بلندمرتبه‌سازی؛ پاسخ کمبود زمین یا آغاز بی‌قوارگی شهر؟

اگر شهرها قرار است برای جمعیت بیشتر، زمین کمتر و هزینه‌های روزافزون زندگی شهری راهی پیدا کنند، بلندتر ساختن ساختمان‌ها شاید یکی از پاسخ‌ها به نظر برسد، اما در این میان پرسش‌هایی مطرح است: ظرفیت این ارتفاع چطور تعیین می‌شود، زیرساخت‌ها تا کجا تاب می‌آورد و هویت شهر میان برج‌ها چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرها دیگر فقط در سطح زمین گسترش پیدا نمی‌کنند؛ افزایش جمعیت، محدودیت اراضی، رشد قیمت زمین و ضرورت تأمین مسکن و خدمات، بسیاری از شهرها را به سمت استفاده عمودی از فضا سوق داده است. ساختمان‌های بلند در نگاه نخست می‌توانند پاسخی به کمبود زمین و نیاز به استقرار جمعیت بیشتر در محدوده‌های شهری باشند؛ اما ارتفاع گرفتن شهر، تصمیمی تنها معماری یا اقتصادی نیست و هر متر افزایش ارتفاع می‌تواند بر شبکه معابر، زیرساخت‌ها، کیفیت محیط، سیمای شهری و حتی الگوی زندگی شهروندان اثر بگذارد.

بلندمرتبه‌سازی زمانی می‌تواند بخشی از راه‌حل توسعه شهری باشد که میان ارتفاع ساختمان، ظرفیت زمین و توان شهر برای پذیرش جمعیت و فعالیت‌های جدید تناسب وجود داشته باشد. در غیر این صورت، آنچه با هدف استفاده بهینه از زمین آغاز می‌شود، ممکن است به افزایش تراکم ترافیک، فشار بر خدمات شهری، کاهش کیفیت فضاهای عمومی، اختلال در نورگیری و تهویه و تغییر چهره محله‌ها منجر شود. به همین دلیل، در ادبیات شهرسازی امروز، مسئله اصلی دیگر «بلند ساختن یا نساختن» نیست، بلکه پرسش مهم‌تر این است که کجا، چرا، چقدر و با چه ضوابطی باید ساخت؟

از سوی دیگر، تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که ساختمان بلند به‌تنهایی نشانه توسعه‌یافتگی نیست؛ یک برج می‌تواند در دل یک بافت شهری، بدون آنکه ارتباط مناسبی با حمل‌ونقل عمومی، خدمات، فضای باز و زندگی روزمره مردم داشته باشد، به عنصری منفصل از شهر تبدیل شود و در مقابل اگر افزایش تراکم با برنامه‌ریزی برای دسترسی، خدمات، فضای عمومی و کیفیت محیطی همراه شود، می‌تواند به استفاده کارآمدتر از زیرساخت‌های موجود و جلوگیری از گسترش بی‌رویه شهر در پیرامون کمک کند.

این مسئله در شهرهایی که هویت تاریخی و معماری ارزشمند دارند، حساس‌تر است؛ ارتفاع یک ساختمان فقط بر پلاک محل احداث آن اثر نمی‌گذارد؛ می‌تواند چشم‌اندازهای شهری را تغییر دهد، نسبت میان بنا و بافت تاریخی را دگرگون کند و حتی بر تصویری که شهروندان و گردشگران از هویت شهر در ذهن دارند، اثر بگذارد. از این منظر، سیاست‌گذاری درباره ارتفاع ساختمان‌ها بخشی از سیاست حفاظت و بازآفرینی هویت شهری نیز به‌شمار می‌رود.

در کنار این ملاحظات، اقلیم نیز یکی از متغیرهای مهم در تعیین الگوی ساخت‌وساز است. ساختمان‌های بلند، بسته به نحوه استقرار و تراکم آن‌ها می‌تواند بر تابش خورشید، سایه‌اندازی، جریان هوا و شرایط خرداقلیمی محله‌ها اثر بگذارد، بنابراین تصمیم درباره توسعه عمودی، بدون شناخت ویژگی‌های اقلیمی و محیطی هر شهر، می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که آثار آن تنها پس از شکل‌گیری یک مجموعه ساختمانی آشکار شود.

