وقتی وطن‌دوستی، شناسنامه می‌خواهد

دفاع از ایران با شناسنامه شروع نمی‌شود و با تحقیر «دیگری» هم به پایان نمی‌رسد. آنجا که ملیت به ابزار حذف و توهین تبدیل شود، دیگر با وطن‌دوستی طرف نیستیم؛ با روایتی از هویت روبه‌رو هستیم که برای اثبات خودش به دشمن‌سازی نیاز دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دفاع مقدس دوازده‌روزه و جنگ رمضان، فقط دو واقعه نظامی در تقویم معاصر ایران نبودند؛ هر دو به‌نوعی میزانسن «حق و باطل» را برای افکار عمومی شفاف‌تر کردند. بسیاری از دوگانه‌هایی که سال‌ها در فضای رسانه‌ای با واژه‌هایی همچون وطن‌دوستی، آزادی‌خواهی و دفاع از مردم بسته‌بندی می‌شدند، در بزنگاه عمل از پشت ویترین بیرون آمدند و صورت واقعی خود را نشان دادند. امروز دیگر نمی‌توان تنها با تکرار کلمه «مردم»، هر ایده‌ای را مردمی جا زد یا با نشستن پشت عنوان «ایران‌دوستی»، هر موضعی را از نقد مصون کرد.

در چنین فضایی، ماجرای اخیر اظهارات «حسن آقامیری» درباره «سرباز روح‌الله رضوی» اهمیت پیدا می‌کند. فارغ از اینکه هر دو طرف درباره مسائل سیاسی چه موضعی دارند و مخاطب با کدام تحلیل موافق یا مخالف است، یک نکته اساساً قابل چشم‌پوشی نیست، اینکه ایرانی‌بودن نباید تبدیل به مجوزی برای سخن گفتن و غیرایرانی‌بودن نباید تبدیل به ممنوعیت سخن گفتن شود.

اگر کسی با تحلیل‌های یک کارشناس مخالف است، می‌تواند همان تحلیل را نقد کند؛ اگر استدلالی را غلط می‌داند، می‌تواند غلط بودنش را نشان دهد؛ اگر حتی رویکرد سیاسی او را قبول ندارد، می‌تواند با همان صراحت به نقدش بنشیند. اما وقتی محل تولد و ملیت به چماق حذف تبدیل می‌شود، بحث از نقد عبور کرده و وارد زمین دیگری شده است.

وقتی وطن‌دوستی، شناسنامه می‌خواهد

وطن‌دوستی با آزمایش خون سنجیده نمی‌شود

مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که «ایرانی بودن» از یک هویت تاریخی و فرهنگی به یک امتیاز انحصاری برای اظهارنظر تبدیل شود.

آیا کسی که در ایران متولد نشده، نمی‌تواند درباره ایران دغدغه داشته باشد؟ آیا تعلق فرهنگی، فکری و تمدنی الزاماً با شناسنامه صادر می‌شود؟ اگر چنین باشد، بخش بزرگی از تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی را باید باطل اعلام کنیم؛ چون در این جغرافیای تمدنی، انسان‌ها قرن‌ها فراتر از مرزهای سیاسی امروز اندیشیده‌اند، نوشته‌اند، مهاجرت کرده‌اند و در ساختن فرهنگ مشترک سهیم بوده‌اند.

حتی از منظر اسلامی نیز چنین مرزبندی‌ دفاع‌پذیر نیست. قرآن در سوره حجرات، معیار کرامت انسان‌ها را نه خون و خاک و قومیت، بلکه تقوا قرار می‌دهد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ».

بنابراین اگر یک فرد غیرایرانی درباره مسائل ایران سخن می‌گوید، پاسخ به او باید در میدان استدلال باشد، نه در شناسنامه.

اتفاقاً تناقض ماجرا زمانی بیشتر آشکار می‌شود که همین حساسیت درباره «بیگانه» فقط زمانی فعال شود که بیگانه در اردوگاه مطلوب ما قرار نداشته باشد. اگر قرار باشد هر فرد خارجی از اظهار نظر درباره ایران محروم باشد، تکلیف کسانی که از آن سوی اقیانوس برای مردم ایران نسخه سیاسی می‌پیچند چیست؟ چرا آنجا ناگهان ملیت فراموش می‌شود و آزادی بیان به فضیلت مطلق تبدیل می‌شود؟

ایران بزرگ‌تر از شناسنامه است

جمهوری اسلامی در طول سال‌های گذشته دقیقاً از همین ظرفیت استفاده کرده است؛ یعنی ساختن یک میدان فرهنگی که در آن، افراد با پیشینه‌های متفاوت بتوانند در یک پروژه مشترک مشارکت کنند.

«سرباز روح‌الله رضوی» از کشمیر، «سهیل اسعد» از آرژانتین و «مرضیه هاشمی» از آمریکا، نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند اثرگذاری فرهنگی الزاماً در مرزهای شناسنامه‌ای متوقف نمی‌شود.

آنچه در بزنگاه‌های جنگی اهمیت پیدا می‌کند، این نیست که گوینده کجا متولد شده است؛ مهم این است که چه می‌گوید، بر چه اسنادی تکیه می‌کند و در کدام سمت میدان ایستاده است.

