حضرت محمد مصطفی (ص) در آینه شعر فارسی

شعر فارسی از نخستین روزهای شکل‌گیری خود با دین و معنویت پیوندی عمیق داشته است؛ اما در میان شخصیت‌های دینی، نام پیامبر اکرم(ص) جایگاهی ویژه در دفتر شعر فارسی دارد و قرن‌ها است شاعران فارسی‌زبان، هر یک با زبان و جهان‌بینی خود کوشیده‌اند تصویری از حضرت محمد(ص) ترسیم کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نام حضرت محمد مصطفی(ص) قرن‌ها است در شعر فارسی جاری است؛ شاعران فارسی‌زبان هر یک از زاویه‌ای به شخصیت پیامبر نگریسته‌اند؛ یکی او را راهنمای رهایی از تیرگی دیده، دیگری طبیب دل‌ها، یکی خاتم پیامبران و دیگری رحمت برای جهانیان و نتیجه این ارادت، گنجینه‌ای از شعرهایی است که هنوز پس از گذشت قرن‌ها، خواندنشان برای فارسی‌زبانان دلنشین است.

در ادامه، گزیده‌ای از نعت‌ها و اشعاری را می‌خوانیم که در آثار شاعران بزرگ فارسی جای گرفته است؛ از فردوسی و سنایی تا نظامی، عطار، خاقانی، سعدی و حافظ.

فردوسی

فردوسی در بخش «گفتار اندر ستایش پیغمبر» شاهنامه، پس از سخن گفتن از دانش و دین، مخاطب را به پیروی از پیامبر فرامی‌خواند و سخن او را راهی برای پاک شدن دل از تیرگی معرفی می‌کند:

«به گفتارِ پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی

نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم‌بسته یک‌دیگر راست راه»

سنایی

در شعر سنایی، نعت پیامبر با مفاهیم رحمت و درمان پیوند خورده است. او در قصیده‌ای خطاب به پیامبر(ص)، حضرت را «رحمة للعالمین» و طبیب دل‌های بیمار می‌خواند:

«گر نخواندی «رحمةللعالمین» یزدان ترا
در همه عالم که دانستی صمد را از صنم

کای محمد رو طبیب حاذق و صادق تویی
خلق کن با خلق و بر نه درد ایشان را مرم»

نظامی

نظامی گنجوی در «مخزن‌الاسرار» بخشی مستقل را به مدح رسول اکرم(ص) اختصاص داده و با زبانی پرشکوه از مقام پیامبر و خاتمیت او سخن گفته است:

««کُنتُ نبیّا» چو عَلَم پیش برد
ختم نبوت به محمد سپرد

مه که نگین‌دانِ زبرجد شده‌ست
خاتم او مهر محمد شده‌ست

گوش جهان حلقه‌کش میم اوست
خود دو جهان حلقهٔ تسلیم اوست»

عطار نیشابوری

عطار نیشابوری در «منطق‌الطیر» نعتی بلند برای پیامبر اکرم(ص) سروده و از ایشان با تعبیرهایی همچون «خواجه دنیا و دین»، «آفتاب شرع» و «رحمة للعالمین» یاد می‌کند:

«خواجهٔ دنیا و دین گنج وفا
صدر و بدر هر دو عالم مصطفی

آفتاب شرع و دریای یقین
نور عالم رحمة للعالمین

خواجهٔ کونین و سلطان همه
آفتاب جان و ایمان همه

صاحب معراج و صدر کاینات
سایهٔ حق خواجهٔ خورشید ذات

پیشوای این جهان و آن جهان
مقتدای آشکارا و نهان

مهترین و بهترین انبیا
رهنمای اصفیا و اولیا»

حضرت محمد مصطفی (ص) در آینه شعر فارسی

خاقانی

خاقانی شروانی در قصیده‌ای که درباره خاک مقدسی سروده که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده شده، ارادت خود را به پیامبر با تصاویری بسیار شاعرانه بیان می‌کند:

«یعنی امسال از سر بالین پاک مصطفی
خاک مشک‌آلود بهر حرز جان آورده‌ام

وقف بازوی من است این حرز و نفروشم به کس
گرچه ز اول نام دادن بر زبان آورده‌ام

خاک بالین رسول‌الله همه حرز شفاست
حرز شافی بهر جان ناتوان آورده‌ام

گوهر دریای کاف و نون محمد کز ثناش
گوهر اندر کلک و دریا در بنان آورده‌ام

چون زبان ملک سخن دارد من از صدر رسول
در سر دستار منشور زبان آورده‌ام

بلکه در مدح رسول‌الله به توقیع رضاش
بر جهان منشور ملک جاودان آورده‌ام»

سعدی

سعدی در آغاز مدح پیامبر اسلام (ص) در «بوستان»، پیش از هر چیز بر بزرگواری و زیبایی اخلاق حضرت تأکید می‌کند:

«کریم‌السجایا، جمیل‌الشیم
نبی‌البرایا، شفیع‌الامم

امام رسل، پیشوای سبیل
امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجهٔ بعث و نشر
امام الهدی، صدر دیوان حشر»

سعدی در قصیده‌ای دیگر نیز محبت پیامبر و خاندان او را چنین بیان می‌کند:

«سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد»

حافظ

حافظ در غزل شماره ۱۶۷ دیوان خود می‌گوید:

«ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد»

به گزارش ایمنا، از فردوسی تا حافظ، شعر فارسی قرن‌ها است نام محمد(ص) را در قالب‌هایی گوناگون تکرار می‌کند؛ گاه با زبان حماسه، گاه در جامه عرفان و گاه با لطافت غزل. این ابیات، بخشی از میراثی هستند که در آن شاعران فارسی‌زبان، هر کدام به زبان خود، از پیامبری گفته‌اند که برای آنان نماد هدایت، رحمت، اخلاق و روشنایی بوده است.

کد مطلب 999987

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.