۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۷
ائتلاف مکه جا زد

ائتلافی که قرار بود حمله به یکی، حمله به همه باشد، در نخستین آزمون خود با یک پرسش ساده روبه‌رو شده است: اگر یمن به منافع عربستان حمله کند، آیا آنکارا و اسلام‌آباد حاضرند هزینه جنگ با صنعا را بپردازند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، توافق دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه که روز _جمعه شانزدهم مرداد_ برابر با هفتم اوت ۲۰۲۶ امضا شد، هنوز چند روز از تولدش نگذشته که با نخستین آزمون عملی خود روبه‌رو شده است؛ حمله یمن به تأسیسات نفتی آرامکو در استان جیزان عربستان. ائتلافی که قرار بود حمله به هر یک از اعضا را حمله به همه تلقی کند، در برابر این حمله تاکنون واکنش متناسبی نشان نداده است؛ سکوتی که می‌تواند نخستین شکاف میان تصویر تبلیغاتی این پیمان و واقعیت میدانی آن باشد.

این نخستین بار نیست که ریاض به‌دنبال ایجاد چنین چتری برای امنیت خود است. عربستان و پاکستان در شهریور سال گذشته نیز پیمان دفاعی مشابهی امضا کردند، اما در برابر تحولات بعدی، از حملات به پایگاه‌های آمریکایی در خاک عربستان گرفته تا ضربات مقاومت و سپس محاصره دریایی اعلام‌شده از سوی یمن، آن توافق نتوانست به واکنشی تعیین‌کننده منجر شود. اکنون نسخه بزرگ‌تر همان پیمان با ورود ترکیه باید نشان دهد که آیا چیزی بیش از یک اتحاد سیاسی و نمادین است یا خیر.


بیشتر بخوانید: پیمان مکه؛ ائتلاف ناقصی که امنیت را با پول می‌خرد


یمن، نقطه ضعف ائتلاف

مشکل اصلی ائتلاف مکه این است که با دشمنی روبه‌رو شده که قواعد کلاسیک جنگ را به‌خوبی دور زده است. یمن برای اعمال فشار بر طرف مقابل نیازمند اشغال خاک یا بمباران پایتخت آن نیست؛ کنترل و تهدید خطوط کشتی‌رانی در دریای سرخ و باب‌المندب به‌تنهایی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی ایجاد کند.

این همان جایی است که شعارهای نظامی ائتلاف با واقعیت برخورد می‌کند. پاکستان و ترکیه اگر بخواهند برای دفاع از عربستان وارد جنگ مستقیم با یمن شوند، با یک میدان عملیاتی پیچیده روبه‌رو خواهند بود؛ میدانی که یمنی‌ها پیش از این توانسته‌اند در فاصله صدها کیلومتری، قدرت‌های نظامی بزرگ‌تر را نیز تحت فشار قرار دهند.

اعزام ناو به منطقه نیز به‌طور حتم راه‌حل نیست. یمن نشان داده که در نبرد دریایی تنها به قواعد سنتی جنگ متکی نیست و می‌تواند هزینه حضور نظامی طرف مقابل را افزایش دهد. از سوی دیگر، انتقال نیرو از طریق خاک عربستان یا مناطق تحت نفوذ این کشور در جنوب یمن نیز برای آنکارا و اسلام‌آباد هزینه‌های جدیدی ایجاد خواهد کرد.

ائتلاف مکه جا زد!

ترکیه و پاکستان؛ متحدان عربستان یا گروگان امنیت ریاض؟

توافق مکه بیش از آنکه پاسخ به نیازهای امنیتی ترکیه و پاکستان باشد، نشانه‌ای از نگرانی عمیق عربستان درباره آینده امنیت خود است.

پاکستان دهه‌هاست روابط نظامی نزدیکی با ریاض دارد و حتی از دهه ۱۹۷۰ حضور نظامی در خاک عربستان داشته است؛ اما این رابطه هیچ‌گاه به معنای ورود مستقیم اسلام‌آباد به جنگ‌های عربستان نبوده است.

ترکیه نیز شرایط متفاوتی دارد. این کشور عضو ناتو، قدرتی منطقه‌ای و دارای منافع گسترده در سوریه، عراق، مدیترانه و قفقاز است. بنابراین نمی‌توان آنکارا را تنها به‌عنوان نیروی کمکی ریاض در برابر یمن تصور کرد. ترکیه خود با مجموعه‌ای از رقابت‌های منطقه‌ای روبه‌رو است و ورود به جنگی فرسایشی با صنعا می‌تواند جبهه‌های جدیدی برای این کشور ایجاد کند.

از همین‌رو، سخنان هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره شباهت توافق مکه با ماده ۵ ناتو نیازمند تأمل است. ماده ۵ ناتو پشتوانه‌ای همچون قدرت نظامی آمریکا دارد، اما توافق مکه بدون قدرتی با چنین ابعاد و جایگاهی است. پاکستان ممکن است توان هسته‌ای داشته باشد، اما تبدیل این توان به «چتر هسته‌ای» برای عربستان یا ترکیه موضوعی به‌طور کامل متفاوت است.

بنابراین تشبیه توافق مکه به ناتو بیشتر از آنکه بیانگر قدرت باشد، تلاش برای تولید تصویر قدرت است.

توافقی با پوشش اسلامی

انتخاب مکه برای امضای توافق نیز اتفاقی نیست. امضای چنین پیمانی در این شهر، به توافق ظاهری اسلامی می‌دهد و به اسلام‌آباد و آنکارا امکان می‌دهد حضور خود در یک پیمان امنیتی تحت رهبری عربستان را با ادبیات هم‌بستگی اسلامی توضیح دهند.

