به گزارش خبرگزاری ایمنا، آمایش سرزمین با شناسایی ظرفیتها و محدودیتهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی هر منطقه میتواند مسیر توسعه شهری را از گسترش بیبرنامه به سمت رشد متوازن، کاهش نابرابری فضایی و استفاده بهینه از منابع هدایت کند؛ رویکردی که تحقق توسعه پایدار شهرها را به برنامهریزی مبتنی بر ظرفیت واقعی سرزمین گره میزند.
شهرها امروز با مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته از جمله گسترش کالبدی، افزایش جمعیت، کمبود منابع آب، آلودگی هوا، ترافیک، تخریب اراضی پیرامونی و افزایش هزینههای ارائه خدمات شهری روبهرو هستند، در چنین شرایطی توسعه شهری بدون توجه به ظرفیتهای سرزمین نهتنها به رفع مشکلات منجر نمیشود، بلکه خود زمینهساز شکلگیری چالشهای جدید است.
در این میان، آمایش سرزمین یکی از ابزارهای مهم برای ایجاد هماهنگی میان توسعه شهری و ظرفیتهای طبیعی، اقتصادی و اجتماعی مناطق به شمار میرود؛ رویکردی که تلاش میکند مشخص کند فعالیتهای مختلف در چه مناطقی و متناسب با چه ظرفیتی مستقر شوند.
یکی از مهمترین کارکردهای آمایش سرزمین، جلوگیری از توسعه بیضابطه شهرها است، زمانی که محدودههای مناسب برای توسعه، اراضی دارای ارزش کشاورزی، مناطق پرخطر و پهنههای حساس زیستمحیطی از یکدیگر تفکیک شوند، امکان هدایت رشد شهری به سمت پهنههای مناسب افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، آمایش میتواند به توزیع متوازن جمعیت و فعالیتهای اقتصادی کمک کند. تمرکز بیش از اندازه جمعیت، خدمات و فرصتهای شغلی در کلانشهرها، علاوه بر افزایش فشار بر زیرساختها، موجب تشدید مهاجرت و تخلیه جمعیتی برخی شهرها و مناطق میشود. برنامهریزی فضایی میتواند با تقویت ظرفیت شهرهای میانی و کوچک، بخشی از این عدم تعادل را کاهش دهد.

آب؛ یکی از معیارهای اصلی توسعه شهری
در شرایطی که بسیاری از مناطق کشور با محدودیت منابع آبی روبهرواند، نمیتوان توسعه شهرها را تنها بر اساس ظرفیت زمین و جمعیتپذیری دنبال کرد. ظرفیت منابع آب باید یکی از معیارهای اصلی در تعیین جهت و میزان توسعه شهری باشد.
توسعه شهر در مناطقی که زیرساختهای تأمین آب با ظرفیت جمعیتی جدید تناسب ندارد، در بلندمدت میتواند به افزایش فشار بر منابع، افت کیفیت خدمات و تشدید بحرانهای محیطزیستی منجر شود، از این رو آمایش سرزمین میتواند میان ظرفیت منابع و میزان توسعه شهری تعادل ایجاد کند.
آمایش و عدالت فضایی
توسعه پایدار تنها به معنای رشد اقتصادی نیست. شهر پایدار باید بتواند دسترسی بهنسبت متعادلی به خدمات و امکانات برای ساکنان خود فراهم کند. توزیع نامتوازن مراکز درمانی، آموزشی، فرهنگی، فضای سبز و حملونقل عمومی یکی از نشانههای نبود عدالت فضایی در شهرهاست.
آمایش سرزمین با شناسایی مناطق کمبرخوردار و تعیین اولویتهای توسعهای میتواند به توزیع مناسبتر خدمات و زیرساختها کمک کند؛ به نحوی که کیفیت زندگی تنها به مناطق برخوردار شهر محدود نماند.
کاهش هزینههای توسعه
یکی دیگر از پیامدهای برنامهریزی مبتنی بر آمایش، کاهش هزینههای توسعه شهری است. گسترش پراکنده شهرها، طول شبکههای آب، فاضلاب، برق، حملونقل و سایر زیرساختها را افزایش میدهد و هزینه نگهداری و ارائه خدمات را بالا میبرد.
