به گزارش خبرگزاری ایمنا، بازار در ساختار تاریخی شهرهای ایران همواره بیش از یک فضای تجاری بوده است؛ راستههای مختلف، حجرهها، سراها، تیمچهها و فضاهای مذهبی و اجتماعی پیرامون بازار، مجموعهای بههمپیوسته از اقتصاد و زندگی شهری را شکل میدادند. مردم برای خرید، کسبوکار، دیدار و حتی برقراری ارتباطات اجتماعی به بازار میآمدند و همین حضور مستمر، بازار را به یکی از مهمترین عناصر هویتبخش شهر تبدیل میکرد.
امروز اما چهره شهرها تغییر کرده است. پاساژها و مراکز خرید مدرن با طراحی جدید، دسترسی آسان، پارکینگ، تنوع فروشگاهها، امکانات تفریحی و خدماتی، بخشی از نیازهای جدید شهروندان را پاسخ میدهند و همین موضوع موجب شده است الگوی خرید و حضور مردم در فضاهای تجاری نیز دستخوش تغییر شود.
بازارهای تاریخی در رقابت با امکانات جدید
یکی از مهمترین چالشهای بازارهای قدیمی، فرسودگی کالبدی و محدودیتهای زیرساختی است. دسترسی دشوار، کمبود پارکینگ، فرسودگی برخی بناها، مشکلات ایمنی و نبود امکانات رفاهی متناسب با نیاز امروز، شرایطی ایجاد کرده است که بازارهای سنتی در رقابت با مراکز خرید جدید با دشواری مواجه شوند.
از سوی دیگر، بسیاری از پاساژها تلاش کردهاند تجربه خرید را با تفریح و اوقات فراغت ترکیب کنند. رستوران، کافیشاپ، سینما، فضای بازی کودکان و فضاهای نشستن، مراکز خرید جدید را به مقاصدی فراتر از خرید تبدیل کرده است؛ در حالی که بسیاری از بازارهای تاریخی هنوز با همان ساختار سنتی به فعالیت خود ادامه میدهند.
با این حال، بازارهای تاریخی مزیتی دارند که بهسادگی قابل بازتولید نیست؛ هویت.

معماری که بخشی از داستان شهر است
طاقها، حجرهها، سراها، تیمچهها، گذرها و راستههای بازار تنها عناصر معماری نیستند؛ هرکدام بخشی از داستان شهر را روایت میکنند. نام مشاغل قدیمی، پیشههای سنتی و حتی نحوه شکلگیری راستههای تجاری، اطلاعاتی درباره گذشته اقتصادی و اجتماعی شهر در اختیار نسل امروز قرار میدهد.
به همین دلیل، حذف تدریجی فعالیتهای اقتصادی از بازارهای تاریخی تنها به معنای از دست رفتن چند واحد صنفی نیست؛ بلکه میتواند به تضعیف بخشی از هویت و حافظه جمعی شهر منجر شود.
بازار زمانی زنده است که مردم در آن حضور داشته باشند و فعالیت اقتصادی و اجتماعی در آن جریان داشته باشد. تبدیل بازار تاریخی به یک بنای صرفاً دیدنی، اگرچه میتواند به حفظ کالبد آن کمک کند، اما لزوماً به معنای حفظ کارکرد واقعی بازار نیست.
احیای بازار بدون تبدیل آن به موزه
حفظ بازارهای تاریخی به معنای جلوگیری از ساخت مراکز خرید جدید نیست. شهر به فضاهای تجاری مدرن نیاز دارد و نمیتوان نیازهای جدید شهروندان را نادیده گرفت؛ مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان توسعه و حفاظت از هویت شهری است.
در این مسیر، بهسازی زیرساختهای بازار، ارتقای ایمنی، ساماندهی دسترسی، تقویت حملونقل عمومی، تأمین امکانات رفاهی و حمایت از کسبوکارهای سنتی میتواند زمینه حضور دوباره شهروندان را در این فضاها فراهم کند.
از سوی دیگر، باید میان مرمت بنا و احیای زندگی در بازار تفاوت قائل شد. ممکن است یک بازار از نظر معماری به خوبی مرمت شود، اما اگر کسبه، مشاغل بومی و شهروندان از آن فاصله بگیرند، بازار عملاً بخش مهمی از حیات خود را از دست داده است.

پاساژها رقیب بازار نیستند
واقعیت این است که پاساژ و بازار میتوانند در کنار یکدیگر به حیات خود ادامه دهند؛ به شرط آنکه هرکدام جایگاه خود را در ساختار شهری پیدا کنند. مراکز خرید جدید میتوانند پاسخگوی نیازهای تجاری و خدماتی امروز باشند و بازارهای تاریخی نیز با تکیه بر هویت، معماری، مشاغل بومی و ظرفیتهای فرهنگی خود، به فضای اقتصادی و اجتماعی زنده شهر تبدیل شوند.
در این میان، مدیریت شهری نقش مهمی در ایجاد این تعادل دارد؛ از برنامهریزی برای دسترسی و حملونقل گرفته تا ساماندهی فضاهای پیرامون بازار، حمایت از مشاغل سنتی و جلوگیری از تغییرات کالبدی که هویت تاریخی بازار را تهدید میکند.
هویت شهر را نمیتوان با نوسازی جایگزین کرد
شهر مدرن الزاماً شهری بدون گذشته نیست. توسعه شهری زمانی میتواند پایدار و هویتمحور باشد که میان نیازهای امروز و میراث گذشته ارتباط برقرار کند. بازارهای تاریخی نیز در این میان نباید تنها به عنوان بناهایی قدیمی دیده شوند؛ آنها بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی شهر هستند که در صورت احیا و مدیریت صحیح، میتوانند همچنان در اقتصاد شهری نقشآفرین باشند.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که بازارهای تاریخی یا مراکز خرید مدرن؛ مسئله این است که چگونه میتوان شهری ساخت که در آن مدرنیته به قیمت فراموشی هویت تمام نشود. بازارهای قدیمی اگر از یکسو اصالت خود را حفظ کنند و از سوی دیگر با نیازهای زندگی امروز هماهنگ شوند، میتوانند همچنان قلبی زنده در کالبد شهر باشند؛ نه موزهای از گذشته، بلکه بخشی از آینده شهر.
نظر شما