به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهر فقط مجموعهای از خیابانها، ساختمانها، بوستانها و زیرساختهای شهری نیست؛ هر قطعه زمین در دل این کالبد، بخشی از سرمایه فضایی شهر به شمار میرود و نحوه استفاده یا رهاشدگی آن میتواند بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی شهروندان اثر بگذارد. در این میان، زمینهای بایر و رهاشده و بناهای مخروبه، اگر برای سالها بدون تعیین تکلیف باقی بهمچون، از یک ظرفیت بلااستفاده فراتر رفته و به مسئلهای شهری تبدیل میشوند.
زمینهایی که در گوشهوکنار محلات رها شدهاند، بهتدریج میتوانند به محل انباشت زباله، رشد علفهای هرز، تجمع جانوران موذی و ایجاد آلودگیهای محیطی تبدیل شوند و سیمای محله را مخدوش کنند. در برخی موارد نیز این فضاهای بیدفاع شهری، بهویژه در نقاط کمتردد و دور از دید عمومی، زمینه شکلگیری رفتارهای آسیبزا و بروز احساس ناامنی را فراهم میکنند؛ موضوعی که آثار آن تنها متوجه یک قطعه زمین نیست و میتواند آرامش و امنیت ساکنان املاک مجاور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، استفاده نادرست از برخی زمینهای رهاشده بهعنوان محل پارک خودروهای سنگین یا فعالیتهای غیرمجاز، پیامدهای دیگری همچون آلودگی صوتی، گردوغبار و افزایش مزاحمت برای ساکنان به همراه دارد. به این ترتیب، آنچه در ظاهر یک قطعه زمین بلااستفاده به نظر میرسد، میتواند مجموعهای از مسائل محیطزیستی، اجتماعی، اقتصادی، ایمنی و حتی حقوقی را در مقیاس محله ایجاد کند.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم زمین در شهر، کالایی محدود و ارزشمند است؛ بنابراین رها ماندن قطعاتی که میتوانند در خدمت توسعه شهری، ایجاد خدمات عمومی، فضای سبز، فعالیتهای فرهنگی، گردشگری، مسکونی یا اقتصادی قرار گیرند، به معنای کنار گذاشتن بخشی از ظرفیتهای موجود شهر است. بازگرداندن این اراضی به چرخه استفاده، در بسیاری از موارد میتواند به جای گسترش افقی شهر و مصرف زمینهای جدید، از ظرفیتهای درونشهری برای پاسخ به بخشی از نیازهای توسعه استفاده کند.
در کلانشهری همچون اصفهان، این مسئله ابعاد بیشتری پیدا میکند. سالهاست در بخشهایی از شهر، از بافت متراکم مرکزی تا محلات شرقی، غربی و شمالی، زمینهایی با وضعیتهای متفاوت از نظر مالکیت و کاربری، بدون استفاده باقی ماندهاند؛ برخی از این اراضی زمانی کاربری کشاورزی داشتهاند و با گسترش محدوده شهری، در میان بافت مسکونی و شهری قرار گرفتهاند، اما همچنان تعیین تکلیف نشدهاند. در برخی دیگر نیز وضعیت مالکیت، کاربری پیشبینیشده در طرحهای شهری یا موانع حقوقی، امکان ورود مستقیم مدیریت شهری را دشوار کرده است.
این بلاتکلیفی برای شهروندان، تنها به یک منظره ناخوشایند ختم نمیشود. در محلهای که یک زمین سالها رها شده است، ساکنان با مشکلاتی همچون گردوغبار، انباشت زباله، کاهش کیفیت محیط، حضور افراد آسیبدیده اجتماعی و نگرانیهای امنیتی مواجه میشوند و طبیعی است که مطالبه تعیین تکلیف چنین فضاهایی، به یکی از خواستههای محلهای تبدیل شود.
یکی از اهالی ناژوان میگوید: «این زمینها سالهاست همینطور رها شدهاند. نه آبی برای کشت وجود دارد و نه کسی برای تعیین تکلیف آنها اقدامی میکند. تابستانها گردوغبار زیادی ایجاد میشود و خانوادهها از وضعیت زمینهای اطراف خانههایشان نگران هستند.»