از سوی دیگر، افزایش ارتفاع با یک مسئله اجتماعی نیز گره خورده است؛ اینکه چه کسانی از توسعه عمودی شهر سود می‌برند و چه کسانی هزینه‌های آن را پرداخت می‌کنند؟ تغییر ارزش زمین، افزایش قیمت املاک، تغییر ترکیب جمعیتی محله‌ها و تفاوت در دسترسی به خدمات، همه می‌توانند بلندمرتبه‌سازی را از یک موضوع کالبدی به مسئله‌ای مرتبط با عدالت فضایی تبدیل کنند، بنابراین هر سیاست ارتفاعی، خواه‌ناخواه بر مناسبات اقتصادی و اجتماعی شهر نیز اثر می‌گذارد.

موضوع بلندمرتبه‌سازی در کلان‌شهرها همواره یکی از مسائل بحث‌برانگیز در حوزه شهرسازی بوده است؛ از یک‌سو محدودیت زمین و ضرورت تأمین مسکن، استفاده فشرده‌تر از اراضی شهری را مطرح می‌کند و از سوی دیگر، افزایش ارتفاع ساختمان‌ها بدون توجه به ظرفیت معابر، زیرساخت‌ها، نورگیری، تهویه و سیمای شهری می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای شهر به همراه داشته باشد.

در اصفهان این موضوع به‌دلیل برخورداری از بافت تاریخی و ارزش‌های میراثی، شرایط اقلیمی، همچنین ویژگی‌های کالبدی شهر، حساسیت بیشتری دارد، از همین‌رو موضوع ارتفاع ساختمان‌ها طی سال‌های گذشته همواره در چارچوب ضوابط طرح‌های توسعه و تفصیلی و مصوبات کمیسیون ماده ۵ دنبال شده است.

اصفهان در این میان وضعیت متفاوتی دارد؛ شهری که سیمای آن در طول قرن‌ها با میدان‌ها، بازارها، گنبدها، مناره‌ها، گذرها و بناهای کم‌ارتفاع تاریخی شکل گرفته، اکنون با نیازهای یک کلان‌شهر معاصر روبه‌رو است؛ نیاز به مسکن، سرمایه‌گذاری، خدمات، نوسازی بافت‌ها و استفاده بهینه از زمین. همین دوگانه، پرسش درباره آینده ارتفاع در اصفهان را به یکی از موضوعات مهم شهرسازی تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این نیست که آیا اصفهان باید به سمت شهر عمودی حرکت کند یا خیر؛ بلکه باید پرسید الگوی مناسب توسعه عمودی برای اصفهان چیست و این شهر تا چه اندازه ظرفیت پذیرش آن را دارد؟ آیا می‌توان میان نیازهای توسعه‌ای و حفظ سیمای تاریخی شهر تعادل ایجاد کرد؟ ارتفاع بیشتر در کدام پهنه‌ها می‌تواند به شهر کمک کند و در کدام نقاط ممکن است به کیفیت زندگی و هویت شهری آسیب بزند؟ مهم‌تر از همه، آیا آینده اصفهان در گروی بلندتر شدن ساختمان‌هاست یا در گروی هوشمندتر شدن تصمیم‌های شهرسازی؟

بلندمرتبه‌سازی؛ پاسخ کمبود زمین یا آغاز بی‌قوارگی شهر؟

اصفهان از ابتدا برای شهر عمودی طراحی نشده است/ بلندمرتبه‌سازی باید متناسب با ظرفیت هر پلاک باشد

رسول میرباقری، رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به دیدگاه‌های متفاوت درباره آینده بلندمرتبه‌سازی در اصفهان به خبرنگار ایمنا می‌گوید: در نشست‌هایی که با سازندگان مسکن و انجمن انبوه‌سازان داشته‌ایم، دیدگاه‌های متفاوتی درباره این موضوع مطرح شده است؛ بخشی از فعالان حوزه ساخت‌وساز، افزایش ارتفاع را راهکاری برای استفاده بهتر از زمین می‌دانند، در حالی که گروهی از متخصصان و صاحب‌نظران شهری نسبت به پیامدهای بلندمرتبه‌سازی در اصفهان هشدار می‌دهند.

