به گزارش خبرگزاری ایمنا، آب در کلانشهرها به یکی از مهمترین مسائل مدیریت شهری تبدیل شده است. افزایش دما، تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی و افت منابع آب زیرزمینی، شهرها را با واقعیتی روبهرو کرده است که ادامه الگوی سنتی مصرف آب را دشوار میکند.
در این میان، یکی از مصارف مهم آب در شهرها، آبیاری فضای سبز است؛ فضایی که خود برای کاهش دمای محیط، کنترل آلودگی هوا، افزایش کیفیت زندگی و مقابله با آثار تغییرات اقلیمی ضروری است، بنابراین مدیریت شهری با یک دوگانه جدی روبهرو است؛ از یک سو باید فضای سبز را حفظ و توسعه دهد و از سوی دیگر نمیتواند برای آبیاری آن، منابع محدود آب شرب را مصرف کند.
راه خروج از این دوگانه، حرکت به سمت بازچرخانی آب و استفاده از پساب تصفیهشده است.
پساب؛ منبعی که نباید دور ریخته شود
هر روز حجم قابل توجهی آب در منازل، مراکز تجاری، اداری و سایر فعالیتهای شهری مصرف و سپس به فاضلاب تبدیل میشود. اگر این فاضلاب بدون تصفیه مناسب رها شود، نهتنها یک منبع آب از چرخه مصرف خارج شده، بلکه میتواند به یک تهدید زیستمحیطی تبدیل شود.
تصفیهخانه میتواند این معادله را تغییر دهد؛ پساب پس از طی فرایندهای لازم، به آبی تبدیل میشود که برای برخی مصارف غیرشرب، از جمله آبیاری فضای سبز، قابل استفاده است.
در واقع، تصفیهخانهها حلقهای میان مصرف آب و بازگشت آن به چرخه شهری ایجاد میکنند؛ حلقهای که اهمیت آن در شرایط تنش آبی روزبهروز بیشتر میشود.
تجربه تهران؛ حرکت به سمت آب پایدار
برنامه توسعه استفاده از پساب برای آبیاری فضای سبز در تهران نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. بر اساس اعلام رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، مدیریت شهری با اجرای طرحهای مختلف انتقال پساب تصفیهشده به مناطق مختلف شهر، بهدنبال ایجاد یک منبع پایدار برای آبیاری فضای سبز است.
تصفیهخانه اکباتان یکی از نمونههای این طرحهاست که در حال حاضر سالانه حدود ۳ میلیون مترمکعب پساب تولید میکند. بخشی از این ظرفیت برای آبیاری فضای سبز مناطق ۵ و ۹ در نظر گرفته شده و برای انتقال آن نیز شبکههای مورد نیاز در حال اجراست.
تصفیهخانههای دیگر نیز در این برنامه قرار گرفتهاند. تصفیهخانه صاحبقرانیه با ظرفیت فعلی حدود ۸۰۰ هزار مترمکعب پساب در سال، تصفیهخانه زرگنده با ظرفیت حدود ۱.۸ میلیون مترمکعب و تصفیهخانه فیروزبهـرام با ظرفیت حدود ۱۱.۴ میلیون مترمکعب در سال از جمله طرحهایی هستند که برای تأمین آب مورد نیاز فضای سبز مناطق مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
در بخش دیگری از این برنامه، خط انتقال پساب تصفیهخانه جنوب با ظرفیت ۱۶.۵ میلیون مترمکعب در سال نیز برای تأمین آب مورد نیاز مناطق ۱۵ و ۲۰ در نظر گرفته شده است.

چرا خط انتقال به اندازه تصفیهخانه اهمیت دارد؟
ساخت تصفیهخانه بهتنهایی پایان کار نیست. ممکن است شهری پساب تصفیهشده تولید کند، اما اگر شبکه انتقال، مخازن و ایستگاههای پمپاژ وجود نداشته باشد، این آب نمیتواند به فضای سبز برسد.
به همین دلیل، پروژههای انتقال پساب بخش جداییناپذیر از سیاست بازچرخانی آب شهری هستند. در نمونههای تهران نیز اجرای هزاران متر خط انتقال، احداث مخازن و ایستگاههای پمپاژ در کنار تصفیهخانهها در حال انجام است تا پساب تولیدشده به مصرف برسد.
