به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمانشاه، بعضی آدمها از تاریخ عبور میکنند و در حافظه مردم میمانند، اما بعضی دیگر چنان در زندگی مردم ریشه میدوانند که قرنها بعد هم نامشان با خاطره، دلتنگی، امید و پناه گره میخورد. امام علی بن موسیالرضا(ع) برای مردم ایران از همین جنس است؛ امامی که نامش با گنبد طلایی مشهد، سلام زائران، اشکهای بیصدا و دلهایی که برای گفتن حرفهای ناگفته راهی حرم میشوند، پیوند خورده است.
امروز، سالروز شهادت امام رضا(ع) است؛ روزی که مشهد حال دیگری پیدا میکند و میلیونها نفر در گوشهوکنار ایران و جهان، به یاد امامی مینشینند که قرنها پیش در طوس به شهادت رسید، اما هنوز حضورش را در زندگی خود احساس میکنند. برای یکی، امام رضا(ع) همان مقصدی است که در روزهای بیماری به آن پناه برده، برای دیگری یادآور مادری است که سالها پیش دست فرزندش را گرفته و به زیارت آمده و برای دیگری، حرم جایی است که در میان شلوغی و خستگی زندگی میتواند چند دقیقه آرامتر نفس بکشد.
شاید همین پیوند عاطفی است که باعث شده امام رضا(ع) برای ایرانیان تنها یک شخصیت تاریخی نباشد. رهبر معظم انقلاب نیز در سخنانی درباره امام هشتم(ع)، از ایشان به عنوان «ولینعمت همه عالم وجود، بهخصوص ما ایرانیها» یاد کردهاند و بر جایگاه آن حضرت در زندگی معنوی مردم ایران تأکید داشتهاند. در نگاه ایشان، حضور امام رضا(ع) در ایران تنها یک اتفاق تاریخی نیست، بلکه برکات ماندگاری برای گسترش معارف اهلبیت(ع) و تقویت فرهنگ شیعه به همراه داشته است.
سفری که قرار نبود پایانش این باشد
سفر امام رضا(ع) از مدینه به خراسان، سفری از سر انتخاب نبود. مأمون عباسی امام را به مرو فراخواند و آن حضرت در شرایطی به سرزمین خراسان آمد که خود خواهان این سفر نبود. با این حال، تاریخی که قرار بود به اجبار برای امام رقم بخورد، به فرصتی برای گسترش معارف اهلبیت(ع) تبدیل شد.
رهبر انقلاب در تحلیل این بخش از زندگی امام رضا(ع)، بر همین جنبه تأکید کردهاند که سفر اجباری امام هشتم(ع) به خراسان، موجب شد معارف اهلبیت(ع) از فضای محدود آن روز خارج شود و در بخشهای بیشتری از جامعه اسلامی گسترش پیدا کند. به تعبیر دیگر، مأمون امام را برای اهداف سیاسی خود از مدینه دور کرد، اما حضور امام در مسیر خراسان و سپس مرو، به فرصتی برای ارتباط مستقیمتر ایشان با مردم تبدیل شد.
در میان ایستگاههای این سفر، نیشابور جایگاه ویژهای دارد؛ شهری که مردم آن برای دیدن امام جمع شدند و از ایشان خواستند حدیثی برایشان نقل کند. امام رضا(ع) در آن اجتماع بزرگ، حدیث معروف «سلسلةالذهب» را بیان کردند؛ روایتی که با توحید آغاز میشود و در منظومه اعتقادی شیعه، جایگاه امامت را نیز در کنار آن قرار میدهد.
حدیثی که از نیشابور تا امروز آمده است
«لا إله إلا الله حصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی»؛ توحید دژ و پناه خداوند است و هر کس وارد این دژ شود، از عذاب الهی در امان خواهد بود. این جمله از زبان امام رضا(ع) در نیشابور نقل شد و به دلیل سلسله راویان آن که به پیامبر اکرم(ص)، جبرئیل و در نهایت خداوند متعال میرسد، به «سلسلةالذهب» شهرت پیدا کرد.
