به گزارش خبرگزاری ایمنا، زمین زیر پای شهرهای ایران آرامآرام در حال تغییر است؛ فرونشست دیگر پدیدهای محدود به چند دشت کشاورزی نیست و به بحرانی برای سکونتگاهها، زیرساختها و آینده توسعه شهری تبدیل شده است.
تازهترین یافتههای مراکز رسمی نشان میدهد ۱۸ استان کشور در پهنههای با خطر بالای فرونشست زمین قرار دارند؛ بحرانی که اگرچه نشانه آن روی سطح زمین دیده میشود، اما ریشه اصلی آن را باید در افت منابع آب زیرزمینی و برداشت بیش از ظرفیت آبخوانها جستوجو کرد.
بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و همپوشانی نقشه پهنهبندی فرونشست سازمان زمینشناسی با موقعیت شهرها، استان اصفهان با ۳۱ شهر واقع در پهنههای با خطر بالا، در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن تهران با ۳۰ شهر، کرمان با ۲۵ شهر و خراسان رضوی با ۲۴ شهر قرار گرفتهاند.
این آمار یک واقعیت مهم را نشان میدهد؛ فرونشست دیگر مسئلهای محدود به یک نقطه یا یک کلانشهر نیست، بلکه دامنه آن به تعداد قابل توجهی از شهرهای کشور رسیده است.
با این حال تعداد شهرهای واقع در پهنه خطر را نباید با شدت فرونشست یکسان دانست، چراکه برای ارزیابی واقعی بحران، نرخ سالانه نشست و جمعیت و زیرساختهای واقع در پهنههای درگیر نیز اهمیت دارد.

رتبهبندی بحران تنها با تعداد شهرها ممکن نیست
از نظر شدت فرونشست، برخی مناطق کشور نرخهایی بسیار بالا را تجربه میکنند، در برخی مناطق استان کرمان نرخ فرونشست حدود ۳۱ سانتیمتر در سال گزارش شده است. در بخشهایی از تهران نیز نرخهایی نزدیک به ۳۰ سانتیمتر در سال ثبت شده و برای منطقه ۱۸ تهران حدود ۲۰ سانتیمتر در سال گزارش شده است.
در استان فارس نیز وضعیت برخی دشتها قابل توجه است. مطالعات انجامشده در فسا و داراب نرخهای بالای فرونشست را نشان میدهد و در برخی گزارشها میانگین فرونشست در این مناطق حدود ۳۲ سانتیمتر در سال اعلام شده است.
استانهای مرکزی، یزد، خراسان رضوی، جنوب کرمان و بخشهایی از اصفهان نیز از دیگر مناطق دارای نرخهای بالای فرونشست هستند و در برخی گزارشها، نرخهایی بیش از ۱۷ سانتیمتر در سال برای این مناطق مطرح شده است.
بنابراین نمیتوان تنها بر اساس یک شاخص درباره «بحرانیترین استان» قضاوت کرد؛ اصفهان از نظر تعداد شهرهای واقع در پهنه خطر در صدر قرار دارد، در حالی که برخی مناطق کرمان و فارس از نظر نرخ نشست سالانه شرایط بسیار حادی دارند.

وقتی جمعیت وارد معادله میشود
شدت فرونشست زمانی به یک بحران جدی شهری تبدیل میشود که با جمعیت و زیرساختهای گسترده همپوشانی پیدا کند. بر اساس آمار سال ۱۳۹۵ استانهای تهران، خراسان رضوی، اصفهان، البرز، کرمان و قم هریک جمعیتی بیش از یک میلیون نفر دارند و در شمار استانهایی قرار میگیرند که جمعیت قابل توجهی در معرض پیامدهای فرونشست قرار گرفته است.
در این شرایط، مسئله تنها ترک خوردن زمین یا ایجاد شکاف در یک محدوده نیست. فرونشست میتواند پایداری ساختمانها، معابر، خطوط ریلی، جادهها، شبکههای آب و فاضلاب، خطوط انتقال انرژی و دیگر زیرساختهای حیاتی را تحت تأثیر قرار دهد.
از همین رو، ممکن است منطقهای نرخ فرونشست کمتری نسبت به یک دشت دیگر داشته باشد، اما به دلیل تراکم بالای جمعیت و زیرساخت، ریسک بسیار بیشتری ایجاد کند.
بحران روی زمین دیده میشود، اما در آبخوان شکل میگیرد
پشت این اعداد، یک مسئله بنیادیتر قرار دارد «وضعیت منابع آب زیرزمینی کشور»؛ برداشت بیرویه از آبخوانها، کاهش تغذیه طبیعی آنها و استمرار مصرف بالا، در بسیاری از دشتهای کشور موجب افت سطح آب زیرزمینی و فشرده شدن لایههای زمین شده است. پیامد این روند، نشست تدریجی سطح زمین و شکلگیری پهنههای فرونشستی است.
بر اساس گزارشهای پژوهشی، کسری تجمعی آبخوانهای کشور حدود ۱۴۳ میلیارد مترمکعب برآورد شده است؛ عددی که نشان میدهد فرونشست را نمیتوان یک مسئله تنها زمینشناسی دانست.
در واقع، بحران فرونشست در سطح زمین دیده میشود، اما ریشه آن تا حد زیادی در نحوه بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی قرار دارد.