شهروند دیگری از یکی از محلات شرقی اصفهان نیز با اشاره به وضعیت نامناسب یک زمین بایر در نزدیکی محل سکونت خود میگوید: «وقتی زمین سالها خالی میماند، کمکم تبدیل به محل ریختن زباله میشود. بعضی شبها هم رفتوآمدهایی در آن دیده میشود که باعث نگرانی اهالی شده است. ما بارها این موضوع را مطرح کردهایم، اما هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است.»
در بخشهایی از شهر، مشکل تنها به زمینهای حاشیهای محدود نمیشود. گاهی در میان بافتی که اطراف آن را خانهها، مغازهها و معابر شهری فرا گرفته است، قطعه زمینی سالها به همان شکل اولیه باقی مانده و به یک لکه رهاشده در کالبد محله تبدیل شده است. یکی از شهروندان ساکن محدوده مرکزی اصفهان در اینباره میگوید: «سؤال ما این است که چرا در محلهای که زمین کم است، یک قطعه زمین میتواند سالها بلااستفاده بماند؟ اگر امکان ساختوساز ندارد، حداقل باید وضعیت آن مشخص شود تا برای مردم مزاحمت ایجاد نکند.»
گلایه مشترک بسیاری از شهروندان، فقط وجود زمینهای بایر نیست؛ بلکه بلاتکلیفی آنهاست. شهروندان میگویند وقتی برای پیگیری وضعیت چنین املاکی مراجعه میکنند، گاهی میان دستگاههای مختلف سرگردان میشوند و هر دستگاه، تعیین تکلیف بخشی از موضوع را در حیطه وظایف نهاد دیگری میداند. در نتیجه، زمینی که امروز یک مشکل کوچک برای یک محله ایجاد کرده است، ممکن است سالها بعد همچنان در همان وضعیت باقی بماند.
این در حالی است که زمین در شهر یک سرمایه محدود و ارزشمند است. در شرایطی که توسعه شهری به زمین، زیرساخت و منابع نیاز دارد، رها ماندن قطعاتی که میتوانند متناسب با موقعیت خود به فضای سبز، خدمات عمومی، کاربری فرهنگی، گردشگری، مسکونی یا اقتصادی تبدیل شوند، به معنای کنار گذاشتن بخشی از ظرفیتهای درون شهر است.
از منظر قانونی نیز شهرداریها در برابر بخشی از این مسائل وظایفی دارند. بر اساس ماده ۱۱۰ قانون شهرداری، در مواردی که زمینهای بایر واقع در محدوده شهر، معابر یا میدانها موجب ایجاد آلودگی یا مزاحمت شوند، پس از طی فرایند قانونی و اخطار به مالک، شهرداری میتواند برای رفع وضعیت موجود اقدام کند، همچنین بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداریها، از جمله وظایف شهرداری را اتخاذ تدابیر مؤثر برای حفظ شهر از خطرات و رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و آسیبزا میداند.
با این حال، مسئله زمینهای رهاشده را نمیتوان تنها با دیوارکشی یا رفع یک مزاحمت مقطعی حل کرد؛ پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان این قطعات را از وضعیت بلاتکلیف خارج و به بخشی از چرخه زندگی شهری بازگرداند؟ آیا باید همه این اراضی را با یک نسخه واحد مدیریت کرد یا برای هر زمین، متناسب با مالکیت، موقعیت، کاربری و ظرفیت اقتصادی و اجتماعی آن تصمیم گرفت؟

زمینهای رهاشده اصفهان؛ از بلاتکلیفی مالکیت تا تهدید امنیت محلهها
رسول میرباقری، رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: یکی از دلایل اصلی بلااستفاده ماندن بخشی از زمینهای ارزشمند شهری، نامشخص بودن مالکیت یا نبود تعیین تکلیف برای کاربری آنها در طرح تفصیلی است، طبیعی است اگر زمینی داخل محدوده شهر و دارای موقعیت مناسب باشد، مالک برای اخذ پروانه و ساختوساز اقدام میکند؛ اما در مواردی که تکلیف مالکیت، کاربری یا حتی وضعیت حقوقی ملک روشن نباشد، این اراضی بلاتکلیف میهمچون.