در مقابل، هدایت توسعه به پهنههایی که از زیرساخت و ظرفیت مناسب برخوردارند، میتواند هزینههای عمومی را کاهش دهد و استفاده مؤثرتری از سرمایههای شهری ایجاد کند.

توسعهای متناسب با هویت و ظرفیت هر شهر
هر شهر ویژگیها و مزیتهای خاص خود را دارد و نسخه واحدی برای توسعه همه شهرها نمیتوان ارائه کرد. ظرفیتهای گردشگری، کشاورزی، صنعتی، تاریخی، فرهنگی و خدماتی هر منطقه باید در تعیین مسیر توسعه آن مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، آمایش سرزمین میتواند زمینهساز شکلگیری شهرهایی باشد که به جای تقلید از الگوی توسعه شهرهای دیگر، بر ظرفیتهای بومی خود تکیه میکنند.
توسعه پایدار شهری زمانی محقق میشود که میان جمعیت، اقتصاد، محیطزیست، زیرساخت و ظرفیت سرزمین تعادل برقرار شود. آمایش سرزمین میتواند این تعادل را در مرحله برنامهریزی ایجاد کند، اما موفقیت آن به اجرای واقعی اسناد، هماهنگی دستگاههای مختلف و تبدیل سیاستهای آمایشی به تصمیمهای اجرایی در مدیریت شهری وابسته است.
اگر توسعه شهری قرار است در بلندمدت ادامه پیدا کند، پرسش اصلی دیگر تنها این نیست که «چگونه شهر را بزرگتر کنیم»، بلکه باید پرسید «کجا و تا چه اندازه میتوان شهر را توسعه داد، بدون آنکه منابع و کیفیت زندگی نسلهای آینده قربانی شود؟»؛ پرسشی که پاسخ آن در پیوند میان آمایش سرزمین و برنامهریزی شهری جستوجو میشود.
از صنعت و معدن تا اقتصاد دریامحور
ظرفیتهای آمایشی استانهای کشور یکسان نیست و هر منطقه بر اساس ویژگیهای طبیعی، اقتصادی، جمعیتی و موقعیت جغرافیایی خود، مزیتهای متفاوتی برای توسعه دارد. در آذربایجان شرقی، صنعت، معدن، تجارت مرزی، کشاورزی و گردشگری تاریخی از ظرفیتهای مهم به شمار میرود و آذربایجان غربی نیز با برخورداری از ظرفیتهای کشاورزی، باغداری، صنایع غذایی، تجارت مرزی و گردشگری طبیعی میتواند در این حوزهها نقش پررنگتری ایفا کند.
اردبیل از ظرفیت قابل توجهی در کشاورزی، دامداری، گردشگری، صنایع غذایی و انرژیهای تجدیدپذیر برخوردار است و زنجان نیز در بخش معدن، صنایع معدنی، صنعت، کشاورزی و صنایع تبدیلی ظرفیتهای مهمی دارد. قزوین نیز به دلیل موقعیت ارتباطی، نزدیکی به بازارهای بزرگ، برخورداری از صنایع و ظرفیتهای کشاورزی و صنایع غذایی، یکی از مناطق مستعد برای توسعه صنعتی و لجستیکی کشور محسوب میشود.
در استان مرکزی، صنعت و صنایع مادر، معدن، کشاورزی، لجستیک و انرژیهای تجدیدپذیر از مهمترین ظرفیتهاست و سمنان نیز با برخورداری از ذخایر معدنی، ظرفیت صنعتی، انرژی خورشیدی و گردشگری کویری و طبیعی میتواند توسعه خود را بر این مزیتها استوار کند. اصفهان نیز مجموعهای متنوع از ظرفیتهای صنعتی، گردشگری تاریخی، خدمات، فناوری و کشاورزی دارد، هرچند محدودیت منابع آب باید یکی از عوامل تعیینکننده در برنامهریزی توسعه آن باشد.

