جنگ سرد هوش مصنوعی؛ آمریکا و چین به دنبال یارگیری در جهان

رقابت آمریکا و چین بر سر آینده هوش مصنوعی وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ جایی که دو قدرت بزرگ جهان تلاش می‌کنند با جذب کشورهای مختلف، شبکه‌های فناورانه و سیاسی خود را گسترش دهند و در تعیین قواعد آینده این فناوری نقش بیشتری داشته باشند.

به گزارش سرویس شهرهای جهان خبرگزاری ایمنا، رقابت میان آمریکا و چین دیگر فقط به اقتصاد، تجارت و مسائل نظامی محدود نمی‌شود. هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت این دو قدرت تبدیل شده است؛ رقابتی که حالا پای کشورهای مختلف جهان را نیز به میان کشیده و می‌تواند بر آینده فناوری و حتی روابط سیاسی کشورها تأثیر بگذارد.

آمریکا و چین هر کدام در حال ایجاد شبکه‌ای از کشورهای همکار خود در حوزه هوش مصنوعی هستند. در یک سوی این رقابت، رویکرد موسوم به «پکس سیلیکا» به رهبری آمریکا قرار دارد و در سوی دیگر، سازمان «همکاری جهانی هوش مصنوعی» یا W.A.I.C.O. قرار گرفته که با محوریت چین شکل گرفته است.

نقشه‌ای که اخیراً درباره این رقابت منتشر شده، نشان می‌دهد کشورهای مختلف جهان در حال نزدیک شدن به یکی از این دو جریان هستند؛ البته هنوز نمی‌توان گفت جهان به دو گروه کاملاً جدا تقسیم شده است. برای نمونه، قزاقستان تنها کشوری است که در هر دو مجموعه حضور دارد.

پکس سیلیکا بیشتر بر کنترل و تأمین امکاناتی تمرکز دارد که برای پیشرفت هوش مصنوعی ضروری هستند؛ از تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات رایانه‌ای گرفته تا مراکز داده و مواد اولیه مورد نیاز برای تولید فناوری. آمریکا تلاش می‌کند از طریق این همکاری‌ها جایگاه خود را در بخش‌های مهم صنعت هوش مصنوعی حفظ کند.

کشورهایی مانند استرالیا، ژاپن، هند، آلمان، ایتالیا، هلند، کره جنوبی، سنگاپور، نروژ، قطر و فیلیپین در این جریان حضور دارند. بیشتر این کشورها اقتصادهای پیشرفته‌ای دارند یا در تولید فناوری و تجهیزات مورد نیاز برای هوش مصنوعی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

جنگ سرد هوش مصنوعی؛ آمریکا و چین به دنبال یارگیری در جهان فناوری

در طرف مقابل، چین تلاش کرده است همکاری گسترده‌تری را با کشورهای در حال توسعه شکل دهد. سازمان W.A.I.C.O. که مقر آن در شانگهای است، در ژوئیه ۲۰۲۶ با امضای توافق تأسیس از سوی ۲۹ کشور شکل گرفت. هدف اعلام‌شده این سازمان، افزایش همکاری کشورها در زمینه هوش مصنوعی و کمک به ایجاد قواعدی برای استفاده ایمن و عادلانه از این فناوری است.

تفاوت مهم این دو جریان در ترکیب اعضای آنهاست. در حالی که گروه تحت رهبری آمریکا بیشتر شامل کشورهای پیشرفته اروپایی و آسیایی است، سازمان تحت محوریت چین ارتباط گسترده‌تری با کشورهای جنوب جهان دارد. برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی، پاکستان و شماری از کشورهای آفریقایی در این مجموعه قرار دارند. از میان ۲۹ کشور مؤسس این سازمان نیز ۱۲ کشور آفریقایی هستند.

این موضوع نشان می‌دهد چین تلاش دارد هوش مصنوعی را تنها به رقابت میان قدرت‌های بزرگ محدود نکند و کشورهای در حال توسعه را نیز وارد همکاری‌های جدید کند. ارائه زیرساخت، آموزش و دسترسی به فناوری‌های هوش مصنوعی می‌تواند برای کشورهایی که نمی‌خواهند تنها به کشورهای غربی وابسته باشند، جذاب باشد.