این نکته یک پیام مهم برای مدیریت شهری دارد: بازچرخانی آب یک پروژه منفرد نیست؛ یک زنجیره کامل از تصفیه، انتقال، ذخیرهسازی و مصرف است.
حفظ درختان با آب غیرشرب
فضای سبز شهری یکی از نخستین بخشهایی است که در دورههای خشکسالی تحت فشار قرار میگیرد. اگر منابع آب کافی برای آبیاری وجود نداشته باشد، حتی سرمایهگذاریهای انجامشده برای توسعه فضای سبز نیز در معرض خطر قرار میگیرد.
کاشت صدها هزار درخت بدون پیشبینی منبع آب پایدار، نمیتواند بهتنهایی ضامن توسعه فضای سبز باشد. درخت برای ادامه حیات به آب نیاز دارد و مدیریت شهری باید پیش از توسعه فضای سبز، مسئله تأمین آب آن را حل کند.
استفاده از پساب تصفیهشده میتواند این چرخه را پایدارتر کند؛ یعنی به جای آنکه برای آبیاری درختان از آب باکیفیت شرب یا منابع زیرزمینی استفاده شود، آبی که پیشتر مصرف شده است، پس از تصفیه دوباره وارد چرخه شهری شود.
۵۰ میلیون مترمکعب پساب برای فضای سبز
یکی از برنامههای مهم اعلامشده، ساخت سه تصفیهخانه چیتگر، لویزان و سرخهحصار است. بر اساس اعلام شورای شهر، با احداث این سه تصفیهخانه بیش از ۵۰ میلیون مترمکعب پساب برای فضای سبز اختصاص پیدا خواهد کرد.
این عدد تنها یک ظرفیت فنی نیست؛ در صورت اجرای کامل شبکه انتقال و مصرف، میتواند به معنای کاهش وابستگی فضای سبز به منابع آب متعارف باشد.
اهمیت چنین پروژههایی زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم فضای سبز کلانشهرها در شرایطی به آب نیاز دارد که شهرها همزمان با افزایش دما و تشدید تنش آبی روبهرو هستند.
تصفیهخانه؛ تنها یک پروژه فاضلابی نیست
نگاه سنتی به تصفیهخانه، آن را تنها تأسیساتی برای تصفیه فاضلاب میداند؛ اما در شهرهای آینده، تصفیهخانه باید بخشی از زیرساخت امنیت آبی شهر تلقی شود.
تصفیهخانه میتواند همزمان چند مسئله را هدف قرار دهد: کاهش آلودگی منابع آب، جلوگیری از هدررفت پساب، تأمین آب غیرشرب، کاهش برداشت از منابع زیرزمینی و ایجاد امکان توسعه پایدار فضای سبز؛ به همین دلیل، توسعه تصفیهخانهها را باید بخشی از سیاست جامع مدیریت آب شهری دانست، نه پروژهای مجزا از برنامههای توسعه شهری.
از «مصرف آب» به «چرخه آب»
کلانشهرهای آینده نمیتوانند تنها بهدنبال منابع جدید آب باشند؛ بلکه باید میزان استفاده مجدد از منابع موجود را افزایش دهند.
این تغییر نگاه یعنی آب پس از یک بار مصرف، الزاماً پایان چرخه خود را طی نکرده است. فاضلاب شهری میتواند پس از تصفیه، دوباره به بخشی از چرخه اقتصادی و زیستمحیطی شهر بازگردد.
در چنین الگویی، تصفیهخانهها دیگر تأسیسات حاشیهای شهر نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت اصلی شهر برای سازگاری با کمآبی و تغییرات اقلیمی محسوب میشوند.
کلانشهرهای تشنه برای حفظ فضای سبز خود به آب بیشتری نیاز ندارند؛ به مدیریت هوشمندانهتر همان آبی نیاز دارند که پیش از این مصرف کردهاند. تصفیهخانهها میتوانند نقطه آغاز این تغییر باشند؛ تغییری از شهری که آب را مصرف میکند به شهری که آب را دوباره به چرخه بازمیگرداند.
نظر شما