اما شاید زیبایی این حدیث برای انسان امروز، فقط در قدمت و سند آن نباشد. سخن امام رضا(ع) درباره توحید، اگر از کتابها بیرون بیاید و وارد زندگی شود، معنای دیگری پیدا میکند؛ اینکه باور به خدا باید در رفتار انسان هم دیده شود، در انصافش، در برخوردش با دیگری، در تصمیمهایی که میگیرد و در زمانی که میان منفعت شخصی و حق دیگران قرار میگیرد.
اینجاست که سیره امام رضا(ع) از یک موضوع تاریخی فاصله میگیرد و به زندگی امروز نزدیک میشود؛ اینکه دینداری فقط به آنچه انسان در خلوت خود انجام میدهد محدود نیست و در نوع رفتار او با مردم نیز خودش را نشان میدهد.

امام رئوفی که مردم را فراموش نمیکرد
امام رضا(ع) در ذهن مردم بیشتر از هر چیز با «رأفت» شناخته میشود؛ اما این رأفت تنها یک لقب نیست. در روایتهای مربوط به زندگی آن حضرت، بارها از توجه ایشان به مردم، نیازمندان و حفظ کرامت انسانها سخن گفته شده است.
رهبر انقلاب بر آثار ماندگار حضور امام رضا(ع) در ایران و نقش این حضور در گسترش معارف اهلبیت(ع) تأکید کردهاند.آیتالله مکارم شیرازی از عقلانیت و اخلاق در سیره رضوی سخن گفته و آیتالله علمالهدی بر درسهای اجتماعی و سیاسی زندگی امام هشتم(ع) تأکید کرده است. سخنان آیتالله بهجت نیز از جایگاه عمیق و عاطفی امام رضا(ع) در میان مردم ایران حکایت دارد.
وقتی این نگاهها را کنار هم میگذاریم، تصویر امام رضا(ع) کاملتر میشود؛ امامی که هم پناه دلهاست و هم الگوی زندگی؛ هم امام عبادت است و هم امام معرفت؛ هم مظهر رأفت است و هم نماد ایستادگی بر حقیقت.
آیتالله مکارم شیرازی نیز در تبیین سیره امام رضا(ع)، بر پیوند عقلانیت، اخلاق و معارف رضوی تأکید کرده است؛ نگاهی که نشان میدهد امام هشتم(ع) را نمیتوان تنها در یک بعد از زندگی ایشان خلاصه کرد. سیره امام هم عرصه علم و استدلال داشت، هم اخلاق و مردمداری و هم مسئولیت در برابر جامعه.
شاید این همان چیزی باشد که امروز بیش از همیشه به آن احتیاج داریم. اینکه وقتی از امام رضا(ع) حرف میزنیم، فقط به حرم و زیارت فکر نکنیم؛ ببینیم این محبت قرار است در زندگی ما چه تغییری ایجاد کند. آیا میتوانیم با خانواده کمی صبورتر باشیم؟ در اختلافها زودتر قضاوت نکنیم؟ حرمت کسی را که با ما همنظر نیست نگه داریم؟ یا وقتی انسانی گرفتار است، از کنار او بیتفاوت عبور نکنیم؟ اینها شاید در نگاه اول کارهای بزرگی نباشند، اما سیره اهلبیت(ع) دقیقاً در همین رفتارهای روزمره است که خودش را نشان میدهد.

امامی که با مخالف خود نیز گفتوگو میکرد
زندگی امام رضا(ع) فقط با عبادت و خلوت معنوی شناخته نمیشود. بخشی از دوران امامت ایشان در گفتوگوها و مناظرات علمی با پیروان ادیان و مکاتب مختلف گذشت؛ جلساتی که گاهی در فضای سیاسی و فکری پیچیده دوران مأمون برگزار میشد.
امام در این مناظرات تلاش میکرد با استدلال و گفتوگو از مبانی اعتقادی دفاع کند. اهمیت این رفتار برای امروز شاید بیشتر از آن باشد که در نگاه اول به نظر میرسد. جامعهای که در آن اختلاف نظر به سرعت به دشمنی تبدیل میشود، بیش از هر چیز به یادآوری اخلاق گفتوگو نیاز دارد.
