در عقبنشینی آمریکا و پذیرش آتشبس بر مبنای متن ایران، دشمن با روایتسازی و عملیات روانی همزمان بهدنبال لاپوشانی شکست نظامی خود است و مهمتر از همه، ایجاد شکافهای متعدد در داخل ایران، بین مردم-حاکمیت، میدان-دیپلماسی و جبهه مقاومت را هدف قرار دادهاند تا جبهه خیابان را خالی کنند.
برای دانلود اینفو در ابعاد اصلی اینجا بزنید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، علی صالحی، رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر اصفهان در کنشگری خود در پیامرسان ایتا نوشت:
در این متن نه قصد تائید و نه رد اتفاق و یا تصمیمی را داریم و نه قرار است نسخه ای برای کسی یا جایی بپیچیم اما شاید بد نباشد از یک نگاه از بالا همه زوایای شرایط جدید جنگ تحمیلی سوم را تحلیل کنیم.
آمریکا
بعد از رد درخواستهای مذاکره و آتشبس که به گفته مقامات ایرانی از روز دهم جنگ آغاز شد در میانه ده روزه سوم جنگ، تهدیدها به درخواستهای پشت پرده برای آتشبس اضافه شد؛ در واقع بعد از ضربات اولیه به ایران مشخص شده بود آنچه که به دنبالش هستند نه در شرایط جنگ فعلی بلکه باید از طریق دیگری حاصل شود و ادامه جنگ پرهزینه آوردهای نخواهد داشت و دست برتر ایران در حال شکلدهی به پایانبندی جنگ و تحول در نظام بینالملل بود؛در نهایت آمریکا با ۴ عقبنشینی در زمان اولتیماتوم (۲، ۵، ۱۰ و ۱ روزه) بدون اینکه پیامی از ایران دریافت کرده باشد و ۵ عقب نشینی استراتژیک (از تسلیم بیقید و شرط، تجزیه، تغییر رژیم، تصاحب خاک جزایر و نابودی تمدنی و زیرساختها) و ضربهای که در عملیات اصفهان دریافت کرده بود در آستانه پایان اولتیماتوم آخرش پرچم سفید را بالا برد.
یانکیها در شب آخر ظاهراً با توسل به میانجیگری به پاکستان، متنی که قبل از شوی رسانهای آخر و چند روز قبل از آخرین تهدید از سوی ایران و با واسطه به دستشان رسیده را رسماً به عنوان مبنای گفت و گویهای پایان جنگ در بازه آتش بس میپذیرند و با عقبنشینی دهم یعنی عدول از تهدیدها و متن ۱۵ بندی خود، همچون جنگ ۱۲ روزه به نوعی با علاقه یک طرفه، اعلام تمایل برای آتشبس می کنند؛ حالا آمریکاست و هزینهها و ضربههای مختلف در عرصه نظامی، اقتصادی، سیاست داخلی و وجهه بین المللی و جمیع تحلیلهایی که این عقبنشینی دهم را نشانه افول برای ایالات متحده و نشانی از قدرت ایستادگی و تقابل ایران ابر قدرت میدانند؛ حالا غول هالیوودی چه باید بکند تا بازی را عوض کند؟
اول: اصرار بر اعلام آتشبس در بازه زمانی مشخص شده تا ۴ عقب نشینی زمانی قبلی دیده نشود.
دوم: شروع به طرح روایتهای متناقض و گاهی غلط برای سرپوش گذاشتن بر اعلام رسمی دوباره ترامپ مبنی بر پذیرش طرح ایران برای آغاز گفت و گوهای پایان جنگ که هم در متن اولیهاش و هم در بازنشر متن عراقچی رسماً اعلام کرد.
سوم: بازنمایی شرایط با طرح مواردی که طرح اول در سطل زباله است و هرمز را با هم مدیریت میکنیم در عین حالی که رسماً هم اذعان به پذیرش شروط ایران و هم چندبار به حق مدیریت و تعرفه گذاری ایران و لغو تحریمها سخن گفته اند.
رژیم صهیونیستی
کودککشها ضمن تکرار رویه وحشیانه خود در استفاده از فرصتها برای ادامه عملیاتهای قبل حتی پیش از ۹ اسفند در لبنان، چند اقدام را دنبال کردند:
اول: ضربه سخت به حزب الله با ترور افراد شاخص و تلاش برای پوشش شکستها در میدانهای مرزی با حمله به مناطق مسکونی و حتی ضربههای جدید به ایران و مقاومت عراق
دوم: تلاش برای کشاندن ایران به درگیری در آتشبس با تعرضاتی نظیر نقض حریم هوایی
سوم: فشار برای امتیازگیری بیشتری و تداوم جنگ
چهارم: تلاش ویژه رسانهای (اینترنشنال و رسانههای فارسی) و میدانی برای القا و افزایش فشار روانی مربوط به نقض کردن آتشبس و روایت عدم پاسخ ایران برای شکاف در جبهه ایران و متحدان که رسماً توسط آقایان قالیباف و پزشکیان موارد نقض اشاره شد.
آمریکایی–صهیونی
هر دو متجاوز نیز به صورت مشترک از دریچه فرصت آتشبس به صورت رسمی، عملیاتی، غیررسمی و رسانهای به دنبال سناریوهای شکاف و ضربه نهایی هستند:
اول: شکاف مردم با حاکمیت (القای احساس شکست و خیانت)
دوم: شکاف مردم با مردم (حامیان و مخالفان آتشبس)
سوم: شکاف مردم و میدان (تولید انتظار حملات مجدد و یا تولید بیاعتمادی)
چهارم: شکاف مردم با دیپلماسی (تولید بیاعتمادی و القای احساس خیانت)
پنجم: شکاف جبهه مقاومت با ایران (طرح موضوع رهاشدگی و هزینهدادن بابت حمایت از ایران)
ششم: شکاف مردم عراق و لبنان با مقاومت (القای هزینه دادن بدون پشتوانه برای ایران)
هفتم: شکاف میدان با دیپلماسی (بازنشر روایتهای متناقض، ایجاد فشار متقابل و اختلاف افکنی)
در نهایت این استراتژیها قرار است که چند هدف اصلی را محقق کند:
۱- استفاده از پنجره فرصت آتشبس برای ضربهزدن
۲- لاپوشانی شکستهای میدانی، تثبیت تسلط ایران بر هرمز و تسلیم در تئوری براندازی با تهاجم نظامی
۳- تلاش برای تغییر ریل مواجهه و حداکثرسازی دستاوردهای ثانویه بعد از عدم تحقق اهداف اصلی
۴- تزلزل در مواجهه جبههای کشورهای مقاومت و آتش گسترده در سراسر منطقه
۵- ایجاد یک مفر آبرومندانه برای خروج از وضعیت موجود
۶- و البته آخرین و مهمترین هدف در کنار استراتژیهای ۷ گانه و مشترک شکاف، نهایتاً شکست وحدت جبهه مقاومت و خالی کردن جبهه خیابان و ایجاد تزلزل در صحنه اصلی نبرد و قدرت بیبدیل بعثت مردم است.
نظر شما