به گزارش خبرگزاری ایمنا، الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، با تشریح ابعاد جدید پروژه کریدور زنگزور یا همان کریدور ترامپ اعلام کرده که این مسیر قرار نیست تنها به یک خط ریلی و جادهای محدود شود، بلکه میتواند شامل کابلهای فیبر نوری، خطوط انتقال برق و در آینده خطوط انتقال نفت و گاز طبیعی نیز باشد.
علیاف با اشاره به توافقات انجامشده در نشست ۸ اوت ۲۰۲۵ (مردادماه ۱۰۴۰۴) در واشنگتن، گفته است اجرای پروژه موسوم به TRIPP آغاز شده و برای انتقال دستکم ۱۵ میلیون تن بار از طریق این مسیر هدفگذاری شده است.

این اظهارات نشان میدهد که باکو برای زنگزور نقشی فراتر از یک مسیر حملونقلی قائل است. اتصال شبکههای ریلی و جادهای به زیرساختهای انرژی و ارتباطی، میتواند این مسیر را به یک محور چندمنظوره تبدیل کند؛ محوری که در صورت تکمیل، جایگاه جمهوری آذربایجان را در شبکه ارتباطی شرق-غرب و شمال-جنوب منطقه تقویت خواهد کرد.
در سوی دیگر، نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، نیز در تماس تلفنی با علیاف درباره اجرای مسیر TRIPP و ادامه روند صلح گفتوگو کرده است. بر اساس گزارش منتشرشده، دو طرف بر اهمیت توسعه ارتباطات و همکاریهای اقتصادی در چارچوب روند عادیسازی روابط تأکید کردهاند.تحولات اخیر نشان میدهد که مسئله زنگزور به تدریج از سطح اختلافات دوجانبه میان باکو و ایروان عبور کرده و به موضوعی با ابعاد منطقهای تبدیل شده است. زیرا هر تغییری در مسیرهای ارتباطی قفقاز جنوبی، مستقیماً منافع روسیه، ترکیه، ایران و حتی بازیگران فرامنطقهای را تحت تأثیر قرار میدهد.روسیه در این میان منافع مشخصی در باز ماندن مسیرهای ارتباطی قفقاز دارد. مسکو برای حفظ ارتباطات تجاری خود با بازارهای جنوبی و توسعه مسیرهای ترانزیتی، به شبکههای حملونقل منطقه نیازمند است.
به همین دلیل، همکاری اقتصادی و ترانزیتی روسیه و آذربایجان طی سالهای اخیر افزایش یافته است.حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ از پنج میلیارد دلار عبور کرد و همکاری در حوزههای حملونقل، انرژی و ترانزیت نیز توسعه یافت. کریدور بینالمللی شمال-جنوب نیز یکی از مهمترین زمینههای این همکاری است؛ مسیری که روسیه را از طریق جمهوری آذربایجان به ایران و سپس بازارهای جنوبی و هند متصل میکند.
با این حال، توسعه زنگزور میتواند برای ایران ابعاد متفاوتی داشته باشد. تهران از یک سو توسعه زیرساختهای ترانزیتی و افزایش ارتباطات منطقهای را فرصتی برای تجارت و ترانزیت میداند، اما از سوی دیگر نسبت به هرگونه تغییر در مرزهای بینالمللی یا ایجاد سازوکاری که دسترسی ایران به ارمنستان را تحت تأثیر قرار دهد، حساس است.

اهمیت موضوع برای ایران زمانی بیشتر میشود که زنگزور را در کنار تلاش جمهوری آذربایجان برای توسعه نقش خود در کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب قرار دهیم. در چنین شرایطی، یک مسیر جدید میتواند تنها بار و مسافر جابهجا نکند؛ بلکه بر وزن ژئوپلیتیکی کشورها و مسیرهای ترانزیتی نیز اثر بگذارد.از این منظر، مسئله اصلی برای تهران صرفاً ساخت یک جاده یا راهآهن در خاک ارمنستان نیست؛ موضوع اصلی، رژیم حقوقی، نحوه مدیریت مسیر و پیامد آن برای اتصال زمینی ایران به قفقاز است. هرچه اجرای پروژه جلوتر برود، تعیین تکلیف این ابعاد برای ایران اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
در شرایطی که آذربایجان از ظرفیت ۱۵ میلیون تنی زنگزور سخن میگوید و همزمان توسعه این مسیر با شبکههای انرژی و ارتباطی نیز مطرح شده است، تعلل در مواجهه با ابعاد ژئوپلیتیکی آن میتواند هزینههای بیشتری برای ایران ایجاد کند.به همین دلیل، زنگزور اکنون در حال تبدیل شدن به یک گره کور در قفقاز برای ایران است؛ گرهی که تنها با واکنش سیاسی مقطعی باز نمیشود و نیازمند تعریف یک راهبرد روشن برای ترانزیت، مرز، روابط با ارمنستان و آذربایجان و جایگاه ایران در شبکه کریدورهای منطقه است. ایران باید موضع خود را نسبت به تداوم این روند مشخص کند و این گره هرچه سریعتر باید باز شود؛ پیش از آنکه مسیرهای جدید منطقه تثبیت شوند و ایران ناچار شود با واقعیتی مواجه شود که دیگر در شکلگیری آن نقش تعیینکنندهای ندارد.
نظر شما