم و سپس به سمت تأسیسات بعدی حرکت میکردیم.
در تمام این مسیر، تیراندازی جریان داشت و هیچ نقطهای وجود نداشت که در امان باشیم؛ هیچ سنگری هم برای پناه گرفتن وجود نداشت و تنها میتوانستیم پشت همین تأسیسات پناه بگیریم.
دیگر هوا به طور کامل روشن شده بود و دشمن نیز حرکت ما را تحت نظر داشت و به سمت نیروها شلیک میکرد. با این وجود، عملیات را ادامه دادیم و فکر میکنم حدود ساعت ۹ صبح بود که خودمان را به آخرین تأسیسات، پیش از ساختمان سهطبقه (مرکز فرماندهی لشکر صدام) رساندیم.
ایمنا: در پایان این عملیات، سرنوشت سربازان ارتش عراق چه بود؟
شانظری: از حدود ۱۲۰ نیروی بعثی که در اسکله الامیه مستقر بودند، توانستیم حدود ۹۰ نفر را دستگیر کنیم. چند نفر نیز موفق به فرار شدند که فکر میکنم فرمانده اردوگاه و فرمانده همان اسکله نیز در میان آنها بودند. آنها چند کشته و مجروح نیز داشتند و باقی نیروها را در همانجا اسیر کردیم و به عقب انتقال دادیم.
در لحظهای که این افراد را اسیر کردیم، به ذهنم رسید برای اینکه میان نیروهای خودمان و اسرای عراقی تفاوتی وجود داشته باشد، به اسرا گفتم نیمتنه بالای لباسهایشان را دربیاورند و آنها نیز نیمتنه بالای لباس خود را درآوردند تا تفاوتی میان ما و اسرای عراقی وجود داشته باشد.
اینکه با کمترین تجهیزات، با قایق ماهیگیری و با لباس معمولی غواصی، وارد عمق دشمن شوی، دشمن را از موضعش بگیری، بیرون بیاوری و بازگردانی، کار بسیار بزرگی است و به نظرم، هیچ نیروی دریایی در دنیا شاید نتواند چنین کاری را به این راحتی انجام دهد.
تصاویر آن روز نیز وجود دارد که در آنها میتوانید اسرا را ببینید که بالاتنهشان بدون لباس است؛ میخواستیم آنها را جمع کنیم و از قسمت انتهایی اسکله بیاوریم و از زیر پد، به قایق منتقل کنیم.
ایمنا: درباره پایان عملیات و سرنوشت اسکله چه اتفاقی افتاد؟
شانظری: اسکله را در اختیار داشتیم و قرار بود پایههای آن را با مواد منفجره ببندیم و منهدم کنیم، اما نتوانستیم این کار را انجام دهیم؛ با این وجود، خود دشمن بیش از هشت موشک به سمت اسکله شلیک و بخشهای زیادی از آن را منهدم کرد و در واقع، بدون اینکه ما مواد منفجرهای به اسکله ببریم و آن را منفجر کنیم، خود دشمن با موشکهایی که شلیک کرد، بخشهایی از اسکله را از بین برد.
سرانجام، فردای آن روز، یعنی روز دوازدهم، نیروهای دشمن با ناوچههایی که به منطقه آوردند و هلیکوپترهایی که بهعنوان پشتیبان ناوچهها حضور داشتند، وارد شدند. پیش از رسیدن آنها، ما بخشی از اسکله را ترک کرده بودیم و البته بخشی از شهدای ما در همان منطقه باقی ماندند.
اگر بخواهیم مجموع زمان عملیات را محاسبه کنیم، کل این عملیات حدود ۴۸ ساعت بیشتر طول نکشید که همزمان با تصرف اسکله الامیه، عملیات علیه اسکله البکر نیز انجام شد و هواپیماهای جنگنده توانستند این اسکله را به آتش بکشند؛ بهگونهای که دود و آتش بهطور مداوم از آن بلند میشد و دشمن نیز آنجا را تخلیه کرده بود.
در نهایت، هر دو اسکله از حضور نیروهای دشمن خالی شدند و برای مدتی تا ساحل بندرعباس و بخشهایی که به دریای عمان میرسید، این منطقه از دید و تیر نیروهای بعثی پاک شد و به نوعی، عملیات والفجر ۸ نیز در اینجا تکمیل شده بود، چراکه با انهدام این دو اسکله و تخلیه آنها از سوی دشمن، دیگر ما با خیال راحت در همسایگی کویت حضور داشتیم.

