۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
نتانیاهو در آستانه پایان؟

انتخابات ۵ آبان برای بنیامین نتانیاهو بیش از یک رقابت سیاسی است؛ نبردی برای فرار از سقوطی که سایه‌اش هر روز سنگین‌تر می‌شود. نظرسنجی‌ها از فاصله بلوک او با اکثریت ۶۱ کرسی حکایت دارند؛ اما آیا «بی‌بی» باز هم از دل بن‌بست سیاسی راه فراری پیدا می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، وقتی یک نخست‌وزیر، انتخابات را نه یک رقابت سیاسی، بلکه «آغاز پایان» می‌خواند، یعنی خودش بهتر از هر تحلیلگری می‌داند که پای صندوق رأی چه چیزی در انتظارش است. بنیامین نتانیاهو حالا نه فقط برای حفظ یک صندلی، بلکه برای جلوگیری از فروپاشی ائتلافی می‌جنگد که سال‌ها با تکیه بر آن قدرت را حفظ کرده است.

انتخابات ۵ آبان ۱۴۰۵، برای نتانیاهو می‌تواند همان نقطه‌ای باشد که یک دوران سیاسی طولانی را به پایان می‌رساند؛ انتخاباتی که در آن، شکست «بی‌بی» دیگر یک احتمال حاشیه‌ای نیست و رقبای او از گادی آیزنکوت تا نفتالی بنت، هرکدام بخشی از پایگاه متزلزل نخست‌وزیر را هدف گرفته‌اند.

کنست بیست‌وپنجم در ۲۶ تیرماه منحل شد و کابینه نتانیاهو تا زمان تشکیل دولت بعدی، تنها به‌عنوان دولت موقت به کار خود ادامه می‌دهد. اما مسئله اینجاست که «دولت بعدی» به طور حتم دولتی با حضور نتانیاهو نخواهد بود.

برای نخستین‌بار، سؤال اصلی این نیست که نتانیاهو چگونه دولت تشکیل می‌دهد؛ سؤال این است که آیا فرصت تشکیل دولت دیگری پیدا خواهد کرد؟

انتخاباتی که پای نتانیاهو را وسط گذاشته است

در ظاهر، انتخابات پیش‌رو رقابت چند حزب برای ۱۲۰ کرسی کنست است؛ اما در واقع، یک همه‌پرسی سیاسی درباره عملکرد نتانیاهو محسوب می‌شود.

۷ اکتبر، جنگ غزه، بحران امنیتی، سربازی حریدی‌ها، اصلاحات قضایی، بحران اقتصادی و هزینه‌های زندگی، همه به پرونده‌ای علیه نخست‌وزیر تبدیل شده‌اند که سال‌ها خود را «مرد امنیت» معرفی می‌کرد.

حالا همان تصویر امنیتی به یکی از نقاط ضعف او تبدیل شده است.

رقبا می‌پرسند چگونه دولتی که نتانیاهو مدعی بود بیش از هر دولت دیگری امنیت اسرائیل را تضمین می‌کند، به فاجعه ۷ اکتبر رسید؟ چرا جنگ هنوز پایان روشنی ندارد؟ چرا جامعه اسرائیل با شکاف‌های اجتماعی و سیاسی عمیق‌تری روبه‌رو شده است؟ و چرا هزینه جنگ، اقتصاد و زندگی روزمره شهرک‌نشینان را تحت فشار قرار داده است؟

به همین دلیل، انتخابات آینده بیش از آنکه مسابقه‌ای میان چند حزب باشد، محاکمه‌ای سیاسی درباره میراث نتانیاهو است.

رأی به حزب؛ جنگ بر سر نخست‌وزیری

رژیم صهیونیستی نظامی پارلمانی دارد و نخست‌وزیر مستقیماً از سوی مردم انتخاب نمی‌شود. رأی‌دهندگان به فهرست احزاب رأی می‌دهند و ۱۲۰ کرسی کنست بر اساس نظام نمایندگی نسبی میان احزابی توزیع می‌شود که حداقل ۳.۲۵ درصد آرا را کسب کنند.

اما بازی اصلی بعد از اعلام نتایج آغاز می‌شود.

