شهر فشرده یا گسترده؛ کدام الگو برای آینده شهرهای ایران مناسب‌تر است؟

میان گسترش بی‌رویه شهرها و تراکم فزاینده، شهرهای ایران با یک پرسش مهم روبه‌رو هستند؛ توسعه افقی یا شهر فشرده، کدامیک می‌تواند هم هزینه اداره شهر را کاهش دهد و هم کیفیت زندگی شهروندان را حفظ کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرهای ایران دیگر تنها با مسئله تأمین مسکن روبه‌رو نیستند؛ نحوه قرارگیری مسکن در پهنه شهر و اینکه شهر تا کجا و با چه الگویی گسترش پیدا کند، به یکی از تصمیم‌های مهم آینده شهرسازی تبدیل شده است.

از یک سو، توسعه افقی و گسترش محدوده شهر، مصرف زمین را افزایش می‌دهد و هزینه ایجاد و نگهداری زیرساخت‌ها و خدمات را بالا می‌برد و از سوی دیگر، فشرده‌سازی بی‌ضابطه می‌تواند به افزایش تراکم ساختمانی، کاهش فضاهای باز و تشدید مشکلات ترافیکی و زیست‌محیطی منجر شود.

در چنین شرایطی، انتخاب میان شهر فشرده و شهر گسترده نمی‌تواند یک پاسخ ثابت برای همه شهرهای کشور داشته باشد؛ چراکه ویژگی‌های جمعیتی، اقتصادی، توپوگرافی، اقلیمی و ظرفیت زیرساختی هر شهر متفاوت است.

توسعه افقی؛ شهر بزرگ‌تر، هزینه بیشتر

گسترش افقی زمانی اتفاق می‌افتد که جمعیت و ساخت‌وساز با سرعت بیشتری به سمت پیرامون شهر حرکت کنند و اراضی جدید وارد محدوده توسعه شهری شوند. این الگو در ظاهر امکان تأمین زمین بیشتر و ساخت مسکن با تراکم پایین‌تر را فراهم می‌کند، اما هزینه‌های پنهان آن می‌تواند در بلندمدت افزایش پیدا کند.

هرچه شهر گسترده‌تر شود، طول شبکه معابر، خطوط انتقال آب و فاضلاب، شبکه برق و گاز و مسیرهای حمل‌ونقل نیز افزایش پیدا می‌کند، در چنین شرایطی، مدیریت شهری برای ارائه خدمات به جمعیتی که در سطح وسیع‌تری پراکنده شده‌اند، باید هزینه بیشتری پرداخت کند.

از سوی دیگر، توسعه افقی می‌تواند فاصله میان محل سکونت و محل کار، آموزش، خرید و سایر خدمات را افزایش دهد و در نتیجه وابستگی به خودرو را بیشتر کند؛ افزایش سفرهای روزانه نیز پیامدهایی مانند ترافیک، مصرف سوخت و آلودگی هوا را به همراه دارد.

این مسئله در شهرهایی که توسعه آنها به سمت اراضی پیرامونی و مناطق کم‌تراکم حرکت کرده، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

شهر فشرده؛ همه چیز در تراکم خلاصه نمی‌شود

در نقطه مقابل، شهر فشرده قرار دارد؛ الگویی که بر استفاده مؤثرتر از زمین، توسعه درون شهر و نزدیک شدن کاربری‌های مختلف به یکدیگر تأکید می‌کند.

در شهر فشرده، جمعیت و فعالیت‌های شهری در محدوده‌ای کوچک‌تر متمرکز می‌شوند و در صورت برنامه‌ریزی مناسب، امکان استفاده از حمل‌ونقل عمومی، پیاده‌روی و دوچرخه افزایش پیدا می‌کند. همچنین هزینه توسعه زیرساخت‌ها در مقایسه با توسعه پراکنده می‌تواند کاهش یابد.

اما فشرده‌سازی نیز نسخه‌ای بدون هزینه نیست. اگر افزایش تراکم بدون توجه به ظرفیت شبکه معابر، پارکینگ، فضای سبز، مدرسه، خدمات درمانی و زیرساخت‌های شهری انجام شود، نتیجه می‌تواند محله‌هایی متراکم اما کم‌کیفیت باشد.