آب؛ مرز توسعه در فلات مرکزی
در بخش قابل توجهی از استانهای مرکزی و شرقی کشور، ظرفیتهای اقتصادی در کنار محدودیت منابع آب قرار گرفتهاند و همین مسئله ضرورت پیوند میان آمایش و مدیریت منابع را بیشتر میکند. یزد از ظرفیت بالایی در معدن و صنایع معدنی، صنعت، گردشگری تاریخی و انرژی خورشیدی برخوردار است، اما محدودیت شدید منابع آب باید سقف توسعه فعالیتهای آببر و توسعه کالبدی را مشخص کند.
کرمان نیز از قطبهای مهم معدن و صنایع معدنی کشور است و در کنار آن، گردشگری و انرژی خورشیدی ظرفیتهای قابل توجهی دارد؛ با این حال، توسعه کشاورزی و صنایع آببر در این استان باید متناسب با ظرفیت منابع آبی دنبال شود. خراسان جنوبی نیز با ظرفیتهایی همچون معدن، زعفران، عناب و دیگر محصولات کمآببر، انرژی خورشیدی و تجارت مرزی، میتواند بر فعالیتهای متناسب با اقلیم خشک تمرکز کند.
خراسان رضوی علاوه بر جایگاه مهم در گردشگری زیارتی و خدمات، ظرفیتهایی در کشاورزی، صنایع غذایی، معدن و تجارت مرزی دارد و خراسان شمالی نیز در حوزه کشاورزی، دامداری، گردشگری طبیعی، معدن و صنایع تبدیلی مستعد است. همدان نیز با تکیه بر کشاورزی، صنایع غذایی، معدن و گردشگری تاریخی میتواند مسیر توسعه متناسب با ظرفیتهای بومی خود را دنبال کند.
شمال کشور؛ توسعه در مرز میان کشاورزی و محیطزیست
استانهای شمالی کشور از ظرفیتهای مهم کشاورزی، باغداری، گردشگری و اقتصاد دریامحور برخوردارند، اما حساسیت بالای محیطزیست و اراضی کشاورزی، توسعه آنها را با محدودیتهایی مواجه میکند.
گیلان با ظرفیتهای گردشگری، کشاورزی و باغداری، شیلات، صنایع غذایی و اقتصاد دریامحور، یکی از مناطق مهم شمال کشور است. مازندران نیز از ظرفیتهای قابل توجه در گردشگری، کشاورزی و باغداری، شیلات، صنایع غذایی و اقتصاد دریامحور برخوردار است. گلستان نیز در کشاورزی، دامداری، گردشگری طبیعی، صنایع غذایی و شیلات ظرفیتهای مهمی دارد.
در این استانها، توسعه شهری و اقتصادی باید بهگونهای هدایت شود که به تغییر کاربری گسترده اراضی کشاورزی، تخریب منابع طبیعی و فشار بر اکوسیستمهای حساس منجر نشود. به عبارت دیگر، ظرفیت گردشگری و کشاورزی این مناطق زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشود که توسعه با توان محیطی سرزمین هماهنگ باشد.

جنوب و سواحل؛ ظرفیت بزرگ اقتصاد دریامحور
در استانهای جنوبی، موقعیت ساحلی و دسترسی به آبهای آزاد، مهمترین مزیت آمایشی به شمار میرود. هرمزگان با برخورداری از بنادر مهم، تجارت دریایی، صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، شیلات، گردشگری و انرژی خورشیدی، ظرفیت گستردهای برای توسعه اقتصاد دریامحور دارد.
بوشهر نیز در حوزه نفت و گاز، پتروشیمی، صنایع دریایی، شیلات، تجارت دریایی و انرژی خورشیدی از ظرفیتهای مهمی برخوردار است. خوزستان علاوه بر نفت، گاز و پتروشیمی، در کشاورزی، صنایع بزرگ، بنادر و تجارت نیز ظرفیت بالایی دارد.
در سیستانوبلوچستان نیز بندر چابهار، موقعیت مرزی، شیلات، گردشگری، انرژیهای تجدیدپذیر و دسترسی به دریای عمان ظرفیتهای مهمی برای توسعه ایجاد کردهاند. با این حال، محدودیت منابع آب و شکنندگی برخی زیستبومها باید در تعیین نوع و مقیاس توسعه این استان مورد توجه قرار گیرد.
