به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان را اگر بتوان شهری دانست که در آن تاریخ هنوز در مقیاس بناها نفس میکشد، میدان نقش جهان قلب این روایت است؛ میدانی که در عصر شاه عباس اول شکل گرفت تا قدرت سیاسی، اقتصاد، مذهب و زندگی اجتماعی پایتخت صفوی را در یک قاب بزرگ شهری کنار هم بنشاند. در شرق این میدان، بنایی ایستاده که برخلاف عظمت همسایگانش، کوچکتر، آرامتر و بهظاهر کمادعاتر است؛ اما کافی است از آستانه آن عبور کنید تا نسبت میان اندازه و شکوه در معماری معنای دیگری پیدا کند.
مسجد شیخ لطفالله در ضلع شرقی میدان نقش جهان و روبهروی عمارت عالیقاپو قرار گرفته است؛ بنایی که ساخت آن در سال ۱۰۱۱ هجری قمری آغاز شد و در ۱۰۲۸ هجری قمری به پایان رسید،اما داستان این مسجد، داستان یک مسجد معمولی نیست.
در معماری ایران، مسجد جامع معمولاً با صحن، ایوانها، شبستانها و منارهها تعریف میشود؛ فضایی برای حضور گسترده مردم و برگزاری نماز جماعت. مسجد شیخ لطفالله اما از ابتدا برای چنین مقیاسی طراحی نشده بود. یونسکو نیز آن را مسجدی خصوصی برای دربار سلطنتی صفوی معرفی کرده است؛ بنایی که در پیوند مستقیم با مجموعه حکومتی و آیینی میدان نقش جهان قرار داشت، همین تفاوت، نخستین راز معماری شیخ لطفالله است.
وقتی نبودن، بخشی از طراحی است
در نگاه اول شاید نبود مناره یا صحن مرکزی در این مسجد، عجیب به نظر برسد، اما در اینجا، نبودن اتفاقی نیست؛ تصمیمی معماری است.مسجد شیخ لطفالله برخلاف الگوی رایج بسیاری از مساجد بزرگ ایرانی به جای آنکه حول یک حیاط مرکزی و چهار ایوان سازمان پیدا کند، فضای اصلی خود را در گنبدخانهای متمرکز کرده است.این انتخاب را باید در نسبت با میدان نقش جهان فهمید.
مسجد در ضلع شرقی میدان قرار گرفته و درست در مقابل عالیقاپو ایستاده است. نمای آن باید با هندسه و نظم میدان هماهنگ میبود، اما فضای عبادت نمیتوانست جهت قبله را نادیده بگیرد. نتیجه، یکی از ظریفترین راهحلهای معماری دوره صفوی است، اینکه نمای بنا با میدان هماهنگ میشود و فضای داخلی با قبله
برای رسیدن به گنبدخانه نیز مسیر مستقیم نیست. پس از عبور از ورودی، راهرو مسیر حرکت را تغییر میدهد و به تدریج مخاطب را از هندسه میدان به هندسه عبادت منتقل میکند.گویی بنا در چند قدم کوتاه، دو جهان را به هم پیوند میدهد؛ جهان شهر و جهان قبله.

از میدان به محراب؛ سفری کوتاه در دل هندسه
این چرخش فقط یک راهحل فنی نیست. تجربهای است که معماری برای مخاطب طراحی کرده است. بازدیدکننده ابتدا با نمایی روبهرو میشود که جزئی از ترکیب عظیم میدان نقش جهان است؛ کاشی، رنگ، خط و تناسبات هندسی در نمای بیرونی با ساختار شهری اطراف هماهنگاند. اما هرچه جلوتر میرود، از هیاهوی میدان فاصله میگیرد و وارد فضایی متمرکز میشود که همهچیز در آن به سمت گنبد و محراب هدایت میشود.
در اینجا معماری دیگر تنها ساختن یک بنا نیست؛ تنظیم حرکت انسان در فضاست، این همان نقطهای است که شیخ لطفالله را از یک بنای تاریخی زیبا به یک اثر معماری مهم تبدیل میکند.