هیچ حزبی تاکنون نتوانسته به‌تنهایی اکثریت مطلق به دست آورد و برای تشکیل دولت، دست‌کم ۶۱ کرسی لازم است. بنابراین ممکن است حزبی در انتخابات اول شود، اما نخست‌وزیر از آن حزب بیرون نیاید؛ چون سیاست اسرائیل نه فقط بازی رأی‌ها، بلکه بازی ائتلاف‌هاست.

همین نقطه، بزرگ‌ترین امید نتانیاهو و هم‌زمان بزرگ‌ترین تهدید اوست.

نتانیاهو استاد بازی ائتلافی است؛ اما رقبایش هم می‌دانند که اگر بتوانند اختلافات خود را موقتاً کنار بگذارند، می‌توانند او را از قدرت کنار بزنند.

این‌جا عدد ۶۱، از هر درصد محبوبیتی مهم‌تر است.

آیزنکوت؛ ژنرال علیه «بی‌بی»

در میان مخالفان، گادی آیزنکوت شاید جدی‌ترین تهدید برای نتانیاهو باشد.

رئیس سابق ستاد ارتش، حالا تلاش می‌کند خود را به‌عنوان چهره‌ای امنیتی اما کمتر قطبی‌شده معرفی کند؛ همان تصویری که بخشی از رأی‌دهندگان ناراضی از نتانیاهو ممکن است به دنبال آن باشند.

آیزنکوت از تشکیل کمیسیون مستقل برای بررسی شکست ۷ اکتبر، اصلاح نظام خدمت نظامی، بازسازی مناطق آسیب‌دیده و تقویت نهادهای قضایی و دولتی سخن می‌گوید.

اما مهم‌تر از همه، او چیزی دارد که برای رقیبش خطرناک است: سابقه نظامی.

نتانیاهو سال‌ها تلاش کرده بود امنیت را مهم‌ترین سرمایه سیاسی خود کند؛ حالا رقیبی وارد میدان شده که می‌تواند همین زمین را از او پس بگیرد.

البته آیزنکوت هم چهره‌ای ضدصهیونیستی نیست. او صریح اعلام کرده که در دولت احتمالی‌اش جایی برای تشکیل دولت فلسطینی وجود نخواهد داشت.

بنابراین رقابت اصلی ممکن است نه میان «امنیت» و «ضد امنیت»، بلکه میان دو روایت متفاوت از مدیریت امنیتی رژیم باشد.

بنت؛ نخست‌وزیر سابقی که برگشته است

نفتالی بنت نیز برای نتانیاهو چهره‌ای ناشناخته نیست.

او در گذشته نخست‌وزیری را تجربه کرده و حالا با ائتلاف با یائیر لاپید، تلاش می‌کند رأی‌دهندگان راست میانه و سکولار را به اردوگاه مخالف نتانیاهو بکشاند.

بنت روی خدمت نظامی همگانی، کاهش هزینه‌های زندگی، اصلاح ساختار دولت و محدودکردن دوره نخست‌وزیری تمرکز کرده و مانند بسیاری از رقبای نتانیاهو، خواهان کمیسیون تحقیق مستقل درباره ۷ اکتبر است.

اما بنت یک مشکل جدی دارد: اردوگاه مخالف نتانیاهو آن‌قدر متنوع است که جمع‌کردن همه آن‌ها پشت یک میز، خودش یک جنگ سیاسی است.

راست میانه، سکولارها، چپ‌ها و احزاب عربی به طور حتم تعریف مشترکی از آینده رژیم ندارند.

و نتانیاهو منتظر همین شکاف‌هاست.

لیبرمن و گولان؛ دو تیغ از دو طرف

آویگدور لیبرمن، با پایگاه راست‌گرای سکولار، بیش از هر چیز روی مسئله سربازی حریدی‌ها و کاهش نفوذ نهادهای مذهبی متمرکز است.

در سوی دیگر، یائیر گولان قرار دارد؛ رهبر حزب دموکرات‌ها که از ادغام کارگر و مرتص شکل گرفته و مواضعی اجتماعی‌تر و سکولارتر دارد.

گولان برخلاف بنت، موضع بازتری نسبت به همکاری با حزب عربی «رَعَم» دارد.

همین تفاوت کوچک، در یک انتخابات ائتلافی می‌تواند به تفاوت میان ۶۰ و ۶۱ کرسی تبدیل شود.

و در سیاست اسرائیل، یک کرسی می‌تواند سرنوشت نخست‌وزیر را تغییر دهد.