بنابراین، «شهر فشرده» الزاماً به معنای ساخت ساختمان‌های بلندتر و افزایش تعداد واحدهای مسکونی در هر قطعه نیست؛ بلکه منظور، شکل‌گیری شهری است که در آن زمین به شکل کارآمدتری مورد استفاده قرار گیرد و دسترسی شهروندان به خدمات و فعالیت‌های روزمره آسان باشد.

توسعه درونی؛ گزینه‌ای میان دو الگو

در این میان، یکی از راهکارهایی که در ادبیات برنامه‌ریزی شهری مورد توجه قرار گرفته، توسعه درونی شهرها است. استفاده مجدد از اراضی متروکه و رهاشده، بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد، استفاده از ظرفیت اراضی بایر داخل محدوده شهر و تکمیل زیرساخت‌های محله‌های موجود می‌تواند بخشی از نیاز توسعه‌ای شهر را بدون گسترش بی‌رویه محدوده شهری پاسخ دهد.

این رویکرد می‌تواند از یک سو فشار برای توسعه افقی را کاهش دهد و از سوی دیگر، مانع از افزایش بی‌ضابطه تراکم در مناطق برخوردار و متراکم شود، در واقع مسئله اصلی شاید انتخاب مطلق میان شهر فشرده و شهر گسترده نباشد؛ بلکه یافتن مقیاس و الگوی مناسب توسعه برای هر شهر است.

نسخه واحد برای همه شهرها جواب نمی‌دهد

شرایط یک کلان‌شهر متراکم با یک شهر متوسط یا یک شهر واقع در منطقه کویری، کوهستانی یا ساحلی یکسان نیست. ظرفیت زمین، منابع آب، شرایط اقلیمی، الگوی اشتغال، شبکه حمل‌ونقل و روند رشد جمعیت باید در تعیین الگوی توسعه هر شهر مورد توجه قرار گیرد.

برای برخی شهرها، توسعه درونی و استفاده از ظرفیت‌های خالی می‌تواند اولویت داشته باشد؛ در برخی دیگر، ممکن است توسعه پیرامونی اجتناب‌ناپذیر باشد. با این حال، حتی در صورت انتخاب توسعه افقی نیز باید محل توسعه، نحوه اتصال آن به شبکه حمل‌ونقل عمومی، تأمین خدمات و هزینه ایجاد زیرساخت‌ها از ابتدا مشخص باشد.

شهر ارزان‌تر یا باکیفیت‌تر؟

انتخاب الگوی توسعه شهری در نهایت فقط یک تصمیم کالبدی نیست؛ بلکه مستقیماً با اقتصاد شهر و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط دارد.

شهری که بیش از اندازه گسترده شود، ممکن است هزینه بیشتری برای نگهداری زیرساخت‌ها و جابه‌جایی شهروندان تحمیل کند و شهری که بدون ظرفیت‌سنجی متراکم شود نیز می‌تواند با کمبود فضای عمومی، افزایش فشار بر شبکه معابر و کاهش کیفیت محیطی روبه‌رو شود.

بهناز عرب‌زاده، کارشناس شهری می‌گوید: انتخاب الگوی توسعه شهری یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی است که می‌تواند آینده کالبدی و کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد و نمی‌توان یک نسخه واحد را برای تمام شهرهای کشور در نظر گرفت.

وی با اشاره به پیامدهای توسعه افقی شهرها، اظهار می‌کند: گسترش افقی مصرف زمین و هزینه ایجاد و نگهداری زیرساخت‌ها و خدمات شهری را افزایش می‌دهد، هرچه محدوده شهر گسترده‌تر می‌شود، فاصله میان محل سکونت شهروندان با مراکز شغلی، آموزشی و خدماتی نیز افزایش پیدا می‌کند و در نتیجه وابستگی به خودرو بیشتر می‌شود.

این کارشناس شهری ادامه می‌دهد: افزایش سفرهای درون‌شهری، ترافیک، مصرف سوخت و آلودگی هوا از دیگر پیامدهایی است که می‌تواند در نتیجه توسعه پراکنده و بدون برنامه شهرها ایجاد شود، بنابراین توسعه افقی زمانی قابل دفاع است که ظرفیت‌های زمین، زیرساخت و شبکه حمل‌ونقل در آن منطقه به‌درستی بررسی شده باشد.

عرب‌زاده درباره الگوی شهر فشرده می‌گوید: فشرده‌سازی شهر می‌تواند به استفاده کارآمدتر از زمین، کاهش فاصله سفرها و تقویت حمل‌ونقل عمومی و پیاده‌مداری کمک کند، اما نباید تصور کرد که شهر فشرده تنها به معنای افزایش تراکم ساختمانی یا بلندمرتبه‌سازی است.