وی میافزاید: زمینهای رهاشده در بافت شهری، بهویژه در محلات، میتوانند پیامدهای متعددی داشته باشند؛ از انباشت زباله و ایجاد آلودگی بصری گرفته تا تجمع افراد آسیبدیده اجتماعی، کاهش امنیت محله و نارضایتی ساکنان. این فضاها عملاً به کیفیت زندگی شهری لطمه میزنند و در برخی موارد حتی زمینهساز سرقت یا ناامنی در املاک مجاور میشوند.
رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: شهرداری در چنین مواردی نمیتواند مالک را مجبور به ساختوساز یا اخذ پروانه کند، اما اگر ملکی بهدلیل رهاشدگی موجب مزاحمت، ناامنی یا آسیبهای اجتماعی شود، شهرداری میتواند بر اساس ظرفیتهای قانونی، نسبت به محصورسازی آن اقدام کند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود.
وی تصریح میکند: برای تبدیل این فضاهای بلااستفاده به ظرفیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، باید ابتدا دید که در طرح تفصیلی چه کاربریای برای آنها پیشبینی شده است، در برخی مناطق، اولویت با کاربریهای خدماتی همچون آموزشی، درمانی، فرهنگی یا فضای سبز است و در برخی نقاط نیز میتوان با توجه به موقعیت ملک، آن را به کاربریهای تجاری، مسکونی یا گردشگری تبدیل کرد.
زمینهای بلااستفاده اصفهان با مشوقهای شهری وارد چرخه ساختوساز میشوند
میرباقری ادامه میدهد: نمیتوان مالک را الزام کرد که حتماً پروانه بگیرد یا ساختوساز انجام دهد، مگر در چارچوب ضوابط و اختیارات قانونی در موارد خاص، در عین حال، اگر ملک از نظر موقعیت، کاربری و ارزش افزوده شرایط مناسبی داشته باشد، میتوان با ایجاد مشوقهای مناسب، مالک را برای ورود به چرخه ساختوساز و بهرهبرداری ترغیب کرد.
وی با اشاره به ظرفیتهای اصفهان برای بازآفرینی این اراضی میگوید: نوع زمین و موقعیت آن تعیینکننده است، در بافت تاریخی، برخی املاک میتوانند به کاربری گردشگری، بومگردی یا فرهنگی تبدیل شوند، در مجاورت خیابانهای اصلی نیز امکان تبدیل به کاربری تجاری یا مسکونی با تراکم مناسب وجود دارد، بنابراین، نسخه واحدی برای همه اراضی بلااستفاده وجود ندارد و باید هر ملک بهصورت جداگانه بررسی شود.
رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان خاطرنشان میکند: بازاستفاده از زمینهای موجود میتواند تا حدی از گسترش افقی شهر جلوگیری کند و نیاز به توسعههای بیرونی را کاهش دهد، هرچند باید پذیرفت که این ظرفیت بهتنهایی پاسخگوی همه نیازهای توسعه شهری نیست، با این حال، فعالسازی همین اراضی بلاتکلیف، نقش مهمی در ارتقای کیفیت شهری و بهینهسازی استفاده از زمین دارد.
وی میافزاید: اینکه چرا گاهی مدیریت شهری برای اجرای یک پروژه جدید به سراغ خرید زمین میرود، در حالی که در همان محدوده زمینهای بلااستفاده وجود دارد، به همین مسائل برمیگردد؛ یعنی مشکلات مالکیتی، حقوقی، شاکیدار بودن برخی املاک یا نبود امکان ورود مستقیم شهرداری به همه زمینها، از این رو، مدیریت شهری ناگزیر است متناسب با شرایط هر ملک تصمیمگیری کند و نمیتوان همه اراضی را یکسان دید.

