کودتا در ۲ پرده | همان نقشه، ۷۰ سال بعد

۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تنها سقوط یک دولت نبود، ثبت الگوی دشمنی بود با هر ایرانی که بخواهد کشورش روی پای خودش بایستد. ۲۸ و ۲۹ دی ۱۴۰۴ را باید در ادامه همان مسیر دید، تلاشی برای بازگرداندن ایران به مدار سلطه.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ سیاسی ایران یک تجربه مهم را بارها تکرار کرده است؛ هرگاه یک قدرت خارجی، منافع و نفوذ خود را در تضاد با استقلال ایران دیده، تلاش کرده است از ظرفیت‌های داخلی برای تغییر معادلات کشور استفاده کند. هفت دهه پیش، این مداخله در قالب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و با شبکه‌ای از عوامل سیاسی، نظامی، رسانه‌ای و خیابانی دنبال شد؛ دهه‌ها بعد، همان منطق با ابزارهایی متفاوت و در محیطی پیچیده‌تر خود را نشان داد.

از این منظر، مقایسه ۲۸ مرداد با حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، مقایسه دو واقعه مشابه نیست؛ بلکه مقایسه دو الگوی مداخله در دو دوره متفاوت تاریخی است. در یکی، تانک و شبکه خیابانی در کنار عملیات اطلاعاتی قرار گرفت و در دیگری، رسانه، شبکه‌های اجتماعی، فشار اقتصادی، جنگ شناختی و سازمان‌دهی میدانی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. تفاوت در ابزارهاست؛ مسئله اصلی اما همچنان نسبت میان فشار خارجی، شکاف‌های داخلی و تلاش برای تغییر نظم سیاسی ایران است.

کودتا در دو پرده / همان نقشه، هفتاد سال بعد

۲۸ مرداد؛ کودتایی که از بیرون طراحی شد و از داخل به نتیجه رسید

۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمی‌توان تنها با تصاویر خیابان‌های تهران و حرکت نیروهای نظامی توضیح داد. پشت این واقعه، مجموعه‌ای از اقدامات اطلاعاتی و سیاسی قرار داشت که با نقش‌آفرینی آمریکا و انگلیس، حمایت مالی و سازمان‌دهی نیروهای مختلف همراه شد.

ملی‌شدن صنعت نفت و تلاش دولت مصدق برای خارج‌کردن منابع نفتی از سلطه بریتانیا، معادلاتی را برهم زد که قدرت‌های خارجی سال‌ها به آن عادت کرده بودند. فشار اقتصادی و سیاسی علیه ایران افزایش پیدا کرد و در نهایت، عملیات آژاکس به‌عنوان طرحی برای سرنگونی دولت مصدق اجرا شد.

اما تجربه ۲۸ مرداد یک نکته مهم‌تر هم دارد: کودتا هرگز تنها یک عملیات خارجی نیست.

قدرت خارجی می‌تواند طراحی کند، پول بدهد، شبکه بسازد و عملیات روانی انجام دهد، اما برای به نتیجه رسیدن، به شکاف‌های داخلی نیاز دارد. اختلاف میان نیروهای سیاسی، بحران اقتصادی، ضعف اعتماد عمومی و چندپارگی ساختار سیاسی، همان زمینی بود که مداخله خارجی توانست در آن عمل کند. به همین دلیل، ۲۸ مرداد تنها داستان دخالت آمریکا و انگلیس نیست، داستان اهمیت انسجام داخلی در برابر مداخله خارجی نیز هست.

از کودتای کلاسیک تا کودتای ترکیبی

در دهه ۳۰، برای سرنگونی یک دولت، باید خیابان را در اختیار می‌گرفتند، ارتش را با خود همراه می‌کردند، مراکز ارتباطی و رسانه‌ای را کنترل می‌کردند و شبکه سیاسی لازم را در داخل شکل می‌دادند. امروز اما جهان تغییر کرده است.

یک گوشی تلفن همراه می‌تواند هم‌زمان ابزار انتقال خبر، عملیات روانی، سازمان‌دهی جمعیت و تولید روایت باشد. شبکه‌های اجتماعی مرز میان میدان داخلی و خارجی را تا حد زیادی از میان برده‌اند و رسانه‌های برون‌مرزی می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان یک روایت واحد را در مقیاسی گسترده منتشر کنند.

در چنین شرایطی، «کودتا» با حرکت تانک‌ها آغاز نمی‌شود. می‌تواند از فرسایش اعتماد عمومی آغاز شود، از فشار اقتصادی تغذیه کند، در شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کند و در مرحله‌ای مشخص، خود را در خیابان یا حمله به مراکز حساس نشان دهد. همین تغییر در شکل مداخله است که بررسی حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ را در کنار تجربه ۲۸ مرداد قابل تأمل می‌کند.