نتانیاهو هنوز نمرده است

اما اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم سقوط نتانیاهو قطعی شده است.

او بارها نشان داده که استاد بقا در سیاست اسرائیل است.

پایگاه راست‌گرا و مذهبی همچنان پشت سر او قرار دارد. لیکود ساختار سیاسی قدرتمندی دارد و احزاب حریدی و راست افراطی نیز منافع خود را در ادامه حضور او در قدرت می‌بینند.

نظرسنجی‌ها در بسیاری از مقاطع، لیکود و یاشار را در محدوده حدود ۲۱ تا ۲۴ کرسی نشان می‌دهند؛ اما مسئله تعیین‌کننده، مجموع بلوک‌هاست.

بلوک حامی نتانیاهو در بسیاری از سناریوها حوالی ۴۹ تا ۵۳ کرسی می‌ایستد؛ یعنی همچنان زیر خط ۶۱.

در سوی مقابل، مخالفان یهودی نتانیاهو به محدوده نزدیک به ۶۰ کرسی می‌رسند.

این یعنی مخالفان یک قدم تا قدرت فاصله دارند؛ اما همان یک قدم، سخت‌ترین قدم است.

چون باید ثابت کنند می‌توانند چیزی را که علیه نتانیاهو ساخته‌اند، به دولت واقعی تبدیل کنند.

جامعه‌ای که دیگر مثل قبل به آینده نگاه نمی‌کند

بحران فقط در پارلمان نیست.

شاخص‌های «صدای اسرائیلی» در سال ۲۰۲۶ از کاهش خوش‌بینی عمومی در حوزه‌های دموکراسی، امنیت، اقتصاد و همبستگی اجتماعی حکایت دارد.

افت ۱۳ درصدی در خوش‌بینی نسبت به امنیت ملی و کاهش ۱۰ درصدی در همبستگی اجتماعی، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌کند که جنگ نه‌تنها امنیتش را، بلکه اعتماد و انسجامش را هم فرسوده است.

همبستگی اجتماعی در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۲۲ درصد رسیده است.

این عدد را نباید ساده گرفت.

جامعه‌ای که در آن اعتماد اجتماعی کاهش پیدا می‌کند، مستعد انفجار سیاسی است؛ و انتخابات می‌تواند محل تخلیه همین نارضایتی باشد.

مسئله‌ای که انتخابات حلش نمی‌کند

با تمام اینها، یک واقعیت نباید فراموش شود. سقوط نتانیاهو به طور حتم به معنای تغییر ماهیت رژیم صهیونیستی نیست.

آیزنکوت، بنت، لیبرمن و گولان ممکن است بر سر نتانیاهو اختلاف داشته باشند؛ اما این اختلاف به طور قطع به معنای اختلاف بنیادین بر سر ساختار اشغالگری و پروژه صهیونیستی نیست.

ممکن است نخست‌وزیر عوض شود، ائتلاف تغییر کند و چهره‌های تازه وارد کابینه شوند؛ اما مسئله فلسطین، غزه، امنیت، شهرک‌سازی و رویکرد نظامی رژیم همچنان روی میز باقی خواهد ماند.

تفاوت احتمالی، بیشتر در شدت، تاکتیک و نحوه مدیریت این سیاست‌هاست، نه فقط در اصل آن‌ها.

پس اگر نتانیاهو شکست بخورد، نباید تصور کرد اسرائیل تغییر ماهیت داده است.

آنچه ممکن است تغییر کند، مدیر صحنه است، نه خود صحنه.

و شاید همین مسئله، معنای واقعی جمله نتانیاهو را روشن کند: «اگر من پیروز نشوم، آغاز پایان اسرائیل خواهد بود.»

او شاید بیش از آنکه درباره اسرائیل حرف زده باشد، درباره خودش حرف زده است.

چون برای نتانیاهو، انتخابات ۵ آبان فقط رقابت برای نخست‌وزیری نیست؛ نبردی برای اثبات این ادعاست که هنوز می‌تواند مردی باشد که اسرائیل را از بحران‌هایش عبور می‌دهد.

اگر رأی‌دهندگان خلاف آن را ثابت کنند، شاید «پایان نتانیاهو» آغاز شود؛ اما برای اینکه این پایان به «پایان اسرائیل» تعبیر شود، هنوز فاصله بسیار زیادی وجود دارد.

کد مطلب 1000486

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.