هشدار درباره تبعات زمینهای رهاشده در اصفهان؛ ضرورت تعیین تکلیف اراضی
مصطفی مرادیاننژاد، مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان با اشاره به چالشهای زیستمحیطی ناشی از زمینهای بایر و رهاشده در محدوده و حریم شهر، به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: شهرداری برای ساماندهی این اراضی، علاوه بر انجام وظایف قانونی خود، نیازمند همکاری و برنامهریزی دستگاههای متولی است، زیرا بخشی از این زمینها خارج از محدوده و حریم شهر قرار دارند یا دارای کاربریهای مشخصی هستند که تعیین تکلیف آنها در اختیار شهرداری نیست.
وی میافزاید: رسیدگی به زمینهای بایر واقع در محدوده قانونی شهر در چارچوب وظایف شهرداری انجام میشود، اما درباره اراضی خارج از محدوده و حریم شهر، اگرچه شهرداری در حوزه جلوگیری از ساختوسازهای غیرمجاز وظایفی دارد، اما مدیریت و تعیین تکلیف این اراضی نیازمند ورود دستگاههای متولی است.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان با بیان اینکه بخشی از اراضی رهاشده قابلیت کشاورزی خود را از دست دادهاند، تصریح میکند: اراضی که دیگر قابلیت بهرهبرداری کشاورزی ندارند، باید با همکاری دستگاههای مسئول تعیین تکلیف شوند، زیرا تداوم وضعیت موجود علاوه بر هدررفت ظرفیت زمین، مشکلات مختلفی برای شهر و شهروندان ایجاد میکند.
مرادیاننژاد ادامه میدهد: اراضی رهاشده علاوه بر ایجاد مشکلات بهداشتی، انباشت زباله و مسائل مرتبط با ایمنی و امنیت، در زمان وزش باد به یکی از کانونهای ایجاد گردوغبار تبدیل میشوند و میتوانند در تشدید آلودگی هوای شهر نقش داشته باشند؛ موضوعی که به یکی از دغدغههای جدی شهروندان تبدیل شده است.
وی با اشاره به وظایف شهرداری در قبال زمینهای بایر و پرخطر میگوید: بر اساس بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداریها، شهرداری در محدوده قانونی شهر وظایف مشخصی برای رفع خطر از بناها، دیوارها و فضاهای خطرآفرین دارد و در خصوص زمینهای بایر نیز در صورت وجود شرایط قانونی، پاکسازی، دیوارکشی یا ایمنسازی با طی مراحل قانونی و اخذ دستور مقام قضایی انجام میشود.
برای تعیین تکلیف زمینهای بایر اصفهان باید عزم استانی شکل بگیرد
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان خاطرنشان میکند: با وجود این، مسئله زمینهای بایر تنها یک موضوع عمرانی یا مربوط به رفع مزاحمت نیست، بلکه بخش مهمی از آن به نوع کاربری و سرنوشت پیشبینیشده برای این اراضی در طرحهای شهری بازمیگردد.
مرادیاننژاد ادامه میدهد: بسیاری از این اراضی دارای کاربریهای مشخصی همچون آموزشی، خدماتی، فضای سبز یا سایر کاربریهای عمومی هستند و متولیان مربوطه باید برای اجرای طرحهای مصوب و بهرهبرداری از این ظرفیتها اقدام کنند؛ شهرداری نیز نمیتواند بدون توجه به طرحهای تفصیلی و کاربریهای مصوب، در این اراضی دخل و تصرف یا تغییر کاربری ایجاد کند.
وی تأکید میکند: برای حل ریشهای مسئله زمینهای بایر و رهاشده، باید میان حوزههای تخصصی شهرسازی، کمیسیون ماده پنج، دستگاههای اجرایی و سایر متولیان امر هماهنگی بیشتری ایجاد شود و یک عزم استانی برای تعیین تکلیف این اراضی شکل بگیرد.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان تاکید میکند: شهرداری در بسیاری از این موارد وظیفه حفظ وضع موجود، جلوگیری از ساختوسازهای غیرمجاز و رسیدگی به مخاطرات ناشی از رهاشدگی زمین را بر عهده دارد، اما تبدیل این اراضی به فضاهای مفید شهری نیازمند برنامهریزی و اقدام دستگاه متولی برای اجرای طرحهای عمرانی، خدماتی، آموزشی یا فضای سبز است.