آیتالله علمالهدی نیز در سخنان خود درباره سیره سیاسی امام رضا(ع)، بر این نکته تأکید کرده که رفتار سیاسی امام هشتم(ع) تنها متعلق به یک دوره تاریخی نیست و میتواند برای جامعه امروز نیز آموزه داشته باشد.
این یعنی میتوان بر سر یک باور محکم ایستاد، اما برای شنیدن حرف دیگری هم گوش داشت؛ میتوان مخالف بود، اما حرمت انسان را حفظ کرد و میتوان از عقیده خود دفاع کرد، بدون اینکه اخلاق را قربانی اختلاف کرد.
غربت امام فقط فاصله مدینه تا طوس نیست
قرنها از شهادت امام رضا(ع) گذشته است. در این سالها میلیونها نفر به زیارت حرمش رفتهاند، برایش گریستهاند، نذر کردهاند و در سختترین روزهای زندگی دست به دامان او شدهاند. اما شاید غربت امام رضا(ع) فقط همان غربتی نباشد که در طوس بر آن حضرت گذشت.
گاهی غربت یک امام میتواند در فاصلهای باشد که میان نام او و سیرهاش ایجاد کردهایم؛ اینکه نام امام را زیاد بر زبان بیاوریم، اما در رفتارمان خبری از اخلاق او نباشد. از رأفت بگوییم، اما نسبت به گرفتاری دیگری بیتفاوت باشیم؛ از کرامت حرف بزنیم، اما در یک اختلاف ساده شخصیت دیگری را زیر سؤال ببریم و از محبت اهلبیت(ع) بگوییم، اما در خانه و جامعه صبر و گذشت را فراموش کنیم.
آیتالله بهجت(ره) در سخنان خود بارها بر جایگاه ویژه امام رضا(ع) و نعمت حضور حرم رضوی در ایران تأکید کرده است؛ نعمتی که برای مردم فقط یک مکان زیارتی نیست، بلکه مأمنی برای دلهاست.
شاید به همین دلیل است که مردم هنوز راه مشهد را در پیش میگیرند. آنها همیشه با یک خواسته بزرگ به حرم نمیروند. گاهی یک مادر فقط برای سلامتی فرزندش میآید، پدری برای گشایش کارش، جوانی برای آرام شدن دلش و پیرمردی شاید فقط برای اینکه آخرین سالهای عمرش را با سلامی به امامش بگذراند.
زیارت وقتی زیباتر میشود که با ما به خانه برگردد
زیارت برای بسیاری از مردم نقطه پایان نیست؛ لحظهای است که انسان باید چیزی را با خودش به زندگی برگرداند. اگر کسی از حرم امام رضا(ع) برگردد و دلش برای آدمهای اطرافش نرمتر شده باشد، شاید بخشی از معنای زیارت را با خود آورده است.
اگر بتواند از یک کینه قدیمی بگذرد، اگر در برابر اشتباه دیگری کمی صبورتر باشد، اگر دست انسانی نیازمند را بگیرد یا حتی قبل از قضاوت کردن، لحظهای بیشتر به حرف او گوش بدهد، شاید آن زیارت در زندگیاش ادامه پیدا کرده است.
این همان نقطهای است که امام رضا(ع) از یک تصویر روی دیوار یا نامی در تقویم فاصله میگیرد و به یک الگوی زنده تبدیل میشود؛ الگویی برای اینکه انسان در میان فشارها و گرفتاریهای زندگی، هنوز میتواند مهربان بماند.

امام رضا(ع) برای امروز ما چه دارد؟
شاید پاسخ را باید در مجموعهای از همین ویژگیها پیدا کرد؛ در امامی که سفرش اجباری بود اما از همان سفر برای هدایت مردم استفاده کرد، در عالمی که در برابر پرسشها و شبهات با گفتوگو پاسخ میداد، در امامی که مردم او را به رأفت و مهربانی میشناسند و در شخصیتی که هنوز قرنها بعد، میلیونها انسان او را پناه خود میدانند.
رهبر انقلاب بر آثار ماندگار حضور امام رضا(ع) در ایران و نقش این حضور در گسترش معارف اهلبیت(ع) تأکید کردهاند. آیتالله مکارم شیرازی از عقلانیت و اخلاق در سیره رضوی سخن گفته و آیتالله علمالهدی بر درسهای اجتماعی و سیاسی زندگی امام هشتم(ع) تأکید کرده است. سخنان آیتالله بهجت نیز از جایگاه عمیق و عاطفی امام رضا(ع) در میان مردم ایران حکایت دارد.