وی می‌افزاید: برای تصمیم‌گیری درباره ارتفاع ساختمان‌ها نمی‌توان تنها به نیاز بازار مسکن یا ظرفیت اقتصادی زمین توجه کرد، بلکه مجموعه‌ای از عوامل از جمله ساختار تاریخی شهر، ظرفیت شبکه معابر، سرانه‌های خدماتی، جمعیت‌پذیری، شرایط اقلیمی و کیفیت زندگی شهروندان باید هم‌زمان بررسی می‌شود.

رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به سابقه طرح‌های شهری اصفهان اظهار می‌کند: ساختار کالبدی اصفهان در دوره‌ای که طرح‌های تفصیلی شهر تدوین می‌شد، بر مبنای توسعه گسترده ساختمان‌های بلند طراحی نشده بود و بخش زیادی از هویت کالبدی شهر نیز بر پایه ساختمان‌های کم‌ارتفاع و بافت‌های تاریخی شکل گرفته است.

میرباقری ادامه می‌دهد: اصفهان علاوه بر یک کلان‌شهر، شهری تاریخی و مذهبی است و مجموعه‌ای از آثار و عناصر ارزشمند میراثی در آن قرار دارد، بنابراین سیاست‌های ارتفاعی در این شهر نمی‌تواند بدون توجه به هویت تاریخی و سیمای شهری تدوین شود.

وی تصریح می‌کند: در ضوابط طرح تفصیلی، ارتفاع غالب در بسیاری از پهنه‌های شهر در محدوده مشخصی قرار دارد و در موارد خاص نیز امکان افزایش ارتفاع با رعایت ضوابط و طی فرایند قانونی وجود دارد، بنابراین نمی‌توان یک نسخه واحد برای تمام نقاط شهر ارائه کرد.

رئیس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر اصفهان با تأکید بر ضرورت توجه به ظرفیت هر قطعه زمین می‌گوید: افزایش ارتفاع باید متناسب با ظرفیت پلاک و شرایط محیط پیرامون آن انجام شود. نمی‌توان تنها به این دلیل که یک قطعه زمین امکان فنی ساخت ساختمان بلندتری دارد، اجازه افزایش ارتفاع داد.

وی تاکید می‌کند: هر میزان افزایش تراکم و جمعیت‌پذیری، نیازمند پیش‌بینی سرانه‌های متناسب خدماتی و زیرساختی است، از این‌رو، هنگام تصمیم‌گیری درباره ارتفاع باید مشخص شود که معبر، پارکینگ، خدمات عمومی، فضای سبز، شبکه آب و فاضلاب و سایر زیرساخت‌ها ظرفیت پذیرش جمعیت جدید را دارند یا خیر.

بلندمرتبه‌سازی نباید حق نورگیری پلاک‌های مجاور را تضییع کند

میرباقری خاطرنشان می‌کند: بعضی ساختمان‌های مرتفعی که در نقاط مختلف شهر طی سال‌های گذشته ساخته شده‌اند، محصول تصمیم‌ها و شرایط دوره‌های گذشته هستند و نمی‌توان وضعیت امروز شهر را تنها بر اساس نمونه‌های موجود در گذشته ارزیابی کرد.

وی یکی از مهم‌ترین ملاحظات در بررسی بلندمرتبه‌سازی اصفهان را شرایط زیست‌محیطی شهر می‌داند و می‌گوید: اصفهان با مسئله آلودگی هوا روبه‌روست و شرایط اقلیمی و جهت جریان باد در این موضوع اهمیت دارد، بنابراین هرگونه تصمیم درباره افزایش گسترده ارتفاع باید از منظر تأثیر آن بر تهویه طبیعی و جریان هوا نیز بررسی شود.

رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان اضافه می‌کند: اگر ساختمان‌های بلند بدون مطالعات اقلیمی و محیط‌زیستی در یک محدوده متراکم شوند، ممکن است بر جریان طبیعی هوا و کیفیت محیطی اثر بگذارند. به همین دلیل، ارزیابی‌های تخصصی باید پیش از صدور مجوزهای ارتفاعی انجام شود.

میرباقری با اشاره به موضوع نورگیری ساختمان‌ها اظهار می‌کند: یکی دیگر از موضوعات مهم در افزایش ارتفاع، حفظ حقوق پلاک‌های مجاور است. هر ساختمان باید بر اساس مقررات مربوط، امکان استفاده مناسب از نور طبیعی را داشته باشد و نمی‌توان با احداث یک ساختمان بسیار مرتفع، شرایط نورگیری املاک اطراف را به شکل جدی تحت تأثیر قرار داد.

وی ادامه می‌دهد: در شهرسازی، تصمیم‌گیری درباره یک پلاک نباید تنها با نگاه به منافع همان ملک انجام شود، زیرا هر ساخت‌وساز می‌تواند بر حقوق همسایگان و محیط پیرامونی تأثیر بگذارد. از این منظر، رعایت حقوق عامه یکی از اصول مهم در تعیین ارتفاع ساختمان‌هاست.

رئیس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به تفاوت الگوی ساخت‌وساز در کلان‌شهرهای کشور تصریح می‌کند: مقایسه مستقیم اصفهان با شهرهایی همچون تهران در موضوع ارتفاع ساختمان‌ها چندان دقیق نیست، زیرا شرایط کالبدی، تاریخی، اقلیمی و حتی الگوی توسعه این شهرها با یکدیگر متفاوت است.

وی ادامه می‌دهد: در برخی مناطق تهران ساختمان‌های بلندمرتبه حتی در معابر کم‌عرض ساخته شده‌اند و همین موضوع در برخی نقاط، فشار قابل توجهی بر شبکه معابر و زیرساخت‌های شهری وارد کرده است. اگر بارگذاری جمعیتی بیش از ظرفیت یک محدوده باشد، آثار آن در آینده به شکل ترافیک، کمبود خدمات، فشار بر زیرساخت‌ها و افزایش آلایندگی نمایان خواهد شد.

میرباقری تأکید می‌کند: اصفهان باید از تجربه سایر کلان‌شهرها استفاده کند و پیش از آنکه با پیامدهای افزایش تراکم مواجه شود، ظرفیت مناطق مختلف را به‌درستی ارزیابی کند.

وی درباره وضعیت کنونی برج‌سازی در اصفهان می‌گوید: بر اساس ضوابط طرح تفصیلی بازنگری‌شده، در حال حاضر بلندمرتبه‌سازی گسترده به‌عنوان یک الگوی عمومی در شهر دنبال نمی‌شود و مواردی که امروز به‌عنوان ساختمان‌های مرتفع در نقاط مختلف شهر دیده می‌شود، بیشتر مربوط به دوره‌های گذشته است.

افزایش ارتفاع بدون مصوبه قانونی امکان‌پذیر نیست

رئیس کمیسیون عمران، معماری، شهرسازی و بافت تاریخی شورای اسلامی شهر اصفهان می‌افزاید: سیاست کنونی باید بر این مبنا باشد که اگر در نقطه‌ای افزایش ارتفاع ضرورت پیدا کرد، این موضوع پس از بررسی همه جوانب و متناسب با ظرفیت همان محدوده انجام شود، نه اینکه بلندمرتبه‌سازی به رویه عمومی در شهر تبدیل شود.

میرباقری با اشاره به فرایند قانونی تعیین ارتفاع ساختمان‌ها خاطرنشان می‌کند: شهرداری به‌تنهایی نمی‌تواند درباره افزایش ارتفاع ساختمان‌ها تصمیم‌گیری کند. مواردی که خارج از ضوابط معمول قرار می‌گیرند، باید در چارچوب فرایندهای قانونی و پس از بررسی و تصویب در کمیسیون ماده ۵ تعیین تکلیف شوند.

وی می‌گوید: پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ مصوبات، شهرداری موظف به اجرای ضوابط است و نمی‌تواند بر اساس تشخیص شخصی، ارتفاع یک ساختمان را افزایش دهد.