مرادیاننژاد ادامه میدهد: از یک سو باید ظرفیت این زمینها بهعنوان ذخیرههای توسعه شهری حفظ شود و از سوی دیگر، نباید اجازه داد بلاتکلیفی طولانیمدت آنها به ایجاد مزاحمت، ناامنی، آلودگی بصری و زیستمحیطی و تولید گردوغبار منجر شود.
وی خاطرنشان میکند: مدیریت صحیح این اراضی میتواند ضمن استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود شهر، از گسترش پیامدهای زیستمحیطی آنها جلوگیری کند و کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد؛ از اینرو لازم است دستگاههای متولی با همکاری مدیریت شهری، برای اراضی فاقد قابلیت کشاورزی یا دارای کاربریهای بلاتکلیف، مسیر مشخصی برای تعیین تکلیف و بهرهبرداری تعریف کنند.

برای ساماندهی فضاهای بیدفاع شهری نمیتوان نسخه واحدی ارائه کرد
امیرحسین شبانی، دکترای شهرسازی با اشاره به اهمیت کیفیت فضاهای شهری اظهار میکند: فضاهای شهری تنها عناصر کالبدی شهر نیست، بلکه بستری برای شکلگیری و تداوم تعاملات اجتماعی، فرهنگی و محلی محسوب میشود و کیفیت این فضاها میتواند بر نحوه حضور و ارتباط شهروندان با محیط پیرامون خود اثرگذار باشد.
وی میافزاید: هنگامی که یک فضای شهری از نظر ایمنی، امنیت، دسترسی، حضورپذیری یا کیفیت محیطی دچار ضعف شود، بهتدریج بخشی از کارکرد اصلی خود را از دست میدهد و ممکن است به فضایی کماستفاده یا بیدفاع تبدیل شود؛ بنابراین بیدفاع بودن یک فضا را نمیتوان صرفاً به شکل ظاهری آن محدود کرد، بلکه باید مجموعهای از عوامل اجتماعی، کالبدی و محیطی را در شکلگیری آن مورد توجه قرار داد.
دکترای شهرسازی تصریح میکند: فضاهای بیدفاع معمولاً از کیفیت مطلوب زیستپذیری برخوردار نیستند و نمیتوانند حضور و فعالیت گروههای مختلف شهروندان را به شکل مناسبی پشتیبانی کنند. از این رو، نخستین گام برای مداخله در چنین فضاهایی، شناسایی دقیق عوامل ایجادکننده بیدفاعی و بررسی شرایط هر فضا بهصورت مستقل است.
وی ادامه میدهد: برای همه فضاهای بیدفاع نمیتوان یک نسخه واحد ارائه کرد؛ در برخی نقاط ممکن است اصلاح روشنایی، بهبود دسترسی، حذف موانع دید یا افزایش نظارت اجتماعی بتواند شرایط را تغییر دهد، اما در برخی فضاهای دیگر، مسئله عمیقتر است و نیاز به بازتعریف کارکرد و ایجاد فعالیتهای جدید وجود دارد.
شبانی خاطرنشان میکند: یکی از مهمترین پیشنیازهای بازگرداندن فضاهای بیدفاع به چرخه زندگی شهری، فراهم کردن حداقلهای لازم برای امنیت و ایمنی است. تا زمانی که شهروندان احساس آرامش و امنیت نداشته باشند، حتی یک فضای زیبا و مجهز نیز نمیتواند به یک فضای شهری سرزنده و پایدار تبدیل شود.
بدون تأمین امنیت، فضای شهری به محیطی سرزنده تبدیل نمیشود
وی با بیان اینکه میزان مداخله در هر فضای بیدفاع باید متناسب با شرایط آن تعیین شود، میگوید: گاهی یک اقدام محدود و هدفمند میتواند وضعیت یک فضا را به شکل محسوسی بهبود دهد، اما در برخی موارد لازم است هویت، عملکرد و نحوه استفاده از فضا بهطور اساسی بازتعریف شود تا امکان بازگشت آن به چرخه فعالیتهای شهری فراهم شود.