کودتا در دو پرده / همان نقشه، هفتاد سال بعد

۱۸ و ۱۹ دی؛ اعتراض یا مرحله‌ای از یک پروژه بزرگ‌تر؟

بر اساس روایتی که در تحلیل‌های منتشرشده درباره این حوادث ارائه شده، اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی تنها مجموعه‌ای از اعتراض‌های پراکنده تلقی نشده و بر سازمان‌یافتگی، حمایت خارجی و هدف‌گذاری علیه مراکز حساس کشور تأکید شده است. در همین چارچوب، رهبر انقلاب از این حوادث با عنوان «کودتا» یاد کرده و هدف آن را ضربه به مراکز مؤثر در اداره کشور دانسته‌اند.

اهمیت این تعبیر در آن است که «کودتا» در اینجا به معنای تکرار مکانیکی ۲۸ مرداد نیست. اگر در سال ۱۳۳۲، خیابان و ارتش و رادیو ابزار اصلی بودند، در الگوی جدید، مجموعه‌ای از ابزارهای سخت و نرم می‌توانند در یک زنجیره واحد قرار گیرند.

از این منظر، مسئله اصلی تنها این نیست که چه تعداد به خیابان آمدند؛ مسئله این است که چه هدفی دنبال شد، چه مراکزی هدف قرار گرفت، چه شبکه‌ای پشت میدان قرار داشت و این حرکت چگونه با سایر ابزارهای فشار خارجی پیوند خورد. این تمایز مهم است؛ زیرا در هر بحران اجتماعی، میان اعتراض و پروژه سیاسی باید تفکیک قائل شد.

نارضایتی واقعی را نمی‌توان انکار کرد

هیچ تحلیل جدی نمی‌تواند مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم را نادیده بگیرد.

تورم، کاهش قدرت خرید، مشکلات اشتغال و نارضایتی از عملکرد برخی مسئولان، واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان تنها با برچسب «توطئه خارجی» از کنار آن‌ها عبور کرد. از اتفاق یکی از نقاط قوت یک نظام سیاسی، توانایی شنیدن اعتراض و تبدیل آن به اصلاح است.

اما وجود یک نارضایتی واقعی، به معنای آن نیست که بازیگران خارجی نمی‌توانند از آن استفاده کنند. این دو موضوع در مقابل یکدیگر قرار ندارند، ممکن است یک مطالبه از دل جامعه شکل گرفته باشد، اما یک بازیگر خارجی تلاش کند همان مطالبه را در مسیر دیگری قرار دهد، از مطالبه اقتصادی به بحران سیاسی و از بحران سیاسی به بی‌ثباتی.

در این نقطه، مرز میان «اعتراض» و «بهره‌برداری از اعتراض» اهمیت پیدا می‌کند.

کودتای شکست‌خورده، الزاماً پروژه شکست‌خورده نیست

یکی از مهم‌ترین نکاتی که از مقایسه ۲۸ مرداد با حوادث ۱۸ دی به دست می‌آید، مسئله تغییر تاکتیک پس از شکست است. در ۲۸ مرداد نیز تلاش نخست در ۲۵ مرداد به نتیجه نرسید، اما طراحان عملیات با تغییر روش، چند روز بعد موفق شدند دولت مصدق را سرنگون کنند، بنابراین، شکست یک مرحله الزاماً به معنای پایان یک پروژه سیاسی نیست.

در تحلیل حوادث ۱۸ دی نیز همین منطق مطرح شده است، اینکه شکست در میدان خیابان می‌تواند طراحان یک پروژه را به سمت ابزارهای دیگر سوق دهد. در چنین شرایطی، پرسش مهم دیگر این نیست که «آیا کودتا شکست خورد؟»؛ بلکه این است که پس از شکست، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر هدف اصلی تغییر موازنه سیاسی باشد، ابزارها می‌توانند تغییر کنند؛ میدان ممکن است از خیابان به رسانه، از رسانه به اقتصاد و از اقتصاد به حوزه سیاسی و اجتماعی منتقل شود.

هدف نهایی، شکاف میان مردم و حاکمیت

در نهایت، تمام این مسیرها یک نقطه مشترک دارند: ایجاد شکاف. شکاف میان مردم و حاکمیت، شکاف میان نهادهای سیاسی، شکاف میان گروه‌های اجتماعی و حتی شکاف میان روایت‌های مختلف از آینده کشور.