وی تأکید می‌کند: اگر افزایش تراکم بدون توجه به ظرفیت شبکه معابر، پارکینگ، فضای سبز، مدارس، مراکز درمانی و سایر خدمات شهری انجام شود، نه‌تنها کیفیت زندگی افزایش پیدا نمی‌کند، بلکه می‌تواند به ایجاد مشکلات جدیدی مانند ترافیک، کمبود فضای عمومی و فشار بر زیرساخت‌ها منجر شود.

این کارشناس شهری با اشاره به اهمیت توسعه درونی، بیان می‌کند: یکی از راهکارهایی که می‌تواند پیش از گسترش شهر به سمت اراضی جدید مورد توجه قرار گیرد، استفاده از ظرفیت‌های درون شهر است. زمین‌های خالی، بافت‌های ناکارآمد، اراضی متروکه و محدوده‌هایی که از چرخه فعالیت شهری خارج شده‌اند، می‌توانند در قالب سیاست‌های توسعه درونی دوباره وارد چرخه استفاده شوند.

عرب‌زاده ادامه می‌دهد: توسعه درونی می‌تواند به استفاده بهتر از زیرساخت‌های موجود و جلوگیری از گسترش بی‌ضابطه شهر کمک کند، اما این الگو نیز نمی‌تواند برای همه شهرها به یک شکل اجرا شود؛ چراکه ظرفیت جمعیتی، شرایط اقتصادی، توپوگرافی، اقلیم، منابع آب و وضعیت زیرساختی شهرها با یکدیگر متفاوت است.

وی با بیان اینکه انتخاب الگوی توسعه باید مبتنی بر ویژگی‌های هر شهر باشد، می‌گوید: در برخی شهرها ظرفیت مناسبی برای توسعه درونی وجود دارد و در برخی دیگر، به دلیل محدودیت‌های کالبدی یا کمبود زمین، توسعه در پیرامون شهر اجتناب‌ناپذیر است؛ بنابراین مسئله اصلی، انتخاب هوشمندانه الگوی توسعه و جلوگیری از افراط در هر یک از این الگوها است.

این کارشناس شهری تأکید می‌کند: آینده شهرهای ایران نباید با معیار «بزرگ‌تر شدن» یا «متراکم‌تر شدن» سنجیده شود، بلکه کیفیت توسعه اهمیت بیشتری دارد. شهری موفق‌تر است که بتواند میان تراکم، دسترسی، حمل‌ونقل عمومی، فضای سبز، خدمات شهری و کیفیت زندگی شهروندان تعادل ایجاد کند.

عرب‌زاده عنوان می‌کند: توسعه شهری زمانی پایدار و موفق خواهد بود که متناسب با ظرفیت‌های واقعی هر شهر انجام شود و تصمیم‌گیران به جای دنبال کردن یک الگوی واحد، مجموعه‌ای از راهکارهای متناسب با شرایط همان شهر را به کار بگیرند.

به گزارش ایمنا آنچه برای شهرهای ایران اهمیت دارد، حرکت از دوگانه ساده «فشرده یا گسترده» به سمت توسعه متعادل، متناسب با ظرفیت هر شهر است؛ توسعه‌ای که هم از گسترش بی‌ضابطه محدوده شهر جلوگیری کند و هم تراکم را به ابزاری برای افزایش درآمد یا تأمین مسکن بدون توجه به ظرفیت‌های شهری تبدیل نکند.

در این میان، برنامه‌ریزی برای توسعه درونی، تقویت حمل‌ونقل عمومی، اختلاط منطقی کاربری‌ها، حفظ فضاهای باز و سبز و تأمین هم‌زمان خدمات شهری می‌تواند مسیر میانه‌ای میان دو الگوی فشرده و گسترده ایجاد کند.

آینده شهرهای ایران شاید نه در «بزرگ‌تر شدن» و نه در «فشرده‌تر شدن» شهرها، بلکه در هوشمندتر شدن نحوه توسعه آنها باشد؛ شهری موفق‌تر است که پیش از گسترش کالبدی، ظرفیت زمین، زیرساخت، محیط‌زیست و نیاز واقعی جمعیت خود را بشناسد.

کد مطلب 998599

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.