میرباقری تأکید می‌کند: مسئله اصلی در اصفهان، مخالفت مطلق یا موافقت مطلق با ساختمان بلند نیست، بلکه باید مشخص شود هر محدوده چه میزان جمعیت و تراکم را می‌تواند تحمل کند و آیا زیرساخت‌های آن پاسخگوی این بارگذاری هست یا خیر. اگر این ظرفیت‌سنجی به‌درستی انجام شود، می‌توان میان نیازهای توسعه‌ای شهر و حفظ کیفیت زندگی، هویت تاریخی و حقوق عمومی تعادل ایجاد کرد.

بلندمرتبه‌سازی؛ پاسخ کمبود زمین یا آغاز بی‌قوارگی شهر؟

بلندمرتبه‌سازی؛ راه نجات شهر یا آغاز بی‌قوارگی شهری؟

بلندمرتبه‌سازی در شهرها، اگرچه می‌تواند پاسخی به محدودیت زمین، افزایش جمعیت و ضرورت استفاده بهینه از زیرساخت‌های شهری باشد، اما زمانی به‌عنوان یک راهکار توسعه‌ای معنا پیدا می‌کند که بر پایه ظرفیت‌سنجی، نیازسنجی، ضوابط مشخص و توجه به هویت و سیمای شهر انجام شود؛ در غیر این صورت، افزایش ارتفاع ساختمان‌ها می‌تواند به‌جای حل مسئله توسعه شهری، زمینه‌ساز تشدید ترافیک، فشار بر زیرساخت‌ها، سوداگری زمین و گسست فضایی شود.

عماد مطالبی، کارشناس برنامه‌ریزی شهری با اشاره به ضرورت بازنگری در نحوه تعریف پهنه‌های بلندمرتبه‌سازی به خبرنگار ایمنا اظهار می‌کند: در طرح‌های پهنه‌بندی شهری می‌توان پهنه‌هایی را برای ترکیب کاربری‌های مختلف در نظر گرفت، اما این پهنه‌ها باید بر اساس ظرفیت‌های واقعی شهر و با در نظر گرفتن شرایط جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و کالبدی تعریف شوند.

وی می‌افزاید: یکی از رویکردهایی که می‌تواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، طراحی مجتمع‌های شهری یا «کامپلکس»هایی است که در آن‌ها کاربری‌های مسکونی، اداری، تجاری و خدماتی کنار یکدیگر و با کدهای ارتفاعی متناسب جانمایی شوند. چنین الگویی می‌تواند ضمن استفاده مناسب‌تر از زمین، نیاز به سفرهای درون‌شهری را کاهش دهد و بخشی از خدمات مورد نیاز ساکنان را در همان محدوده تأمین کند.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری ادامه می‌دهد: البته ترکیب کاربری‌ها به‌تنهایی کافی نیست و طراحی این مجموعه‌ها باید با توجه به اقلیم، هویت معماری و ویژگی‌های بومی هر شهر انجام شود. استفاده از اصول معماری ایرانی و رویکرد «بیوفیلیک» یا معماری زیست‌دوست می‌تواند به ایجاد محیط‌هایی منطبق‌تر با شرایط اقلیمی و نیازهای انسانی منجر شود.

مطالبی با تأکید بر اینکه بلندمرتبه‌سازی نباید به یک هدف مستقل در سیاست‌گذاری شهری تبدیل شود، تصریح می‌کند: با بلندمرتبه‌سازی بی‌ضابطه و بدون طرح و برنامه مخالف هستم، زیرا ساخت ساختمان‌های بلند بدون بررسی ظرفیت منطقه می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای پیکره شهر داشته باشد.