گنبدی که دو چهره دارد
اگر نمای بیرونی مسجد را ببینید، نخستین چیزی که چشم را میگیرد گنبد است؛ گنبدی پوشیده از کاشی و نقوشی که در برابر آسمان اصفهان رنگ و جلوه متفاوتی پیدا میکند، اما داستان واقعی گنبد زمانی آغاز میشود که زیر آن بایستید.
در فضای داخلی، شبکهای از نقوش هندسی و تزئینات کاشیکاری، نگاه را به سمت مرکز هدایت میکند. فرمهای هندسی از سطوح پایینتر آغاز میشوند و به تدریج چشم را به سوی رأس گنبد میبرند؛ چنان که گویی معماری میکوشد نگاه انسان را نیز مانند خود بنا، از زمین به آسمان منتقل کند.
در ساقه گنبد، روزنهها و پنجرههای مشبک امکان ورود نور را فراهم میکنند و نور، در برخورد با رنگ و نقش کاشیها، کیفیت فضا را در ساعات مختلف روز تغییر میدهد، به همین دلیل، شیخ لطفالله را نمیتوان فقط در عکسهایش دید. این مسجد بنایی است که باید در آن ایستاد، باید چند لحظه زیر گنبد ماند تا فهمید چرا نور، رنگ، هندسه و سکوت در این فضای نسبتاً کوچک چنین تأثیر بزرگی پیدا میکنند.

نامهایی که در دل بنا باقی ماندند
در بسیاری از بناهای تاریخی، معمار در پس عظمت اثر ناپدید میشود؛ اما در مسجد شیخ لطفالله، نام معمار به خود بنا راه پیدا کرده است.استاد محمدرضا اصفهانی به عنوان معمار مسجد شناخته میشود و نام او در کتیبههای محراب باقی مانده است. منابع مربوط به بنا، نام او را در لوحهای موجود در محراب ثبت کردهاند.
در سوی دیگر، هنر خوشنویسی صفوی نیز حضور پررنگی در مسجد دارد. نام علیرضا عباسی از برجستهترین خوشنویسان عصر شاه عباس با کتیبههای بنا گره خورده است. کتیبههای ثلث مسجد نهتنها بخشی از تزئینات آن، بلکه جزئی از روایت معنایی بنا هستند.
یکی از کتیبههای داخلی در پایه گنبد نیز تاریخ ۱۰۲۵ هجری قمری را در خود دارد؛ نشانهای از اینکه ساخت و تزئین مسجد در یک مرحله کوتاه و یکباره انجام نشده، بلکه طی سالها تکمیل شده است.
مسجدی که از میدان جدا نیست
هیچ تصویری از مسجد شیخ لطفالله بدون میدان نقش جهان کامل نمیشود.این بنا در کنار عالیقاپو، مسجد امام و سردر قیصریه، یکی از چهار عنصر اصلی معماری پیرامون میدان است؛ مجموعهای که یونسکو آن را نمونهای برجسته از یک مجموعه شهری منسجم و هماهنگ از دوره صفوی میداند. میدان نقش جهان در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی ثبت شد و مسجد شیخ لطفالله نیز بهطور مستقل در فهرست آثار ملی ایران با شماره ۱۰۵ قرار دارد.
در واقع، ارزش مسجد فقط در خود بنا نیست؛ در رابطهای است که با اطراف خود برقرار میکند.
عالیقاپو در غرب میدان، مسجد شیخ لطفالله در شرق، مسجد امام در جنوب و بازار قیصریه در شمال؛ چهار عنصر با کارکردهای متفاوت که در کنار یکدیگر تصویری از ساختار سیاسی، اقتصادی، مذهبی و اجتماعی پایتخت صفوی میساختند. یونسکو نیز میدان را قلب فرهنگ، اقتصاد، مذهب، قدرت اجتماعی و سیاست در پایتخت صفوی توصیف کرده است، از این منظر، مسجد شیخ لطفالله یک ساختمان منفرد نیست؛ قطعهای از یک طرح بزرگ شهری است.
نظر شما