ایمنا: با توجه به شرایط و دشواریهای عملیات، اهمیت کربلای ۳ را از نظر نظامی چگونه ارزیابی میکنید؟
شانظری: در مجموع، عملیات کربلای ۳ یکی از پایهریزیهای مهم و کلیدی نیروی دریایی سپاه بود؛ نیرویی که امروز به این اقتدار رسیده است و اگر امروز سپاه در دریا از چنین اقتداری برخوردار است، آغاز این اقتدار به عملیات کربلای ۳ بازمیگردد.
باید به شهدای کربلای ۳ بازگردیم و ببینیم چه عظمتی برای جمهوری اسلامی و نیروی دریایی سپاه خلق کردند؛ عملیاتی که نیروی دریایی سپاه در آن شکل خود را پیدا کرد و در ادامه توانست به اقتداری برسد که امروز تنگه هرمز را با آن حفظ میکند.
این همان عظمتی است که شهدا خلق کردند. کسی که در میدان نباشد، بهواقع نمیتواند این شرایط را آنگونه که باید توصیف کند. از یک سو، نمیتوانیم آن را بهدرستی بیان کنیم و از سوی دیگر، شاید شنونده نیز نتواند آن را بهدرستی درک کند، چراکه فاصله میان میدان، دیپلماسی و گفتار، از زمین تا آسمان است.
هیچگاه تلاطم آب را نمیشود برای مردم توصیف کرد، نمیشود توضیح داد آن زمانی را که موجی به ارتفاع یک متر و نیم میآید، قایق از روی سر موج بلند میشود و دوباره روی کوهی از آب مینشیند، نمیشود بهسادگی توضیح داد که یک غواص باید در میان همین امواج حرکت کند، خود را به دشمن برساند و او را روی اسکله بگیرد و قلعوقمع کند.
عملیات کربلای ۳ از نظر نظامیهای دنیا، بهویژه نیروهای دریایی، قابل اجرا نبود. تصور کنید یکسری نیروی زمینی بخواهند در دریا عملیات کنند و با تجهیزات محدود و قایقهای ماهیگیری به دل دشمن بزنند!
بیان چنین شرایطی برای کسی که در آنجا حضور نداشته، بسیار دشوار است، اما این یاران، این اصحاب واقعی امام حسین(ع)، این اقدامات را انجام دادند و موفق و پیروز شدند.
اگرچه در این عملیات شهید دادیم، اما اگر بخواهیم در میان عملیاتهای دوران دفاع مقدس از عملیاتهای استثنایی نام ببریم، من بهعنوان یک رزمنده دفاع مقدس میگویم که کربلای ۳ واقعاً عملیاتی استثنایی بود.
اینکه با کمترین تجهیزات، با قایق ماهیگیری و با لباس معمولی غواصی، وارد عمق دشمن شوی، دشمن را از موضعش بگیری، بیرون بیاوری و بازگردانی، کار بسیار بزرگی است و به نظرم، هیچ نیروی دریایی در دنیا شاید نتواند چنین کاری را به این راحتی انجام دهد.
ایمنا: آیا از نظر نظامی، بهویژه در حوزه عملیاتهای دریایی، اجرای چنین عملیاتی امکانپذیر بود؟
شانظری: این عملیات از نظر نظامیهای دنیا، بهویژه نیروهای دریایی، قابل اجرا نبود. تصور کنید یکسری نیروی زمینی بخواهند در دریا عملیات کنند و با تجهیزات محدود و قایقهای ماهیگیری به دل دشمن بزنند؛ ما ناو نداشتیم و با قایقهای ماهیگیری وارد عملیات شدیم.
یکسری سلاح را نیز بهصورت ابتکاری از اصفهان آورده و روی قایقها نصب کرده بودیم؛ برای مثال، یک مینیکاتیوشا و یک تانک را روی یدککش گذاشته و به دریا برده بودیم و همچنین توپهای ۲۳ میلیمتری را روی قایقهای ماهیگیری نصب کرده بودیم.
به این ترتیب، با وجود اینکه امکاناتی در اختیار نداشتیم، توانستیم این امکان را ایجاد کنیم؛ فنی بودن بچههای استان اصفهان و شجاعتی که داشتند، موجب شد بتوانیم به قلب دشمن، در شمالیترین نقطه خلیج فارس و در اعماق آبهای ۵۰ متری وارد شویم.
عمق آب ۵۰ متر بود، موجها به حدود یک متر میرسید و جزر و مد نیز در آنجا بهشدت و با سرعت حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر در ساعت انجام میشد. تصور کنید؛ بیان کردن این شرایط شاید آسان باشد، اما اجرای چنین عملیاتی در آن وضعیت بسیار دشوار بود؛ با این وجود، این امکان به وجود آمد و توانستیم با همت بلند فرماندهان و همچنین شهدا، این عملیات را به انجام برسانیم.
نظر شما