وقتی این نگاهها را کنار هم میگذاریم، تصویر امام رضا(ع) کاملتر میشود؛ امامی که هم پناه دلهاست و هم الگوی زندگی؛ هم امام عبادت است و هم امام معرفت؛ هم مظهر رأفت است و هم نماد ایستادگی بر حقیقت.

برای امامی که هنوز پناه دلهاست
امروز دوباره نام امام رضا(ع) در خانهها، مساجد، هیئتها و حرم مطهرش طنینانداز میشود. دوباره روضهها خوانده میشود، چشمها خیس میشود و دلهای بسیاری راهی مشهد میشوند. اما شاید زیباترین سلام به امامی که قرنهاست پناه دلهای خسته است، این باشد که چیزی از او را با خود به زندگی ببریم.
لازم نیست همیشه کار بزرگی انجام دهیم. گاهی یک گذشت، یک دلجویی، یک کمک بیمنت، رعایت حرمت دیگری در زمان اختلاف یا حتی یک جمله مهربانانه میتواند نشانی از همان سیرهای باشد که قرنهاست برایش اشک میریزیم.
امام رضا(ع) قرنهاست در طوس آرام گرفته، اما هنوز در زندگی مردم حضور دارد؛ در دل زائری که از دور سلام میدهد، در اشکی که بیصدا روی گونهای مینشیند و در امید کسی که بعد از همه راهها، باز هم نام امامش را صدا میزند.
شاید راز این ماندگاری همین باشد؛ اینکه امام رضا(ع) برای مردم فقط متعلق به گذشته نیست. او پناه امروز است؛ پناه دلهایی که هنوز امید دارند و یادآور این حقیقت که راه رسیدن به خدا، از مسیر معرفت، اخلاق، کرامت و مهربانی با انسانها میگذرد.
و شاید زیباترین ادای احترام به امام رئوف این باشد که وقتی از سوگواری و زیارت به زندگی عادی خود برمیگردیم، کمی بیشتر شبیه سیرهای باشیم که به آن عشق میورزیم.

و حالا آقای ایران در آغوش امام رئوف آرام گرفته است
در این روزهای دلتنگی، حرف دیگری هم برای امام رئوف داریم؛ یا امام رضا(ع)، سالهاست مردم ایران برای رسیدن به آستان تو راهی مشهد میشوند و تو را پناه دلهای خسته خود میدانند. امروز اما یکی از عزیزترین فرزندان این سرزمین، رهبر شهیدمان آیتالله سیدعلی خامنهای، دیگر در میان ما نیست و دلهای بسیاری داغدار نبودنش است.
آقا جان، او که سالها برای این مردم ایستاد، برای عزت و سربلندی ایران تلاش کرد و دلش برای اسلام و این سرزمین میتپید، حالا مهمان توست. ما او را به تو میسپاریم؛ به همان امام رئوفی که قرنهاست دلهای شکسته به آستانش پناه میآورند.
یا علیبنموسیالرضا(ع)، اگرچه دست ما از او کوتاه شده، اما دست تو که از مهمانان حریمت کوتاه نیست؛ او را در پناه رأفت و کرامت خودت جای بده و سلام مردم ایران را به او برسان. بگو هنوز اینجا، در ایران، دلهای بسیاری برایش میتپد و نامش با اشک و دعا بر زبانها جاری است.
امام رئوف، این بار که زائرانت به حرمت میآیند، شاید خیلیهایشان یک سلام بیشتر داشته باشند؛ سلامی برای تو و سلامی برای رهبری که دیگر در میان ما نیست. تو صاحب این خانهای؛ ما او را به تو میسپاریم و از تو میخواهیم که در جوار خودت، مهمانش بداری.
السلام علیک یا علیبنموسیالرضا(ع)، یا غریبالغربا؛ و سلام بر مردی که از میان ما رفت، اما یاد و نامش در دل این سرزمین ماندگار خواهد ماند.

نظر شما