وی می‌گوید: افزایش بی‌حساب تراکم می‌تواند ارزش زمین را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد و زمینه شکل‌گیری سوداگری در بازار زمین و مسکن را فراهم کند، همچنین در صورت نبود سیاست‌های مناسب، ممکن است به شکل‌گیری محله‌های برخوردار کنار محله‌های کم‌برخوردار و تشدید نابرابری فضایی منجر شود.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری اضافه می‌کند: تراکم به‌خودی‌خود نه خوب است و نه بد؛ مسئله اصلی این است که تراکم در کجا، با چه میزان، برای چه جمعیتی و متناسب با چه زیرساخت‌هایی ایجاد شود. اگر ظرفیت شبکه معابر، حمل‌ونقل عمومی، خدمات شهری، فضای سبز، تأسیسات زیربنایی و امکانات عمومی پاسخگوی جمعیت جدید نباشد، افزایش تراکم می‌تواند به ایجاد فشار مضاعف بر شهر منجر شود.

شهر فشرده، بدون ظرفیت‌سنجی معنا ندارد

مطالبی با اشاره به مفهوم شهر فشرده و ضرورت جلوگیری از گسترش پراکنده شهر اظهار می‌کند: جلوگیری از رشد «اسپرال شهری» یا پراکندگی کنترل‌نشده شهر، یکی از رویکردهای مهم برنامه‌ریزی شهری است، اما شهر فشرده نیز قواعد و الزامات مشخص خود را دارد و نمی‌توان تنها با افزایش ارتفاع ساختمان‌ها به این هدف دست پیدا کرد.

وی ادامه می‌دهد: پیش از تعیین تراکم و کدهای ارتفاعی، باید ظرفیت‌سنجی و نیازسنجی دقیق انجام شود؛ شاخص‌های جمعیتی، وضعیت شبکه معابر، ظرفیت حمل‌ونقل عمومی، سرانه‌های خدماتی، فضای سبز، تأسیسات شهری و حتی ممیزی املاک باید در تصمیم‌گیری مورد توجه قرار گیرد.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری می‌افزاید: اگر این مطالعات انجام نشود و ساختمان‌های بلند تنها بر اساس ظرفیت اقتصادی زمین در مناطق مختلف شهر مستقر شوند، نتیجه آن می‌تواند افزایش سفرهای شهری، ازدحام ترافیکی، فشار بر زیرساخت‌ها، کاهش کیفیت محیطی و حتی بروز برخی ناهنجاری‌های اجتماعی باشد.

مطالبی با بیان اینکه خط آسمان و سیمای شهری نباید قربانی افزایش تراکم شود، خاطرنشان می‌کند: طراحی ساختمان‌های بلند باید بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر از شهر باشد. نمی‌توان هر قطعه زمین را به‌صورت منفرد دید و برای آن بیشترین ارتفاع و تراکم ممکن را تعیین کرد.

وی می‌گوید: در یک طراحی مناسب باید رابطه ساختمان با محیط پیرامونی، دید و منظر، مقیاس انسانی، خط آسمان، دسترسی‌ها و فضاهای عمومی مورد توجه قرار گیرد تا ساختمان‌ها نه به‌عنوان عناصر منفصل، بلکه به‌عنوان بخشی از ساختار شهری عمل کنند.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری اضافه می‌کند: ایجاد مجتمع‌های شهری با کاربری‌های ترکیبی و طراحی متناسب با اقلیم و هویت ایرانی می‌تواند فرصتی برای ایجاد تعادل میان تراکم و کیفیت زندگی باشد، به‌شرط آنکه چنین مجموعه‌هایی از ابتدا بر اساس مطالعات دقیق و نه‌تنها با نگاه اقتصادی به زمین طراحی شوند.

مطالبی تأکید می‌کند: یکی از موضوعات مهم در سیاست‌گذاری بلندمرتبه‌سازی، عدالت فضایی است، زیرا تصمیم درباره تراکم و ارتفاع فقط یک تصمیم کالبدی نیست و مستقیم بر قیمت زمین، الگوی سکونت، دسترسی به خدمات و کیفیت زندگی گروه‌های مختلف اجتماعی اثر می‌گذارد.