البته همه کشورها حاضر نیستند به‌طور کامل در یکی از این دو طرف قرار بگیرند. کشورهایی مانند کانادا، مکزیک، عربستان سعودی، ترکیه و ویتنام همچنان در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند درباره مسیر همکاری خود تصمیم بگیرند. برخی کشورها نیز تلاش می‌کنند همزمان با آمریکا و چین ارتباط داشته باشند تا از امکانات هر دو طرف استفاده کنند.

قزاقستان نمونه روشنی از همین رویکرد است. عضویت این کشور در هر دو جریان نشان می‌دهد رقابت هوش مصنوعی هنوز شبیه یک جنگ سرد کلاسیک نیست که کشورها مجبور باشند فقط یک طرف را انتخاب کنند.

اهمیت این رقابت زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم هوش مصنوعی برای فعالیت خود به امکانات بسیار بزرگی مانند مراکز داده، رایانه‌های قدرتمند، برق و تجهیزات پیشرفته نیاز دارد. بر اساس یکی از برآوردها، میزان سرمایه‌گذاری در مراکز داده منطقه آسیا-اقیانوسیه تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند به حدود ۸۰۰ میلیارد دلار برسد.

به همین دلیل، تصمیم کشورها درباره اینکه از کدام فناوری استفاده کنند و با کدام کشورها همکاری داشته باشند، ممکن است روابط اقتصادی و سیاسی آنها را برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار دهد.

برای ایران نیز این رقابت جهانی اهمیت زیادی دارد. گسترش همکاری‌های فناورانه میان چین و کشورهای آسیایی، آفریقایی و دیگر کشورهای در حال توسعه می‌تواند فرصت‌هایی را برای کشورهایی مانند ایران ایجاد کند که به دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های ناشی از سیاست‌های آمریکا، دسترسی آسان به بسیاری از فناوری‌ها ممکن است دشوار باشد.

در چنین شرایطی، توسعه توان داخلی در حوزه هوش مصنوعی و گسترش همکاری با کشورهای مختلف می‌تواند به ایران کمک کند تا وابستگی خود را به یک منبع یا یک کشور کاهش دهد. همکاری با کشورهای آسیایی و دیگر اعضای جنوب جهان نیز می‌تواند مسیرهای تازه‌ای برای انتقال دانش، توسعه زیرساخت و استفاده از فناوری ایجاد کند.

با این حال، آنچه امروز در جهان در حال شکل‌گیری است، لزوماً به معنای تقسیم کامل کشورها به دو گروه آمریکایی و چینی نیست. بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند روابط خود را با هر دو طرف حفظ کنند و بر اساس منافع ملی خود تصمیم بگیرند.

در واقع، رقابت اصلی فقط بر سر ساخت بهترین هوش مصنوعی نیست. آمریکا و چین می‌خواهند فناوری، تجهیزات و زیرساخت‌هایی را در اختیار داشته باشند که سایر کشورها برای پیشرفت در این حوزه به آنها نیاز پیدا کنند.

اگر این رقابت در سال‌های آینده شدت بگیرد، ممکن است جهان با شرایطی روبه‌رو شود که کشورهای مختلف برای دسترسی به تراشه، تجهیزات رایانه‌ای، مراکز داده و حتی برخی فناوری‌های هوش مصنوعی با محدودیت‌های متفاوتی مواجه شوند.

به این ترتیب، جنگ سرد هوش مصنوعی شاید بیشتر از آنکه جنگی میان دو فناوری باشد، رقابتی برای به دست آوردن نفوذ در آینده جهان است؛ رقابتی که آمریکا و چین را در برابر یکدیگر قرار داده و کشورهای دیگر، از جمله کشورهای آسیایی و در حال توسعه، تلاش می‌کنند در آن جایگاه خود را بر اساس منافعشان پیدا کنند.

کد مطلب 1000696

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.