به گزارش خبرگزاری ایمنا، زلزله از آن دسته حوادثی است که فرصت تصمیمگیری را از شهروندان میگیرد؛ چند ثانیه کافی است تا ساختمانها، معابر و تأسیسات شهری با بحرانی مواجه شوند که مدیریت آن ممکن است روزها و حتی هفتهها زمان ببرد. به همین دلیل، آمادگی در برابر زلزله را نمیتوان صرفاً به مقاومسازی ساختمانها محدود کرد؛ تابآوری یک شهر به مجموعهای از زیرساختها و خدمات وابسته است که باید همزمان بتوانند در شرایط بحران به فعالیت خود ادامه دهند.
یکی از مهمترین مؤلفههای آمادگی شهرها در برابر زلزله، کیفیت ساختوساز است. رعایت مقررات فنی، نظارت بر اجرای ساختمان، مقاومسازی بناهای قدیمی و شناسایی ساختمانهای پرخطر، اقداماتی هستند که پیش از وقوع حادثه باید انجام شوند.
با این حال، مسئله تنها ساختمانهای مسکونی نیست. بیمارستانها، مراکز آتشنشانی، مراکز مدیریت بحران، مدارس، مراکز مخابراتی و سایر ساختمانهای حیاتی باید از سطح بالاتری از ایمنی برخوردار باشند؛ زیرا اگر یک مرکز امدادی پس از زلزله نتواند فعالیت کند، بخشی از ظرفیت مدیریت بحران شهر نیز از بین خواهد رفت.
بحران واقعی ممکن است زیر زمین رخ دهد
یکی از نقاط کمتر دیدهشده در تابآوری شهری، شبکههای زیرزمینی است؛ شبکههایی که شهروندان در شرایط عادی آنها را نمیبینند، اما زندگی روزمره به عملکرد آنها وابسته است.
شبکه آب و فاضلاب، گاز، برق، مخابرات و سایر تأسیسات زیرسطحی ممکن است در اثر زمینلرزه دچار شکستگی یا اختلال شوند. در چنین شرایطی، حتی اگر بسیاری از ساختمانها پابرجا بمانند، قطع آب، برق یا ارتباطات میتواند روند امدادرسانی و بازگشت شهر به شرایط عادی را با مشکل مواجه کند.
از همین رو، مدیریت بحران شهری باید علاوه بر شناسایی ساختمانهای پرخطر، تصویری دقیق از مکان، قدمت، وضعیت فنی و میزان آسیبپذیری شبکههای حیاتی در اختیار داشته باشد.

خیابانهایی که باید راه نجات باشند
پس از وقوع زلزله، زمان اهمیت حیاتی دارد. خودروهای آتشنشانی، آمبولانسها، نیروهای امدادی و تجهیزات سنگین باید بتوانند در کوتاهترین زمان خود را به مناطق آسیبدیده برسانند.
در این میان، عرض معابر، وجود مسیرهای جایگزین، وضعیت پلها و تقاطعهای مهم، امکان دسترسی به محلههای پرتراکم و جلوگیری از انسداد خیابانها اهمیت پیدا میکند.
شهری که در شرایط عادی با ترافیک سنگین روبهرو است، ممکن است پس از یک زلزله با مسئلهای بسیار جدیتر روبهرو شود؛ انباشت خودروها و انسداد مسیرهای امدادی میتواند خود به یک مانع ثانویه برای نجات شهروندان تبدیل شود.
بیمارستانی که بعد از زلزله نتواند کار کند
تابآوری مراکز درمانی یکی از مهمترین شاخصهای آمادگی شهری است. بیمارستانها پس از وقوع زلزله باید نهتنها سالم بمانند، بلکه بتوانند با افزایش ناگهانی تعداد مصدومان نیز مواجه شوند.
تأمین برق اضطراری، ذخیره آب، دسترسی به سوخت، ارتباطات پشتیبان، مسیرهای دسترسی و ایمنی تجهیزات پزشکی، بخشی از الزامات استمرار فعالیت مراکز درمانی در زمان بحران است.