اما همین نقطه می‌تواند به پاشنه آشیل توافق تبدیل شود. اگر هدف اصلی این اتحاد، مقابله با مقاومت یمن و مهار محور مقاومت باشد، استفاده از عنوان‌های اسلامی نمی‌تواند ماهیت ژئوپلیتیکی آن را پنهان کند.

یمن نیز از همین زاویه وارد میدان شده است؛ صنعا خود را نه در جایگاه بازیگری نیابتی، بلکه به‌عنوان بازیگری مستقل معرفی می‌کند که توانسته معادلات امنیتی دریای سرخ و جنوب عربستان را تحت تأثیر قرار دهد.

ائتلاف علیه یمن؛ یا ائتلاف برای نجات عربستان؟

تناقض بزرگ توافق مکه اینجاست: اگر سه کشور عضو واقعاً یکدیگر را تضمین‌کننده امنیت خود می‌دانند، چرا از اساس عربستان بیش از دو سال برای تشکیل چنین ائتلافی مذاکره کرده است؟

واقعیت این است که ترکیه و پاکستان بیش از آنکه به دفاع دیگران از خود نیاز داشته باشند، در جایگاه کشورهایی قرار دارند که ریاض امیدوار است از ظرفیت آن‌ها برای جبران خلأهای امنیتی خود استفاده کند.

این توافق بیش از هر چیز نشانه بی‌اعتمادی عربستان به چتر امنیتی آمریکا نیز اس؛ کشوری که سال‌ها مسئول اصلی امنیت سعودی معرفی می‌شد، اما ریاض اکنون به‌دنبال ساختن ترتیبی موازی است تا در صورت تغییر محاسبات واشنگتن، کامل تنها نماند.

اما ساختن ائتلاف روی کاغذ یک چیز است و جنگیدن چیز دیگر.

ائتلاف مکه جا زد!

یمن؛ بازیگری که معادله را به‌ هم‌ زده است

یمن امروز دیگر یمن پیش از جنگ نیست. صنعا طی سال‌های گذشته توانسته است با اتکا به جغرافیا، تجربه جنگی و توسعه توان موشکی و پهپادی، هزینه‌های امنیتی قابل توجهی به دشمنان خود تحمیل کند.

به همین دلیل، اگر ائتلاف مکه تصمیم بگیرد از یک پیمان سیاسی به یک اتحاد نظامی واقعی تبدیل شود، نخستین پرسش این خواهد بود که اعضای آن تا کجا حاضرند برای عربستان هزینه دهند؟

آیا پاکستان حاضر است به خاطر ریاض وارد جنگی شود که می‌تواند پای کابل را نیز به معادله باز کند؟

آیا ترکیه حاضر است برای عربستان جبهه‌ای تازه در دریای سرخ ایجاد کند، در حالی که از مدیترانه تا سوریه و قفقاز با رقبای متعددی روبه‌رو است؟

و مهم‌تر از همه، آیا این سه کشور آماده‌اند با بازیگری روبه‌رو شوند که نشان داده می‌تواند بدون ورود به جنگ کلاسیک، هزینه‌های سنگینی به اقتصاد و امنیت رقبای خود تحمیل کند؟

هرمز، باب‌المندب و پایان عصر ائتلاف‌های نمایشی

تحولات اخیر منطقه نشان داده است که موازنه قدرت دیگر تنها با تعداد جنگنده‌ها، ناوها و پایگاه‌ها سنجیده نمی‌شود. جغرافیا، موشک، پهپاد، جنگ نامتقارن و توانایی ایجاد اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی می‌تواند قدرت‌های بزرگ را نیز محتاط کند.

در چنین شرایطی، توافق مکه اگر قرار باشد تنها یک نمایش اتحاد علیه مقاومت باشد، احتمال دارد پیش از آنکه تهدیدی برای یمن ایجاد کند، ضعف‌های درونی خود را آشکار خواهد کرد.

یمن تاکنون نشان داده که برای تغییر محاسبات رقبای خود نیازی به لشکرکشی ندارد. کافی است هزینه امنیتی و اقتصادی را افزایش دهد تا طرف مقابل مجبور شود پیش از هر اقدام، ده‌ها سناریو را محاسبه کند.

به همین دلیل، حمله اخیر به آرامکو را باید بیش از یک حمله به یک تأسیسات نفتی دید؛ این رخداد نخستین سؤال واقعی را پیش روی ائتلاف مکه گذاشته است: آیا این پیمان برای جنگ ساخته شده یا تنها برای نمایش قدرت؟

پاسخ این پرسش را نه در سالن‌های تشریفاتی مکه، بلکه در دریای سرخ، باب‌المندب و جبهه‌های اطراف عربستان باید جست‌وجو کرد.

اگر ائتلاف مکه خود را «ناتو» می‌داند، اکنون زمان شعار نیست؛ زمان آزمون است و در نخستین آزمون، این یمن است که بدون برخورداری از ارتش‌های کلاسیک بزرگ، سه کشور را وادار کرده پیش از هر واکنش، هزینه‌های جنگ را محاسبه کنند.

شاید مهم‌ترین واقعیت همین باشد: ائتلاف مکه برای محاصره یمن شکل گرفت، اما ممکن است خودِ محاصره‌شدگان، اعضای ائتلاف باشند

کد مطلب 994939

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.