غرب کشور؛ پیوند کشاورزی، مرز و گردشگری
استانهای غربی کشور نیز ظرفیتهای متنوعی در کشاورزی، دامداری، معدن، گردشگری و تجارت مرزی دارند. کرمانشاه با برخورداری از ظرفیتهای کشاورزی، صنایع غذایی، صنعت، گردشگری و تجارت مرزی میتواند از موقعیت خود در ارتباط با عراق برای توسعه اقتصادی استفاده کند.
کردستان نیز در کشاورزی و دامداری، معدن، گردشگری طبیعی، صنایع تبدیلی و تجارت مرزی ظرفیت دارد و ایلام علاوه بر کشاورزی و گردشگری طبیعی، از ظرفیت قابل توجهی در نفت و گاز، پتروشیمی و تجارت مرزی برخوردار است. لرستان نیز در کشاورزی، دامداری، گردشگری طبیعی، معدن، صنایع تبدیلی و آبزیپروری ظرفیتهای مهمی دارد.
کهگیلویهوبویراحمد نیز با برخورداری از منابع نفت و گاز، منابع طبیعی، ظرفیتهای گردشگری، کشاورزی و دامداری میتواند توسعه خود را بر پایه مزیتهای بومی و طبیعی دنبال کند. در این مناطق، تقویت صنایع تبدیلی و تکمیل زنجیره ارزش محصولات کشاورزی و معدنی میتواند از خامفروشی و مهاجرت نیروی انسانی جلوگیری کند.

کلانشهرها؛ توسعه خدمات به جای گسترش بیضابطه
در استانهایی مانند تهران و البرز، مسئله اصلی بیش از آنکه ایجاد ظرفیت جدید برای گسترش کالبدی باشد، مدیریت ظرفیتهای موجود و کنترل فشار جمعیتی و زیرساختی است. تهران از ظرفیت بسیار بالایی در خدمات تخصصی، فناوری، اقتصاد دانشبنیان، تجارت، مدیریت و فعالیتهای فرهنگی برخوردار است، اما محدودیت زمین، آب، آلودگی هوا، ترافیک و فشار بر زیرساختها، توسعه کالبدی بیشتر را با چالش مواجه کرده است.
البرز نیز در حوزه خدمات، فناوری و فعالیتهای دانشبنیان، صنعت، لجستیک و حملونقل ظرفیت دارد، اما رشد جمعیت و فشار بر منابع آب و اراضی، ضرورت برنامهریزی دقیق فضایی را افزایش داده است.
قم نیز با توجه به جایگاه زیارتی، از ظرفیت بالایی در گردشگری مذهبی، خدمات، تجارت، حملونقل و صنایع سبک برخوردار است و میتواند به جای گسترش صرف کالبدی، بر توسعه زیرساختهای گردشگری، خدمات زائر، حملونقل و فعالیتهای اقتصادی متناسب با جایگاه خود تمرکز کند.
توسعه متناسب با مزیت، نه توسعه یکسان
بررسی ظرفیتهای آمایشی استانهای کشور نشان میدهد که نسخه واحدی برای توسعه همه مناطق وجود ندارد. یک استان ممکن است مزیت اصلی خود را در معدن و صنعت پیدا کند، استانی دیگر در کشاورزی و گردشگری و منطقهای دیگر در اقتصاد دریامحور، تجارت یا خدمات تخصصی.
از این منظر، آمایش سرزمین به معنای انتخاب یک فعالیت برای هر استان نیست، بلکه تلاش برای تعیین نوع، مکان و مقیاس مناسب توسعه است؛ بهگونهای که ظرفیتهای اقتصادی در کنار محدودیتهای آب، محیطزیست، زیرساخت، جمعیت و توان اکولوژیک مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، توسعه پایدار زمانی شکل میگیرد که هر استان بر اساس مزیتهای واقعی خود رشد کند و همزمان محدودیتهای سرزمین نیز بهعنوان مرزهای توسعه پذیرفته شود. به این ترتیب، پرسش اصلی در برنامهریزی آینده کشور نه «چقدر میتوان توسعه داد»، بلکه «چه نوع توسعهای، در کجا و تا چه اندازه با ظرفیت سرزمین سازگار است» خواهد بود.
نظر شما