بنابراین پرسش مهم این نیست که «چند بیمارستان در یک شهر وجود دارد؟» بلکه این است که چند بیمارستان میتوانند در ساعات نخست پس از یک زلزله همچنان فعال بمانند؟
بافت فرسوده؛ نقطه حساس شهر
بافتهای فرسوده و محلههای متراکم یکی از جدیترین چالشهای مدیریت بحران شهری هستند. کوچههای باریک، ساختمانهای قدیمی، تراکم بالای جمعیت و دشواری دسترسی خودروهای امدادی، مجموعهای از عوامل را ایجاد میکنند که میتواند پیامدهای یک زمینلرزه را تشدید کند.
در چنین مناطقی، نوسازی تنها یک پروژه ساختمانی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست کاهش خطرپذیری شهر محسوب میشود. بهسازی معابر، ایجاد فضاهای باز اضطراری، اصلاح شبکههای زیرساختی و افزایش دسترسی نیروهای امدادی باید همزمان با نوسازی ساختمانها دنبال شود.
فضای باز؛ چیزی فراتر از پارک
پس از تخریب یا آسیبدیدن ساختمانها، شهر به فضاهایی برای اسکان موقت، تجمع، امدادرسانی و توزیع اقلام ضروری نیاز دارد. پارکها، میدانها، بوستانها و زمینهای باز میتوانند در این شرایط نقش مهمی ایفا کنند.
اما وجود فضای سبز بهتنهایی کافی نیست. محلهای اسکان اضطراری باید از نظر دسترسی به آب، سرویسهای بهداشتی، مسیرهای ارتباطی و امکان امدادرسانی نیز بررسی شوند.
در واقع، هر فضای بازی فضای امن اضطراری نیست. برنامهریزی شهری باید از پیش مشخص کند که در صورت وقوع حادثه، کدام نقاط شهر برای تجمع و اسکان موقت مناسب هستند.

آمادگی واقعی با مانور سنجیده میشود
یکی از راههای ارزیابی آمادگی شهرها، اجرای مانورهای واقعی و سناریومحور است. در یک مانور مؤثر باید مشخص شود اگر همزمان برق یک منطقه قطع شد، بخشی از شبکه آب آسیب دید، چند معبر مسدود شد و ارتباطات دچار اختلال شد، دستگاههای مختلف چگونه با یکدیگر هماهنگ میشوند.
این موضوع اهمیت یکپارچگی مدیریت بحران را نشان میدهد؛ زیرا زلزله یک مسئله تکسازمانی نیست و شهرداری، آتشنشانی، اورژانس، پلیس، شرکتهای آب و برق و گاز، مخابرات و دستگاههای خدماترسان باید در یک زنجیره هماهنگ عمل کنند.
شهر تابآور، فقط شهر مقاوم نیست
واقعیت این است که هیچ شهری را نمیتوان کاملاً در برابر زلزله مصون دانست. هدف اصلی مدیریت شهری باید کاهش خسارت، حفظ خدمات حیاتی و کوتاهکردن زمان بازگشت شهر به وضعیت عادی باشد.
از این منظر، آمادگی در برابر زلزله را باید در چند سطح همزمان دید؛ ساختمان مقاوم، زیرساخت پایدار، شبکه امدادرسانی کارآمد، مراکز حیاتی آماده، فضای باز اضطراری و شهروندانی که آموزش دیدهاند.
اگر یکی از این حلقهها ضعیف باشد، کل زنجیره تابآوری شهر تحت تأثیر قرار میگیرد.
زلزله را نمیتوان پیشبینی یا متوقف کرد، اما میتوان پیامدهای آن را کاهش داد. آزمون واقعی آمادگی شهر نیز نه روی کاغذ و در گزارشهای اداری، بلکه در همان دقایق نخست پس از حادثه مشخص میشود؛ زمانی که باید دید آیا شهر هنوز میتواند آب، برق، ارتباط، درمان و مسیر نجات را برای شهروندان خود فراهم کند یا نه.
نظر شما