اگر رضوی درباره سیاست داخلی ایران حرفی می‌زند، می‌توان با آن مخالف بود؛ اما نمی‌توان صرفاً به دلیل کشمیری بودنش، حق سخن گفتن او را زیر سؤال برد. اتفاقاً همین‌جا تفاوت میان نقد و حذف مشخص می‌شود.

وقتی وطن‌دوستی، شناسنامه می‌خواهد

مشکل از «نقد» شروع نمی‌شود؛ از «دیگری‌سازی» شروع می‌شود

مسئله آقامیری را اگر بخواهیم جدی‌تر بررسی کنیم، باید یک قدم از دعوای روزمره فضای مجازی فاصله بگیریم.در بسیاری از منازعات سیاسی، نخستین مرحله حذف رقیب، بی‌اعتبار کردن خود او نیست؛ بیگانه‌کردن اوست.

ابتدا گفته می‌شود «او از ما نیست». بعد گفته می‌شود «او حق ندارد حرف بزند». و در مرحله بعد، هر حرفی که می‌زند پیشاپیش فاقد اعتبار تلقی می‌شود.

این همان سازوکار قدیمی «ما و آنها» است؛ سازوکاری که در شکل افراطی خود می‌تواند به نژادگرایی، شوونیسم و فاشیسم برسد. زیرا فرد به جای آنکه با ایده رقیب درگیر شود، ابتدا انسان مقابل را از دایره «خودی‌ها» خارج می‌کند تا دیگر نیازی به پاسخ دادن به حرفش نداشته باشد.

اینجا یک پرسش ساده اما اساسی مطرح می‌شود: اگر حرف رضوی غلط است، چرا غلط بودنش را اثبات نکنیم؟پاسخ به این سؤال بسیار ساده‌تر از حمله به ملیت اوست.

فاشیسم همیشه با یونیفرم نمی‌آید

فاشیسم را نباید فقط در تصویرهای تاریخی، پرچم‌ها و یونیفرم‌های نظامی جست‌وجو کرد. گاهی فاشیسم از یک جمله ساده شروع می‌شود: «تو از ما نیستی، پس حق نداری حرف بزنی.»در این نقطه، هویت به ابزار حذف تبدیل می‌شود.

«دیگری» ابتدا بیگانه معرفی می‌شود، سپس خطرناک، بعد نامشروع و در نهایت فاقد حق سخن گفتن.

از این منظر، ارجاع به روان‌شناسی اجتماعی و حتی خوانش‌های لکان از «دیگری» می‌تواند برای فهم این رفتار مفید باشد. فردی که جهان را بر مبنای یک نظم بسته «خودی/غریبه» می‌سازد، با ظهور دیگری متفاوت دچار تنش می‌شود؛ چون حضور دیگری، مرزهای ذهنی او را به چالش می‌کشد. ساده‌ترین راه برای فرار از این اضطراب نیز حذف دیگری است؛ نه با پاسخ دادن به او، بلکه با بی‌اعتبار کردن اصل وجود و حق سخن گفتنش.به زبان ساده‌تر، وقتی نمی‌توانی استدلال رقیب را شکست بدهی، وسوسه می‌شوی خود رقیب را حذف کنی و اینجاست که ملیت، قومیت، لهجه، محل تولد و هویت خانوادگی به ابزارهای آماده برای حمله تبدیل می‌شوند.

وقتی وطن‌دوستی، شناسنامه می‌خواهد

ایران برای آنکه ایران بماند، نیازی به دشمن‌تراشی در داخل ندارد. وطن‌دوستی واقعی اتفاقاً ظرفیت بیشتری برای شنیدن، نقد کردن و حتی تحمل مخالف دارد.

کسی که ایران را دوست دارد، باید بتواند میان «مخالفت با یک نظر» و «تحقیر صاحب نظر» تفاوت بگذارد.اگر رضوی اشتباه می‌کند، نقدش کنید.اگر آقامیری اشتباه می‌کند، نقدش کنید.اگر یک تحلیلگر ایرانی یا خارجی حرف نادرستی می‌زند، پاسخ او را با استدلال بدهید،اما اینکه انسان را به خاطر جایی که در آن متولد شده از حق اظهارنظر ساقط کنیم، نه نشانه ایران‌دوستی است و نه نشانه قدرت استدلال.

ایران، آن‌قدر بزرگ هست که وطن‌دوستی‌اش را با شناسنامه آدم‌ها اندازه نگیرد و شاید مهم‌ترین درس جنگ‌های اخیر همین باشد: در روزهایی که مرزهای واقعی میان دوست و دشمن روشن‌تر از همیشه شده، دیگر وقت آن نیست که به جای پاسخ دادن به حرف‌ها، شناسنامه گوینده را روی میز بکوبیم.

چون وطن‌دوستی اگر قرار باشد به مسابقه «ایرانی‌تر کیست؟» تبدیل شود، خیلی زود از دفاع از وطن عبور می‌کند و به جنگ ایرانی علیه ایرانی می‌رسد؛ درست همان چیزی که هر دشمنی آرزویش را دارد.

کد مطلب 998913

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.