اگر این شکاف‌ها عمیق شوند، هزینه فشار خارجی کاهش پیدا می‌کند، اما اگر جامعه از انسجام برخوردار باشد و مردم احساس کنند مسائل آن‌ها شنیده و پیگیری می‌شود، عملیات خارجی با مانع جدی روبه‌رو خواهد شد.

اینجاست که نقش مردم در شکست یک پروژه براندازانه اهمیت پیدا می‌کند. در تحلیل ارائه‌ شده درباره ۱۸ دی نیز تأکید اصلی بر این است که حضور مردم و حفظ انسجام اجتماعی، مانع رسیدن پروژه به هدف خود شد، بنابراین مردم تنها «مخاطب» جنگ ترکیبی نیستند؛ مهم‌ترین میدان و در عین حال مهم‌ترین سد دفاعی کشورند.

کودتا در دو پرده / همان نقشه، هفتاد سال بعد

درس ۲۸ مرداد برای امروز چیست؟

شاید مهم‌ترین درس ۲۸ مرداد این نباشد که آمریکا و انگلیس در یک مقطع تاریخی در ایران مداخله کردند؛ این بخش از تاریخ ثبت شده است. درس مهم‌تر این است که مداخله خارجی زمانی خطرناک‌تر می‌شود که بتواند بر یک شکاف داخلی سوار شود. به همین دلیل، حفظ استقلال کشور دو وجه دارد: مقابله با فشار خارجی و اصلاح نقاط ضعف داخلی.

اگر مسئولان همه مشکلات را به دشمن نسبت دهند، بخشی از واقعیت را نادیده گرفته‌اند. اگر نقش دشمن را انکار کنند نیز بخش دیگری از واقعیت را حذف کرده‌اند.

خجسته‌پور: آمریکا هرگز استقلال ملت ایران را برنتابیده است

علیرضا خجسته‌پور، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: آمریکا در مقاطع مختلف تاریخی بارها نشان داده است که مسئله اصلی آن با ملت ایران، نه نوع حکومت و نه شخص یا جریان سیاسی حاکم، بلکه استقلال‌خواهی و خارج شدن ایران از مدار سلطه این کشور است.

وی با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد افزود: یکی از نقاط تاریک تاریخ روابط ایران و آمریکا، کودتای ۲۸ مرداد است؛ در شرایطی که دولت قانونی در ایران بر سر کار بود، آمریکا با استفاده از منابع مالی، حمایت‌های اطلاعاتی و سازماندهی عوامل داخلی، زمینه سقوط دولت قانونی را فراهم کرد.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین ادامه داد: این روند در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و آمریکا تا زمانی که امکان حفظ حکومت پهلوی وجود داشت، از هیچ تلاشی برای حمایت از آن فروگذار نکرد؛ از حمایت‌های سیاسی و امنیتی گرفته تا تقویت ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم پهلوی.

خجسته‌پور با بیان اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فهرست اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران طولانی‌تر شد، تصریح کرد: تحریم‌های اقتصادی، تلاش برای کودتا، حمایت از رژیم صدام در جنگ تحمیلی و حمله به هواپیمای مسافربری ایران از جمله اقداماتی است که در این سال‌ها علیه ملت ایران انجام شده است.

وی گفت: جنگ تحمیلی هشت‌ساله خسارت‌های سنگینی به ایران وارد کرد و حمایت آمریکا و کشورهای غربی و عربی از رژیم صدام در این جنگ، یکی از نمونه‌های روشن دشمنی با ملت ایران بود، همچنین سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس و شهادت مسافران بی‌گناه، از دیگر مواردی است که نمی‌توان آن را از حافظه تاریخی ملت ایران حذف کرد.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به تحولات سال‌های اخیر اظهار کرد: در مقاطع مختلف نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کرده‌اند با ایجاد ناآرامی و فشار سیاسی، جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار دهند و حتی در مقاطعی به‌دنبال براندازی نظام بوده‌اند.

خجسته‌پور با اشاره به جنگ اخیر افزود: در جریان جنگ اخیر نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی با حمله به زیرساخت‌ها و هدف قرار دادن مراکز مختلف، فشار بر مردم ایران را دنبال کردند؛ در حالی که حمله به زیرساخت‌های حیاتی و غیرنظامی در بسیاری از چارچوب‌های حقوق بشردوستانه، موضوعی بسیار حساس و قابل بررسی است.