دکترای شهرسازی اضافه میکند: مسئله فضاهای بیدفاع محدود به یک شهر یا منطقه خاص نیست و در بسیاری از شهرها و کلانشهرها با نمونههای متفاوتی از این فضاها مواجه هستیم. شیوه مواجهه با این نقاط نیز باید بر اساس ویژگیهای کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی هر محدوده طراحی شود و میتواند از اصلاح و بهسازی تا بازآفرینی و تغییر عملکرد را شامل شود.
شبانی تأکید میکند: شهروندان استفادهکننده از فضاهای شهری گروهی یکدست نیستند و از نظر سن، تواناییهای جسمی، جنسیت، پیشینه فرهنگی و شرایط اجتماعی تفاوتهای زیادی دارند. بنابراین طراحی و ساماندهی فضای شهری زمانی میتواند موفق باشد که نیازهای طیف گستردهای از کاربران را در نظر بگیرد و امکان حضور ایمن و راحت گروههای مختلف را فراهم کند.
وی میگوید: افزایش حضورپذیری، تقویت نظارت طبیعی و اجتماعی و فراهم کردن شرایط مناسب برای فعالیتهای روزمره میتواند نقش مهمی در کاهش بیدفاعی فضاهای شهری داشته باشد؛ چراکه فضایی که شهروندان در آن حضور مستمر و احساس تعلق داشته باشند، ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به بستری برای تعاملات اجتماعی، فرهنگی و محلهای خواهد داشت.
شبانی خاطرنشان میکند: هدف از ساماندهی فضاهای بیدفاع نباید صرفاً زیباسازی یا تغییر چهره ظاهری یک نقطه باشد، بلکه باید به دنبال ایجاد فضایی باشیم که از نظر ایمنی، امنیت، حضورپذیری و کیفیت زندگی شهری بتواند پاسخگوی نیاز کاربران خود باشد؛ در چنین شرایطی است که فضای شهری میتواند دوباره جایگاه خود را در زندگی اجتماعی شهر پیدا کند.

هر زمین رهاشده، یک مسئله حلنشده شهری
به گزارش ایمنا، زمینهای بایر و رهاشده، در ظاهر قطعاتی خاموش در میان هیاهوی شهر هستند؛ اما هرکدام از آنها بخشی از آینده اصفهان را در خود جای دادهاند. آیندهای که میتواند با ادامه بلاتکلیفی، به تداوم یک مسئله شهری منجر شود یا با تصمیمی درست، همین فضاهای فراموششده را به بخشی از راهحل مسائل شهر تبدیل کند.
مسئله اصلی، تنها این نیست که امروز در یک زمین چه میگذرد؛ پرسش مهمتر این است که شهر برای فردای این زمین چه تصمیمی دارد. آیا قرار است همچنان در میان خانهها و خیابانها بهعنوان یک فضای بیدفاع باقی بماند، یا میتواند متناسب با ظرفیت و موقعیت خود، نقشی تازه در زندگی محله پیدا کند؟
در شهری همچون اصفهان که هر مترمربع زمین ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی دارد، بیتصمیمی نیز خود نوعی تصمیم است؛ تصمیمی که هزینه آن بهتدریج از مالک و دستگاه اجرایی فراتر میرود و در نهایت بر دوش محله و شهروندان قرار میگیرد.
شاید راهحل، نه در یکسانسازی سرنوشت همه زمینهای رهاشده، بلکه در شناخت دقیق هر قطعه و یافتن بهترین نقش برای آن باشد؛ جایی برای زندگی، جایی برای خدمات، جایی برای فضای سبز یا حتی فرصتی برای سرمایهگذاری و رونق اقتصادی. مهم این است که زمین از «رهاشدگی» خارج شود و دوباره در چرخه حیات شهر قرار گیرد.
در نهایت، شهری که به جزئیات کالبد خود توجه میکند، تنها پروژههای بزرگ را نمیسازد؛ بلکه برای فضاهای کوچک و فراموششده نیز آیندهای تعریف میکند. زمینهای رهاشده اصفهان نیز منتظر همین تصمیم هستند؛ تصمیمی که میتواند یک لکه بیدفاع را به نقطهای اثرگذار در زندگی محله تبدیل کند.
نظر شما