چرا ترمیم خیابانها کافی نیست؟
یکی از مهمترین چالشهای مدیریت فرونشست همینجاست. ترمیم یک خیابان، مقاومسازی یک ساختمان یا اصلاح یک خط انتقال، شاید خسارتهای موجود را کاهش دهد، اما اگر علت اصلی فرونشست یعنی افت آبخوان و برداشت بیش از ظرفیت ادامه پیدا کند، روند نشست نیز متوقف نخواهد شد.
به همین دلیل، فرونشست را نمیتوان تنها با اقدامات عمرانی مدیریت کرد. کنترل برداشت از منابع آب زیرزمینی، اصلاح الگوی مصرف، مدیریت کشاورزی، حفاظت از آبخوانها، پایش مستمر زمین و جلوگیری از توسعه بیضابطه در مناطق پرخطر باید همزمان دنبال شود.
در کنار آن، نقشههای فرونشست باید به یکی از لایههای اصلی تصمیمگیری در برنامهریزی شهری و اجرای پروژههای زیرساختی تبدیل شوند؛ به این معنا که پیش از احداث شهرکها، مسیرهای ریلی، بزرگراهها و تأسیسات مهم، وضعیت زمین و روند فرونشست منطقه بررسی شود.
گسترش شهرها بدون توجه به ظرفیت منابع آب و وضعیت آبخوانها میتواند هزینههای سنگینی را در آینده به مدیریت شهری تحمیل کند. اگر یک منطقه همزمان با توسعه جمعیتی و زیرساختی، با افت شدید منابع آب زیرزمینی روبهرو باشد، خطر فرونشست و خسارتهای ناشی از آن افزایش پیدا خواهد کرد.
از این منظر، فرونشست را باید نه تنها یک مسئله محیطزیستی، بلکه نشانهای از ناپایداری الگوی توسعه در بخشی از سرزمین دانست؛ الگویی که در آن توسعه سکونتگاهها، کشاورزی و فعالیتهای اقتصادی گاه بیش از ظرفیت طبیعی منطقه پیش رفته است.
اولویتبندی واقعی؛ فراتر از یک جدول استانی
اطلاعات موجود نشان میدهد برای تعیین استانها و مناطق بحرانی، نمیتوان تنها یک معیار را ملاک قرار داد. تعداد شهرهای واقع در پهنه خطر، نرخ سالانه فرونشست، وسعت پهنه درگیر، جمعیت در معرض خطر، ارزش زیرساختهای موجود و وضعیت آبخوان باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
بر این اساس، اصفهان از نظر تعداد شهرهای واقع در پهنههای پرخطر در رتبه نخست قرار میگیرد، تهران از منظر همزمانی جمعیت، زیرساخت و نرخ بالای نشست اهمیت ویژهای دارد، کرمان و برخی مناطق فارس از نظر شدت نرخ فرونشست در وضعیت بحرانی قرار دارند و استانهایی همچون خراسان رضوی، البرز و قم نیز به دلیل جمعیت و توسعه شهری، نیازمند توجه جدی هستند.
فرونشست برخلاف بسیاری از بحرانهای شهری، ناگهانی ظاهر نمیشود؛ آرام و تدریجی پیش میرود، اما پیامدهای آن میتواند ماندگار و در برخی موارد جبرانناپذیر باشد. ۱۸ استان در پهنههای با خطر بالا، دهها شهر درگیر و ثبت نرخهای چند ده سانتیمتری در برخی مناطق نشان میدهد که مسئله دیگر در حد یک هشدار کارشناسی باقی نمانده است.

فرونشست زمین امروز دیگر مسئلهای محدود به چند دشت بحرانی نیست؛ ۱۸ استان کشور در پهنههای با خطر بالا قرار دارند و در برخی مناطق نرخ نشست به بیش از ۳۰ سانتیمتر در سال رسیده است. این ارقام نشان میدهد که بحران آب زیرزمینی، اکنون به طور مستقیم با امنیت زیرساختها و آینده سکونتگاههای کشور گره خورده است.
با این حال، مقابله با فرونشست را نمیتوان به ترمیم ترکهای خیابان یا مقاومسازی ساختمانها محدود کرد؛ تا زمانی که برداشت از آبخوانها بیش از ظرفیت طبیعی آنها ادامه داشته باشد، فرونشست نیز متوقف نخواهد شد، بنابراین مهار این بحران نیازمند تغییر در الگوی مصرف و تخصیص آب، کنترل برداشت از منابع زیرزمینی و پیوند دادن سیاستهای مدیریت آب با برنامهریزی شهری و آمایش سرزمین است.
اکنون فرونشست باید در تصمیمگیری درباره توسعه شهرها، جانمایی زیرساختها و اجرای پروژههای بزرگ به یک شاخص تعیینکننده تبدیل شود، چراکه زمینِ فرونشسته بهسادگی به وضعیت پیشین بازنمیگردد و هزینه تعلل امروز، میتواند در آینده به خسارتهای سنگین و گاه جبرانناپذیر برای شهرها تبدیل شود.
نظر شما