وی با بیان اینکه پاسخ ایران محاسبات طرف مقابل را تغییر داد، تصریح کرد: راهبرد جمهوری اسلامی ایران این بود که هرگونه تجاوز و حمله، با پاسخی فراتر از محاسبات دشمن روبه‌رو شود. در همین چارچوب، ظرفیت‌های راهبردی ایران از جمله موضوع تنگه هرمز مورد توجه قرار گرفت.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین گفت: تنگه هرمز یکی از شاهراه‌های مهم انرژی جهان است و جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در صورت تهدید منافع و امنیت کشور، از ظرفیت‌های راهبردی خود استفاده خواهد کرد. همین مسئله موجب شد طرف مقابل نیز در محاسبات خود تجدیدنظر کند.

خجسته‌پور ادامه داد: امروز نیز اگر آمریکا تصور کند با فشار اقتصادی، محاصره و ایجاد محدودیت در دسترسی مردم ایران به کالاهای اساسی می‌تواند ملت ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، شناخت درستی از جامعه ایران ندارد؛ ملت ایران در طول دهه‌های گذشته نشان داده است که در برابر فشار خارجی تسلیم نمی‌شود.

وی تأکید کرد: مقاومت در برابر قدرت‌های استعماری همواره هزینه‌هایی دارد و استقلال نیز بدون پرداخت هزینه به دست نمی‌آید، اما در کنار مقاومت باید به مسائل داخلی نیز توجه داشت. هیچ مسئولی در جمهوری اسلامی نباید همه مشکلات کشور را به تحریم‌ها نسبت دهد و سوءمدیریت‌ها و ضعف‌های داخلی نیز باید اصلاح شود.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین خاطرنشان کرد: تصمیمات کشور باید با در نظر گرفتن منافع ملی، امنیت ملی، رفاه مردم و مقدورات کشور گرفته شود. در عین حال، نباید اجازه داد تصمیمات نادرست به انسجام ملی و روحیه مقاومت مردم آسیب بزند.

خجسته‌پور گفت: مردم ایران نشان داده‌اند که از کشور، استقلال و آزادی خود دست نمی‌کشند و در برابر فشار خارجی ایستادگی می‌کنند، بنابراین مسئولان نیز باید این مردم را بشناسند، مطالبات آن‌ها را درک کنند و در تصمیم‌گیری‌ها، حفظ انسجام ملی و تقویت اعتماد عمومی را در اولویت قرار دهند.

۲۸ مرداد تمام نشده است؛ اما ایران ۱۳۳۲ هم نیست

به گزارش ایمنا، ۷۳ سال پس از ۲۸ مرداد، مقایسه این واقعه با حوادث ۱۸ و ۱۹ دی یک نتیجه روشن دارد: کودتاها می‌توانند شکل خود را تغییر دهند. دیگر خبری از تانک‌هایی نیست که صبح یک روز وارد خیابان شوند و سرنوشت یک دولت را تعیین کنند. امروز ممکن است یک پروژه فشار، هم‌زمان در میدان اقتصاد، رسانه، شبکه‌های اجتماعی، سیاست، امنیت و افکار عمومی فعال شود.

یک تفاوت بزرگ نیز وجود دارد. ایران امروز تجربه ۲۸ مرداد را پشت سر گذاشته است؛ جنگ را دیده، تحریم را تجربه کرده، ترور و فشار خارجی را تحمل کرده و در برابر آن‌ها ساختارهای جدیدی برای حفظ استقلال خود ایجاد کرده است.

بنابراین تکرار تاریخ اجتناب‌ناپذیر نیست، آنچه می‌تواند مانع تکرار آن شود، بستن راه نفوذ از داخل، تقویت اعتماد عمومی، حل مشکلات واقعی مردم و حفظ انسجام ملی است.

۲۸ مرداد نشان داد که دشمن خارجی می‌تواند برای ایران نقشه بکشد؛ ۱۸ و ۱۹ دی نشان داد که شکل این نقشه‌ها می‌تواند تغییر کند، اما تجربه این سال‌ها یک واقعیت دیگر را نیز ثابت کرده است، هر پروژه‌ای که بخواهد آینده ایران را بدون مردم ایران رقم بزند، با یک مانع جدی روبه‌رو خواهد شد؛ ملتی که تجربه تاریخی مداخله خارجی را فراموش نکرده و در عین حال، بیش از هر چیز، خواهان حفظ استقلال و آینده کشور خود است.

این همان نقطه‌ای است که ۲۸ مرداد را به ۱۸ دی پیوند می‌دهد؛ نه تکرار یک تاریخ، بلکه تکرار یک هشدار: دشمن ممکن است تاکتیک خود را عوض کند، اما بهترین پاسخ به آن، ساختن ایرانی قدرتمند، منسجم و برخوردار از پشتوانه مردمی است.

کد مطلب 996976

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.