به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرعت غیرمجاز یکی از مهمترین عوامل افزایش احتمال وقوع تصادف و شدت پیامدهای آن است. زمانی که خودرو با سرعت بالا در یک خیابان شهری حرکت میکند، فرصت واکنش راننده در برابر عابر پیاده، دوچرخهسوار، موتورسیکلت یا خودروی دیگر کاهش پیدا میکند و به همین دلیل کنترل سرعت را نمیتوان تنها موضوعی انتظامی دانست؛ این مسئله بهطور مستقیم با طراحی و مدیریت شهر ارتباط دارد.
در مدیریت شهری، مفهوم «آرامسازی ترافیک» به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با هدف کاهش سرعت وسایل نقلیه و افزایش ایمنی کاربران خیابان اجرا میشود. دوربینهای کنترل سرعت یکی از ابزارهای این سیاست هستند، اما نه تمام آن.
اگر یک خیابان از نظر هندسی امکان حرکت با سرعت بالا را فراهم کند، نصب دوربین بهتنهایی نمیتواند تمام مشکلات آن را برطرف کند. عرض زیاد مسیر، نبود گذرگاه ایمن، ضعف روشنایی، فاصله نامناسب تقاطعها و طراحی نامتناسب مسیر میتواند زمینه رفتارهای پرخطر را همچنان حفظ کند.
از این منظر، مدیریت شهری باید به جای نگاه تنها «دوربینمحور»، بهدنبال مدیریت رفتار در فضای شهری باشد؛ یعنی خیابان به شکلی طراحی شود که راننده حتی پیش از رویارویی با دوربین، با شرایطی روبهرو باشد که سرعت ایمن و متناسب با محیط را انتخاب کند.
دوربین رفتار راننده را تغییر میدهد؟
پاسخ به این پرسش به نحوه استفاده از دوربین بستگی دارد. اگر راننده بداند که تخلف او در یک مسیر بهصورت مستمر ثبت میشود، احتمال کاهش سرعت و رعایت قوانین افزایش پیدا میکند. این اثر زمانی بیشتر خواهد بود که نظارت در نقاط حادثهخیز و معابری انجام شود که سرعت بالا در آنها پیامدهای جدی برای شهروندان دارد.
اما اگر دوربین تنها در یک نقطه نصب شود، ممکن است برخی رانندگان تنها در همان محدوده سرعت خود را کاهش دهند و پس از عبور از دوربین دوباره به سرعت قبلی بازگردند. بنابراین، اثر واقعی دوربین زمانی ایجاد میشود که کنترل سرعت بخشی از یک شبکه منسجم نظارت ترافیکی باشد.
خیابان تنها برای خودرو نیست
یکی از مهمترین تغییرات در رویکردهای جدید شهرسازی، توجه بیشتر به حقوق عابران پیاده و سایر کاربران معبر است. خیابان شهری تنها یک مسیر عبور خودرو نیست؛ فضایی عمومی است که عابر، دوچرخهسوار، موتورسوار، سالمند و کودک نیز از آن استفاده میکنند.
در چنین شرایطی، کنترل سرعت اهمیت بیشتری پیدا میکند. حتی کاهش نسبی سرعت خودروها میتواند فرصت بیشتری برای واکنش ایجاد کند و در صورت وقوع حادثه نیز شدت برخورد را کاهش دهد. به همین دلیل، استفاده از دوربین در اطراف مدارس، مراکز درمانی، مراکز پرتردد، تقاطعهای حادثهخیز و مسیرهای دارای تردد بالای عابر پیاده میتواند بخشی از سیاست ایمنسازی معابر باشد.
مدیریت شهری باید از «جریمه» به «پیشگیری» برسد
یکی از چالشهای اساسی در استفاده از دوربینهای کنترل سرعت این است که شهروندان ممکن است آنها را تنها ابزاری برای جریمه تلقی کنند. در حالی که فلسفه اصلی این تجهیزات باید پیشگیری از تخلف و کاهش تصادفات باشد.
برای رسیدن به این هدف، دادههای ثبتشده توسط دوربینها میتواند برای مدیریت شهری نیز ارزشمند باشد. بررسی اینکه کدام معابر بیشترین تخلفات سرعت را دارند، در چه ساعتهایی رفتارهای پرخطر افزایش پیدا میکند و چه نقاطی بیشترین حوادث را تجربه میکنند، میتواند مبنایی برای اصلاح هندسی معابر و برنامهریزی ترافیکی قرار گیرد.
در واقع، دوربین میتواند برای شهر یک «چشم» باشد، اما تصمیمگیری درست زمانی اتفاق میافتد که اطلاعات این چشم به اصلاح خیابان، تغییر الگوی ترافیک و افزایش ایمنی منجر شود.
شهر ایمن با دوربین بیشتر ساخته نمیشود
افزایش تعداد دوربینها بهتنهایی به معنای افزایش ایمنی شهری نیست. شهر ایمن حاصل ترکیب نظارت هوشمند، طراحی مناسب معابر، حملونقل عمومی کارآمد، آموزش شهروندی، اجرای قوانین و توجه به عابران پیاده است.
از این منظر، دوربین کنترل سرعت باید بخشی از یک پازل بزرگتر باشد؛ پازلی که هدف آن نه افزایش تعداد جریمهها، بلکه کاهش تصادف، کاهش رفتارهای پرخطر و بازگرداندن خیابان به جایگاه واقعی خود بهعنوان فضای مشترک شهروندان است.
در نهایت، موفقیت یک سیستم کنترل سرعت را نباید با تعداد جریمههای صادرشده سنجید؛ معیار اصلی باید این باشد که پس از اجرای آن، سرعت خودروها، تعداد تخلفات و مهمتر از همه، میزان تصادفات و آسیبهای ناشی از آنها چقدر کاهش پیدا کرده است. شهری که به این نقطه برسد، از «کنترل تخلف» عبور کرده و به سمت «مدیریت رفتار و پیشگیری» حرکت کرده است.
نظر شما