وی می‌افزاید: اگر تراکم بالا در مناطقی ایجاد شود که از زیرساخت‌های مناسب برخوردارند و در مقابل، مناطق کم‌برخوردار از سرمایه‌گذاری و خدمات محروم بمانند، نتیجه می‌تواند افزایش شکاف فضایی و اجتماعی در شهر باشد.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری با تأکید بر ضرورت جلوگیری از بی‌هویتی معماری در شهرها می‌گوید: استفاده از رویکرد بیوفیلیک و معماری ایرانی می‌تواند به ایجاد محیط‌های شهری انسانی‌تر کمک کند به‌ویژه در مجتمع‌های بزرگ که به‌دلیل مقیاس و ارتفاع، خطر فاصله گرفتن از مقیاس انسانی در آن‌ها بیشتر است.

مطالبی خاطرنشان می‌کند: توجه به نور طبیعی، تهویه، فضای سبز، ارتباط با طبیعت، سایه‌اندازی، مصالح متناسب با اقلیم و ایجاد فضاهای عمومی باکیفیت می‌تواند بخشی از الزامات طراحی این مجموعه‌ها باشد.

وی اظهار می‌کند: بلندمرتبه‌سازی تنها کلید توسعه شهری نیست، بلکه یکی از ابزارهای برنامه‌ریزی شهری است که باید در کنار نظام مدیریت زمین، ظرفیت زیرساخت‌ها، عدالت فضایی و هویت معماری قرار گیرد. تراکم معقول و متناسب با ظرفیت هر پهنه می‌تواند به توسعه پایدار کمک کند، اما افزایش ارتفاع و تراکم بدون برنامه، نه‌تنها به توسعه منجر نمی‌شود، بلکه ممکن است کیفیت زندگی و هویت شهر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

بلندمرتبه‌سازی؛ پاسخ کمبود زمین یا آغاز بی‌قوارگی شهر؟

مسئله، بلندتر ساختن نیست؛ درست ساختن است

بلندمرتبه‌سازی در نهایت نه یک انتخاب صفر و یکی میان «برج‌سازی» و «مخالفت با برج» است و نه می‌توان برای همه شهرها و همه محله‌ها نسخه‌ای یکسان پیچید. آنچه اهمیت دارد، کیفیت تصمیمی است که پیش از افزایش ارتفاع گرفته می‌شود؛ تصمیمی که باید میان ظرفیت زمین، نیازهای جمعیتی، توان زیرساخت‌ها، دسترسی‌های شهری، شرایط اقلیمی، حقوق همسایگان و هویت بصری شهر تعادل برقرار کند.

برای اصفهان، این معادله پیچیده‌تر است، زیرا توسعه کالبدی شهر باید در کنار میراث تاریخی و ویژگی‌های محیطی آن معنا پیدا کند. هر تغییری در خط آسمان شهر، فقط تغییر ارتفاع چند ساختمان نیست؛ بلکه بخشی از تصویری است که نسل‌های امروز و آینده از اصفهان خواهند دید، از همین‌رو آینده ساخت‌وساز در این شهر بیش از آنکه به «چند طبقه بیشتر» وابسته باشد، به چگونگی جانمایی تراکم و کیفیت برنامه‌ریزی برای آن وابسته است.

از سوی دیگر، نمی‌توان نیازهای امروز شهر را نادیده گرفت. تأمین مسکن، استفاده بهینه از زمین، نوسازی بافت‌های ناکارآمد و جلوگیری از گسترش افقی شهر، همه ضرورت‌هایی واقعی هستند. اما پاسخ به این نیازها نباید با انتقال مسئله از سطح زمین به ارتفاع همراه شود. اگر ساختمان بلند، بدون ظرفیت‌سنجی و تأمین زیرساخت ساخته شود، تنها شکل مسئله را تغییر داده‌ایم، نه اینکه آن را حل کرده باشیم.

شاید پرسش آینده شهرهای ایران این نباشد که «چقدر می‌توانیم بلند بسازیم؟» بلکه این باشد که «کجا و با چه کیفیتی می‌توانیم متراکم‌تر شویم، بدون آنکه چیزی از شهر کم کنیم؟» پاسخ به این پرسش می‌تواند مرز میان توسعه‌ای باشد که شهر را برای آینده آماده می‌کند و ساخت‌وسازی که هزینه تصمیم‌های امروز را به شهروندان فردا تحمیل خواهد کرد.

کد مطلب 997643

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.